رضا دادویی در گفت وگو با ایسنا به مسائل پیش روی فعالان تئاتر اشاره کرد و درباره مشکلات و وضعیت اهالی تئاتر هشدار داد.
آنچه در ادامه میآید گفتوگوی ایسنا با این عضو هیات مدیره مرکزی خانه تئاتر است که نقطه نظراتش را مطرح کرده است.
شما به عنوان عضو هیأت مدیره مرکزی و سخنگوی خانه تئاتر وضعیت این روزهای تئاتر را چطور ارزیابی میکنید؟ در طی هفتههای جاری برخی هنرمندان تئاتر از وضعیت معیشتی و بیمههای خود گله و شکایتهایی داشتند.
تئاتر امروز در یک چرخه مرگبار گرفتار شده است. تئاتر، هنری است که هزینهیِ تولیدِ آن، از جیبِ خودِ هنرمند تأمین میشود. در حالی که تورم و بحرانهای اقتصادی کشور هزینههای تولید را به شکلی سرسامآور افزایش داده، تعطیلیهای بلندمدت، وقفه در فروش و قطعی اینترنت و عدم اطلاعرسانی و... موجب وقفه در فروش و کاهش شدید مخاطب و در نهایت از دست رفتن همان درآمدهای ناچیز شده است. وقتی درآمدِ هنرمند تئاتر، حتی از زیرِ خطِ فقر هم پایینتر است، مطالبهیِ پرداختِ حق بیمه، فشار اقتصادی میشود. هنرمندی که درآمدی نداشته، نه تنها بیمهی بیکاری دریافت نمیکند بلکه در صورت عدم توان در پرداخت حق بیمه، از تمامی خدمات اجتماعی و درمانی محروم میشود.
آیا نهادها و موسساتی مثل «صندوق اعتباری هنر» کمکی به حل این مشکلات نمیکنند؟
حتما تلاش خودشان را میکنند ولی این تلاشها ابداً پاسخگوی مطالبات به حق اهالی هنر بالاخص هنرمندان تئاتر نیست. من معتقدم این عدم توفیق، ریشه در مسائل ساختاری دارد. همانطور که رویکردهای دائمی وزارت ارشاد بیشتر متوجه محدودیت و ممنوعیت است تا بالندگی و شکوفایی. در غیر این صورت در طول این چند دهه به فکر ایجاد تسهیلات و ساختن سالنهای تئاتر و مکانهای متمرکز اجرایی میبود که امروز هنرمندان تئاتر مجبور نشوند با هزینههای گزاف و مشکلات متعدد سالنهای نامناسب دست و پنجه نرم کنند.
درست است که اهالی تئاتر، با کلمات و احساس زندگی میکنند، اما در دنیای واقعی، باید شخصاً با مقولهی اجارهبهای سالن و هزینههای تولید دستوپنجه نرم کنند. وقتی ما برای یک نمایش ساده، نیاز به بودجهای داریم که حتی کفاف معاش روزمره عوامل را نمیکند، نهادها و ارگانهای دولتی سالیان سال است که امورات خود را با برگزاری جشنوارههای بیهویت و تهی از معنا میگذرانند و بیلان کاری ارائه میدهند. تصمیمگیران حوزه فرهنگ و هنر انگار فراموش کردهاند که هنر، از طریقِ فقر و تنگدستی، رشد نمیکند؛ هنر با امنیتِ مالی و حمایتِ ساختاریافته شکوفا میشود. اما هنرمند در این شرایط ناچار است بین بقا و معیشت و خلق اثر هنری یکی را انتخاب کند. این یعنی مرگِ تدریجیِ خلاقیت. و زمانی ترسناک است به یأس و ناامیدی بیانجامد. صندوق اعتباری هنر نیز نمیتواند گره چندانی از کار ما باز کند. چون این صندوق، صدایِ ما را به دقت و درست نمیشنود. چطور ممکن است که یک نهادِ صنفی و اعتباری مثل خانه تئاتر، در ساختارِ مدیریت کلان و تصمیمگیرندهی صندوق اعتباری هنر، هیچ نمایندهای نداشته باشد.
یعنی تصمیماتِ مربوط به هنرمندان تئاتر، توسط کسانی گرفته میشود که خودشان از فضایِ تخصصیِ تئاتر و چالشهایِ آن بیخبرند؟
البته هنرمندان و نمایندگانی از دیگر صنوف هنری در آنجا حضور دارند، ولی در نهایت همین موضوع خود نشانه تبعیض و موجب عدم اطلاع دقیق از وضعیت هنرمندان و اجراهای تئاتری است. وقتی مدیرعامل یا نمایندهای از خانه تئاتر در صندوق حضور ندارد، یعنی تصمیماتِ مالی، بیمهای و حمایتی، بدونِ درکِ واقعیتِ آسیبهایِ شغلیِ تئاتر و بدونِ شناختِ وضعیتِ معیشتیِ اهالی تئاتر اتخاذ میشود.
