• دوشنبه / ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۹:۲۹
  • دسته‌بندی: گردشگری و میراث
  • کد مطلب: 1405020703534

بهروز مرباغی، معمار و مرمتگر:

چرا مدام به خودمان سوزن بزنیم؟

چرا مدام به خودمان سوزن بزنیم؟
کلانتری بازار که ساختمانی تاریخی بود و در جنگ تخریب شد

بهروز مرباغی، معمار و احیاگر خانه‌های تاریخی با تاکید بر اینکه نباید خرابی‌های جنگ را مثل لکه‌های زخم نگه داریم، به مدیران شهری توصیه کرد: بازسازی بناها و تخریب‌های رخ داده در شهرها را سیاسی نبینید و به تنهایی تصمیم‌گیری نکنید.

به گزارش ایسنا، در روزها و هفته‌های اخیر و پس از آنکه برخی بناها تاریخی در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران تخریب شدند، بحث‌های گوناگونی درباره مرمت این آثار و بناهایی که حتی با وجود معاصر بودن، دارای ارزش‌های خاص محسوب می‌شدند، مطرح شده است. برخی معتقدند هر آْنچه تخریب شده باید به عنوان نمادی از تجاوز دشمن و نیز مقاومت حفظ شود و کاربری موزه و به نوعی یادمانی پیدا کند، و برخی هم نظری مخالف دارند.

در این زمینه بخوانید:

از لندن تا هیروشیما؛ درس‌هایی برای ایران پس از جنگ

بهروز مرباغی، معمار، مرمتگر و استاد دانشگاه که در سال‌های گذشته در احیای بافت تاریخی اودلاجان تهران فعالیت داشته، از جمله کسانی است که می‌گوید، باید ویرانی‌ها را به دور از هر برخورد سیاسی، آباد و زیباتر کرد.

او که اخیرا طراحی خاصی را برای مدرسه تخریب شده میناب منتشر کرده، در گفت‌وگو با ایسنا در پاسخ به اینکه در بازسازی یا ساخت دوباره بناهایی که در جنگ آسیب دیده یا تخریب شده باید براساس چه رویکردی عمل کرد، توضیح داد: ممکن است تفکر من مورد پسند خیلی‌ها نباشد، چون اساساً با حسرت، گریه و افسوس موافق نیستم و معتقدم ما همیشه باید در حال تلاش باشیم تا با امید زندگی کنیم و برای دیگران امید خلق کنیم. چرا  باید آثار جنگ را در شهرها نگه داریم و مدام به خودمان سوزن بزنیم که یادمان بیاید چقدر ما را ترساندند؟ چرا وقتی به خیابان می‌رویم باید مدام مخروبه‌های ناشی از جنگ و تجاوز را ببینیم و یادمان بیاید که وقت بمباران چقدر تن و بدنمان می‌لرزیده؟ کاری که من در مقابل اثرات این تجاوز انجام می‌دهم این است که به جای بنای تخریب شده چیزی می‌سازم که اگر آن متجاوز روزی گذرش به اینجا افتاد و عکس قبل و بعد بنا را دید بگوید، عجب چیزی ساخته شده است! بنابراین بر این باورم که ما باید هر آنچه را که تخریب شده، آباد کنیم و زیباتر از قبل به صورت کاملا ایرانی و معاصر بسازیم. 

او با بیان اینکه مرمت یا بازسازی بناهای تاریخی آسیب دیده و تخریب شده، باید سه ویژگی را در خود داشته باشد، گفت: اول اینکه اگر بخشی از اثر باستانی و تاریخی از بین رفته، مرمتی که انجام می‌شود باید تاریخ خود را نشان دهد. دوم آنکه مرمت، فیک نباشد؛ یعنی خیلی تلاش نکنیم که بنا کاملا شبیه اصل خود باشد تا در تاریخ گم شود. سوم اینکه اگر به جای آثار تاریخی و میراثیِ تخیب شده می‌خواهیم بنایی باشکوه‌تر و زیباتر از قبلی بسازیم باید معلوم شود که هم ایرانی است و هم معاصر. این معاصر بودن با مدرن بودن متفاوت است، که البته من تعریف خاص خودم را از مدرن دارم و لزوما شیشه و بتن را مدرن نمی‌دانم، بلکه می‌توان با شاخه بامبو و کاهگِل هم بنای مدرن ساخت.  

این معمار و احیاگر در این مورد یادآور شد: یک جامعه زمانی مدرن می‌شود که فردیت شخصی آدم‌ها به رسمیت شناخته شود. البته انسان امروز هر چقدر پیشرفت می‌کند از فردیت خود آگاهانه کم می‌کند و وارد تشکل‌ها می‌شود. این در تناقض با فردیت نیست؛ چرا که به اختیار انجام می‌شود نه اجبار. 

بعضی تخریب‌ها مثل مخدوش شدن شناسنامه هستند

این مهندس معمار درباره اینکه در مواجهه با ساختمان‌های تاریخی و امروزی تهران که در جنگ تخریب شدند باید چطور برخورد کرد؟ گفت: میراث فرهنگی در دو دسته نفایس و غیرنفایس قرار می‌گیرد و وقتی بناهای نفیس مثل کاخ گلستان مخدوش می‌شود درست مثل این است که شناسنامه‌ای را مخدوش کرده‌ باشیم. پس در مرمت این نوع آثار باید بیشترین میزان دقت به کار گرفته شود تا با تمهیدات استحکام‌بخشی به‌روز، اثر به حالت قبلی خود برگردد ولی ساختمان‌های غیرتاریخی مثل آنچه در شمال دانشگاه شریف بود و بخش‌های زیادی از آن تخریب شد، اگر در اختیار من قرار بگیرد یک بنای زیباتر می‌سازم. 

