• شنبه / ۱۳ دی ۱۴۰۴ / ۱۲:۴۷
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 1404101307908
  • خبرنگار : 71573

جلال‌الدین همایی که بود؟

جلال‌الدین همایی که بود؟

جلال‌الدین همایی در مکتب‌خانه درس خواند و سنگین‌ترین برنامه‌هایش درس پدرش بود زیرا پدر در تعلیم و تربیت سخنگیر بود. او بعدها در دانشکده ادبیات به دانشجویان دکتری صناعات ادبی آموزش می‌داد. همایی به طور اتفاقی مقبره صائب تبریزی را پیدا کرد و در بازسازی آرامگاه فردوسی نقش داشت.

 به گزارش ایسنا،  سیزدهم دی‌ماه زادروز جلال‌ همایی است، ادیب، نویسنده محقق و استاد دانشگاه که در شاعری سنا تخلص می‌کرد. او  به تاریخ ۲۹ تیرماه ۱۳۵۹ درگذشت و در تکیه لسان‌الارض تخت فولاد به خاک سپرده شد.  پدرش ابوالقاسم محمدنصیر متخلص به «طرب» فرزند همای شیرازی اصفهانی و از ادیبان و شاعران و خوشنویسان ایرانی بود.

او درباره تاریخ تولد و نامش می‌گوید: «ولادت من حوالی سحرگاه شب چهارشنبه غره رمضان سال ۱۳۱۷ ق. مطابق ۳ دی‌ماه (جدی) ۱۲۷۸ شمسی و سوم ژانویه ۱۹۰۰ میلادی در محله پاقلعه (از محلات جنوب شرقی اصفهان) در خانه موروثی پدر اتفاق افتاد.

 نام اصلی که پدر بر بنده نهاده و در پشت کلام‌الله مجید ثبت کرده جلال‌الدین است و نام خانوادگی همایی. اما به‌قاعده معمول فارسی که در اسامی از قبیل جلال‌الدین و کمال‌الدین و ضیاءالدین، مضافٌ‌الیه را حذف می‌کنند و جلال و کمال و ضیاء می‌گویند، مضاف الیه آن حذف شده و در شناسنامه هم به‌صورت «جلال» آمده است. در مقالات و تألیفات نیز هر دو صورت را به کار برده‌ام.»

 همایی درباره دوران تحصیل خود گفته است: «در آن روزگار معمول بود که کودکان را از چهار پنج‌سالگی به درس‌ومشق وا می‌داشتند. من نیز از چهارسالگی در نزد پدر و مادر خود به درس‌ومشق می‌نشستم. درسی را که پدر به من می‌داد، مادر تکرار می‌کرد و در یادگرفتن آن مرا کمک می‌داد به‌طوری‌که تا خواندن قرآن و ادعیه مأثوره و گلستان و غزلیات حافظ مادرم در درس به من کمک کرده است.»

 او در زندگی‌نامه خودنوشت خود با بیان اینکه دقیقه‌ای از وقتش به غیر از تحصیل صرف کار دیگر نمی‌شده و همزمان با مدرسه نزد پدرش شاهنامه و کلیات سعدی و منتخب قاآنی و غزلیات محمدخان دشتی را شب‌ها درس می‌خوانده است، عنوان کرده که سنگین‌ترین برنامه‌هایش، درس پدرش بوده زیرا در تعلیم و تربیت سختگیر و دیرگذشت بوده است؛ «چه بسا شب‌ها بعد از فراغت از درس پدر همین که از اتاق خارج می‌شدم، در ایوان منزل به سبب خستگی و بی‌خوابی از پله مقابل اتاق به زمین می‌افتادم و مادر از اتاق مجاور بیرون می‌آمد و مرا به بستر می‌برد.»

او در محضر استادانی چون آیت‌الله‌العظمی سید محمدباقر دُرچه‌ای، شیخ علی یزدی، سیدمحمدکاظم کروندی اصفهانی، آخوند ملا عبدالکریم گزی، حاج میرمحمدصادق خاتون‌آبادی، شیخ اسدالله قمشه‌ای، ملا عبدالجواد آدینه‌ای، شیخ محمدحکیم، حاج میزرا علی‌آقا واعظ پرهیزکار و میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت احمدآبادی تلمذ کرده و به گفته خودش از سال ۱۳۲۸ ق. در مدرسه نیماورد دارای حجره‌ای شده بود که این تا سال ۱۳۴۸ ق. ادامه یافته بود؛ «در این سال در اثر قانون تغییر لباس و عوامل دیگر حوزه‌های طلبگی به‌هم خورد و طلاب تارومار شدند و مدرسه‌ها خالی از سکنه ماند چندان که حجرات بعضی از مدارس مهم را ادراه فرهنگ و اوقاف اصفهان برای انبار کالا به کسبه اجاره داد. من نیز به اجبار حجره مدرسه را تخلیه کردم و این در شهریور ۱۳۰۸ ش و ۱۳۴۸ ق بود.»

 او  پس از اتمام تحصیلات قدیم به تدریس در مدرسه نیمارود اصفهان پرداخت، هرچند گفته بود «تدریس در دوره متوسطه بیشتر برای تهیه کمک معاش بود هرچند تأثیری نداشت.» همایی در سال ۱۳۰۸ ش وارد خدمت رسمی معارف با حقوق ماهی هشتادتومان می‌شود در حالی که با همان لباس روحانیت بوده زیرا آن را خدمتی موقت تلقی می‌کرده است.

  او درباره تغییر لباس خود نیز می‌گوید: «مطابق قانون رسمی آن زمان به سبب داشتن جواز مدرسی و اجازه اجتهاد معاف بودم و کسی هم انصافاً معترض من نمی‌شد. ولیکن اوضاع را در تهران و آذربایجان طوری دیدم که خود به اختیار تغییر لباس دادم.»

چندی بعد همایی برای تدریس فلسفه و ادبیات به تبریز می‌رود و همزمان کتاب تاریخ ادبیات خود را می‌نویسد. در سال ۱۳۱۰ به تهران منتقل شد و به تدریس در دبیرستان‌های دارالفنون و شرف پرداخت. در این دوره شاگردانی چون ذبیح‌الله صفا، حسین خطیبی و علی‌اکبر شهابی را می‌پروراند. در سال ۱۳۱۹ به تدریس در کلاس ششم ادبی که زیر نظر دانش‌سرای عالی آن وقت بوده و مختص شاگردان اوّل و دوم دانش‌سرای مقدماتی کل کشور می‌شده، منصوب می‌شود.

  او سپس راهی دانشگاه تهران می‌شود. درباره تدرس در دانشگاه تهران نیز می‌گوید: «در سال ۱۳۱۹ ش. علاوه بر دبیرستان درس کلاس مخصوص ادبی دانشسرای عالی نیز به من محول شد که برزخ بین دبیرستان و دانشکده بود. بعد از آن چندی معلم کلاس روزنامه‌نگاری بودم که در دانشکده حقوق سابق در یکی از کوچه‌های لاله‌زار بود. کم‌کم از دبیرستان به دانشکده منتقل شدم.

  دروس من در دبیرستان عبارت بود از متون فارسی و تاریخ ادبیات و صناعات ادبی و عروض و مصطلحات علوم. مدتی هم جزوه‌ای از فلسفه و کلام تدریس می‌کردم.

  تدریس من در دانشکده حقوق چندین سال فقه سال سوم قضایی بود و من از این بابت حق‌الزحمه‌ای نمی‌گرفتم و محض خدمت به علم و دین بود. هرچند ده‌ دوازده سال زحمت بسیار کشیدم اما خشنودم که وضع فقه آن دانشکده را که پیش از آن چندان مناسب نبود اصلاح کردم و شاگرد و استاد هردو متوجه شدند که فقه اسلامی یکی از ارکان عمده قضایی و حقوقی است.

 در دانشکده ادبیات در دوره لیسانس و دوره دکتری صناعات ادبی تدریس می‌کردم. در سال ۱۳۴۵ با تقاضای خودم بازنشسته شدم. و سپس به عنوان استاد ممتاز برگزیده شدم و بدین ترتیب در درس من وقفه‌ای حاصل نشد و پس از تقاعد هم همچنان به کار تدریس ادامه دادم.»

همایی مقبره صائب تبریزی را خیلی اتفاقی پیدا کرده بود؛  در کتاب «یکصد و یک نکته در گردشگری اصفهان» به نقل از استاد جلال‌الدین همایی نوشته شده است: «در مهرماه ۱۳۰۱ شمسی (سال ۱۳۴۰ قمری) من در مزارات اصفهان مشغول جست‌وجو و تحقیق بودم، با نشانی‌های تاریخی بدین محل برخورد نمودم. 

در آن هنگام هیچ اثری از مزار و سنگ آرامگاه در باغ دیده نمی‌شد. به کمک باغبان در گوشه‌ای به حفاری پرداختم و سنگ مزار شاعر بزرگ را از زیر توده‌های خاک بیرون آوردم. بعد از آن، کم‌کم اهل ادب از محل آرامگاه صائب آگاهی یافتند.» او در دهه ۴۰ نیز در جریان بازسازی آرامگاه فردوسی نقش داشت.

از همایی تعدادی مقاله در مجلات مختلف طبع شده است که فهرست آنها در فهرست مقالات فارسی آمده است. «رسالۀ شعوبیه» (در مجلۀ مهر)، «دستور زبان فارسی» (در مجلۀ فرهنگستان) و «اصفهان» (در مجلۀ ایرانشناسی) از مهم‌ترین آنهاست.

«تاریخ ادبیات ایران»، «غزالی‌نامه»، «فنون بلاغت و صناعات ادبی»، «مولوی‌نامه»، «دیوان سنا» (مجموعه‌ اشعار)، «مجمع‌الفصحاء»، «تصوف در اسلام»، همچنین تصحیح «نصیحت‌الملوک غزالی» و تصحیح «مصباح‌الهدایت»، از آثار برجای‌مانده از جلال‌الدین همایی هستند.

ولی مهم‌تر از آنها رساله‌های مفصل کتاب‌مانند است که در مقدمۀ مجموعه‌ها و کتاب‌ها طبع شده است. مانند: «احوال شعرای اصفهان»، مقدمۀ دیوان غمگین، «احوال خواندمیر و میرخواند»، مقدمۀ حبیب السیر، «احوال مولوی»، مقدمۀ دیوان شمس، «احوال سروش اصفهانی»، مقدمۀ دیوان سروش، مقام حافظ، طبلۀ عطار و نسیم گلستان و «مولوی چه می‌گوید؟». تألیف مهم  او  تاریخ اصفهان است. 

این مطلب با استفاده از کتاب «محرم اسرار: گزینه مقالات ادبی و فرهنگی» جلال‌الدین همایی که در نشر مروارید منتشر شده، نوشته شده است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha