به گزارش ایسنا، این جملات بخشی از آخرین یادداشت زندهیاد عسل بدیعی بود که در دفترچه شخصاش، چند روز قبل از درگذشتش نوشته بود و در مراسم خاکسپاریاش خوانده شد.
در متن این یادداشت آمده بود: «سال ۹۲ شد و این گذر عمر چیزی است قسمت همه ما. حالا ۳۶ سالم است و حتی دهه سی عمرم هم به سرعت گذشت با سرعتتر از دهه ۲۰. خوشبختانه هنوز توانمند و زنده و زیبا هستم. پسری سراسر از مهر دارم و خانوادهای مانند گوهر و دوستان خوبی که در کنارم هستند. دستانم دیگر ضعیف نیست و در این سال، پروژههای زیادی برایم به ثمر خواهد رسید و میدانم امسال سال من است.»

۱۳ سال قبل در فروردین ماه سال ۹۲، عسل بدیعی که با فیلمهایی چون «بودن یا نبودن» کیانوش عیاری و «دستهای آلوده» سیروس الوند در سینما مطرح شده بود، به دلیل مرگ مغزی از دنیا رفت و اعضای بدنش اهدا شد. پدرش در مراسم خاکسپاریاش گفت: «مرگ عسل، فاجعهای برای ما بود اما خوشحالیم اعضای بدنش در بدن هفت بیمار نیازمند جای گرفت و الان به جای عسل، هفت فرزند داریم.»
عسل بدیعی که در سن ۳۶ سالگی از دنیا رفت، در ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۵۶ به دنیا آمد و یک ماه قبل از تولد ۳۷ سالگیاش درگذشت.
در ادامه برخی عکسهای خاکسپاری و مراسم یادبود این بازیگر را، در کنار حواشی آن مرور میکنیم. اما باور داریم عسل بدیعی با اهدای چند عضو از اعضای بدنش، همچنان زنده است.

سیروس الوند کارگردان سینما که در فیلم «دستهای آلوده» با عسل بدیعی همکاری داشت در مراسم خاکسپاری ایت بازیگر گفته بود: من عسل بدیعی را خانمی سرشار از زندگی، پاک و نجیب دیدهام، دختری اهل خانواده که در واقع بوی خانواده میداد.او در سینما زیاد کار نکرد و تلویزیون او را ربود اما با همین کارهای کوتاه، خاطرات زیادی باقی گذاشت و مردم او را دوست دارند.
عسل بدیعی برای بازی در دستهای آلوده، نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنواره فیلم فجر شد. این بازیگر در فیلم های سینمایی چون «هفت پرده (فرزاد مؤتمن)، (۱۳۷۹) از صمیم قلب (بهرام کاظمی)، (۱۳۸۲) شمعی در باد (پوران درخشنده)، (۱۳۸۴) پروانهای در مه (محمدجواد کاسهساز)، (۱۳۸۵) سربلند (سعید تهرانی) و (۱۳۸۷) روز هشتم هم ایفای نقش کرده بود.
از آثار تلویزیونی هم که عسل بدیعی در آنها به ایفای نقش پرداخته بود میتوان از «خانه پدرم»، «نامهای به خواهرم»، «روز هشتم»، «اکباتان»، «مزد عشق» و... نام برد.
بیشتر بخوانید:
بدرقهی پرشکوه عسل بدیعی به آرامگاه ابدی
مطرح شدن نام عسل بدیعی در فروردین سال ۹۲ تا مدتها پس از درگذشت به بهانههای مختلف از جمله اهدای اعضای بدنش ادامه داشت، اما اتفاقات دیگری هم رخ داد که باعث ناراحتی خانواده او شد، چرا که مرگ ناگهانی این بازیگر شایعاتی را به وجود آورد و انتشار اخبار ضد و نقیض توسط برخی رسانهها به این شایعات دامن زد تا جایی که زندهیاد رضا داودنژاد (همسر خواهر عسل بدیعی) در نامهای خطاب به هموطنان و دوستداران آن مرحوم درخواست کرد که «اگر مرهم نیستید، دردی اضافه نکنید که این درد بدتر از داغ است.»
این جریان البته به نوعی دیگر در زمان برگزاری مراسم مربوط به دفن و گرامیداشت این هنرمند هم ادامه داشت، به طوری که با توجه به پیشبینیهایی که برای ازدحام جمعیت در هنگام مراسم تشییع و ختم این بازیگر میشد، مسجد جامع شهرک غرب وقتی مطلع شد خانوادههای بدیعی و داودنژاد قصد دارند مراسم ختم این هنرمند را در آنجا برگزار کنند، حاضر نشدند مسجد را دراختیار آنها قرار دهند آن هم به این دلیل که در مراسم مرحوم ناصر حجازی با مشکلاتی روبهرو شده بودند.
با این حال علیرغم پادرمیانی، مراسم تشییع این بازیگر با حضور گسترده مردم و اهالی فرهنگ و هنر در تالار وحدت و مراسم ختم او نیز در مسجد نور میدان فاطمی برگزار شد.

اگرچه در تمام مراسم مربوط به عسل بدیعی هنرمندان و دیگر چهرههای سرشناس از جمله علی دایی حضور داشتند اما چهره یک نفر برای بسیاری از مردم و به ویژه اهالی رسانه جلب توجه میکرد که آن هم فریبرز عربنیا، همسر سابق عسل بدیعی، بود.
او در یادداشتی که همان مقطع در اختیار ایسنا گذاشت، ضمن تشکر از کسانی که با او و پسرش در فوت عسل بدیعی همدردی کردند، افرادی را که این ضایعه را عرصهای برای تاخت و تاز دانستند به خدا واگذار کرد.
عربنیا بیان کرد: «به این وسیله از تمام کسانی که به هر شکل و با هر وسیله و عنوان با من و پسرم در سوگ فوت نابهنگام مادرش، همراهی و همدردی نمودند تشکر صمیمانه و قدردانی مینمایم. همچنین همه کسانی را که از غریبه و آشنا، این ضایعه را عرصهای برای تاخت و تاز کینهها و عقدههای حقیرانهشان دانستند، به مقام حق متعال میسپارم، باشد که با آنان شایسته خودشان و پلشتیهای وجودشان رفتار نماید. انشاء الله... »

انتهای پیام
