محمد بهشتی شیرازی، چهره ماندگار میراث فرهنگی و رئیس اسبق سازمان میراث فرهنگی ایران، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری و عضو پیوسته فرهنگستان هنر در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که جنگ چه مخاطرات تاریخی و اجتماعی برای ایران و مردم به همراه دارد، بهویژه در شرایطی که بحثهایی مانند تجزیهطلبی، دوقطبیسازی جامعه یا حتی آزادسازی سرزمین توسط نیروهای خارجی مطرح میشود و اینکه در چنین وضعیتی برای افزایش تابآوری اجتماعی چه باید کرد و مردم با توجه به تجربههای تاریخی چه رفتاری باید داشته باشند، اظهار کرد: در چنین شرایطی مهمترین نکته حفظ انسجام و هوشیاری جامعه است. تجربههای تاریخی نشان داده است که در دورههای پس از جنگ، فشارهای سیاسی و اجتماعی میتواند به شکلهای مختلف بروز کند؛ از دوقطبیسازی جامعه گرفته تا طرح بحثهای تجزیهطلبانه. در این وضعیت، حفظ وحدت ملی و توجه به منافع بلندمدت کشور اهمیت زیادی دارد.
او اضافه کرد: از سوی دیگر، میراث فرهنگی و تاریخی یکی از مهمترین عناصر هویت ملی است. حفاظت از این میراث، صرفاً یک اقدام فرهنگی نیست، بلکه به نوعی دفاع از هویت و تاریخ کشور محسوب میشود. بنابراین، هم نهادهای رسمی و هم مردم باید در حد توان خود برای حفظ این میراث و جلوگیری از آسیب به آن تلاش کنند.
این پژوهشگر میراث فرهنگی گفت: یکی از لنگرهای مهم میراث فرهنگی همین مسئله است؛ واقعیت این است که در شرایط فعلی مراقبت از ایران از هر کار دیگری واجبتر است. هر چیزی که موجودیت ایران را بخواهد به مخاطره بیندازد باید در برابرش ایستادگی کرد. یکی از مصادیق آن هم همین بحث «تجزیهطلبی» است. تمامیت ارضی ایران یک پیکره واحد است و باید از آن مراقبت کرد.
بهشتی ادامه داد: نکته دیگری که وجود دارد این است که ایران اصولاً سرزمین «بیقراری» است؛ یعنی سرزمینی که در طول تاریخ خود بارها با حوادث و بحرانهای مختلف روبهرو شده است. اما ایرانیها به لحاظ فرهنگی توانایی این را داشتهاند که این بیقراریها را تدبیر کنند، به گونهای که در نهایت حاصل آن «قرار در دل بیقراری» باشد.
او با این تاکید که ما باید دوباره به اهلیت و تواناییهای فرهنگی خود رجوع کنیم، اظهار کرد: این توانایی در واقع در بطن فرهنگ ما، در ذات و ریشه ما وجود دارد. ایران بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. در طول تاریخ از این حوادث کم نداشتهایم و هر بار توانستهایم بر آنها فائق بیاییم. این هم یکی از همان حوادث است که بهطور طبیعی باید از آن عبور کرد.
این پژوهشگر میراث فرهنگی درباره ضرورت و اهمیت حفظ تمامیت ارضی ایران در شرایط موجود، اظهار کرد: به نظر من اساساً موضوع تجزیه در ایران خیلی جدی نیست و دلایل مختلفی برای این موضوع وجود دارد؛ یکی از دلایل این است که تنوع فرهنگی در ایران یک تنوع «اندامواره» است؛ یعنی اجزایی جدا از هم نیستند. مثل یک بدن که پیکرهای واحد دارد اما اندامهای مختلف در آن وجود دارد. در بزنگاههای مختلف هر کدام از این اندامها نقش خاص خود را ایفا میکنند. نکته دیگر این است که تنوع فرهنگی در ایران منشأ درونسرزمینی دارد. این وضعیت با کشورهایی مثل اروپا، آمریکا یا کانادا متفاوت است که تنوع فرهنگی در آنها عمدتاً ناشی از مهاجرت است. در ایران چنین نیست، برای مثال کردها در همین سرزمین شکل گرفتهاند، مازندرانیها در همین سرزمین مازندرانی شدهاند. بنابراین ریشه همه این فرهنگها در درون همین جغرافیا قرار دارد.
بهشتی افزود: نکته سوم اینکه تنوع فرهنگی در ایران اساساً همگراست. برای مثال اگر بخواهید از یک میوهفروش خرید کنید، آیا برایتان مهم است که او آذری است، کرد است یا اهل گلپایگان؟ در بسیاری از کشورهایی که تنوع فرهنگی دارند چنین حساسیتهایی وجود دارد. مثلاً ممکن است در شهری مانند اربیل (در عراق) اگر یک عرب اهل بصره مغازهای باز کند، کسی از او خرید نکند اما در ایران چنین وضعیتی وجود ندارد و این نشان میدهد که تنوع فرهنگی در ایران ماهیتی همگرا دارد. البته گاهی شیطنتهایی صورت میگیرد و دلایل مختلفی هم پشت آن وجود دارد، اما به نظر من زمینه تحقق جدی برای این موضوع چندان وجود ندارد. با این حال خوب است که جامعه ایران نسبت به این مسئله حساس باشد.
