مرباغی که سالهاست در کنار معماری به احیای بناها و بافتهای تاریخی شهرهای مختلف مشغول است و در چند سال گذشته بنایی قدیمی را در محله اودلاجان تهران که بخشی از آن به دوره زندیه برمیگردد احیا و به پاتوقی برای فعالیتهای فرهنگی و هنری تبدیل کرده، در روزهای ابتدایی جنگ و متأثر از تجاوز تلخ به مدرسه میناب طرحی را شروع کرد تا به جای مدرسه ویرانشده «شجره طیبه» در دسترس هر گروهی که آماده ساخت آن است، قرار گیرد.
این معمار در گفتوگویی با ایسنا از تأثیر تلخ بمباران مدرسه میناب در پی تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان گفت و اینکه او را برای چند شب و روز رها نکرده تا در نهایت منجر به این میشود که دستکم به عنوان عضوی از جامعه معماری ایران کاری را به یاد انسانهای از دسترفته در این فاجعه و نیز برای کودکان آینده انجام دهد.
بهروز مرباغی با اشاره به اینکه طرح معماری مدرسه میناب را براساس یک مبانی نظری خاص آماده کرده است، بیان کرد: متأسفانه روال بازسازیها پس از جنگ، زلزله یا ویرانیهای دیگر معمولا بدون حساب و کتاب انجام میشود و هیچ ارتقایی در منزلت و زیباییشناسی شهر به وجود نمیآید و به همین دلیل طرحی را آماده کردم که نخستین اصل مبانی نظری آن جستجوگری، کنجکاوی، مطالبهگری و خلاقیت باشد. بر این اساس وقتی (طرح معماری) مدرسه فرشتگان میناب را از بالا ببینید، یک علامت سوال بزرگ است که تمام ساختار مدرسه را در خود جای داده است. هدف از طرح علامت سوال برای مدرسه میناب این است که بگوییم: چرا این بچهها کشته شدند؟ چه دلیلی داشت یک مدرسه بمباران شود؟ و اساساً چرا جنگ؟ آیا کشوری یا دولتی که مدرسه میناب را به خون کشید، حاضر است مدرسهای در خاک خود را هم به خاک و خون بکشد؟ و نکته بعدی این بود که آموزش و آگاهی با «چرا» شروع میشود. آموزش و خلاقیت به دنبال یافتن پاسخ برای پرسش است. وقتی این علامت سوال را از بالا نگاه کنید مثل یک طوفان و گردباد پیچیده است که انگار به سمت بالا میرود.
به گفته مرباغی، مدرسه طراحیشده از حدود ۱۶۰ ستون با پنجرههایی بین هر دو ستون تشکیل شده که ارتفاع آنها در دامنه علامت سوال از چهار متر شروع میشود و به ۱۵ متر میرسد. این ستونها که بالای هر کدام از آنها یک چراغ قرار میگیرد به تعداد بچههای شهیدشده است و نشاندهنده چراغ راه آینده برای ماست.
او معتقد است: ما نباید شیون و مویه کنیم. این فاجعه رخ داده و حالا باید کمک کنیم تا به آینده برسیم. آینده هم یک خط ساده نیست، بلکه یک راه پیچ در پیچ و رو به اوج است؛ درست مثل خطوط اصلی برج آزادی که از پایین شروع میشوند و در بالا به هم وصل نمیشوند بلکه انگار باز هم به بالاتر میروند و این نشانه تفکر مدرن است که نمیایستد و توقف ندارد.
این معمار و مرمتکننده بناها و بافتهای تاریخی تاکید دارد: در طراحی مدرسه این مسئله مدنظر بوده که قرار نیست جای مدرسه سوخته و بمبارانشده، یک مدرسه معمولی و شبیه قوطی بسازیم بلکه باید بنایی ساخته شود که مبانی فکری مدرسه را ارتقا دهد و به همین دلیل جزئیات ظریفی برای آن درنظر گرفته شده است، مثل حیاط، باغچه، چیدمان اتاقها، نبود منحنیهای تند و... .

مرباغی که طرح خود را به شکل یک پلان کاملا آماده تهیه کرده، اعلام کرد: چهرهها و مراکزی برای بازسازی یا ساخت مدرسه به صورت عمومی اعلام آمادگی کردهاند و قدم اول برای شروع، یک طرح معماری است که من این طرح را برای هر کسی که بخواهد مدرسه را براساس آن بسازد به صورت رایگان در اختیار میگذارم.
