به گزارش ایسنا، حامد وفایی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در رشته توئیتی در شبکه ایکس نوشت:
قطعا جمع بندی چین از تحولات پیچیده جاری در منطقه و تحلیل پکن از تحرکات آمریکا علیه ایران از عوامل مهم و تعیین کننده مراحل بعدی این سناریو خواهد بود. در اولین ساعات اتصال به اینترنت، متنی در منابع_چینی خواندم که بخش هایی از آن در پی می آید.
طبعا جملات پیش رو تبیین گر جامع نگاه چینی به تحولات جاری منطقه نبوده و عدم اقدام نظامی آمریکا علیه ایران نیز از آن منتج نمی شود اما این محتوا به جهت نمایش نگاه_چینی به گوشه ای از پشت پرده وقایع جاری و احتمال شکل گیری سویه های جدید امنیتی نسبت به ایران در ذهن چینی حائز اهمیت است.
۱. درست زمانی که رسانههای جهانی از نزدیک خلیج_فارس را زیر نظر دارند و کشورها تلاشهای دیپلماتیک شان را آغاز کرده و حتی پیشبینی نقاط مورد هدف موشکها در دستور کار همه قرار می گیرد، ترامپ ناگهان دکمه توقف تحولات را می فشارد. تمام گلولهها در خشاب، ماشه اما چکانده نمی شود.
۲. او عمداً «بازی توقف عملیات در دقیقه نود» را بزرگ جلوه داده و خود را به عنوان یک فرمانده خویشتندار و منطقی با قدرت تصمیمگیری مطلق به تصویر می کشد، گویی ماشین جنگی پنتاگون تحت فرمان اوست. این عملکرد چنان متقاعدکننده است که بسیاری گفتند او نگران واکنش موشکی ایران است.
۳. با این حال، نگاهی دقیقتر، نقایص این داستان را آشکار میکند. دولت ترامپ در حال حاضر درگیر جنجالهای داخلی است. خشم عمومی فوران کرده و شهروندان آمریکایی از «گشتاپو»ی ترامپ سخن می گویند و در این برهه حساس است که اغراق در بحران ایران توجهات داخلی را از این رسوایی منحرف می سازد
۴. در واقع آنچه از سوی آمریکا تهدید ایران نامیده میشود، صرفاً بهانهای برای پنهان کردن تقصیرهاست. اما در این میان نگرانکنندهتر آنکه ایران هرگز هدف نهایی ترامپ نبوده؛ این داستان صرفاً یک مهره است. محاسبه واقعی آمریکا در بازی اقتصاد_جهانی نهفته که هسته اصلی آن مهار_چین است.
۵. چین بزرگترین خریدار نفت ایران و مهمترین شریک_استراتژیک اش است. ایران همچنین گلوگاهی کلیدی در ابتکار_پهنه_و_راه چین است. تحریمهای جامع علیه صادرات انرژی ایران با هدف قطع کانالهای تأمین انرژی چین، تهدید شرکتهای چینی و نهایتا حمله ای غیرمستقیم به طراحی ژئواکونومیک چین.
۶. ماجرای اخیر ضد ایران یک اقدام جداگانه از مجموعه این تحولات نیست، بلکه تلاشی است هماهنگ با جنگ_تجاری و فناوری ضد چین با هدف نهایی اختلال در سیستم اقتصاد بینالمللی موجود که پکن عمیقاً در آن درگیر است؛ این روند را می توان تلاشی برای وادار کردن چین به سازش با آمریکا توصیف کرد.
۷. سیاستهای مخاطرهآمیز ترامپ بسیار زیرکانه است. او از تهدیدهای نظامی برای جلب توجه جهانیان به خلیج_فارس استفاده میکند، در حالی که بیسروصدا دستور کار استراتژیک خود را در پشت صحنه پیش میبرد. او بازدارندگی نظامی آمریکا را در برابر متحدان خاورمیانه ای اش تکرار میکند.
۸. «کشورهایی» مانند اسرائیل و عربستان را به خود وابستهتر میکند، او همچنین بر کشورهای اروپایی، ژاپن و هند فشار میآورد، میزان پایبندی آنها را میسنجد و آنها را مجبور میکند بین چین و ایالات متحده یکی را انتخاب کنند.
۹. تعلیق اقدام نظامی ضد ایران یک عقبنشینی نیست، بلکه تغییری تاکتیکی به سمت محاصره اقتصادی کمهزینهتر و پایدارتر و انزوای دیپلماتیک تهران است. هدف دستیابی به مهار باندمدت با حداقل هزینه است، در حالی که همچنان شمشیر_داموکلس (تهدید نظامی) را بالای سر ایران نگه می دارد.
۱۰. تبلیغات رسانه ای گسترده درباره بحران جاری ایران را نباید بحث بر سر یک درگیری نظامی ناگهانی دانست، این یک فریب استراتژیک است که دولت ترامپ طی چندین سال برساخته؛ بنبست نظامی در خاورمیانه، در واقع یک بازی جامع اثرگذار بر زنجیرههای_تأمین_جهانی ، امنیت انرژی و قوانین تجارت است.
۱۱. ترامپ از ایران به عنوان اهرمی برای ایجاد اختلاف بین دشمنانش استفاده میکند و همزمان متحدان واشنگتن را تحت فشار جدی قرار میدهد و از رهگذر این سیاست چندلایه ضمن مهار_چین به تدریج نظم بینالمللی جدیدی را با محوریت هژمونی_آمریکایی به پیش میبرد.





انتهای پیام


نظرات