موسی بیدج، مترجم پیشکسوت و شاعر در گفتوگو با ایسنا، درباره موسی اسوار، ادیب، مترجم زبان عربی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی که به تازگی از دنیا رفته است، بیان کرد: آقای مرحوم اسوار از پیشکسوتان ترجمه زبان عربی بود و به دلیل تسلط بر زبان فارسی و زبان عربی، کارهای ارزندهای را هم در ادبیات کهن عرب و هم ادبیات جدید عرب ارائه کرد.
او در ادامه گفت: اسوار زبان شستهورفتهای داشت که گاه این زبان فخیم میشد و میتوان گفت شیوایی خوبی داشت. البته نمیخواهم بگویم زبان فاخر همیشه خوب است اما معتقدم هر کدام به جای خود خوب است و باید خیلی تبحر داشته باشیم که بدانیم چه کاری را در چه سبکی انجام دهیم.
بیدج، اسوار را مترجم پیشکسوت خواند و اظهار کرد: او یکی از آغازگران ترجمه ادبیات معاصر عرب بود. البته پیش از او، کسانی کارهایی انجام داده بودند که به صورت پراکنده بود و اسوار به صورت پیوسته کارها را انجام میداد و خب اولویت را میشود به ایشان داد تا کسانی که کارهای پراکندهای دارند.
مترجم کتابهای «صدای تو در فراوانی آب»، «عاشقانهها»، «آسمان مرد غریب» و «آدمهای احمق» در ادامه درباره ویژگی کتابیهایی که موسی اسوار ترجمه کرده است، توضیح داد: کارهای او را میتوان در دو بخش دستهبندی کرد؛ متونی را از ادبیات عرب به زبان فارسی ترجمه میکرد که نشانههایی از مقاومت و عدالتخواهی داشت. در واقع ایشان در کنار مظلومان مینشست و میخواست احقاق حقی شود. کارهای بسیاری ترجمه کرد که برجستهترین آنها آثار محمود درویش و غسان کنفانی است.
او سپس بیان کرد: اسوار به جستوجوی ادبیات انسانی و اجتماعی بود و این کار را برای تقریب دلها میکرد؛ اگر همسایگانمان را بیشتر بشناسیم میتوانیم با آنها الفت و دوستی داشته باشیم. سوءتفاهمهایی که در روزگار ما پیش آمده، به خاطر این است که همدیگر را نمیشناسیم. قهرها و بیحرمتیها همهاش به خاطر این است که یکدیگر را نمیشناسیم و اسوار در این زمینه به دنبال این بود که ادبیات انسانی و اجتماعی زمینه آشنایی و تقریب با دیگران است.
بیدج خاطرنشان کرد: اسوار آدم فعالی بود و در کارش جدی بود. خیلی از مترجمان هستند که در کارشان جدی نبوده و مترجمان فصلی هستند درحالی که او برای تمام فصول کار میکرد و خستگیناپدیر بود.
او در پاسخ به این پرسش که بیدج زبان عربی را بخشی از هویت ایرانی میدانست و به این دلیل سراغ ترجمه رفته بود، گفت: ۵۰ درصد واژگان زبان فارسی، عربی است و نمیتوانیم آنها را از زبان فارسی حذف کنیم، خیلی از واژگان معادل فارسی ندارند و ناگزیر هستیم ادامه دهیم. علاوه بر این ما مرزهای مشترک، تاریخ مشترک و فرهنگ مشترک داریم و همه این اشتراکات باعث میشود به جهان عرب نزدیکتر نگاه کنیم تا دیگران.
بیدج ادامه داد: بیش از ۷۰ مترجم زبان انگلیسی داریم و شاید ۱۰ مترجم زبان عربی. اسوار یکی از پیشگامان و برجستگان بود و همیشه کار میکرد و دیگران را تشویق میکرد. ادبیات هویتساز است و هویت ما با ادبیات ساخته میشود و مترجمان میتوانند کار را به سامان برسانند و معرفی کنند. آقای اسوار در زمینه معرفی ادبیات فارسی نیز گام برداشته بود و شعر معاصر فارسی و داستان و مقالاتی را به زبان عربی کار کرده بود و آدم احساس غبن میکند.
این مترجم درباره اینکه آیا برای ترجمه سراغ کتاب یکسانی هم رفته بودند، گفت: این اتفاق برایمان بعد از چاپ افتاده بود؛ مثلا کتاب من منتشر شده و ترجمه او از کتاب تمام شده بود. متأسفانه در کشورمان هیچ مرجعی نیست که بگوید فلان کتاب را مترجمی دارد ترجمه میکند و مترجم دیگری سراغش نرود و نیرو اتلاف نکند. البته کارهایی هم برای سود ناشران انجام میشود که نه من سراغ آنها رفتهام و نه آقای اسوار. حدود ۱۲ ترجمه از کتاب «بانوان ماه» جوخه الحارثی منتشر شد که این کار کاسبکاری است. کتابی که بنده و آقای اسوار با یکدیگر تلاقی کردیم بدون اینکه اطلاعی داشته باشیم، «عیسی پسر انسان» بود. البته چندان مهم نیست و میتوان از وجه مقایسه ترجمه به آنها نگاه کرد. کتابی هم از محمود درویش بود و درباره آن هم اطلاعی از کار یکدیگر نداشتیم.
او درباره واکنش خودش و اسوار به این موضوع گفت: من خواننده و مخاطب خود را دارم و ایشان هم مخاطب و خواننده خود را دارد. آن زمان کتابهای ما با شمارگان دوهزار نسخه منتشر میشد که برای جمعیت ۸۰ میلیونی عدد بزرگی نبود، الان که جمعیت به ۹۰ میلیون رسیده و شمارگان کتاب به ۲۰۰ نسخه، این موضوع برای کسانی که اسم و عنوان دارند بازار خرابکن نیست. مشکل ما این نیست؛ مشکل جای دیگری است و اگر مرجعی بود که میگفت مثلا اسوار فلان کتاب را ترجمه میکند با توجه به این که مترجم درستی بود که زبانی عالی داشت، سراغش نمیرفتم.
موسی بیدج سپس توضیح داد: مشکل بزرگتر است. جایی مانند وزارت ارشاد یکسری تابو دارد و بر اساس آن کتابها را بررسی میکند، اینکه کتاب به لحاظ دینی، سیاسی و اخلاقی مشکل نداشته باشد اما مشکلات دیگری هم داریم؛ صیانت از زبان فارسی و امانت در ترجمه. برای آنها مهم نیست که کسی از لحاظ زبان فارسی غلط داشته یا از زبان فارسی صیانت کرده و یا در ترجمه امانتدارانه عمل کرده باشد.
این مترجم زبان عربی درباره اینکه آیا خاطره مشترکی دارند که بخواهد تعریف کند، گفت: به هرحال با هم کلکل داشتیم و هرکس نظری دارد. در دانشگاه تهران و دانشگاه مشهد درباره ادبیات عرب سخنرانی داشتیم و اتفاقات شیرین و گاه تلخی افتاده؛ مانند زندگی که نه خیلی مثبت است و نه خیلی منفی و تلخ. خدا او را رحمت کند. ایشان به هرحال پشتوانهای برای ترجمه ادبیات عربی به فارسی و فارسی به عربی بود.
انتهای پیام
نظرات