او در این زمینه به سابقه تاریخی ایرانیان در جمعگرایی اشاره کرد و افزود: برخلاف اینکه ایرانیها متهم به فردگرایی میشوند، در تاریخ کشور نمونههای دیگری ثبت شده است و الان آرزوی من این است که مدرسه میناب را با همکاری مردم به هر میزان و در هر بخشی که امکانش را دارند، بسازیم تا یک حرکت زیبا و به عنوان نماد انسجام اجتماعی خلق شود؛ درست مثل قناتها، تکیهها و آبانبارها که همگی با مشارکت واقعی بخش زیادی از مردم بنا شده و نشانه مجسم جمعگرایی ایرانیها هستند. امروز هم این ظرفیت وجود دارد که ما این تجربه تاریخی را تکرار کنیم.

او جزئیات طرح معماری و مبانی نظری آن را نیز به صورت کامل در اختیار ایسنا قرار داد که در ادامه منتشر میشود.
«مدرسه فرشتگان میناب
یک: مدرسه میرویم که چی؟
در ادبیات معماری، بحث کلیدی و مهم برای طراحی هر پروژهای، مبانی نظری معماری و چگونگی تجسم آن در کالبد اثر است. چرا مبانی نظریِ پشت اثر مهم است؟ چون معماری حاصل «نظریه» است و هر معمار باید صاحب نظریه مشخصی باشد. این حکم بدین معنا نیست که معمار باید «نظریهپرداز» باشد. بلکه باید به یک نظریه مشخص معتقد و پایبند باشد. هر اثری که فاقد پشتوانه نظری باشد، معماری نیست، «ساختمان» است.
طراحی مدرسه، و البته همینطور طراحی بیمارستان و زندان و کارگاه و غیره، نیازمند مبانی نظری است. مبانی نظری معماری مدرسه در پاسخ به این پرسش ظاهرا ساده ولی مهم تعریف میشود: دوست داریم در مدرسهای که طراحی و اجرا میکنیم، چه دانشآموزی تربیت کند؟ مثلا:
دوست داریم بچهها درسخوان، مودب، سربهزیر و حرفگوشکن بار بیایند!
یا:
دوست داریم بچهها شادب، جسور، کنجکاو، متکی بهخود و حتی سرتق بار بیایند!
انتخاب هریک از دو هدف اصلی، طرح معماری را شدیدا تحت تاثیر قرار میدهد. در چند دهه گذشته، با اتکا به این گزاره، اشکال مختلفی از معماری مدرسه در جهان تجربه شده که حتما جای تامل و تعمق دارد. از بنگلادش تا آمریکا و از سوئد تا چین. این نکته را هم موکدا یادآور شویم که مدرسه دو وجه کاملا مشخص و متمایز دارد، سختافزاری و نرمافزاری. آنچه در مورد معماری مدرسه مطرح است مرتبط با وجه سختابزاری آن است. طبعا با هر نوع معماری مدرسه، وجه نرمافزاری، شامل سیاست آموزشی و محتوای درسی و تربیتی مدرسه نقش کلیدی در شکلگیری ذهن و توان دانشآموز دارد. هرچند، اگر مدرسه معماری درست و جسورانه داشته باشد، میتواند بستر موثری برای مطالبهگری و چالش در وجه نرمافزاری مدرسه هم باشد.
