• یکشنبه / ۹ شهریور ۱۴۰۴ / ۰۱:۳۵
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 1404060905034
  • خبرنگار : 71573

کشتی با غزل!

کشتی با غزل!

یک سال از درگذشت محمدعلی بهمنی گذشت؛ شاعری که می‌گفت «من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم».

به گزارش ایسنا، نهم شهریورماه ۱۴۰۳ محمدعلی بهمنی بعد از سکته مغزی و بستری شدن چندباره در بیمارستان، رخت از دنیا بربست؛ شاعری که اسم و رسمی داشت و اگر شعری مسقیم از او نخوانده باشید، یقینا ترانه‌هایی را که سروده اوست شنیده‌اید.

او درباره تولد و شروع شاعری‌اش گفته بود: «در فروردین سال ۱۳۲۱، در سفری که خانواده‌ام به دزفول داشتند، به دنیا آمدم؛ دو ماه به زمان تولدم فرصت باقی بود، اما برادرم در دزفول بیمار می‌شود، خانواده هم از این فرصت استفاده می‌کنند تا به عیادتش بروند. این است که در قطار متولد شدم و در شناسنامه‌ام درج شد «متولد اندیمشک»، چون دایی من در ثبت احوال آن منطقه بود، شناسنامه‌ام را همان زمان می‌گیرد. البته زیاد آنجا نبودم، همان زمان ۱۰ روز یا یک ماه را در آنجا سپری کردیم، در اصل تهرانی هستیم، پدرم برای ده ونک و مادرم برای اوین است. با این حال، به شکل‌هایی مختلف در جاهای زیادی مثل تهران، شهرری، کرج و ... زیسته‌ام و از سال ۱۳۵۳ به بندرعباس رفته‌ام.

در خانواده‌ام، مادر و برادر بزرگم با شعر آشنایی داشتند؛ برادرم شاهنامه می‌خواند و مادرم حافظ‌خوانی می‌کرد؛ به طوری که در خانواده شعر گوش کردن، مخصوصا زمانی که برادرم شاهنامه‌خوانی می‌کرد، یک اجبار بود.

وقتی هشت‌سالم بود، با فریدون مشیری، شاعر عزیزم، آشنا شدم. در همان زمان این شاعر بزرگوار تشخیص داد که من می‌توانم شعر بگویم، از لحظه‌ای که مشیری این جمله را به من گفت تا به امروز، در حال شعر سرودن هستم. اولین شعرم را در ۹سالگی سرودم که در مجله‌ «روشنفکر» آن زمان منتشر شد.  اولین شعرم را برای مادر گفتم. اولین ترانه خود را در ۱۳ سالگی سرودم من این شعری را که برای مادر سرودم آنقدر به دنبال واژه‌ها می‌گشتم که این واژه‌ها شایستگی مادرم را داشته باشند. من این شعر را در هشت‌سالگی گفتم ولی اگر هفتاد سال هم داشتم باز هم آن را می‌گفتم.

در سال ۱۳۵۰ اولین مجموعه‌ اشعارم با عنوان «باغ لال» از سوی انتشارات بامداد منتشر شد که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. مسلما برای هر کس انتشار اولین اثرش می‌تواند یا راه‌گشا باشد و یا او را به بن‌بست برساند. خوشبختانه انتشار مجموعه‌ شعر «باغ لال» توانست برای من راه‌گشا باشد. بعد از آن در سال ۵۱ مجموعه‌ی شعر «در بی‌وزنی» را منتشر کردم. سپس در سال ۱۳۵۵ مجموعه‌ی شعر «عامیانه‌ها» از من چاپ شد. در فاصله انتشار این دو مجموعه، مجموعه‌ای برای کودکان به نام‌های «گیسو»، «کلاه» و «کفتر» منتشر کردم. سال ۱۳۶۹ نیز مجموعه‌ «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود» و سپس مجموعه‌های «شاعر شنیدنی است»، «این واژه خانه‌های نسوزی دارد» و «چتر برای چه؟ خیال که خیس نمی‌شود» از من منتشر شد. در فاصله‌ انتشار این مجموعه‌ها هم گزینه‌هایی از من منتشر شد. همچنین آلبوم‌هایی از شعرهایم با صدای خودم و صدای خوب پرویز پرستویی به بازار آمد.»

