به گزارش ایسنا، در ابتدای این نشست حسین بصیریان جهرمی ـ پژوهشگر علوم ارتباطات ـ با اشاره به زمینههای تاریخی، تمدنی، مذهبی و فرهنگی، از ناپسند بودن دروغ در فرهنگ ایران سخن گفت و با استناد به آخرین پیمایش ملی انجامشده در زمینه سواد رسانهای تصریح کرد: ما باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که میانگین سواد رسانهای مردم ایران در آخرین پیمایش مرکز تحقیقات، زیر ۱۰ از ۲۰ است؛ یعنی ما به راحتی در معرض خبر جعلی و مهمتر از آن، در معرض باور آن هستیم.
او ادامه داد: این حقیقت نشان میدهد مردم ما از ابزارهای شناسایی اخبار جعلی برخوردار نیستند و میبایست روی سواد رسانهای و مجازی آنها کار شود که این رسالت سازمانهای رسانهای و فرهنگی از جمله پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات است. اگر ما نتوانیم مردم را در مقابل اخبار جعلی واکسینه کنیم، هر لحظه امکان دارد بدن ما به مثابه یک جامعه برخوردار از اندیشه، خرد و تأمل، دچار نقصان شود. اتفاق دیگری که در سالهای اخیر افتاده، این است که فضای مجازی در سرانه استفاده روزانه مردم ایران از رسانههای رسمی پیشی گرفته است و ۶۰ درصد مردم گفتهاند از فضای مجازی اخبار را دنبال میکنند.
بصیریان جهرمی با اشاره به مفاهیم مرتبط با اخبار جعلی، از گزارش مجمع جهانی داووس در این خصوص یاد کرد و افزود: مفاهیم سهگانهای در ارتباط با اخبار جعلی وجود دارند. mis-informationها اطلاعات نادرست و گمراهکننده ولی غیرعمدی هستند. Dis-informationها دروغ، عمدی و نادرست هستند اما mal-informationها اطلاعات واقعی ولی آسیبرسان و غرضورزانه هستند. مطابق گزارش مجمع جهانی داووس در سال ۲۰۲۴، mis-informationها و Dis-informationها، بهعنوان دو ریسک عمده برای بشر در دهه حاضر هستند که بشر باید برای آن اندیشه کند. بنابراین این موضوع از جهت اهمیت، در کنار تحولات اقلیمی، کمبود منابع طبیعی و ناترازیهای انرژی قرار میگیرد که برای بشر ایجاد مزاحمت میکند.
این پژوهشگر علوم ارتباطات به نمونههایی از اخبار جعلی از سوی رسانههای همسو و بیگانه در جنگ ۱۲روزه اشاره کرد.
بصیریان جهرمی در اشاره به چگونگی کنترل و تشخیص اخبار جعلی به مواردی چون در نظر گرفتن منبع پیام، کنترل منابع پشتیبان، خواندن فرامتن، چککردن نام نویسنده و پدیدآور، تاریخ انتشار خبر، شوخی یا جدیبودن آن، استعلام خبر به زبان اصلی آن و چککردن تعصبات و سوگیریهای احتمالی اشاره کرد و در پایان با اشاره به قابلیت هوش مصنوعی برای تشخیص خبر جعلی، به برخی وبسایتهای مقابلهکننده با اخبار جعلی اشاره کرد که opensecrets.org، poynter.org، factcheck.org و snopes.com از جمله آنها بود.
ارتباطات و رسانه؛ همزاد جنگها
در ادامه یوسف خجیر ـ عضو هیاتعلمی دانشگاه بینالمللی سوره ـ از اهمیت رسانه در مواقع بحران و جنگ سخن گفت و اظهار کرد: ما وارد مقولهای به نام جنگ شدیم؛ اتفاقی که از سحرگاه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شروع شد. در طول تاریخ همواره ارتباطات و رسانه همزاد جنگ بوده است؛ یعنی در هر دوره نوعی جنگ روانی در کنار جنگ سخت وجود داشته که ما آن را در جنگهای دوره باستان، تمدن اسلامی، دفاع مقدس و غیره میبینیم.
او افزود: در این میان اتفاق ویژهای در اواخر قرن بیستم افتاد که در آن جایگاه رسانه در جنگ مشخص شد و آن جنگ کویت بود که رسانه بهصورت خیلی مستقیم در جنگ اثر گذاشت. در این جنگ شبکه خبری CNN با اعلام اینکه «بغداد سقوط کرد» با وجود فاصله ۱۶۹ کیلومتری کویت با آن، موجب اثر روانی بر نیروهای نظامی بغداد و سقوط آن شد. در همین دوره جنگ ۱۲ روزه هم، جنگ رسانهای که با ایران اتفاق افتاد، خیلی متفاوتتر از جنگی بود که با حماس و غزه رخ داد. ویژگی بارز این جنگ از روز اول، همراهشدن جنگ شناختی با جنگ سخت بود. چون اسرائیل میدانست با قدرتی مواجه است که با حماس فرق دارد. اسرائیل خود را در مواجهه با حماس، قدرت برتر و مسلم میدانست ولی در مقابل ایران نه و از همان ابتدا سعی کرد تلفیقی از جنگ سخت و شناختی را پیش ببرد.
