به گزارش ایسنا، عمران دسترس، مدرس دانشگاه در نگاهی به کتاب «فلسفه حماقت» تازهترین اثر لارس اسوندسن، فیلسوف نروژی، با عنوان «کالبدشکافی بلاهت در عصر مدرن» نوشته است: در جهان پرهیاهوی امروز، که به نظر میرسد مرز میان آگاهی و توهم بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشر محو شده است، انتشار اثر تازه لارس اسوندسن با عنوان «فلسفه حماقت» (حماقت، بلاهت و احمقان ابله)، نه یک رخداد کتابشناختی ساده، بلکه یک ضرورتِ فوریِ فکری است. اسوندسن، فیلسوف نروژی که پیش از این با کالبدشکافی مفاهیمی چون ترس، تنهایی، دروغ و ملال، راه خود را به کتابخانه ذهنی مخاطبان فارسیزبان گشوده بود، در این اثر جدید که با ترجمه احمد امیرخلیلی و از سوی نشر خوب روانه بازار شده، دست روی ریشهایترین گسلِ زیستِ جمعیِ ما گذاشته است. او در مقدمه اختصاصی و صمیمانهای که برای ترجمه فارسی نگاشته، با ابراز خرسندی از اینکه اندیشههایش از جغرافیای سرد نروژ تا متن فرهنگ ایرانی سفر کردهاند، اشاره میکند که حماقت، برخلاف بسیاری از پدیدههای تمدنی، زبانی جهانی و جهانشمول دارد و هیچ مرز جغرافیایی یا فرهنگی نمیتواند مدعی مصونیت در برابر آن باشد: «امیدوارم این کتاب در ایران خوانندگان زیادی پیدا کند؛ نه به این دلیل که پاسخهای نهایی را ارائه میدهد؛ تنها به این دلیل که دعوتی است به تفکر و اندیشیدن. حماقت موضوعی است که همه ما را درگیر میکند و به همین دلیل خوشحالم که گفتوگو درباره آن از این روزنه فکری به فارسی ادامه مییابد. افتخاری است که در تداوم فرهنگ زنده فکری در ایران، میتوانم سهمی هرچند اندک داشته باشم.»
اهمیت بنیادی این کتاب در آن است که اسوندسن حماقت را نه به مثابه یک نقص فیزیولوژیک یا کمبود ضریب هوشی، بلکه به عنوان یک «رذیلت اخلاقی» و یک «انتخاب معرفتشناختی» تعریف میکند. او میان نادانی (Ignorance) و حماقت (Stupidity) تمایزی قاطع قائل میشود. از نظر او، نادانی حالتی طبیعی است که با آموزش و دسترسی به اطلاعات رفع میشود، اما حماقت نوعی مقاومتِ فعال و ارادی در برابر حقیقت است. در منظومه فکری او، حماقت نوعی بستهبودنِ ارادیِ ذهن در برابر واقعیت است؛ حالتی که در آن فرد ترجیح میدهد در پیله پیشفرضهای صلبِ خود باقی بماند تا اینکه با حقیقتِ لغزنده، پیچیده و گاه دردناک مواجه شود. این اثر در واقع تکملهای حیاتی بر منظومه فکری پیشین اوست؛ اگر اسوندسن در «فلسفه دروغگویی» از زوال حقیقت میگفت و در «فلسفه آزادی» از اراده فردی، در اینجا نشان میدهد که چگونه حماقت میتواند هم حقیقت را ببلعد و هم آزادی را به مسلخ ببرد، چرا که انسان احمق، حتی در غیابِ مستبدان، برده پیشداوریهای خویش است.

