از زمان قطع اینترنت، خبرگزاری ایسنا با وجود محدودیتهایی که خود نیز در دسترسی به اینترنت داشت، با انتشار گزارشها و مصاحبههای کارشناسی، به آثار قطع اینترنت و پیامدهای آن پرداخت. این گزارشها که در شرایطی که خود رسانه با مشکلات دسترسی به اینترنت روبهرو بود، منتشر شد، به پربحثترین مطالب تبدیل شد و مردم در سایۀ فقدان راههای ارتباطی، نارضایتی خود از این محدویت را در بخش نظرات خبرهای ایسنا به اشتراک گذاشتند و به گفتوگو و حتی گاهی بحث و مشاجره پرداختند؛ به شکلی که حتی تنشهای اجتماعی ناشی از این تصمیم از طریق نظرات نیز نمایان شد.
با گذشت بیش از دو هفته از قطع سراسری اینترنت در کشور، پیامدهای این تصمیم بهتدریج ابعاد گستردهتری از زندگی روزمرۀ شهروندان را تحت تأثیر قرار داده است. اینترنت که در سالهای اخیر به زیرساختی کلیدی برای ارتباطات، آموزش، کسبوکار و حتی دسترسی به خدمات عمومی تبدیل شده، حالا در نبود خود، زنجیرهای از اختلالها و چالشها را در حوزههای مختلف ایجاد کرده است؛ چالشهایی که از سطح فردی فراتر رفته و به نگرانیهای اجتماعی و اقتصادی دامن زده است، بهویژه آنکه این تصمیم بلافاصله پس از یکسری تصمیمات اقتصادی از جمله تکنرخی شدن ارز و آنچه برخی از آن تحت عنوان «جراحی اقتصادی» یاد میکنند، اتخاذ شد.
روایتهای شهروندان، نظرات مخاطبان ایسنا و... نشان میدهد که قطع اینترنت یا وصل شدن قطرهچکانی و تنها برای دقایقی محدود آن هم با هزاران زحمت و امتحان چندین فیلترشکن و پروکسی، تنها به محدود شدن ارتباطات مجازی ختم نشده و اثرات آن به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر معیشت، آموزش، سلامت روان و کیفیت زندگی افراد سایه انداخته است.
کسبوکارهای خرد در بنبست مجازی
یکی از نخستین حوزههایی که از قطع اینترنت آسیب دیده، کسبوکارهای کوچک و متوسط است و این موضوع به گواه نظرات ثبتشده پای خبرهای ایسنا، وضعیت دشواری ایجاد کرده است. قطع دسترسی به شبکههای اجتماعی پرکاربر مانند اینستاگرام و تلگرام، ضربهای مستقیم به کسبوکارهای خرد و خانگی وارد کرده است؛ کسبوکارهایی که طی سالهای اخیر با اتکا به بسترهای دیجیتال، مسیر خود را در بازار پیدا کرده بودند. برای بسیاری از این فعالان، اینستاگرام و تلگرام ویترین فروش، کانال ارتباط با مشتری، محل دریافت سفارش و حتی بستر اصلی اعتمادسازی بوده است. قطع این مسیرها، عملا به معنای حذف ناگهانی آنها از بازار مصرف است.
بخش زیادی از این کسبوکارها، فعالیت خود را بهصورت حرفهای و بلندمدت برنامهریزی کرده بودند. تولید مستمر محتوا، سرمایهگذاری زمانی و مالی روی برندسازی (ویژند)، سئو در بستر شبکههای اجتماعی (بهینهسازی محتوا برای دیدهشدن) و تعامل مداوم با مخاطب، فرآیندی بوده که طی ماهها و حتی سالها شکل گرفته است. قطع اینترنت و از دسترس خارج شدن پلتفرمها، این سرمایه ناملموس را بهطور ناگهانی بدون استفاده کرده و بسیاری از فعالان این حوزه را با احساس بیثباتی و ناامنی شغلی مواجه کرده است.
نگرانیها در آستانه نوروز
این چالشها در آستانه نوروز، ابعاد جدیتری پیدا کرده است، چنانچه بخشی از نظرات هم با اشاره به همین موضوع ثبت شدهاند، کسانی که با استیصال پای خبرهای ایسنا کامنت گذاشتهاند: «برای عید کلی جنس آورده بودم بفروشم، کلی چک دست مردم دارم، با این وضعیت بدبخت میشم». برای بسیاری از کسبوکارهای خرد، بهویژه در حوزه پوشاک، صنایعدستی، خوراکیهای خانگی، هدایا و خدمات مناسبتی، هفتههای منتهی به عید، زمان اوج فروش و تأمین بخش قابلتوجهی از درآمد سالانه محسوب میشود. اختلال در دسترسی به اینترنت در این بازه زمانی، نهتنها فرصت فروش را از آنها گرفته، بلکه برنامهریزی مالی، تأمین مواد اولیه و حتی پرداخت تعهدات را با مشکل مواجه کرده است. فعالان این حوزه نوشتهاند که از دست رفتن این «فصل طلایی»، میتواند پیامدهایی فراتر از یک افت مقطعی فروش داشته و بقای برخی از این کسبوکارها را با خطر جدی مواجه کند.