خجیر با تاکید بر اینکه جنگی که با ایران اتفاق افتاد، جنگ هیبریدی بود، اظهار کرد: جنگ رسانهای در کنار جنگ سخت رخ داد تا روی افکار عمومی و شناخت مردم تأثیر بگذارد. در این جنگ هیبریدی هدف این بود که مشروعیت نظام زیر سوال برود که مرحله به مرحله با اهداف مقطعی طراحی و پیش رفت. در مرحله اول که ایران غافلگیر شد، به دنبال زیرسوال بردن اعتبار نظامی ایران بود، اما بعد از چند روز که ایران توانست پاسخهای نظامی خود را به اسرائیل شروع کند، از هدف «اعتبارزدایی» به هدف «اعتمادزدایی» از مردم رسید. بعد از این مرحله به مرحله «قداستزدایی» از رهبر و رئیسجمهور و در مراحل پایانی به «ناامیدسازی» و «ناکارآمدسازی» رسیدند. اسرائیل و رسانههای خارجی در این ۱۲روز متناسب با این رویکردها پیش رفتند.
طراحی نردبان فکری در جنگ شناختی
او با بیان اینکه در جنگ شناختی یک نردبان فکری طراحی میشود، ادامه داد: در جنگ شناختی ابتدا ایده طراحی میشود و سپس، جلب توجه، درک، پذیرش و خلق رفتار صورت میگیرد. آنچه که در این جنگ مشهود است، ابزارهای فناوری جدید و تکنیک پروپاگانداسازی است. اخبار جعلی در هر بحرانی بروز مییابد؛ اصلاً خبر جعلی، زادهی بحران است. از اواخر قرن ۱۹ کل فلاسفه اجتماعی همواره بحثی به نام «حقیقت» داشتهاند و دغدغه همیشگی آنها بوده است. اما از زمان خاصی معنای این حقیقت تغییر کرد.
خجیر با اشاره به اینکه از زمان ورود شبکههای اجتماعی، حقیقت چندمعنایی شد، توضیح داد: شبکههای اجتماعی ما را وارد دنیایی کردند که مَجاز، جعلیات و دروغها وارد حقیقت شدند و مجازِ بَزَک شده ارائه کردند. امروز تمام نسل Z،X و آلفا درگیر رسانههای جدید و حقیقتهای وارونه هستند. به عبارت دیگر ما در عصر همهمه مجازی هستیم؛ در این شرایط کسی میتواند تفوق داشته باشد که هدایت مجازی داشته باشد. شبکههای اجتماعی این توانایی را داشتند که فضای نخبگانی را تحتتأثیر قرار دهند و سلبریتیسازی را رقم بزنند. بنابراین صحبت از اخبار جعلی در چنین فضا و کانتکسی اتفاق میافتد.
عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی سوره در بخش دیگر سخنان خود با صحبت از نحوه عملکرد اخبار جعلی در دستکاری ذهنی مخاطب، از تغییر چارچوب ذهنی مخاطبان در جنگ ۱۲روزه سخن گفت و اظهار کرد: در اخبار جعلی تلفیق راست و دروغ با هدف تخریب و صدمهزدن، ارائه اخبار نادرست از سوی منبع معتبر و ارائه اطلاعات درست به نیت ضربه به گروه (اطلاعات مضر)، اتفاق میافتد تا چارچوب ذهنی مخاطب را تغییر دهد که همه این اتفاقات را در جنگ ۱۲روزه دیدیم. هدف رژیم صهیونیستی و رسانههای مرتبط با آن، ایجاد تنش رسانهای، جنبش اجتماعی، ایجاد دوفضایی، ایجاد تشکیک و تشویش و اضطراب عمومی بود.
بنابر اعلام روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات او در پایان، با بیان اینکه اخبار جعلی میتواند پیامدهایی چون کاهش اعتماد نهادی، کاهش امید و باور، سلبریتیسازی و تخریب رابطه مردم و مسئولان داشته باشد، از ضرورت مقابله با اخبار جعلی از جمله در شبکههای اجتماعی سخن گفت که بررسی حساب کاربری، تحلیل محتوا و شناخت الگوریتم، استفاده از روشهای دادهکاوی و خبرشناسی در سوادرسانهای از جمله آنها بود.
انتهای پیام
نظرات