• چهارشنبه / ۶ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۱:۳۰
  • دسته‌بندی: سینما و تئاتر
  • کد خبر: 1404120603486
  • خبرنگار : 71091

نوشتار دلپاک برای نظام‌الدین کیایی

هنرمندی که «صدا فروشی نمی‌کرد»

هنرمندی که «صدا فروشی نمی‌کرد»

«نظام‌الدین کیایی یک وطن‌پرست واقعی بود، کسی که باور داشت روحِ یک ملت در صدایش جاری است؛ و با عشقی خاموش اما عمیق، گوش سپرد به تپشِ این خاک، به نفسِ کوچه‌ها، به لرزشِ واژه‌ها… و با وسواس و تعهدی کم‌نظیر، صدای میهنش را آن‌گونه که بود ـ بی‌تحریف، بی‌اغراق ـ برای همیشه حفظ و ضبط کرد.»

در پی درگذشت نظام الدین کیایی صدابردار پیشکسوت سینمای ایران، محمد رضا دلپاک طراح صدای سینمای ایران، متنی را منتشر کرد.
متن کامل یادداشت محمد رضا دلپاک که با تیتر «صدابرداری که صدا فروشی نمی‌کرد» در اختیار ایسنا قرار گرفته به شرح زیر است: 
«نظام‌الدین کیایی برای همیشه سکوت کرد. اما صداهای او همچنان زنده‌اند؛ صداهایی که با عشق، با دانش و با قلبش ضبط شده‌اند، همچون امضای روح او روی هر فرکانس، هر خش‌خش، هر نفس و هر سکوت. 
صدای او جاریست، در گوش مخاطب، در حافظه سینما، در تمام فضایی که حضورش آن را روشن کرده است، در هر فیلم، در هر لحظه‌ای که سکوت از شدت زیبایی می‌لرزد.
او سال‌ها در کنار سینماگرانی چون داریوش مهرجویی، سهراب شهید ثالث، ساموئل خاچیکیان، امیر نادری، محسن مخملباف، کامبوزیا پرتوی، جعفر پناهی، خسرو سینایی ، رخشان بنی‌اعتماد، پوران درخشنده، رضا درمیشیان، ابراهیم فروزش، ابوالحسن داودی ، ابوالفضل جلیلی، علیرضا رئیسیان و دیگران، میراث صوتی سینمای ایران را شکل داد. 
هر اثر با حضور او جان گرفت و هر سکوت و هر نفس، قصه‌ای از دقت، عشق و حساسیت او روایت می‌کرد.
کیایی پیش از آن که صدابردار باشد، آرتیست و فیلم‌شناس بود. تحصیل سینما در آلمان و تجربه ساخت مستند و تلویزیون، دید او را فراتر از یک تکنسین ساده برد. با وجود کارگردانی چندین مستند، تمرکزش را روی صدابرداری گذاشت، اما هیچگاه از دید یک هنرمند و خالق مستقل فاصله نگرفت.
به جرأت می‌توان گفت نظام‌الدین کیایی از پیشگامان و اولین‌های صدابرداری سر صحنه در سینمای ایران است. 
با فیلم «دونده» امیر نادری، صدابرداری سر صحنه را به سینمای ایران آورد و با مهربانی و دقت، به بازیگران و کارگردانان کمک می‌کرد تا صدای درست و واقعی خود را پیدا کنند.
او به بازیگرانی که برای اولین بار دیالوگ می‌گفتند، راهنمایی می‌کرد تا لحن و بیان صحیح پیدا کنند و به کارگردانانی که از دوبله فاصله می‌گرفتند، کارکرد و توانایی‌های صدابرداری صحنه را می‌آموخت.
کیایی یک وطن‌پرست واقعی بود، کسی که باور داشت روحِ یک ملت در صدایش جاری است؛ و با عشقی خاموش اما عمیق، گوش سپرد به تپشِ این خاک، به نفسِ کوچه‌ها، به لرزشِ واژه‌ها… و با وسواس و تعهدی کم‌نظیر، صدای میهنش را آن‌گونه که بود ـ بی‌تحریف، بی‌اغراق ـ برای همیشه حفظ و ضبط کرد.
همواره فیلم‌هایی را انتخاب می‌کرد که دوست می‌داشت. نگاهش هیچگاه تجاری نبود؛ برای او اعتلای فرهنگ از هر سود و منفعتی مهم‌تر بود. ایدئولوژی او در جیبش نبود؛ در کارش بود، در قلب، در فرهنگ و در رفتارهایش. این را می‌توان از آثار ماندگارش دید؛ از تک‌تک صداهایی که با دقت و عشق ضبط کرده بود.
من این افتخار را داشتم که در فیلم‌های بسیاری از صدابرداری‌های او، طراحی صدا و صداگذاری کنم؛ همچون «آفساید»، «عصبانی نیستم!» ،«نارنجی‌پوش» ، «بغض» ، «مجبوریم» ، «چه خوبه که برگشتی»، «چهل سالگی» و…. 
همکاری‌های مشترک‌مان بسیار است اما دوستی‌ام با نظام کیایی به دوران دستیاری‌ام برمی‌گردد، زمان فیلم «آب، باد، خاک» یا حتی قبل‌ترش، زمانی که صدای فیلم‌ها را به شکل آنالوگ ضبط می ‌کرد و به استودیو می‌آورد و با هم گوش می‌کردیم. از همان زمان، «هنر لبخند» را از او یاد گرفتم؛ لبخندی که همواره با خودش داشت و فضای استودیو را روشن می‌کرد، حتی در تاریک‌ترین روزهای آنالوگ.
در دوران آنالوگ، نظام همه چیز را هنگام ضبط‌ صدا توضیح می‌داد. کدهای جالبی می‌داد که صداگذار را به وجد می‌آورد؛ مثلاً می‌گفت: «صدای بازیگر پیراهن آبی.» این کدها حین ضبط و صداگذاری، همیشه به کمک ما می‌آمدند و تجربه کار را به سطحی فراتر از تکنیک می‌رساندند، تجربه‌ای که حس، حضور و زندگی را در صدا جاری می‌کرد.
صدایی که او ضبط می‌کرد همیشه شفاف، گرم و زنده بود؛ صدایی که روح و حضور خودش را در آن جاری کرده بود. نظام «فرهنگ صدا» را عمیقاً می‌شناخت، تفاوت صدای جغرافیاهای مختلف را می‌دانست و می‌دانست هر منطقه، هر محیط، موقعیت صدای خاص خود را دارد. او اتمسفر بومی محیط را برای صداگذار ضبط می‌کرد و می‌دانست فرکانس‌ها چگونه حرف می‌زنند و چگونه حس واقعی را منتقل می‌کنند.
او همیشه متریالی درجه یک برای صداگذار آماده می‌کرد، همراه با دفترچه‌ای پر از اطلاعات دقیق و نکات جالب صدا. جنس صدایی که ضبط می‌کرد، یکدست و با کیفیت بود؛ این یکدستی در صدابرداری اهمیت بی‌نهایت داشت. نظام به خوبی سر صحنه جنس، پرسپکتیو و تداوم صدا را رعایت می‌کرد و فرکانس سالم را ضبط می‌کرد و دستیارانش را با آموزش و تجربه خود روشن می‌ساخت.

نظام انسانی شوخ‌طبع، مردم‌دار و پر از شور زندگی بود. لبخندش حتی در بیمارستان و بخش مراقبت‌های ویژه، در آخرین دیدارمان، بر لبانش جاری بود و گواهی بر عشق و احترام او به زندگی و انسان‌ها و شور او برای زندگی بود.
کیایی در کنار هنرش، پیشرو در امور صنفی نیز بود و از موسسان اصلی انجمن صدای خانه سینما. نظام میراثی از فرهنگ، آموزش و عشق به صدا برای نسل‌های بعد باقی گذاشت. صدای او نه تنها کیفیت و دقت داشت، بلکه تاریخ شفاهی سینما، روح زندگی و حس انسانی او را با خود داشت.
نظام‌الدین کیایی پدر صدابرداری سر صحنه ایران بود؛ کسی که صدایش، خنده‌اش و نگاه عاشقانه‌اش به صدا، برای همیشه در قلب سینمای ایران باقی خواهد ماند. 
کاش می‌شد، به قول دخترش: پدر از خواب بلند شو و دوباره ما را بخندان که عزاداریم…»

در این زمینه بخوانید:

نظام‌الدین کیایی درگذشت

مرد خندان سینمای ایران آرام گرفت

برای «عمو نظام» و صدای سکوتش

انتهای پیام 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha