به گزارش ایسنا، محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده و چهره فقید فرهنگی در کتاب «روزها» که زندگینامه خودنوشت اوست، درباره آیین سحری در ماه رمضان در ندوشن یزد آورده است: «تفاوتی که در رمضان از این حیث (غذا) پدید میآمد آن بود که لااقل در سحر یک غذای پختنی بود. آخر شب، دیگ را میگذاشتند که برای سحر آماده بشود. ما نیز مانند کسان دیگری که در دِه ساعت داشتند (و تعداد آنها در تمام کبوده بیش از پانزده نبود) ساعت خانه را کوک میکردیم. مادرم و معصومه، سحر بلند از خواب برمیخاستند. من نیز با آنکه خوابآلوده بودم دوست میداشتم که بیدار شوم. صدای مناجات از گلدستۀ دِه بلند بود. بعضی کسان دیگر نیز تک و توک از پشتبامهای خود چیزهایی به صدای بلند میخواندند. آب جوش و چای بود و آنگاه سحری، که من در خوردن سحری شرکت مختصری داشتم.
مادرم باز قسمت عمدۀ وقت خود را به دعا میگذراند. درست برخلاف آن زاهدی که در گلستان وصفش آمده، نماز و دعا را طولانی میکرد و خوردن را کوتاه.
صدای تیر اوّل که میآمد میبایست در خوردن عجله کرد و با شنیدن صدای تیر دوّم متوقّف ماند. این همّت دو سه جوان داشمشدی دِه بود که ساعت بغلی داشتند و ساعات شامگاه و صبحگاه را که آغاز افطار و پایان سحری بود با صدای تیر اعلام میکردند؛ از آن سر پرهایی که کهنه و باروت توی آن میانباشتند و فقط صدا داشت.
هر چند برای بچّه، بیدار شدن کار آسانی نبود ولی سحر روحانیتی داشت. مادرم پس از اتمام مراسم سحری برای نماز صبح به مسجد میرفت. میل داشت که مرا هم با خود ببرد و من نیز گاهبهگاه او را همراهی میکردم.»
انتهای پیام
سحرهای آن روزها
«صدای تیر اوّل که میآمد میبایست در خوردن عجله کرد و با شنیدن صدای تیر دوّم متوقّف ماند. این همّت دو سه جوان داشمشدی دِه بود که ساعت بغلی داشتند و ساعات شامگاه و صبحگاه را که آغاز افطار و پایان سحری بود با صدای تیر اعلام میکردند.»
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.


نظرات