حمید ضیاییپرور ـ استاد ارتباطات ـ در گفتوگو با ایسنا تأکید کرد: با وجود ضعفهای ساختاری، ظرفیت رسانهای ایران بالاست. راه برونرفت از بحران، روایتگری جدید، حضور رسانههای خارجی و تقویت سخنگویی چندزبانه است.
به باور این استاد ارتباطات، ایران با وجود چالشهایی مانند ساختار دولتی رسانهها و قطع اینترنت در بحران، از ظرفیتهای بالایی از جمله سخنگویی واحد جنگ و روزنامهنگاران حرفه ای برخوردار است. او تأکید میکند که با اصلاح روایتگری و اعتماد به نیروهای داخلی میتوان صدای مردم ایران را به جهان رساند.
پاشنه آشیل نظام رسانهای ایران
حمید ضیاییپرور در پاسخ به عملکرد رسانهای ایران در شرایط کنونی (جنگ)، گفت: در شرایط فعلی یکی از پاشنههای آشیل ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل بحث نظام رسانهای آن است. ما به دلایل مختلف دچار یکسری آسیبهای ساختاری و مزمن در حوزه عملکرد رسانهای در ایران هستیم که در شرایط جنگی و در شرایطی که الان با آن مواجه هستیم این ضعفها خودش را بیشتر نشان میدهد و حتی در تشدید بحران یا در گرایش مردم و افکار عمومی به سمت و سوی خاص خیلی مؤثر است.
وی افزود: ساختار رسانهای ما در ایران عمدتاً دولتی است؛ اعم از صداوسیما، مطبوعات و خبرگزاریها. این اصلیترین آسیبی است که در ساختار نظام رسانهای وجود دارد. دولتی بودن از جهت اینکه بالاخره بودجه و تأمین مالی و ... دارد خوب است ولی از جهات دیگر تبدیل به پاشنه آشیل و نقطه ضعف میشود و آن این است که رسانهها خودشان را در قبال مردم پاسخگو و مسوول نمیدانند. در نتیجه اگر عملکرد ضعیفی در مقابل مردم داشته باشند هیچ تأثیری در حیات و مماتشان ندارد.
ضیاییپرور بیان کرد: در تمام دنیا رسانههایی که با بودجه بخش خصوصی و مردمی یا با بازدید مخاطب یا تأثیر تماشاگر بر رسانه اداره میشوند، اینها اگر عملکرد نادرستی داشته باشند مردم از آنها رویگردان میشوند و در نتیجه ضریب نفوذشان، تأثیرگذاریشان، جذب آگهی، میزان فروش و بازدیدشان در فضای مجازی به شدت کاهش پیدا میکند و اینها به شدت خود به خود منحل و تضعیف میشوند. ولی در ایران چون بزرگترین رسانههای جریان اصلی دیدگاههای عمومی یا مخاطبان برایشان اهمیتی ندارد، هرطور دلشان میخواهد رفتار میکنند. این آسیب در شرایط فعلی باعث شده عموم مردم اعتمادشان به رسانهها کاهش پیدا کند و به سمت رسانههای خارجی بروند.
قطع اینترنت در بحران و خطر مرگ رسانههای آنلاین
این استاد ارتباطات ادامه داد: چرا این بحث را باز کردم به این دلیل که ما با ساختار موجود رسانهای نمیتوانیم امیدآفرینی کنیم. چون در شرایط بحران مخاطب کافی را نداریم. در شرایط بحران حتی مسئولان هم پای گیرندههای ماهوارهای و شبکههای تلویزیونی و فضاهای دیگر میروند. از طرف دیگر ما با کوچکترین بحرانی که در کشور به وجود میآید زیرساخت نظام ارتباطی رسانههای آنلاین را قطع میکنیم در نتیجه وقتی شما اینترنت را به عنوان یک زیرساخت قطع میکنید، حکم مرگ صدها هزار رسانه آنلاین را صادر میکنید که اصلاً قادر به انجام هیچ نوع مأموریتی نیستند.
قطع ارتباط ساختاری با جهان چه عواقبی دارد؟
ضیاییپرور در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان همزمان به مسائل و مشکلات مردم ایران پرداخت و در سطح بینالملل صدای مظلومیت آنان بود؟ گفت: شما از تأثیر رسانه بر فضای بینالمللی و رساندن صدای مظلوم مردم ایران به جهان صحبت میکنید اما ما ارتباط ساختاریمان با جهان قطع است. در نتیجه ما در رویکردهای اساسی نسبت به رسانه در ایران دچار ضعفهای اساسی و ساختاری هستیم.
وی در این زمینه توضیح داد: من دیدم که یکی از شبکههای تلویزیونی نشان داد که ایران از رسانههای خارجی دعوت کرده که برای پوشش اخبار جنگ به ایران بیایند. البته دو سه هفته پیش هم به خبرنگار سیانان اجازه داده شده بود. میخواهم بگویم چرا اصلاً برای حضور رسانههای خارجی منع وجود دارد که الان بخواهیم چهار هفته بعد از جنگ تازه دعوت کنیم که بیایند. رسانهها چه داخلی و چه خارجی باید در شرایط مختلف حضور داشته باشند و به طور مستقیم گزارش کنند و نمایش مظلومیت مردم ایران فقط با رسانه داخلی امکانپذیر نیست چراکه صدای رسانههای داخلی ما به هیچکجا نمیرسد.
چگونه صدایمان را به جهان برسانیم؟
ضیاییپرور توضیح داد: مطبوعات و خبرگزاریها و وبسایتها که به ندرت در خارج از کشور دیده می شوند؛ بنابراین تنها رسانههایی که میتوانند در خارج از کشور مخاطب داشته باشند، شبکههای برونمرزی صداوسیما هستند که البته آمار درستی نداریم که ببینیم چقدر خارج از ایران مخاطب دارند و اینکه مقایسه شوند با شبکههای دیگر؛ مثلاً پرستیوی با الجزیره انگلیسی یا العالم با العربیه و ... . ما اینها را مقایسه نکردیم تا ببینیم وضعیتمان چطور است، ولی گزارشها نشان میدهد ما در شبکههای برونمرزی خیلی موفق عمل نکردهایم و تأثیر صدایمان بیشتر محلی و منطقهای است. در چنین شرایطی باید اجازه بدهی از ظرفیتهایی که در رسانههای خارجی وجود دارد، صدایت به جهان برسد. مثلاً به سیانان اجازه داده شد به ایران بیاید. به نظرم باید به همه رسانهها از هر طیفی اجازه داده شود که به ایران بیایند. خبرنگاران جنگ و خبرنگاران بحران، شاخهای از خبرنگاری تخصصی است که در بحرانها، مهارت تولید انتشار اخبار و اطلاعات و روایتها را دارند.
چگونه در روایتگری و تصویرسازی موفق باشیم؟
ضیاییپرور در پاسخ به اینکه چگونه میتوان با پرهیز از ابهام و با تاکید بر اصل شفافیت، اعتماد عمومی را جلب کرد، گفت: در رسانههای ما اغلب درباره آن سوی آب صحبت میکنند؛ اینکه در اسرائیل، امارات، کویت، بحرین، قطر و عمان و عربستان چه گذشته خبر میدهند و به ندرت به این موضوع می پردازند که در مشهد و اصفهان و تبریز و یزد و بندرعباس چه خبر است و این ضعف اساسی است.
او با توصیه به رسانههای داخلی برای ضرورت تصویرسازی و روایتگری قوی در بحرانها، گفت: ما در بخش روایتگری و تصویرسازی دچار ضعف هستیم. اگر یکچهارم بودجهای که در حوزه نظامی صرف میشود، صرف روایتگری و خبرنگاری جنگ میشد و این ساختار اصلاح میشد، بسیاری از مشکلات حوزه روایتگری رفع شده بود . ما قویترین موشکها را به سمت اسرائیل شلیک میکنیم ولی بلد نیستیم آنطور که باید روایتسازی کنیم. اما آنها روی این قضیه کار کردهاند و اگر چیزی را ادعا میکنند، مستند با دادههای کامپیوتری و آنلاین ارائه می دهند؛ حتی سر بمبهایشان دوربین هم میگذارند.
روایتگری جدید داخل و برای خارج داشته باشیم
ضیاییپرور در پاسخ به اینکه پیشنهاد شما برای رسیدن به بهترین عملکرد رسانهای در شرایط فعلی چیست، گفت: باید مدیران مسئول رسانهها و سیاستگذاران رسانهها از طریق وزارت ارشاد، از طریق صداوسیما، گرد هم بیایند و راه چاره بیندیشند و رویدادهایی که در داخل اتفاق میافتد را به شیوه جدید روایتگری کنند که هم برای مردم داخل و هم برای مردم خارج مؤثر باشد و این صدا شنیده شود. ما این امکان را داریم و رسانهها و روزنامهنگاران قدرتمندی داریم.
ظرفیت بالای داخلی برای بازگرداندن مرجعیت رسانهای
این استاد ارتباطات تأکید کرد: من احساس میکنم توانمان در داخل زیاد است یعنی توجه به ظرفیتهای داخلی با پروبال دادن به رسانهها و خبرنگاران داخلی برای نشان دادن توان رزمی و توانمندیهای داخل کشور و تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخل. اگر همین بحث را بتوانیم درست انجام بدهیم و بتوانیم مرجعیت رسانهای را تا حدی به داخل برگردانیم به نظرم تا مقدار زیادی میتوانیم در این جنگ رسانهای که بین دو طرف جریان دارد از ظرفیتهای داخلی خودمان برای رساندن صدای حقانیت خودمان و مظلومیت مردم خودمان استفاده کنیم.
سخنگویی جنگ نقطه قوت با قابلیت توسعه به زبانهای عربی و عبری
ضیاییپرور در پاسخ به اینکه نقاط قوت رسانهای ایران در شرایط کنونی چیست، گفت: یکی از جنبههای مثبت عملکرد رسانههای ما همین بحث سخنگویی جنگ بوده است. به نظر من یکی از قویترین بخشهای روایتگری، سخنگویی واحد توسط قرارگاه خاتمالانبیا بوده که تقریباً این سخنگو هر روز صحبت میکند؛ البته ما یک ضعف داریم و آن اینکه فقط یک سخنگو داریم. اصلاً قرار نیست ما در هر سازمان و قرارگاه و مجموعهای یک سخنگو داشته باشیم، میشود در چند وزارتخانهای چند تا سخنگو داشته باشیم که در بازههای تخصصی صحبت کنند.
وی در پایان و در پاسخ به اینکه چگونه میتوان کارکرد بینالمللی رسانهها را تقویت کرد، گفت: ما الان نیاز داریم همین بخش سخنگو را تقویت کنیم. بخش انگلیسی را برای افکار عمومی آمریکا و کشورهای دیگر داریم اما چرا بخش عربی و عبری نداریم. چرا سخنگویی به زبان عربی و عبری در کشور نداریم در حالی که حتماً متخصصانی داریم که به این دو زبان مسلط باشند و بتوانند سخنگویی جنگ را هم داشته باشند. به نظرم اگر این بخش تقویت شود ما هم میتوانیم در رساندن پیام خودمان به سطح جهانی مؤثرتر واقع بشویم.
انتهای پیام