چرا مدام به خودمان سوزن بزنیم؟

مرباغی در بخشی دیگر از این گفت‌وگو به برخی بناهایی که تخریب آن‌ها برایش غم‌انگیز بوده اشاره کرد و افزود: بابت از بین رفتن ساختمان متعلق به فراجا در ابتدای خیابان کارگر جنوبی واقعا افسوس خوردم چون بنای بسیار زیبایی بود که قبلا در اختیار ژاندارمری بود و خیابانی هم در همان کنار به اسم شهدای ژاندارمری نامگذاری شد. یادم می‌آید وقتی روی طرح ساماندهی خیابان کارگر جنوبی کار می‌کردیم و بناهای شاخص را مشخص کرده بودیم، این ساختمان در رأس فهرست قرار داشت با این هدف که همیشه باید حفظ شود. کاخ سنا هم شرایط مشابه داشت و تخریب آن حیف بود.

چرا جنگ را نماد کنیم؟

او در این زمینه به ساختمان شیشه‌ای صدا و سیما نیز که در جنگ 12 روزه تخریب شد، اشاره کرد و گفت: این اثر -ساخته شده توسط «عبدالعزیز فرمانفرمائیان» که ابتدا دفتر کارش بود- کامل‌ترین و مدرن‌ترین معماری ایران است؛ ساختمانی که شفافیت جهان مدرن را داشت و سلسله مراتب معماری ایران را در خود می‌دید. این‌ها باید دوباره بازسازی شوند و ظرایف بهتری هم به آن‌ها اضافه شود، چون بخشی از شناسنامه‌ این کشور هستند و در همین راستا می‌گویم که ما چرا باید جنگ را نماد کنیم؟ چرا باید بگذاریم این خرابی‌ها مثل لکه‌های زخم روی صورت ما باقی بمانند؟ ما می‌سازیم، زیباترش را هم می‌سازیم.  

این مرمتگر با تاکید براینکه «من شخصاً به یادآوری جنگ معتقد نیستم» اظهار کرد: دوستان بزرگواری معتقدند باید از این‌ها آموخت ولی آموختنِ صرف از خرابی فایده ندارد. من به دانشجویانم در دانشگاه می‌گویم دنبال زیبایی بروید، چون اگر زیبایی را نشناسید نمی‌توانید با زشتی بجنگید. 

افسوس برای تخریب‌ها در کاخ سنا و ورزشگاه آزادی

این معمار و مرمت‌گر در پاسخ به اینکه از میان بناهایی که تخریب شده یا آسیب دیدند کدام‌یک به نظرش خاص‌تر بوده، گفت: کاخ سنا (مجلس شورای اسلامی قدیم)، که یکی از شاهکارهای معماری معاصر ایران است که برای تخریبش واقعا دلم شکست و اشک ریختم. این بنا در سال 1335 با یک نوع الگوبرداری از ۳۳ پل اصفهان، به صورت ناقص ساخته شده. در وسط سی و سه پل یک عمارت و برجستگی وجود دارد و دو بال در راست و چپ آن دیده می‌شود. در این کاخ هم که «حیدر غیایی» و «محسن فروغی» معماران آن بودند، همین الگو رعایت شده ولی سمت راست بنا ساخته نشده بود. البته یک ویژگی مهم دیگر این بنا در کنار زیبایی‌ها و ظرافت‌های بیشمارش این است که آن را می‌توان اولین اثر پست مدرن ایران دانست آن هم در شرایطی که اعلامیه دوران پست‌مدرن ۱۰ سال بعد در جهان صادر شد.

او ادامه داد: به‌جز این کاخ، تخریب وارد شده به ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی تهران که بیش از 50 سال قبل ساخته شده، بسیار ناراحت‌کننده بود چون مطمئن نیستم الان با وجود پیشرفت‌های تکنولوژی دهانه‌های مجموعه را با آن میزان ظرافت بتوان دوباره ساخت. ضمن اینکه بعضی از بناهای تخریب شده را حتی اگر زیباتر هم بسازیم باز جای آن‌ها را نمی‌گیرد.

یک توصیه به مدیران شهری

مرباغی در پایان با اشاره به  اقداماتی که پس از جنگ جهانی دوم در اروپای شرقی از جمله در شهر مینسک، پایتخت بلاروس انجام شد، گفت: اگر الان به مینسک بروید متوجه نمی‌شوید که این شهر در جنگ ویران شده بود، چون با حفظ شالوده قبلی شهر، آن را با مقیاس‌های جدید چنان بازسازی کردند که هم خاطره گذشته آن هنوز وجود دارد و در عین حال ویرانی‌های جنگ دیده نمی‌شود. براین اساس توصیه می‌کنم که مدیران شهری در هر اقدامی برای تخریب‌ها و آسیب‌های شهرها، به تنهایی تصمیم گیری نکنند، بازسازی را سیاسی نبینند و از متخصصان شهرسازی و معماری مشورت بگیرند.

انتهای پیام