• چهارشنبه / ۹ آذر ۱۳۹۰ / ۰۹:۴۰
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد مطلب: 9009-05705

سرگذشت مردم بم در رمان «ظلمات» محمدعلي علومي

سرگذشت مردم بم در رمان «ظلمات» محمدعلي علومي
رمان «ظلمات» نوشته‌ي محمدعلي علومي منتشر شد. به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين رمان از مجموعه‌ي « قصه‌ي نو» نشر افكار در 176 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قيمت 5000 تومان به چاپ رسيده است. علومي در تقديم‌نامه‌ي كتاب مي‌نويسد: در سحرگاه پنجم دي‌ماه هشتاد و دو‌، خونبارترين كاروان جهان از شهر بم گذشت و با خود تاريخي را برد. اين داستان كه سرگذشت همان مردم است، پيشكش مي‌شود به گذشتگان و فرزندان فرداي بم. در بخشي از اين رمان مي‌خوانيم: «- كو، كو، كو...؟ نشسته‌اي در بالاخانه‌ي خانه‌ي اربابي آعظيم و گوش به نواي نزديك و دورِ فاخته‌اي داري كه از جايي كه جايي نيست‌، جايي ناپيدا‌، از ميان انبوه ويرانه‌ها شايد‌، غم‌انگيز و انگار غم‌افزا‌، مدام مي‌خواند. آعظيم در سه كنج بالاخانه‌، چمباتمه زده است و – مي‌بيني – كه كز كرده در ميان پالتويي گشاد‌، كاسه‌اي را كج روي شعله‌ي ملايم چراغ گرفته است و دارد مايعي غليظ‌، تيل و سياه را كه پلق پلق مي‌جوشد، به هم مي‌زند و با خود مي‌مويد‌، مي‌مويد مدام كه – اي عزيزام هي،‌ هي بابام ‌اي‌، كجاييد... كو،‌ كو...؟» انتهاي پيام