مدرسه فرشتگان میناب
فاجعه غمانگیز بمباران مدرسه «شجره طیبه» میناب و پرپرشدن قریب به یکصدوشصت جانِ عزیز، قطعا، برگی فراموشنشدنی در تاریخ میناب، ایران و جهان است. اما برای پایداری مدنی، باید از سوگ عبور و «خلقکردن» را پیشه کرد. خلقکردن در مقیاسهای مختلف. میتوان پا جای پای فردوسی گذاشت و با خلق شاهنامه، هویت مدنی کشور را ساخت. میشود با طراحی معماری و خلق اثری ماندگار، مدنیت شهر و کشور را تحت تاثیر قرار داد. آنچه ماندگار است، چیزی است که میسازیم نه مویههایی که سرمیدهیم. مدرسه فرشتگان میناب با این هدف طراحی شده و مبانی نظریِ آن به اختصار، چنین است؟
چرا؟
چرا باید یک مدرسه بمباران شود؟ چگونه است که جهان اجازه میدهد یک مدرسه بمباران شود؟ حتی فراتر از آن: چرا جنگ!؟ آیا بشریت هنوز به صیانت جان تکتک آدمها اعتقاد پیدا نکرده؟
این پرسش میتواند عامتر باشد: چرا باید کوشید و مبارزه کرد جامعه جهانی تبدیل به یک کل واحد شود؟ آیا کشوری یا دولتی که مدرسه میناب را به خون کشید، حاضر است مدرسهای در خاک خود را هم به خاک و خون بکشد؟ چرا مردم و دولت آن کشور نباید نگران کودکان در دیگر جاهای دنیا نباشند؟
فراتر از همه اینها، اساسا، آموزش و خلاقیت با «چرا» شروع میشود. آموزش و خلاقیت به دنبال یافتن پاسخ برای پرسش است. پس، ذات و هدف اصلی یک مدرسه رفتن به سراغ پرسشها است.
«وقتی مدرسه فرشتگان میناب را از بالا ببینید، یک علامت سوال بزرگ است که تمام ساختار مدرسه را در خود جای داده».
این نخستین اصل مبانی نظری این معماری است: جستجوگری، کنجکاوی، مطالبهگری و خلاقیت.
ماندگاریِ مدنی
به هر روی، این مدرسه به یاد کودکانی طراحی و ساخته میشود که در این مدرسه جان باختند. از نظر ما، تکتک آنها شمع روشنی هستند در حافظه و تاریخ مدنی این دیار. باید به این جانباختگان به عنوان راهنمایان نگاه کرد نه ازدسترفتهها. پس تمامی مدرسه با حدود ۱۶۰ ستون ساخته شده که بر بالای هریک از آنها چراغی روشن است. معماری مدرسه میخواهد به این عزیزان ادای احترام کند. پس، دومین اصل مبانی نظری این است:
«ما ریشههایمان را فراموش نمیکنیم». نام و یاد آنها را با «خلقکردن» جاودانه میکنیم.
رو به بالا و اوج
ما درجا نمیزنیم. رشد میکنیم. توسعه پیدا میکنیم و هرروز و هر لحظه دنبال اوج تازهای هستیم. گاه مثل گردباد در هم میپیچیم و اوج میگیریم. این اوجگیری نظم دارد و آشفته و شلخته نیست. آغاز و پایان دارد. کالبد معماری مدرسه فرشتگان میناب، سومین اصل مبانی نظری ما را فریاد میکند:
«همیشه رو به اوج هستیم و سرخم نمیکنیم. ولی اوجگیری ما نظم موزونی دارند، آشفته نیست»
شادابی و سرزندگی
رمز مانایی و ماندگاری هر شخص و هر ملت، شادابی و سرزندگی است. معماری مدرسه فرشتگان میناب، صلب و تخت و دیکتاتوری نیست. چرخش و نرمش دارد. پر و خالی دارد. مثبت و منفی دارد. بر این اساس، ما این اصل را یکی از ارکان اصلی مبانی نظری خود میدانیم:
«نهایت و غایت تلاش و کوشش انسانها رسیدن به قله شادابی و سرزندگی است».
نرم سخن بگوییم!
بمباران مدرسه میناب تلنگر سنگینی است به وجدان بشری: پرخاشگری و جنگ، همیشه و بلا استثنا، موجب خسران و تلفات است. از جنگ باید دوری جست. در زندگی عادی و روزمره هم باید نرم سخن گفت و پرخاش نکرد. در معماری مدرسه فرشتگان میناب، نشانی از کنج و خطوط راستگوشه نیست، عموما از منحنی و خطوط نرم استفاده شده. چون:
«ما به نرمی و مودت در رفتار باور داریم نه جنگ و خشونت»
زیبایی، رهایی، بیداری
لب کلام در مبانی نظری معماری مدرسه فرشتگان میناب، این سه کلمه است: زیبایی، رهایی، بیداری. هر اثر معماری، نهایتا، باید زیبا باشد و با تعلیقها و چرخشها حس رهایی به مخاطب بدهید و موجب بیداری حس زیباییشناسی و حقوق فردی و اجتماعی او شود.