دانشجویان پای ثابت نظردهندگان
حوزه آموزش نیز از دیگر بخشهایی است که بهطور مستقیم از قطع اینترنت تأثیر پذیرفته است. اگرچه با بازگشایی تدریجی مدارس و دانشگاهها، آموزش حضوری در جریان است، اما اینترنت همچنان نقش مکمل و گاهی حتی اصلی را در فرآیند یادگیری ایفا میکند. دسترسی به منابع آموزشی، سامانههای دانشگاهی، هوش مصنوعی، ارسال تکالیف، کلاسهای آنلاین، ارتباط با استادان و حتی ثبتنامها و امور اداری، همگی به اینترنت وابستهاند. دانشجویان و دانشآموزان در این مدت با مشکلات متعددی مواجه شدهاند؛ از ناتوانی در دسترسی به منابع علمی گرفته تا اختلال در برنامهریزی تحصیلی. این وضعیت برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پژوهشگران و افرادی که پروژهها یا پایاننامههایشان نیازمند ارتباط مستمر با پایگاههای داده و مجلات علمی است، چالشبرانگیزتر بوده است و بیان این موارد یکی از پررنگترین بخش نظرات مخاطبان ایسنا بود.
بازتاب تنش اجتماعی در نظرات؛ از گله تا خشم
مرور واکنشهای مخاطبان ذیل اخبار مربوط به قطع اینترنت، از جمله خبر «نمیتوان تخمینی از زیان قطعی اینترنت داشت»، نشان میدهد که این موضوع صرفا یک مسئله فنی یا اقتصادی تلقی نشده، بلکه به بستری برای بروز نارضایتی و تنش اجتماعی تبدیل شده است. بخش عمدهای از نظرات منتشرشده، بیانگر گلهها و اعتراضهای صریح شهروندانی است که قطع اینترنت را عاملی آسیبزا برای معیشت، آموزش و زندگی روزمره خود میدانند و از پیامدهای مستقیم آن سخن گفتهاند.
در مقابل، هرچند با فراوانی خیلی کمتر، گروهی از کاربران از قطع اینترنت دفاع کرده و آن را اقدامی لازم برای حفظ امنیت کشور در شرایط بحرانی دانستهاند. این دسته از نظرات معمولا با تأکید بر اولویت امنیت ملی نسبت به منافع فردی همراه بوده و تلاش کردهاند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این تصمیم را در چارچوب شرایط خاص کشور توجیه کنند. با این حال، فاصله دیدگاهی میان این دو رویکرد بهگونهای بود که در مواردی، بحثهای شکلگرفته در بخش نظرات از گفتوگوی عادی فراتر رفته و به مشاجرههای کلامی و حتی استفاده از ادبیات تند منجر شد. تحلیل این فضای پرتنش نشان میدهد که قطع اینترنت، فراتر از اثرات مستقیم خود، به عاملی برای احساس خشم و نادیدهگرفتهشدن در میان بخشی از جامعه تبدیل شده است.
تبدیل گفتوگو به مشاجره میان موافقان و مخالفان قطع اینترنت
در این چارچوب، بازتاب نارضایتی و عصبانیت و اختلاف نظر در بخش نظرات، نشانهای از پیامدهای اجتماعی تصمیمهایی است که مستقیما با زیست روزمره مردم گره خوردهاند. هنگامی که تصمیم به قطع اینترنت بویژه بدون اقناع عمومی یا توضیح روشن دربارۀ دامنه، زمان و آثار آن اجرا میشود، بروز برداشتهای متضاد و واکنشها شدت میگیرد. بخش عمدهای از جامعه ابراز میکند که این تصمیمها را تهدیدی برای معیشت و ثبات زندگی خود تلقی میکند و بخشی دیگر آن را ضرورتی اجتنابناپذیر در شرایط خاص میداند؛ تقابلی که در نبود گفتوگوی مؤثر، به سرعت به تنش لفظی تبدیل میشود.
آنچه در بخش نظرات قابل مشاهده است بروز احساس انباشتشدهای از نارضایتی است. برای افرادی که زندگی حرفهای یا شخصیشان به اینترنت وابسته است، دفاع از «قطع اینترنت» از سوی دیگران بهمثابه نادیده گرفتن فشارهای واقعی اقتصادی و اجتماعی تلقی میشود. در مقابل، کاربرانِ موافق محدودیتها نیز گاه واکنشهای تند را نشانهای از بیتوجهی به ملاحظات کلانتر میدانند. این دوگانهسازی، فضای گفتوگو را به میدان تقابل و محلی برای مشاجره تبدیل کرده است.
مسئولان نظرات را بخوانند بد نیست!
