به گزارش ایسنا، حجت الاسلام والمسلمین محمد مهدی ایمانی پور -رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی- در یادداشتی که به صورت اختصاصی در اختیار این خبرگزاری قرار داد، نوشت:
«جنگ تحمیلی اخیر (جنگ رمضان) مصداق عینی مقاومت قهرمانانه و تاریخی جمهوری اسلامی ایران در برابر استعمار فرانو محسوب می شود. صورتبندی این مسئله، نقش مهمی در درک ماهیت جنگ اخیر و نیت دشمنان آمریکایی و صهیونیستی در این اقدام دارد.
غرب در صدد بازسازی تمدن خود است. تمدنی که مملوء از استثمار، کشتار و بهرهکشی بوده و امروزه با ظاهری آراسته، در صدد بازیابی خود است. در مقابل، ظهور انقلاب اسلامی موجب گردیده که ایران قدرتمندانه در برابر این رویکرد یک جانبه گرایانهی آمریکا و متحدانش ایستاده است.
درسخنرانیها و کارزارهای انتخاباتی دونالد ترامپ رئیس جمهور منفور آمریکا، موضوع «بزرگ و قدرتمند کردند وباره آمریکا» یکی از محورهای اصلی بوده است. او در کارزار انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴ خود این گونه عنوان کرده بود: "ما آمریکا را دوباره قدرتمند خواهیم کرد. دوباره ثروتمند خواهیم کرد. دوباره سرافراز خواهیم کرد. دوباره امن خواهیم کرد و بله، با هم آمریکا را دوباره عظیم خواهیم کرد. "
در اراضی اشغالی نیز افرادی مانند اسموتریچ وزیر دارایی کابینه نتانیاهو از نقشهای جدید و اشغال کشورهای مختلف منطقه در راستای رسیدن به "اسرائیل بزرگ"سخن به میان آوردهاند. آنها در خیالشان دنبال سلطنت جهانی صهیونیسم هستند و از آن تحت عنوان نظم نوین جهانی یاد میکنند.
در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه غرب در طول سالها و دهههای اخیر در صدد بازتعریف و بازتولید مولفههای تمدنی خود و تحمیل آن به مثابه یک فرامتن و الگواره به ملتهای دنیا برآمده است. در مقابل، نقش کشورهایی که تلاش میکنند سیاست خارجی و مسیر توسعه خود را مستقل از اراده قدرتهای بزرگ تعریف کنند، در تحولات نظام بینالملل اهمیت ویژهای یافته است. این کشورها، که اغلب در ادبیات سیاسی از آنها با عنوان «کشورهای مستقل» یا «بازیگران غیرتابع» یاد میشود، میتوانند در تغییر موازنهها و شکلدهی به نظمهای جدید جهانی تأثیرگذار باشند.
یکی از مهم ترین و گویاترین نماد این بازیگران مستقل، جمهوری اسلامی ایران است. کشوری که مفهوم استقلال و عدم تسلیم پذیری در برابر غرب و تمدن غربی را به معنای واقعی در نظام بینالملل تاویل و تصدیق نموده است. ایران اسلامی این الگو را معطوف به جغرافیای فرهنگی و سیاسی خود تعریف نکرده و ملتهای دنیا را نیز جهت گذار از نظم غربی، همراه نموده است.
یکی از مهمترین ابزارهای کشورهای مستقل برای اثرگذاری بر نظم جهانی، ایجاد و تقویت همکاریهای منطقهای و فرامنطقهای است. هنگامی که چند کشور با رویکردهای مشابه در حوزه استقلال سیاسی یا توسعه اقتصادی به یکدیگر نزدیک میشوند، امکان شکلگیری شبکههایی از همکاری فراهم میشود که میتواند وزن آنها را در نظام بینالملل افزایش دهد. چنین همکاریهایی در حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی میتواند به تدریج موازنه قدرت را از حالت تمرکز در چند مرکز محدود خارج کرده و به سمت توزیع گستردهتر قدرت حرکت دهد. این همان مقوله ایست که غرب از آن وحشت دارد.
نکته دوم، مربوط به مقولات هویتی و تمدنی و نقش آنها در حرکت استقلالطلبانه جمهوری اسلامی ایران در نظام بین الملل است. در عرصه بینالمللی، تنها توان اقتصادی یا نظامی تعیینکننده نیست؛ بلکه توانایی یک کشور در ارائه گفتمان الهامبخش و ایجاد همدلی در میان ملتهای دیگر نیز اهمیت دارد. کشورهایی که بتوانند ارزشهایی مانند عدالت، استقلال، توسعه بومی یا همکاری برابر میان ملتها را در گفتمان سیاسی خود برجسته کنند، گاه میتوانند فراتر از حجم جغرافیایی یا اقتصادی خود تأثیرگذار باشند.
جنگ تحمیلی اخیر دشمنان آمریکایی و صهیونیستی علیه نظام و ملت ایران نقطه آشکارساز مقاومت همه جانبه ایرانیان در برابر جنگ تمدنی دشمن است. در روایتگری واقعی ازجنگ، جبهه باطل با تمام ظرفیتهای خود به مواجهه با جبهه حق دست زده و قصد دارد از طریق تجمیع ظرفیتهای نظامی، امنیتی و منطقهای و فرامنطقهای خود مانع از ابطال الگووارههای تمدنی رو به افول غرب در نظام بین الملل شود. با این حال جبهه حق نه تنها در مقابل دشمن ایستاده، بلکه با روایتگری موثر خود از زمینهها، پیش در آمدها، وقایع و عوارض جنگ اخیر مانع از تحقق اهداف غرب و رژیم اشغالگر صهیونیستی میشود.
نکته سوم، معطوف به نگاه ملتهای مستقل و آگاه نسبت به تحولات اخیر بین المللی (و در راس آنها جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران اسلامی) است. جمهوری اسلامی ایران در این معادله، یک بازیگر صرف نیست بلکه حکم الگویی برای ملتهای مستقل و ستمدیدگان دنیا را دارد. بنابراین چشم ملتهای دنیا به سرنوشت تقابل جبهه حق و باطل و رویارویی ایران با جریان زیاده خواه و تجزیه طلب است.
بر خلاف آنچه نظام سلطه و سردمداران استعمار فرانو میپندارند، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آینده نظم جهانی نه تنها در پایتخت قدرتهای بزرگ، بلکه در تعامل و کنش کشورهایی رقم خواهد خورد که تلاش میکنند مسیر مستقل خود را در سیاست و توسعه دنبال کنند. در چنین فضایی، نقش اراده ملتها، توانایی دولتها در مدیریت منابع و ظرفیت کشورها برای ایجاد همکاریهای نوین، عوامل تعیینکنندهای در شکلگیری چهره آینده جهان خواهند بود. جمهوری اسلامی ایران در چنین منظومه و قاموسی نقش محوری و پررنگی ایفا خواهد نمود. ایران در سمت درست تاریخ ایستاده و قصد دارد نظم جهانی ادعای غرب را به چالش بکشد. نگاه آزادگان جهان در این میدان به ماست.
در نهایت اینکه لازم است علاوه بر بررسی ابعاد عملیاتی و رزمی جنگ تحمیلی اخیر، بر روی ابعاد ماهوی و نگاه کلان دشمنان قسم خورده استقلال خواهی ملت ها، نیز توجه ویژه ای مبذول داشت. در سایه این توجه و تمرکز، متوجه جایگاه و ماهیت این جنگ و چرایی تلاش های محکوم به شکست دشمنان در عرصه های گوناگون آن خواهیم شد.»
انتهای پیام