او گفت: در نهایت باید توجه داشت که ایران یک پیکره واحد است. اگر کسی صحبت از تجزیه آن کند، در واقع مانند این است که بخواهد عضوی از بدن را جدا کند. به همین دلیل چنین سخنی نشانه خیانت تلقی میشود، زیرا با تمامیت یک پیکره زنده و واحد سر و کار دارد.

بهشتی در ادامه این گفتوگو با توجه به مخاطراتی که حمله نظامی به ایران متوجه آثار تاریخی و تمدنی کشور شده است، درباره ضرورت حفاظت آثار تاریخی در شرایط جنگ، گفت: اولین چیزی که باید به آن توجه کرد کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمه مسلحانه است. موضوع این کنوانسیون، حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی در شرایط جنگ و در برابر تهدیدات نظامی است. این کنوانسیون باید فعال شود و ما نیز مبتنی بر آن باید در صحنههای بینالمللی، از جمله در یونسکو، اعتراض و پیگیری داشته باشیم.
او اضافه کرد: البته در این کنوانسیون تمهیداتی هم پیشبینی شده است، از جمله استفاده از نشان سپر آبی که باید بر بالای آثار تاریخی نصب شود. این کار نشانهای بینالمللی است که نشان میدهد آن مکان یک اثر فرهنگی است و نباید مورد حمله قرار بگیرد. خوشبختانه این اقدام در برخی نقاط آغاز شده است.
بهشتی افزود: از سوی دیگر، درباره آثار منقول نیز در شرایط جنگ معمولاً باید اشیا و آثار موجود در موزهها، در صورت امکان، به مخازن امن منتقل شوند. در ایران نیز این کار انجام شده است و آن دسته از آثاری که امکان انتقال نداشتند با بستهبندیها و تمهیدات خاصی محافظت شدهاند تا در برابر موج انفجار یا دیگر تهدیدات احتمالی آسیب کمتری ببینند. تا جایی که اطلاع دارم، تا حد زیادی اقداماتی که میشد انجام داد، صورت گرفته است.
این پژوهشگر معماری و میراث فرهنگی در ادامه گفت: پرسشی که مطرح میشود این است چرا کشورهایی که از حقوق بینالملل سخن میگویند، این قواعد را رعایت نمیکنند؟ تقریباً همه کشورها عضو این کنوانسیون هستند؛ یعنی از آن دسته کنوانسیونهایی نیست که برخی کشورها عضو باشند و برخی نباشند. معمولاً وقتی عملیات نظامی انجام میشود حتی از یونسکو هم سؤال میکنند که آیا نقشهای از آثار تاریخی وجود دارد یا نه. امروز بسیاری از آثار، بهویژه آثاری که در فهرست میراث جهانی ثبت شدهاند، در سایت یونسکو معرفی شدهاند. هر کسی مراجعه کند میتواند موقعیت، اهمیت و جایگاه آنها را ببیند. بنابراین موضوع پنهانی نیست و نمیتوان گفت که اطلاع نداشتیم. کشورها وظیفه دارند از این اطلاعات مطلع شوند و راههای دسترسی به این اطلاعات نیز کاملاً وجود دارد.
رئیس اسبق سازمان میراث فرهنگی درباره اینکه مردم در این شرایط چگونه میتوانند در حفاظت از آثار تاریخی کمک کنند؟ اظهار کرد: مردم پیش از هر چیز باید خودشان را حفظ کنند اما اگر تهدیداتی ناشی از ناامنی پیش آمد، مردم میتوانند نقش مهمی داشته باشند. در واقع این اتفاق حتی در زمان انقلاب هم افتاد. در روزهایی که کشور شرایط کاملاً باثباتی نداشت، این مردم بودند که از آثار تاریخی مراقبت کردند. برای مثال «موزه ملی» ایران تقریباً خسارت جدی ندید، چون مردم از آن مراقبت کردند یا «کاخ گلستان» هم در ایام انقلاب تقریباً بدون خسارت باقی ماند. اینها نشان میدهد اگر شرایطی پیش بیاید که در تأمین امنیت ضعفهایی ایجاد شود، مردم میتوانند فعالانه وارد شوند و از این میراث مراقبت کنند.
بهشتی گفت: در نهایت باید توجه داشت که این آثار، امانتی هستند که از گذشته به ما رسیدهاند و ما باید آنها را به نسلهای آینده بسپاریم. بنابراین هر کدام از ما سهم و نقشی در حفاظت از آنها داریم؛ حتی اگر امیدوار باشیم هیچگاه شرایطی پیش نیاید که مجبور به چنین مراقبتی شویم.
انتهای پیام