در چنین شرایطی، بخش نظرات رسانهها کارکردی فراتر از بازخورد سادۀ مخاطبان پیدا میکند و به آینهای از وضعیت روانی و اجتماعی جامعه تبدیل میشود. افزایش ادبیات خشمآلود و گاه توهینآمیز را میتوان نشانهای از فشارهای همزمان اقتصادی، ارتباطی و ... دانست که در سایۀ قطعی اینترنت تشدید شدهاند. از این منظر، واکنشهای تند نظردهندگان، هشداری دربارۀ نیاز به بازنگری در شیوه مواجهه با مسائل حساس و پرهزینه اجتماعی است؛ مسائلی که هرچقدر با زندگی روزمره مردم پیوند عمیقتری دارند، مدیریت آنها نیز نیازمند شفافیت و گفتوگوی بیشتری است.
مرور مجموعه نظرات ثبتشده ذیل اخبار مربوط به قطع اینترنت، نشان میدهد که واکنشهای مردمی را میتوان در چند محور اصلی دستهبندی کرد؛ محورهایی که در مجموع، تصویری از تشدید فشار روانی، اقتصادی و اجتماعی در میان مردم ترسیم میکند. بخش قابل توجهی از نظرات به آسیب مستقیم به اشتغال و فعالیتهای حرفهای اشاره دارد. برخی نوشتهاند که فعالیت آنها در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، خدمات آنلاین و شرکتهای خصوصی بهطور کامل متوقف شده و ادامه این وضعیت، آنها را ناگزیر به تعدیل نیرو یا تعطیلی کسبوکار خواهد کرد.
من آدم خوبی بودم، به خاطر تو بد شدم!
در کنار این نگرانیهای اقتصادی، لایه پررنگی از فرسودگی روانی و خشم انباشتهشده در نظرات دیده میشود. جملاتی که از «آزار روح و روان مردم» یا درخواستهای عاجزانه و قسم به مقدسات برای وصل شدن اینترنت سخن میگویند، نشان میدهد که مسئله برای بسیاری از افراد از سطح نارضایتی عبور کرده و به احساس درماندگی رسیده است. برخی حتی صراحتا به تغییر نگرش خود اشاره کرده و نوشتهاند که «اگرچه پیشتر جزو معترضان نبودهاند، اما از دست رفتن درآمد و بلاتکلیفی معیشتی میتواند آنها را به صف منتقدان آینده سوق دهد»؛ نکتهای که از منظر اجتماعی، قابل تامل است.
آب و برق را هم قطع کنید!
محور دیگر نظرات، چالش با منطقِ امنیتی قطع اینترنت است. بخشی از نظرات با طرح استدلالهایی، کارآمدی این اقدام را زیر سؤال برده و تأکید کردهاند که عوامل خرابکار یا مجرمان لزوما وابسته به اینترنت نیستند. این دیدگاهها اغلب با مقایسههای کنایهآمیز همراه شده و قطع اینترنت را با محرومسازی از سایر زیرساختهای حیاتی مانند آب و برق مقایسه کرده است به شکلی که نوشتهاند: «برق و آب رو قطع کنید، چون تروریست استفاده میکنه ازشون».
از مهاجرت تا برخی مقایسهها
در نهایت، برخی نظرات پا را فراتر گذاشته و قطع اینترنت را به احساس حذفشدگی و عقبماندگی از جهان پیوند زدهاند؛ از اشاره به مهاجرت بهعنوان تنها گزینه پیش رو گرفته تا مقایسه شرایط کشور با برخی جوامع بسته. طرح ایدههایی مانند راهاندازی کارزار برای وصل شدن اینترنت نیز نشان میدهد که بخشی از مردم بهدنبال یافتن راههایی برای شنیده شدن صدای خود هستند.
هشداری برای آنان که میاندیشند
با این وجود نکته قابل توجه در بررسی واکنشها، صرفا محتوای نظرات نیست، بلکه حجم و شدت حضور کاربران در بخش نظرات یک خبر در سایت ایسنا است که خود نیز میتواند حامل معنا باشد. در شرایطی که کانالهای مختلف بیان نظر، گفتوگو و مشارکت عمومی با محدودیت مواجه شدهاند، بخش نظرات یک خبر به یکی از معدود فضاهایی تبدیل شده که شهروندان میتوانند احساسات، نگرانیها و تجربههای شخصی خود را بازگو کنند. هجوم کاربران به این بخش را میتوان نشانهای از نیاز عمیق به دیده و شنیدهشدن دانست؛ نیازی که فراتر از موضوع مشخص خبر، به وضعیت کلی ارتباطی جامعه بازمیگردد.
تمرکز احساسات عمومی در بخش نظرات رسانهها را میتوان نشانهای از انتقال بار گفتوگو به فضاهایی دانست که پیشتر چنین نقش پررنگی در این زمینه نداشتند و گاه بنابر موضوع مطرحشده در رسانه و فراگیری و حساسیت مردم نسبت به موضوع، حجم نظرات بالا میرفت. این تغییر کارکرد، اگرچه به رسانهها نقش پررنگتری در بازتاب صداهای مردمی میدهد، اما همزمان هشدار میدهد که کاهش امکان بیان آزادانه و متنوع دیدگاهها، میتواند به تراکم خشم و هیجان منجر شود. پدیدهای که مدیریت آن، نیازمند توجه جدی به سازوکارهای ارتباطی و شنیدن مطالبات جامعه پیش از تبدیلشدن به بحرانهای عمیقتر است.
انتهای پیام


نظرات