معتقدیم وظیفه هنرمند و معمار کشف و انکشاف زیبایی است. تا زیبایی را نشناسیم نمیتوانیم با زشتی مبارزه کنیم. زیبایی، موجب شکفتگی میشود و شکفتگی راهی است به رهایی. انتهای خطِ معماری کمک به بیداری و آگاهی است. هر اثر معماری، به مانند رمزورازهای معماری کلاسیک ایرانی، هر روز و هر لحظه چیز تازهای برای کشفشدن دارد. این معماری «تمام نمیشود!». جریان دارد و در این جریانیافتگی، هر لحظه نکته تازهای برای آموختن دارد. پس:
معماری، یعنی زیبایی، رهایی و بیداری
دو: محوطهسازی
چند نکته:
فضای سبز و باغی در محوطه پشتِ جداره کلاسها است که سروصدای بچهها و بازی ندارد و در مقابل، آرامشی برای آنها ایجاد میکند. فضای بازی - بدون باغچه و مانع - در جداری جلو راهرو است که همین راهرو فیلتری است برای جلوگیری از نفوذ صدا به کلاسها
باغچههای دایرهای به تعداد کلاسها و معلم ها است. هر کلاس و هر معلم یک باغچه دارد که در طول سال از آن مراقبت میکند. در این باغچهها، بهتر است، گیاه مصرفی کاشت و برداشت شود. مثل صیفیجات. اگر مدرسه دو نوبتی باشد، هر باغچه دایرهایشکل، مال یک کلاس میشود. بچهها باید، ضمن آموزش رسمی، کار با طبیعت و معاش را هم تجربه کنند.
باغچههای بزرگتر به عنوان فضای سبز اصلی هستند و فقط نخل و درخت گل کاغذی در آنها کاشته میشود. نخل میناب درخت محبوب شیخنشینها است و سالها خریدار این درخت و انتقالش به امارات بودند.
بین باغچه طولی و دیوار پارکینگ، فضای پارک دوچرخههای بچهها و معلمها است.
سه: سطح و سطوح
مساحت کل زمین: ۵۲۹۵ مترمربع
شاملِ پارکینگ بیرونی: ۱۵۰ مترمربع
زیربنا: ۱۱۹۵ مترمربع
شاملِ پیشورودی دایرهای: ۶۵ مترمربع؛ طبقه همکف: ۴۳۰ مترمربع، طبقه اول: ۳۲۶ مترمربع، طبقه دوم: ۲۴۴ مترمربع؛ سرویس بهداشتی: ۱۳۰ مترمربع
فضای نیمهباز ۴۰۰ مترمربع
شاملِ ترازِ بالای پیشوردی: ۶۵ مترمربع؛ طبقه اول: ۱۰۳ مترمربع، طبقه دوم: ۸۲ مترمربع؛ تراز پشت بام: ۱۸۰ مترمربع
چهار: راهنمای مصالح
مصالح بدنه:
ستونهای سیمانی به رنگ شیری؛ بدنه سیمانی به رنگِ ملایمِ اخرا. این دو رنگ نباید خیلی کنتراست داشته باشند. بدنه عمارت باید لطیف و نرم باشد.
بالای ستوانها، چراغ کرویشکل باید باشد
در و پنجرهها: چوبی و به رنگ گردویی یا فندقی
نردهها: فلزی و به رنگ سیاه یا سبز. (اگر رنگ سیاه موجب کنتراست شود، بهتر است از سبز یا حتی قهوهای استفاده شود.)
کف حیاط: آسفالت. یا شبیه آن. چون بچهها باید بازی و بدوبدو داشته باشند. (اگر قرار بر آرامش باشد، کف حیاط هم میتواند از جنس پشتبامها باشد).
کف پشتبامها: سیمان با پوشش نانو به رنگ کرم یا قهوهای روشن
پوشش گیاهی: در باغچههای گرد، صیفیجات و گیاه بوتهای و در باغچههای بزرگ نخل و در کنارشان گل کاغذی
پنج: خالقان اثر
طراحِ معمار: بهروز مرباغی
همقطاران: ارشیا احدی، اعظم ارجح، فرهاد توحیدی، زهره جوادیان، مهرانه دانشوران، پریناز کوهستانی، رضا کیانیان، شهریار مظاهری»
انتهای پیام