بهمنی درباره‌ تأثیرپذیری‌اش از شاعران هم‌عصر و قبل از خودش، گفته بود: «الفبای شعر را از فریدون مشیری عزیزم آموختم؛ اما طبیعی است که وقتی کسی وارد این گستره می‌شود، با نگاه‌ها و منظره‌های دیگری نیز آشنا می‌شود که هم از آن‌ها تأثیر می‌گیرد و هم بر آن‌ها تأثیر می‌گذارد. به طور کلی، بعد از مشیری، من از تمام ظرفیت‌های شعری، بویژه نیما، بهره برده‌ام که می‌توان گفت پس از نیما، همه‌ شاعران به نوعی مدیون او هستند.»

بهمنی شعر را به طنابی تشبیه می‌کرد که یک سرش به دست قدما و سر دیگرش به دست آیندگان است و می‌گفت: «ما در وضعیتی زندگی می‌کنیم که در میانه ریسمان قرار داریم. در این کشاکش گذشته می‌خواهد شعر را برای خودش کند و ریسمان را به سوی خودش می‌کشد؛ آینده هم همین کار را انجام می‌دهد. برخی گمان می‌کنند ریسمان شعر در حال پاره شدن است، اما در واقع قرن‌هاست ریسمان در حال کشیده شدن است و پاره نشده و نمی‌شود.»

در این زمینه بیشتر بخوانید:

جسمم همه غزل و روحم همه نیمایی است

این شاعر غزل‌سرا درباره‌ علاقه و رویکردش به سرودن غزل اظهار کرده بود: «غزل را همیشه مانند پهلوانی می‌دیده‌ام که همواره به من افتخار این را می‌دهد که با او کشتی بگیرم. این مهم نیست که‌ من‌ حریف این پهلوان نمی‌شوم؛ مهم این است‌ که این پهلوان قدر به من اجازه می‌دهد با او کشتی بگیرم. غزل این انرژی را به من می‌دهد و هنوز هم همان وضعیت و فرصت را در وجود خودم برای غزل گفتن حس می‌کنم.»

محمدعلی بهمنی علاوه بر غزل، ترانه‌های ماندگاری خلق کرد و توانست نام خود را در ذهن بسیاری از علاقه‌مندان موسیقی و ادبیات تثبیت کند؛ ترانه‌هایی مانند «بهار بهار» با صدا و آهنگسازی تورج شعبانخانی که بعد از انقلاب ناصر عبداللهی  آن را بازخوانی کرد. قطعه‌ به یادماندنی دیگر او «رودخونه‌ها»  است که آهنگساز آن صادق نوجوکی است و تنظیم آن به عهده ناصر چشم‌آذر بوده است. محمدعلی بهمنی در گفت‌وگویی درباره سرودن این قطعه گفته بود: «ماجرا از این قرار است که در رودخانه‌ای در یکی از روستاهای بندرعباس، تابلویی قرار داشته که بازگوکننده داستان غرق‌شدن یک عاشق و معشوق بوده است. گویا امواج رودخانه ابتدا یکی از آن‌ها را پایین کشیده و سپس دیگری برای کمک به او رفته و در نهایت هر دو جان می‌بازند. این ماجرا دستمایه برای خلق ترانه «رودخونه‌ها» شد.»

یکی دیگر از معروف‌ترین ترانه‌های او، «مثل روزای بارونی» با صدای ناصر عبداللهی بود. از دیگر همکاری‌های او با عبداللهی هم ترانه «هوای حوا» بود.

 غزل‌ «خرچنگ‌های مردابی»  با مطلع «در این زمانه بی‌هیاهوی لال‌پرست/خوشا به‌ حال کلاغان قیل‌وقال‌پرست» بهمنی از قطعه‌های بسیار معروف است که با صدای حبیب آن را شنیده‌ایم. همچنین غزل‌های دیگری از بهمنی با عنوان «نامهربونی»  و «ماه من» با صدای عبداللهی از قطعه‌های موسیقی معروف هستند: «در دیگران می‌جویی‌ام، اما بدان ای دوست/ این‌سان نمی‌یابی ز من، حتی نشان ای دوست» و «از خانه بیرون می‌روم اما کجا امشب؟/شاید تو می‌خواهی مرا در کوچه‌ها امشب». قطعه «چه آتش‌ها» با آهنگسازی علی قمصری و با صدای همایون شجریان هم از قطعه‌های معروف است. «تو را گم می‌کنم هر روز و پیدا می‌کنم هر شب/ بدین‌سان خواب‌ها را با تو زیبا می‌کنم هر شب».

 این شاعر در عرصه‌ مدیریت هم وارد شد.  پس از درگذشت مشفق کاشانی در اسفندماه ۱۳۹۳ رئیس شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد و در شهریورماه ۱۳۹۷ از این سمت کناره‌گیری کرد. 

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha