جلیل گلشن، چهره ماندگار میراث فرهنگی، رئیس اسبق پژوهشگاه میراث فرهنگی و مدیرکل باستانشناسی سازمان وقت میراث فرهنگی و عضو کنونی شورای راهبردی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، که در بحبحه جنگ هشت ساله عراق و ایران (۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶) مدیریت موزه ایران باستان را به عهده داشت، با آن پیشینه و تجربه، درباره ضرورتها و تدابیر اضطراری برای حفاظت از آثار تاریخی و تمدنی در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به ایسنا گفت: آثار تاریخی که ما در اختیار داریم، بهطور کلی به دو دسته تقسیم میشوند؛ آثار منقول و آثار غیرمنقول. در زمان جنگ، در مورد آثار غیرمنقول عملاً کار چندانی نمیتوان انجام داد؛ زیرا این آثار قابل جابهجایی نیستند. تنها اقدامی که در این زمینه میتواند مؤثر باشد، ایجاد و تقویت قوانین بازدارنده بینالمللی است تا کشورها از صدمه زدن و تخریب آثار غیرمنقول بهطور کلی منع شوند.
این باستانشناس اضافه کرد: در رابطه با آثار منقول اما، طبیعتاً شرایط متفاوت است. آثاری که در اختیار داریم و در داخل موزهها نگهداری میشوند باید در مراکز امن قرار بگیرند و زمانی که احساس خطر به وجود میآید، این آثار به آن اماکن امن منتقل شوند. همانطور که در زمان جنگ عراق علیه ایران، مخازن امنی در برخی از شهرهای ایران ساخته شد. اما متأسفانه روند ساخت این مخازن امن ادامه پیدا نکرد تا به شرایطی رسیدیم که جنگ دوازدهروزه رخ داد و اکنون نیز که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شده است، در برخی از مناطق اساساً مراکز امنی وجود ندارد تا آثار به آنجا منتقل شوند.
گلشن تاکید کرد: بنابراین با توجه به اتفاقاتی که تا امروز رخ داده و اینکه بهطور کلی بعد از انقلاب، سه جنگ را تجربه کردهایم، ضروری است که کشور در این زمینه سیاستگذاری مشخصی انجام دهد و برای زمانهای بحرانی، اماکن امن استاندارد برای انتقال اشیای تاریخی ایجاد کند.
او در پاسخ به این پرسش که با توجه آسیبهایی که متوجه برخی آثار تاریخی ایران در جنگ حاضر شده است، کمک گرفتن از نهادهای بینالمللی چه تأثیری میتواند در نگهداری و حفظ آثار تاریخی داشته باشد، توضیح داد: کمک گرفتن از نهادهای بینالمللی میتواند بیشتر در حوزه کارشناسی و تجربی باشد؛ یعنی کشورهایی که در این زمینه تجربه دارند میتوانند از نظر تخصصی و فنی به ما کمک کنند، هرچند معمولاً کمک مالی چندانی در این موارد ارائه نمیشود. برای مثال کشور ژاپن به دلیل اینکه کشوری زلزلهخیز است، تجربههای ارزشمندی در زمینه حفاظت از آثار منقول دارد و میتواند از طریق ارائه نظرات کارشناسی به ما کمک کند تا مراکز امن استاندارد برای نگهداری آثار منقول از نظر شرایط محیطی و سایر الزامات فنی ایجاد کنیم.

این چهره ماندگار میراث فرهنگی درباره اینکه مردم در چنین شرایطی چه کمکی میتوانند انجام دهند، گفت: در مورد بناهای تاریخی، مردم عملاً کار زیادی نمیتوانند انجام دهند؛ زیرا وقتی بمباران صورت میگیرد یا موشک شلیک میشود، هیچکس نمیتواند از یک بنای غیرمنقول محافظت مؤثری انجام دهد. با این حال در برخی موارد خاص میتوان اقداماتی انجام داد. برای مثال در بعضی از بناهای تاریخی، آثار ارزشمندی مانند محرابهای گچبریشده در مساجد وجود دارد که از نظر هنری بسیار ارزشمند هستند. در چنین مواردی میتوان تا حدی از این آثار محافظت کرد، مثلاً با چیدن گونیهای شن در مقابل آنها تا اگر انفجاری رخ داد، فشار و آسیب به این موانع وارد شود و کمتر به خود اثر هنری صدمه برسد. در غیر این صورت کار دیگری از دست مردم برنمیآید، مگر آنکه قوانین بازدارنده بینالمللی بهگونهای تصویب و اجرا شوند که کشورها ملزم به رعایت آن باشند.
گلشن افزود: در رابطه با آثار منقول، دولت علاوهبر اینکه باید برای آثاری که در اختیار خود دارد مراکز امن ایجاد کند، باید شرایطی را فراهم کند تا اگر مردم نیز آثار ارزشمندی در اختیار دارند، بتوانند در زمان بحران آنها را به دولت تحویل دهند و پس از پایان بحران، اموال خود را دوباره از دولت تحویل بگیرند.
او در پاسخ به این پرسش که جنگ چه مخاطرات تاریخی و اجتماعی برای ایران و مردم به همراه دارد—بهویژه در شرایطی که بحثهایی مانند تجزیهطلبی، دوقطبیسازی جامعه یا حتی آزادسازی سرزمین توسط نیروهای خارجی مطرح میشود—و اینکه در چنین وضعیتی برای افزایش تابآوری اجتماعی چه باید کرد و مردم با توجه به تجربههای تاریخی چه رفتاری باید داشته باشند، اظهار کرد: واقعیت این است که ایران کشوری است که در طول تاریخ خود همواره دارای تنوع قومی بوده است؛ از بلوچ تا ترکمن، کرد، ترک، لر، و اقوام مختلف دیگری نیز در این سرزمین زندگی کردهاند. با این حال همه این گروهها بهعنوان یک ملت، در یک سرزمین و در کمال صلح، صفا و صمیمیت در کنار یکدیگر زندگی کردهاند.
گلشن اضافه کرد: در این شرایط، لازم است در سیاستگذاریهای کلان کشور که از سوی مراجع تصمیمگیر انجام میشود، شرایطی فراهم شود که همه اقوام و گروهها با یک نگاه برابر دیده شوند. اگر رابطه میان حکومت و مردم به گونهای برقرار شود که بر پایه انس، الفت، مهربانی و اعتماد متقابل باشد، جامعه میتواند در کنار یکدیگر با آرامش و صمیمیت زندگی کند. در چنین شرایطی تابآوری جامعه نیز تقویت میشود و همان انسجام اجتماعی که مورد نظر است، شکل میگیرد؛ انسجامی که در طول تاریخ ایران بارها تجربه شده و میتواند بار دیگر نیز تحقق پیدا کند. در این صورت، جامعه با اتکا به همین همبستگی میتواند در برابر دشمنان ایستادگی کند.
انتهای پیام