آقای دادویی شما به عنوان کسی که سالها رئیس انجمن مدرسان تئاتر هم بودید، تأثیر این وضعیتِ کشور و شرایط تحمیل شده از فضای جنگ در حوژه تئاتر را چگونه ارزیابی میکنید؟
پیامدش ساده است: مرگِ تئاتر. وقتی هنرمند، هم از نظرِ روحی آسیب میبیند، هم از نظرِ اقتصادی توانِ بقا ندارد، هم از نظرِ صنفی در ساختارهایِ حمایتی، نمایندهای ندارد و... چارهای جز ترکِ صحنه نخواهد داشت. ما در حالِ از دست دادنِ نسلهایی از هنرمندان هستیم که برای بقای خود و خانوادهشان یا به سمتِ کارهایِ غیرهنری میروند، یا در سکوتِ درماندگی، به شکلی خاموش دارند صحنه را ترک میکنند.
اگر وزارت ارشاد و سایر وزارتخانهها و موسسات مالی و اعتباری مثل صندوق اعتباری هنر، این چرخهی معیوب و ساختارِ ناصحیح را اصلاح نکنند اصلاً چشمانداز خوبی در حوزه فرهنگ و هنر نخواهیم داشت.
در بحثهای مربوط به معیشت هنرمندان، نهادهای دولتی مثل مرکز هنرهای نمایشی معمولاً از کمبود بودجه صحبت میکنند، این چالش از چه زاویهای قابل بررسی است؟
باید نگاه ما از «کمبود بودجه» به سمت «عدم تناسبِ ساختارها با واقعیتِ اقتصادی» تغییر کند. ما در شرایطی هستیم که هزینههای تولید و تورمِ ناشی از تنشهای سیاسی و بحرانهای اقتصادی، زندگی روزمرهی هنرمندان را به شدت تحت فشار قرار داده است. در این میان، مطالبهی پرداختِ حق بیمه با نرخهای فعلی، برای بسیاری از فعالانِ تئاتر، یک چالشِ زیستیِ جدی است.
مسئله این است که مدلهای حمایتی و سیستمهای بیمهایِ موجود، با سطحِ درآمدِ واقعی و ماهیتِ شغلیِ هنرمند تئاتر همخوانی ندارد. ما به دنبالِ سیستمی هستیم که به جای فشار آوردن به هنرمند، راهکارهایِ تسهیلکنندهای برای پوششِ بیمهای و سلامتِ شغلی ارائه دهد.
این مطالبهها در شرایط فعلی چه اهمیتی پیدا میکنند؟
تنشهای سیاسی و سایهی جنگ، بدون شک تأثیر مستقیمی بر ثباتِ اقتصادی و امنیتِ روانیِ جامعه خواهد داشت و به همین دلیل است که باید برای آن چارهاندیشی کرد و راهکارهای عملی ارائه داد. این شرایط، باعثِ ناپایداریِ بیشتر در بازارِ کار و کاهشِ قدرتِ خریدِ مخاطب میشود که در نهایت، فشار را بر دوشِ هنرمندِ تئاتر بیشتر میکند. در چنین شرایطِ بحرانی، ما نیاز داریم که ساختارهایِ حمایتی، بهجایِ حالتِ واکنشی، حالتِ پیشگیرانه به خود بگیرند. نهادهای دولتی موظف هستند تا با ایجاد تمهیدات عملی از فروپاشیِ ساختارِ معیشتیِ هنرمندان جلوگیری کنند. مطالبهی ما در واقع، ایجادِ یک «شبکه امنیتِ شغلی» است که در برابرِ شوکهایِ اقتصادی و سیاسی، از هنرمندِ تئاتر محافظت کند.
در نهایت، اگر بخواهید خلاصه خواستههای خود را بیان کنید، چه خواهد بود؟
مسئله اول اصلاحِ مدلهایِ بیمهای است. طراحیِ پوششهایِ بیمهای که با سطحِ درآمدِ هنرمند و ماهیتِ آسیبهایِ شغلی تئاتر همخوانی داشته باشد. یعنی علاوه بر حمایت از تولید و اجرا، برای شرایط خاص و زمان بیکاری تمهیدات جدی اندیشیده شود.
دوم این که ساختارِ مدیریتِ حمایتی در نهادهای دولتی مثل صندوق اعتباری هنر و... به جهتِ مشارکت در تصمیمگیریها، جایگاهی رسمی و قانونی برای نمایندهی خانه تئاتر ایجاد کنند.
سوم این که در پی ایجادِ امنیتِ معیشتیِ پایدار برای هنرمندان به طور عام، و برای اهالی تئاتر به طور خاص باشند. تدوینِ سیاستهایِ حمایتی که در برابرِ نوساناتِ اقتصادی و تنشهایِ سیاسی، از وضعیت معیشتی و کاری آنها محافظت کند.
ایسنا آماده انتشار پاسخ مسئولان درباره مسائل مطرح شده است.
انتهای پیام