نویسنده با ظرافتی ستودنی به بررسی تاریخی مفهوم بلاهت میپردازد و از آرای فیلسوفانی چون امانوئل کانت، هانا آرنت و تئودور آدورنو بهره میگیرد تا نشان دهد که چگونه حماقت میتواند در قلبِ تمدن رسوخ کند. او به ما یادآوری میکند که فاجعههای بزرگ بشری نه صرفاً توسط «شرورهای نابغه»، بلکه اغلب توسط تودهای از «احمقان ابله» رقم خوردهاند که قدرتِ تفکرِ انتقادی و تواناییِ دیدن جهان از دریچه چشم دیگری را از دست داده بودند. اسوندسن استدلال میکند که حماقت یک نوع «تنبلی فکری» است که فرد را از مسئولیتِ قضاوتکردن معاف میکند. در فصول مختلف کتاب، او به زیبایی تبیین میکند که چگونه دنیای مدرن، با ایجاد اتاقهای پژواک در فضای مجازی، به بلاهت مشروعیت میبخشد. او هشدار میدهد که خطر اصلی در سال ۲۰۲۴ و پس از آن، نه نادانیِ سادهلوحانه، بلکه حماقتِ متکبرانهای است که خود را در پشت نقاب تخصص، دادههای آماری یا تعصبات گروهی پنهان میکند.
یکی از درخشانترین بخشهای کتاب، تحلیل اسوندسن از رابطه میان «قدرت» و «حماقت» است. او معتقد است که قدرت تمایل دارد فرد را احمق کند، زیرا فرد قدرتمند نیازی به گوشدادن به دیگران یا اصلاح عقاید خود نمیبیند. اینجا است که حماقت به یک خطر سیاسی تبدیل میشود. نویسنده با نگاهی به کارنامه فکری خود در آثاری چون «فلسفه ترس» و «فلسفه شر»، نشان میدهد که چگونه حماقت بستر اصلی رشد رادیکالیسم و نابردباری است. او به مخاطب نهیب میزند که حماقت صرفاً یک ویژگی شخصی نیست، بلکه یک اپیدمی اجتماعی است که میتواند دموکراسیها را از درون تهی کند. برای مخاطب ایرانی که با آثار قبلی او زندگی کرده، این کتاب مانند قطعه گمشدهای از یک پازل است که توضیح میدهد چرا با وجود آگاهی از ترس و دروغ، باز هم در تلههای تکراری تاریخ گرفتار میشویم.
آنچه «فلسفه حماقت» را متمایز میکند، لحنِ بدون تعارف و صریح آن است. اسوندسن ابایی ندارد از اینکه اشاره کند حتی فیلسوفان و دانشمندان نیز میتوانند در زمره احمقان قرار گیرند، اگر صفتِ «گشودگی به نقد» را از دست بدهند. او با استفاده از منطق ریاضی و مثالهای عینی نشان میدهد که حماقت چگونه هزینههای اقتصادی و اجتماعی سنگینی به جوامع تحمیل میکند. کتاب آینهای است که در آن، مخاطب نهتنها با «احمقان ابله» در دنیای بیرون و در لابهلای اخبار سیاسی، بلکه با لایههای پنهانِ بلاهت در ساختار فکری و رفتارهای روزمره خویش نیز روبهرو میشود. او از ما میخواهد که شجاعتِِ «فکرنکردن به شیوه توده» را پیدا کنیم و در برابر وسوسه سادهسازیِ مسائل پیچیده مقاومت کنیم.
اثر تازه اسوندسن فراخوانی است برای بازگشت به تواضعِ معرفتی و اخلاقِ تفکر. در جهانِ پر از عدم قطعیت امروز، این کتاب به ما میآموزد که نخستین گام برای رهایی از چنگالِ بلاهتِ سازمانیافته، پذیرشِ امکانِ احمقبودن است. یادداشت صمیمانه او برای خوانندگان فارسیزبان، گویای این حقیقت است که فلسفه در پی یافتن پاسخهای قطعی و خشک نیست، بلکه نوری است که بر تاریکخانههای ذهن میتابد تا شاید راهی برای خروج از بنبستِ حماقت بیابیم. «فلسفه حماقت» صرفاً کتابی برای خواندن نیست، بلکه ابزاری برای جراحی ذهن است؛ دعوتی است به بیداری در عصری که خوابرفتن در آغوش بلاهت، راحتترین گزینه روی میز است.
انتهای پیام


نظرات