• جمعه / ۱ اسفند ۱۴۰۴ / ۲۰:۵۵
  • دسته‌بندی: دین و اندیشه
  • کد خبر: 1404120100319
  • خبرنگار : 99999

وقتی از «منجی» حرف می‌زنیم از چه سخن می‌گوییم؟

وقتی از «منجی» حرف می‌زنیم از چه سخن می‌گوییم؟

هنگامی که از «منجی» حرف می‌زنیم درباره‌ی چه چیزی سخن می‌گوییم؟ به این معنا که سخن‌گفتن از منجی به معنای ایستادن بر روی چه زمینی است و چه دلالت‌هایی دارد؟

به گزارش ایسنا، محمدحسین برخ (دانشجوی دکتری فلسفه) در متنی که در اختیار این خبرگزاری گذاشته، نوشته است: مارتین هایدگر، فیلسوف آلمانی، واپسین گفته‌های خویش را با مجله‌ی «اشپیگل» در میان گذاشت. برجسته‌ترین جمله‌ی این مصاحبه‌ی معروف پیرامون «نجات» شکل‌ گرفته است: «Nur noch ein Gott kann uns retten » (ترجمه: تنها یک خدا می‌تواند ما را نجات دهد). واپسین گفته‌های هایدگر در قالب مصاحبه با یک رسانه‌ی خبری پیرامون «نجات» و آغاز به کار من با یک رسانه‌ی خبری با نوشته‌ای پیرامون «منجی» خالی از مطایبه نیست، اما باید از مطایبه گذشت و به موضوع پرداخت: درباره‌ی «retten» چه می‌توانیم بگوییم؟ هنگامی که از «منجی» حرف می‌زنیم درباره‌ی چه چیزی سخن می‌گوییم؟ به این معنا که سخن‌گفتن از منجی به معنای ایستادن بر روی چه زمینی است و چه دلالت‌هایی دارد؟ هرگونه تحویل موضوع به اموری از قبیل تاریخ و گذشته‌ی فرهنگی یک قوم یا خصایل ملّی که بر مبنای روان‌شناسی جمعی و نوعی تاریخ فرهنگ‌نویسی استوار است در پاسخِ این پرسش به‌مثابه‌ی بیراهه است.

چرا و چگونه ملّتی «منجی» پیدا می‌کند؟ یک پاسخِ سردستی به این پرسش همواره این بوده که پیدایی «منجی» ناشی از حضور در موقعیتِ «ناتوانی رهیدن از وضعیت کنونی» است. هنگامی که قوم بنی‌اسرائیل به دست فرعونِ آن عصر به بردگی کشیده شده و هیچ منفذی برای برون‌شد از این موقعیت قابل تصویر نبود، ایده‌ی «منجی» خود را نشان داد و سفر خروج به عنوان برگ دوم تاریخ بنی‌اسرائیل، پس از سفر پیدایش، ورق خورد.

بر همین اساس می‌توان مفهوم منجی را کمی ژرف‌تر نگریست: منجی به‌معنای ورق‌خوردن صفحه‌ی تاریخ است: هنگامی که تاریخی به پایانِ خود می‌رسد و این ضرورتِ ناگزیر خود را در هیأتِ ضرورتِ تورق برایِ ملّتی نمودار می‌کند منجی پدیدار می‌شود.

با کنارِ هم گذاشتن موارد متعدد تاریخی معمولاً به‌سرعت اینطور نتیجه می‌گیرند که باور به «منجی» در معنایِ عام کلمه، باوری همگانی، جهان‌شمول و قابل دفاع است؛ اما اگر سخن فراتر از قابلِ دفاع‌بودن باور باشد چه؟ آیا می‌توان از دریچه‌ای دیگر به عمومیت پدیدار «منجی» در طولِ تاریخ بشر نگریست؟ بیاییم توانِ خود را در این نحوه‌ی دگرگون نگریستن محک بزنیم و یک‌بار دیگر از خود بپرسیم: «معنایِ تعدد منجی در فرهنگ‌ها و ملل مختلف چیست؟»، «آیا چنین نیست که منجی ضرورتاً با تاریخ پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارد؟» و این یعنی: «آیا نه چنین است که منجی نه در لحظات پایانیِ تاریخ، بلکه درست در لحظه‌ی آغازین آن ظهور می‌کند؟»

دَربی را تصور کنید که با لولا به چهارچوبی متصل شده است، چهارچوب در دل دیوار قرار گرفته و دیوار خود از یک‌سو بر پِی تکیه دارد و از سویی دیگر سقف را مهار کرده است. پِی اما بارِ خود را روی زمین گذاشته است. می‌توان گفت که زمین در نهایت بارِ تمام خانه را به‌دوش می‌کشد، اما این تعبیر بسیار شاعرانه‌تر از این حرف‌ها است. آنچه از ملات که این خانه را بر افراشته از جایی جز زمین فراهم نشده است، تنها از گوشه‌ای به گوشه‌ی دیگر و از صورتی به صورتِ دیگر درآمده است. پس نمی‌توانیم «لولا» را به نحو پیامدی ضروری به زمین مرتبط کنیم. آنچه «لولا» به‌نحو پیامدی ضروری، از آغاز بدان مرتبط است «پِی» خانه است. درست از لحظه‌ای که پِی افکنده می‌شود، «لولا» به مثابه‌ی جزء و عنصری ضروری حضور دارد تا با آویختن درب به چهارچوب، میان اهل و نااهل، میانِ کسان و ناکسان و میانِ دوستان و دشمنان فرقی فارق نهاده باشد، زمین اما با همه‌ی اینها در عینِ خویشاوندی، بیگانه است.

 از این رو در فرهنگ تشیع نیز نخستین‌بار که با «منجی» به‌نحوی روایی آشنا می‌شویم هنگامی است که «درب» خاصیّت اساسی خود را در فرق‌نهادن میانِ مدلولِ محوری حدیث «لولاک[۱]»، همسر ِبزرگ‌ترین «فاروق[۲]» و نااهلان و ناکسان از دست می‌دهد. شکسته‌شدنِ درب، اینجا دقیقاً به‌معنای «دیگر خانه‌نبودنِ خانه» است، چنانکه در زبان فارسی نیز وقتی می‌خواهیم درباره‌ی خانه‌ای که خانه نیست سخن بگوییم آن را «بی‌در و پیکر» می‌نامیم. 

بر همین اساس، همانطور که یک خانه از آغاز برای گذاشتن درب و چهارچوب ساخته می‌شود، یک تاریخ و به‌این معنا یک ملّت هم از آغاز برایِ ظهور منجی، آنکه میانِ حق و باطل، میان خودی و ناخودی، میان کس و ناکس فرق می‌گذارد زاده می‌شود، با این تفاوت که موجودیّت ملّت، و این یعنی موجودیّت انسان، برخلاف موجودیّت خانه، چیزی نیست که همه‌ی اجزاء آن در یک زمان حاضر باشد، بلکه انسان، در همبستگی کامل با «زمان» ذاتی متصل، اما بی‌قرار (غیرِ قارّ الذات) است. از این رو آینده و پایان همواره شرطِ اساسی و بنیادین ظهور او به عنوان چنین موجودیتی است.

حال پرسش اساسی اینجا است: «آیا می‌توان از خانه بیرون آمد؟» به عبارتی دیگر آیا پرسش، برخلافِ کنجکاوی معمول، که احتمال سکونت بر سیارات دیگر را مورد بررسی قرار می‌دهد، این نیست که «آیا سکونت بر رویِ زمین ممکن است؟» این همان معنایی است که در ابتدایِ سوره‌ی قصص، هنگامی که سخن از «منجی» بنی‌اسرائیل به میان می‌آید به‌مثابه‌ی بنیادی‌ترین معنای نجات از آن سخن گفته می‌شود «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (قصص: ۵)؛ معنایی که در سوره‌ی انبیا نیز مرتبت کانونی خود را پس از «ذکر» نشان می‌دهد: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (انبیا: ۱۰۵). از این رو مسئله‌ی منجی همواره با مسئله‌ی «زمین» به گونه‌ای مینوی گره خورده است. کار منجی مهیا کردن امکان سکونت بر روی زمین است. اما مگر ما هم‌اکنون و پیشاپیش خود را ساکنان زمین نمی‌دانیم؟ آیا ما به‌راستی ساکنان زمینیم؟ بهتر است هر نوشته‌ای با پرسشی گشوده خاتمه پیدا کند: «معنای سکونت بر روی زمین چیست؟»

[۱] یا أَحْمَدُ! لَوْلاک لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاک، وَ لَوْلا عَلِی لَما خَلَقْتُک، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکما (میرجهانی، جنة العاصمة، ۱۳۸۴ش، ص۲۸۳و۲۸۴؛ بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم، ۱۴۱۳ق، ج۱۱، ص۴۳؛ انصاری زنجانی، الموسوعة الکبری عن فاطمة الزهراء، ۱۴۲۸ق، ج ۲۰، ص۵۱۶.)

[۲]  یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ وَ أَنْتَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ (عیون أخبار الرضا علیه السلام، جلد‏۲ ، صفحه ۶ - بحار الأنوار، جلد ‏۳۸، صفحه ۱۱۱)

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha