به گزارش ایسنا، عمران دسترس، مدرس دانشگاه در نگاهی به کتاب «از توسعه تا مردمسالاری: دگرگونیهای آسیای مدرن» اثر جوزف ونگ و دن اسلیتر با عنوان «عبور از غرب: آسیا، توسعه و دموکراسی در نظریه سیاسی» نوشته است: برای دههها، نظریه سیاسی و اجتماعی در مورد دموکراسی و توسعه، به شدت تحت سیطره رویکردهای غربی و الگوهای تاریخی اروپای غربی و آمریکای شمالی قرار داشت. روایت استاندارد بر این اساس استوار بود که توسعه اقتصادی منجر به ایجاد طبقه متوسط مرفه، افزایش سواد و پیچیدگی جامعه میشود، و این عوامل به نوبه خود به صورت اجتنابناپذیری جامعه را به سمت دموکراسی سوق میدهند. این الگو که اغلب به عنوان «توسعه اقتصادی، پیششرط دموکراسی» شناخته میشد، نهتنها یک نظریه، بلکه یک هنجار تلقی میشد.
بااینحال، تجربیات کشورهای آسیایی، به ویژه از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، این چارچوب نظری را به چالش کشیدند. کشورهایی مانند سنگاپور، مالزی، کرهجنوبی و تایوان، مسیرهای توسعهای پیمودند که یا دموکراسی را به تعویق انداختند (مانند سنگاپور) یا الگوی غربی را به شیوههای غیرمنتظرهای دگرگون کردند (مانند کرهجنوبی).
در اینجا است که اهمیت کار جوزف وُنگ استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات آسیایی دانشگاه تورنتو، و دَن اسلیِتر استاد برجسته علوم سیاسی در دانشگاه میشیگان، مشخص میشود. هر دو محقق از چهرههای سرشناس در حوزه سیاست مقایسهای آسیا هستند که تلاش میکنند رویکردهای درونزا برای تبیین توسعه و دموکراسی در آسیا ارائه دهند؛ رویکردهایی که نهادها، تاریخ و دینامیکهای خاص منطقه را در نظر میگیرند.

کتاب «از توسعه تا مردمسالاری» به دنبال تبیین الگوهای متفاوتی است که کشورهای آسیایی در حرکت از یک وضعیت توسعهای به یک نظام سیاسی باثبات (که لزوماً دموکراتیک نیست) طی کردهاند. استدلال محوری ونگ و اسلیتر این است که تمرکز صرف بر توسعه اقتصادی برای درک سرنوشت سیاسی یک کشور کافی نیست. در عوض، آنها مفهوم دولت رانتخوارِ نفتی را گسترش داده و بر اهمیت نهادها، ائتلافهای نخبگان و به ویژه «اقتصاد سیاسی ائتلافها» تأکید میکنند.
نویسندگان استدلال میکنند که مسیر سیاسی یک کشور آسیایی (از اقتدارگرایی تا دموکراسی یا اقتدارگرایی با ثبات) تابعی از چگونگی سازماندهی و تقسیم منابع توسط نخبگان حاکم و چگونگی پاسخ جامعه به این ترتیبات است. کتاب با بررسی دقیق موارد آسیایی نشان میدهد که نهادهای اقتدارگرا، مانند بوروکراسیهای قدرتمند و دولتهای رشدمحور، نهتنها مانع توسعه نبودهاند، بلکه در بسیاری از موارد ابزاری ضروری برای آن محسوب شدهاند. موفقیت یا شکست در گذار به دموکراسی نیز اغلب به نحوه مدیریت و تنظیم رابطه دولت با گروههای سرمایهدار و کارگری بستگی دارد، چرا که این تعاملها تعیینکننده ظرفیت نهادهای سیاسی برای اصلاحات و پاسخگویی هستند. همچنین کتاب بر تفاوتهای درون منطقهای تأکید میکند و نشان میدهد که آسیا یک کل یکپارچه نیست؛ کشورهای دارای منابع طبیعی مانند مالزی و اندونزی با کشورهای فاقد منابع مانند کرهجنوبی و تایوان تفاوتهای رادیکالی دارند که بر استراتژیهای نخبگان برای حفظ قدرت یا انجام گذار سیاسی تأثیر مستقیم میگذارد. این تحلیلها تصویر پیچیده و چندلایهای از رابطه اقتدارگرایی، توسعه و دموکراسی در آسیا ارائه میدهند.
اسلیتر و ونگ درنهایت نشان میدهند که دموکراسی به ندرت نتیجه صرف توسعه اقتصادی است؛ بلکه یک نتیجه سیاسی است که از طریق مذاکرات، مقاومت و گاهی اوقات، تغییر ائتلافهای نخبگان به دست میآید.
انتشار این اثر با ترجمه رحمن قهرمانپور که پیش از این کتابهای بسیاری در همین زمینه در نشر روزنه منتشر کرده، گامی مهم در غنیسازی ادبیات علوم سیاسی و مطالعات منطقهای در ایران است. اهمیت این ترجمه در این است که این امکان را فراهم میکند تا خوانندگان ایرانی بتوانند از منظر آسیا به مباحث توسعه و دموکراسی نگاه کنند و از محدودیتهای پارادایم صرفاً غربی فراتر روند.
کتاب «از توسعه تا مردمسالاری» به طور مستقیم درباره ایران نیست، اما آموزههای آن، بهویژه در مورد کشورهای دارای اقتصاد رانتی و وابسته به منابع طبیعی مانند مالزی و اندونزی، میتواند برای تحلیل وضعیت ایران روشنگر باشد. ایران، به عنوان کشوری با اقتصاد نفتی رانتی و مردمسالاری ناقص، با چالشهایی مشابه در گذار سیاسی روبهرو است: درآمد نفتی به نخبگان این امکان را میدهد که با دورزدن نیاز به مالیاتگیری از طبقات مولد، ائتلافهای سیاسی خود را شکل دهند و نارضایتیها را از طریق توزیع منابع مدیریت کنند، امری که تمایل به دموکراسی را تضعیف میکند. ساختار اقتصاد سیاسی رانتی همچنین رابطه دولت با بخش خصوصی را به سمت وابستگی متقابل سوق میدهد و استقلال رقابتی لازم برای شکلگیری یک جامعه مدنی قدرتمند را محدود میکند. بنابراین، اسلیتر و ونگ بهطور ضمنی نشان میدهند که امید صرف به رشد اقتصادی نمیتواند ضامن دموکراسی در ایران باشد؛ بلکه تغییر در ساختار اقتصادی، بازنگری در ائتلافهای قدرت و کاهش نقش رانت نفتی در شکلدهی سیاست، ممکن است مسیر را برای تحقق مطالبات سیاسی مردمسالارانه هموار کند.
«از توسعه تا مردمسالاری» یک اثر ضروری برای هر دانشجو، محقق و شهروندی است که به درک مسیرهای جایگزین برای توسعه و دموکراسی علاقهمند است. این کتاب نهتنها تاریخ آسیا را توضیح میدهد، بلکه مهمتر از آن، زبان و ابزارهای تحلیلی جدیدی برای فهم سیاستهای در حال تغییر جهان به ما ارائه میدهد که دیگر نباید در چارچوبهای فکری ساختهشده در قرن گذشته محبوس بمانیم.
انتهای پیام


نظرات