به گزارش ایسنا، دهههاست این پرسشها مطرح است آیا تمام تخت جمشید (پارسه) کاوش باستانشناسی شده و پژوهشها درباره آن تکمیل شده است؟ آیا میتوان تمام بخشهای شهر پارسه را از نزدیک دید؟
به گفته رضا محمدی، راهنمای تخت جمشید «قدمت تخت جمشید به حدود ۵۱۷ پیش از میلاد میرسد. داریوش بزرگ در نزدیکی کوه مقدس مهر که اکنون به آن کوه رحمت گفته میشود دستور ساخت آن را داد. وسعت آن به بیش از ۱۳۵ هزار مترمربع میرسد. در زمان داریوش اول، قسمتی از خزانه شاهی، کاخ آپادانا و کاخ منسوب به تچر ساخته میشود. در آن دوره، ورودی تخت جمشید در قسمت جنوب تختگاه بود و کتیبه مهم داریوش بزرگ و دعای معروف او که گفت «خداوند این سرزمین را از دشمن، از خشکسالی و از دروغ حفظ کند» در این بخش قرار دارد. خشایارشا، پسر داریوش اول هنگامی که به شاهی میرسد، کارهای ناتمام پدر را به پایان میرساند و در تخت جمشید کاخ ملکه و کاخ اختصاصی خود هدیش را میسازد. او پلکان و ورودی زمان داریوش را پلمب میکند و پلکان شرقی و دروازه ملل را در سمت غرب تخت جمشید احداث میکند.»
تخت جمشید در دورههای مختلف تاریخی شاهد ساختوسازهایی بوده که احتمال میدهند بین ۱۵۰ تا ۱۷۰ سال، ساخت این مجموعه طول کشیده باشد. در پارسه حتی قسمتهایی وجود دارد که از آن با عنوان «کاخ ناتمام» یاد میشود، که نشان میدهد کاخهای هخامنشی چگونه ساخته شدند؛ آنها سنگها را از کوه استخراج میکردند و به مکان مورد نظر انتقال میدادند و به تراشیدن سنگها اقدام میکردند.
اسرار زیادی از تخت جمشید هنوز افشا نشده است. «بَرزَن» یکی از مناطق کمتر شناخته شده در نزدیکی صفه تخت جمشید است که بخشی از آن هرگز کاوش نشده و از کاوشهای باستانشناسی بخش دیگر آن، حدود ۶۰ سال میگذرد.
برزن، محلی است که برخی باستانشناسان، که از سال ۱۳۱۰ خورشیدی آن را کاوش کردهاند، احتمال دادهاند محل استقرار اصلی و یا سکونتگاه پادشاهان و اشرافزادگان هخامنشی بوده باشد. سطح محوطه گسترده برزن را اکنون گیاهان زیادی پوشانده و بقایای ساختمانها زیر انبوهی خاک نیمه مدفون ماندهاند. نظر باستانشناسان بر این است که برزن، نقطه مهم و مغفولماندهای از پارسه (تخت جمشید) است.
برزن که ورودی دوره داریوش اول هخامنشی نیز به آن دسترسی داشته، به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده است. باستان شناسان می گویند: برزن شمالی هرگز کامل کاوش نشده است، اما مشخص است آثاری دارد، چون ویرانههای ساختمانهای آن کامل مشخص است و حتی نقشههای ژئوفیزیک، کاخی از برزن را در زمینهای کشاورزی نشان میدهد. چندین سال پیش بررسیهای ژئوفیزیک در برزن شمالی انجام شد، ولی به دلیل آلوده بودن سطح آن، پاسخ دقیقی درباره جزئیات آثار دریافت نشد.
باستانشناسان، برزن جنوبی را مجموعه مهمی در پارسه یا تخت جمشید میدانند که گروه اکبر تجویدی و موسوی (۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲ خورشیدی) آنجا را کاوش کرد. حتی گفته میشود آنچه در برزن جنوبی کشف شده، مرمت هم شده اما چون در مسیر گردشگران نبوده، در گذر زمان رو به فراموشی رفته است.
کامیار عبدی ـ باستانشناس فارغ التحصیل دانشگاه میشیگان و عضو هیأت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه شهید بهشتی ـ برزن شمالی و جنوبی را این چنین تشریح میکند: «درباره برزن شمالی از نظر باستانشناسی کاری انجام نشده است، اما در برزن جنوبی شادروان اکبر تجویدی کاوش کرد که گزارش آن منتشر شده است. در برزن جنوبی ساختمانهایی است. میدانید مدتی کوه را تراشیدند تا صفه تخت جمشید را بسازند. بنابراین یکسری ساختمان در پشت و پایین کوه درست کردند که ظاهرا دربار هخامنشی در زمان داریوش اول یکی دو سال آنجا مستقر میشود و پس از ساختن ساختمانها در صفه، دربار به آنجا و کاخهای هَدیش و صد ستون و ... منتقل میشود و ساختمانهای پاییندست واقع در برزن جنوبی را برای مهمانانی که میآمدند، مهیا میکردند.»
اما اکبر تجویدی، که تخت جمشید را از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲ خورشیدی در پنج فصل کاوش کرده است، در کتابی با عنوان «دانستنیهای نوین درباره هنر و باستانشناسی عصر هخامنشی، بر پایه کاوشهای پنج ساله تخت جمشید» که سال ۱۳۵۵ منتشر کرد، درباره نتیجهگیری و تاریخگذاری آثار مکشوفه در برزن جنوبی (در صفحه ۱۸۵- ۱۸۶) نوشته است: «با توجه بدانچه گذشت معلوم میشود در همان هنگام که صفه تخت جمشید به دستور خشایارشا وسعت مییافته و پلکان بزرگ پیشبست غربی بدان افزوده میگشته، در برزن جنوبی هم به دستور این شهریار توانا فعالیتهای ساختمانی وسیعی انجام میگرفته است و بناها و تأسیسات مختلفی در آن برپا میشده است. به طور یقین قسمتی از این ساختمانها به منظور سکونت در ایام اقامت در پارسه بوجود آمده است که در این منطقه خوش آب و هوا - خاصه در ایام بهار - با توجه به باغها و بوستانها و گلزارهای دیگر در کنار استخر و دریاچه بسیار مناسب مینماید ... چنین به نظر میرسد که تبدیل این مکان از حالت دژی، که داریوش کبیر بدان اشاره مینماید، به صورت یک شهرِ باز که نمایشگر امنیت و آرامش کشور باشد در همین اوان صورت گرفته است.»
این باستانشناس در ادامه همین متن به آرامگاه ناتمام داریوش سوم در برزن جنوبی هم اشارهای دارد: «پس از خشایارشا فعالیتهای ساختمانی در برزن جنوبی تا اندازهای دچار رکود میگردد تا آنکه دوباره به هنگام شهریاری اردشیر دوم به ترمیم و گسترش و تغییراتی در ساختمانهای پیشین پرداخته میشود و چنانکه دیدیم مجموعه C به همین دوران متعلق است. چنانچه مقبره نیمهتمام گوشه جنوب شرقی را بتوان به داریوش سوم منسوب دانست باید گفت در این مکان تا زمان شهریاری این شاهنشاه کم و بیش آثاری ساخته میشده است.»
تجویدی سرنوشت برزن جنوبی را با این احتمال که پیش از آتشسوزی و تخریب، غارت شده، چنین تفسیر کرده است: «به طور یقین آثار برزن جنوبی به همان ترتیب که آثار روی صفه طعمه آتش شده است بوسیله مقدونیان و مزدوران و همدستان یونانی ایشان و دیگر هم پیمانانشان ابتدا به طور کامل غارت شده و تمامی نفائس آن به یغما رفته و سپس با یک نقشه قبلی به آتش کشیده شده است. این نکته را میتوان با توسل به فقدان تقریباً کامل آثار منقول در ویرانهها بخوبی دریافت زیرا چنانچه این مکانها به طور تصادفی طعمه حریق میشد هرگز فرصت آنکه تمامی اشیاء گرانبها و دیگر وسائل زندگی را از این بناها خارج سازند به دست نمیآمد آنچه هم در خاکهای این قسمتها یافت گردیده از جمله آثاری است که یا به طور اتفاقی به هنگام غارت، از دست مهاجمان افتاده است یا آنکه به علت شکسته شدن آنها در مدت تاراج بیارزش تشخیص داده شده و به دور افکنده شده است.»
به تحقیق این باستانشناس، «آثار سکونتهای متفرق بعدی در این بخشها چندان قابل توجه نیست. آثار برزن جنوبی با توجه به دقایقی ظریف از فن شهرسازی پیریزی شده است. جهات ساختمانها همانگونه که دیدیم موازی آثار روی صفه و در جهت گسترش همانهاست. کوچهها با زوایای نود درجه به دیگر گذرها و خیابانها پیوسته گشته است و به همان طریق زوایای ساختمانها نیز همگی گونیای بسیار دقیق شدهاند. معبر بیشتر آبروها زیر کف کوچهها و خیابانها است و میتوان با توجه به چرخش آنها، اتصال میان گذرها را بخوبی در همان آغاز تشخیص داد. زمینهای مورد احتیاج برای هر ساختمان و دستگاه و تقسیمات درونی آنها بنا بر اصل نیازهای هر بخش تقسیم شده است و در نتیجه در درون هر مربع و یا مستطیل یک مجموعه پارهای از واحدها در یکدیگر ادغام شدهاند و طرح آنها در هم تألیف گشته و هر مقدار از زمینی که برای هر دستگاه مورد نیاز بوده از چهار گوشه بنای مجاور برداشت شده است. در مورد جهات بناها که بدان اشاره شد باید بیفزائیم که این میلِ بیست درجه از شمال به سمت مغرب، یک جنبه عملی بسیار حساب شده داشته است. این انحراف از جهات اصلی به هر دستگاه ساختمانی اجازه میدهد در فصول گوناگون به اندازه مطلوب از نور خورشید بهرهگیری شود. موضوع قرار گرفتن خانهها به سمت جنوب و یا رو به جهات دیگر نیز با این امر بستگی دارد و چنانچه اشکوبهای فوقانی این ساختمانها را بخاطر آوریم و ایوانها و رواقهای و پیش طرههای مربوط را بدان بیفزائیم و سایههایی که این عوامل بر بخشهای زیرین خود میافکندهاند را به نسبت فصول مختلف و بالا و پائین بودن خورشید در این ایام محاسبه نماییم، به دقت و باریکبینی معماران عصر هخامنشی بیشتر واقف خواهیم گشت. میتوان این بناها و تأسیسات را با جلوه خاص و زیبایی کمنظیر آن و کوچهها و خیابانها و گذرهای مفروش به آجر و بناهای نقاشی شده آن از ورای همین آثار باقیمانده کنونی بخوبی در خاطر مجسم نمود.»
تجویدی، برزن جنوبی در کیفیت کنونی خود را اولین نقشه جامع قسمتی از یک شهر دوران با عظمت شاهنشاهی هخامنشی معرفی کرده است.
در سالهای اخیر، مسئولان وقت میراث فرهنگی استان فارس بر آن بودند تا کاوشهای باستانشناسی در برزن جنوبی را از سر بگیرند و مسیر دسترسی به آن را برای عموم مردم باز کنند. مدیر پایگاه تختجمشید نیز چندی پیش نیز از ایده اضافه شدن مجموعه پردیس و برزن جنوبی به محور بازدید در تخت جمشید سخن گفته بود اضافه شود. به گفته محمدجواد جعفری، «برزن جنوبی یک مجموعه بسیار فاخر است که فقط متخصصان از آن اطلاع دارند و عملاً هیچکس دیگر چیزی درباره آن نمیداند.»
طبق گفته مدیر پایگاه تخت جمشید، اگر این مسیر باز شود، کتیبه داریوش، نخستین اثر قابل مشاهده خواهد بود. کتیبهای که یکی از مهمترین کتیبههای هخامنشیان بوده و دور از دید بازدیدکنندگان تخت جمشید بوده است.
عکسها از سمیه حسنلو، خبرنگار ایسنا
انتهای پیام



نظرات