به گزارش ایسنا، مرتضی سرهنگی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات جنگ در گفتوگویی با روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره جایگاه ادبیات مقاومت و اینکه آیا ادبیات مقاومت ادامه یک سنت کهن است یا فصل تازهای از روایتگری، اظهار کرد: ادبیات مقاومت که ادبیات جنگ بخش مهمی از آن را تشکیل میدهد در همه دنیا و میان همه ملتهایی که تجربه جنگ داشتهاند، جایگاه ویژهای دارد. علت این اهمیت روشن است. ادبیات جنگ قیمت تمامشده جنگ را برای نسلهای بعدی نشان میدهد. وقتی این قیمت دیده و درک میشود تازه میتوان فهمید دفاع از کشور، مرزهای جغرافیایی و هویت ملی چه هزینهای داشته است. بدون این آگاهی، دفاع به مفهومی انتزاعی و شعاری تبدیل میشود که پیوندی با تجربه تاریخی یک ملت ندارد.
او خاطرنشان کرد: ادبیات مقاومت، ادبیات امید است. ملت ما در برابر هجوم ارتش بیگانه مقاومت کرد و این کار اصلاً آسان نبود. سربازی که وارد یک وطن میشود و خاک پوتینش را روی آسفالت خیابانها میگذارد، معمولاً بهراحتی آن سرزمین را ترک نمیکند. تاریخ جهان مملو از نمونههایی است که اشغالگران سالها و حتی دههها در یک کشور باقی ماندهاند. اما ما توانستیم این سربازان را از کشور بیرون کنیم. همین «توانستن» است که امید میسازد؛ امیدی که ریشه در واقعیت دارد، نه در اغراق یا خیالپردازی.
سرهنگی یادآور شد: جغرافیای ایران حدود چهاربرابر جغرافیای عراق است. صدام با کشوری وارد جنگ شد که هفت برابر بزرگتر از کشور خودش بود. این نسبتها صرفاً عدد نیستند؛ پشت آنها پیچیدگیهای گسترده نظامی، اجتماعی و انسانی قرار دارد. ما در این جنگ از ۱۵ کشور مختلف، از جمله تونس، مصر، کویت و کشورهای دیگر اسیر گرفتیم. من شخصاً با برخی از این اسرا گفتوگو کردهام. این گفتوگوها نشان میدهد که جنگ در درگیری دو کشور یا دو ارتش خلاصه نمیشود و تقابل روایتها، منافع و نگاهها را نیز باید بخش مهمی از آن به شمار آورد. ادبیات این امکان را فراهم میکند که این پیچیدگیها به زبان انسانی و قابلفهم منتقل شود.
او درباره اینکه نوع نگاه ملتها به جنگ چه تاثیری روی ادبیات مقاومت دارد مثلا نگاه خاص ما ایرانیان در حفاظت از مرزهای میهن چه نسبتی با ادبیات مقاومت پیدا کرده است، توضیح داد: بعد از جنگ جهانی دوم کسی منتظر مورخان رسمی نماند. نویسندگان خودشان دست به قلم شدند و نوشتند. کشور آلمان صاحب ادبیات ضدجنگ شد. این کشور اساسا ادبیات مقاومت ندارد، چرا که کسی از جنگ هیتلر دفاع نمیکند؛ اما در روسیه وضعیت متفاوت است. آنها با ادبیات جنگ زندگی کردهاند و همچنان زندگی میکنند و حتی اتحادیه نویسندگان جنگ دارند. این تفاوتها نشان میدهد که نوع نگاه به جنگ، نوع ادبیاتی را که شکل میگیرد تعیین میکند. برای من این تجربهها یک درس است. اینکه دفاع از کشور فقط در میدان نبرد اتفاق نمیافتد و در حافظه فرهنگی و مکتوب نیز ادامه دارد. ملتی که از سرزمین خود دفاع نکند، ملت زندهای نیست.
انتهای پیام

