به گزارش ایسنا، محسن پاکیاری؛ معاون عملیات لشکر ۱۹ فجر شیراز در دوران دفاع مقدس در کتاب تاریخ شفاهی خود، به بیان عملکرد این لشکر در جریان عملیات کربلای ۵ و همچنین پیامدهای آن در سطح بینالمللی و سرنوشت جنگ اشارهکرده که به مناسبت ایام برگزاری این عملیات غرورآفرین منتشر میشود:
بر اساس برنامه قرارگاه خاتم (ص)، قرار شد ۱۵ روز بعد از عملیات کربلای ۴، در همان منطقه عملیاتی، عملیات جدیدی انجام شود.
این بار هم مقرر شد لشکر ۱۹ در شلمچه خطشکن باشد و یگانهای دیگر از آن عبور کنند و عملیات را ادامه بدهند و به سمت بصره و اهدافی که در عملیات کربلای ۴ موفق به تصرف آنها نشده بودیم، پیش بروند.
از همان لحظه، عزممان برای آمادهسازی نیروها برای شرکت در عملیات جزم شد. دوباره مشغول کار شدیم. این بار برای اینکه دشمن حساس نشود و عملیات لو نرود همهچیز را بهشدت کنترل کردیم.
بعد از عملیات کربلای ۴، صدام حسین جشن پیروزی گرفت و در کنارش، تبلیغات وسیع و گستردهای درباره شکست ایران در این عملیات به راه افتاد.
ارتش بعثی عدهای از نیروها و افسرهایش را به مرخصی فرستاد. گمان میکردند که ما بعد از شکستمان میرویم و حداقل تا شش ماه دیگر، خبری در جبههها نخواهد بود. گمان نمیکردند که ۱۵ روز بعد بخواهیم عملیاتی انجام بدهیم. وقتی عملیات کربلای ۵ شروع شد، عراق کاملاً غافلگیر شد.
اطلاعات عملیات لشکر ۱۹ فجر در جریان شناساییهای عملیات کربلای ۴، اطلاعات زیادی از منطقه عملیاتی به دست آورده بود که در اختیار فرماندهان و نیروهای اطلاعاتی لشکرهای عملکننده در منطقه شلمچه و پنجضلعی در کربلای ۵ قرار داد.
اطلاعاتی درباره سنگرهای دشمن، میادین مین، کانالها، آبگرفتگیها، مناطق باتلاقی، مواضع دفاعی، نحوه استقرار نیروهای دشمن و وضعیت جادهها.
پزشکان و نیروهای بهداری هم نزدیک خط آمدند و بیمارستان صحرایی راه انداختند. در حد توانشان، امکانات را هم با خودشان آوردند تا سختترین جراحیها را در همان منطقه عملیاتی انجام بدهند.
در این وضعیت، عملیات کربلای ۵ در شب ۱۹ دی سال ۶۵ شروع شد. ما با سه گردان که هرکدام صد و پنجاه غواص داشت، به خط دشمن زدیم. بعد از آنها، بلافاصله سه گردان قایقسوار به خط زدند.
نیروهای لشکر ۱۹ پنجضلعیها را فتح کردند و وارد نخلستان آنطرف کانالهای دفاعی دشمن شدند. نیروها از موانع سختی مثل کانال ماهی، پنجضلعیها و مواضع بسیار بلند نونی شکل با بلندی چهار تا شش متر رد شدند. بعدازاینکه خط را شکستیم، نیروهای لشکرهای دیگر آمدند و از ما عبور کردند.
بعدازاینکه نیروها از ما گذشتند، مأموریت دیگری به لشکر ۱۹ داده شد. آقا رحیم پشت بیسیم آمد و گفت: شما با یک گردان، خاکریز نونی شکلی را که باقیمانده، تصرف کنید. لشکر ۱۹ هم به خط زد و این سنگر را گرفت و وارد جزیره بوارین شد.
من و نبی رودکی (فرمانده لشکر ۱۹) با جمعآوری اطلاعات از اوضاع خط، وارد جزیره شدیم. در جزیره بوارین، یکخانه خشت و گلی بود که از آنجا به شکل رگباری، به نیروهای ما تیراندازی میشد.
عدهای از نیروهای ما در آنجا شهید یا مجروح شدند. یک آر.پی.جی از بچهها گرفتم و خانه را سر کسانی که در آن سنگر گرفته بودند، خراب کردم.
عملیات کربلای ۵ در سطح بینالمللی خیلی بازتاب داشت؛ بهخصوص که ۱۵ روز بعد از شکست ما در کربلای ۴ بود.
آمریکا و شوروی و کشورهای غربی استحکامات قوی در منطقه ساخته بودند. ساخت پنجضلعیها، نونی شکلها و دژها و همینطور آب انداختن در منطقه، همه اینها، طرحهای خارجیها برای ارتش بعث بود و اصلاً فکر نمیکردند که نیروهای سپاه بتوانند این موانع را بشکنند؛ و شلمچه را تسخیر کنند.
این پیروزی بعد از عملیات والفجر ۸ موجب شد که زمینههای قطعنامه ۵۹۸ فراهم شود و در آن قطعنامه، تا حدی به خواستههای ما توجه شد. آنها دیدند که سپاه توانایی دارد که در ۱۵ روز، از یک عملیات شکستخورده یک عملیات موفق بسازد.
قطعنامه ۵۹۸ دستاورد سیاسی پیروزی در این عملیات بود. صدام هم از سر عصبانیت، مرحله دیگری از جنگ شهرها را راه انداخت و در ۴۲ روز، ۶۶ شهر ما را بمباران و موشکباران کرد.
در این عملیات حسین خرازی (فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین)، اسماعیل دقایقی (فرمانده لشکر بدر) و حجتالاسلام میثمی (نماینده امام در قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا) به شهادت رسیدند.
منبع:
تاریخ شفاهی دفاع مقدس؛ روایت محسن پاکیاری، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه، تهران ۱۴۰۱، صص ۱۴۷، ۱۴۸، ۱۴۹
انتهای پیام


نظرات