• جمعه / ۸ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۲:۲۲
  • دسته‌بندی: تجسمی و موسیقی
  • کد خبر: 1404120804608
  • خبرنگار : 71625

مرثیه‌ای که «بنان» برای بعد از مرگش خواند!

مرثیه‌ای که «بنان» برای بعد از مرگش خواند!

آواز بنان اعجاز خاصی دارد، گویی آدمی را جادو می‌کند. صدای بنان و موسیقی‌اش نوع خاصی از ایرانی بودن را به آدم منتقل می‌کند. صدای او چونان یک بعدازظهر خنک بهاری است، آن دم که ماهی‌ها در حوض وسط حیاط شنا می‌کنند، پنجره اتاق‌ها باز است و از رادیو صدای گرم او به گوش می‌رسد.

به گزارش ایسنا، امروز چهلمین سالگرد کوچ یکی از ماندگارترین خوانندگان ایرانی است، فردی که صدای نرم و آرامش‌بخش او برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران ثبت شده و ماندگارترین آثار موسیقی را رقم زده است.

صدای بنان ساده، بی‌تکلف، دور از هیاهو و تحریرهای پرسر و صداست ولی در عین سادگی چونان دل‌نشین و به درستی می‌خواند که در عمق جان نفوذ می‌کند.

یکی از برترین آثار بنان قطعه «کاروان» است. زمانی که او «کاروان» را خواند، کمتر کسی گمان می‌کرد این قطعه به یکی از نمادهای موسیقی اندوه در ایران بدل شود. این اثر با آهنگسازی روح‌الله خالقی و شعری از رهی معیری، در بستر فعالیت‌های انجمن موسیقی ملی و سپس برنامه گل‌ها شکل گرفت؛ جریانی که هدفش ارتقای موسیقی دستگاهی و پیوند آن با شعر فاخر فارسی بود.

گفته می‌شود «کاروان» از نظر ساختار ملودیک، بر پایه‌ فضای تغزلی و تأملی دستگاه همایون حرکت می‌کند؛ دستگاهی که ظرفیت بیان حسرت و تأمل فلسفی را دارد. جمله‌ معروف بنان «کاروان را برای بعد از مرگم خوانده‌ام»، اگرچه بار عاطفی دارد، اما از منظر تاریخی نیز قابل فهم است: او به‌خوبی می‌دانست که این اثر، به سبب هم‌نشینی شعر، ملودی و نحوه‌ بیان، فراتر از زمانه‌ خود خواهد رفت.

بنان ممکن است در ذهن عده‌ای برای اجرای آثار غمگین خود شناخته شود اما از زمانی به بعد او تصمیم گرفت اجرای این نوع آثار را کنار بگذارد. درحقیقت تصادف و آسیب‌دیدگی چشم او در دهه ۱۳۳۰، و سفر درمانی به خارج از کشور و بازگشت او، هم‌زمان شد با نوعی بازاندیشی در مسیر هنری‌اش. بنان در گفت‌وگوهایی تأکید می‌کرد که می‌خواهد از فضای صرفاً اندوه‌محور فاصله بگیرد و به سراغ آثاری با وزن شادتر و مضامین امیدوارکننده برود. این موضع، در بستر تحولات اجتماعی دهه ۴۰ قابل تحلیل است؛ دوره‌ای که موسیقی شهری ایران میان سنت و تجدد در نوسان بود. او که در خانواده‌ای اشرافی و اهل هنر پرورش یافته و آموزش موسیقی را نزد استادانی چون مرتضی نی‌داوود آغاز کرده بود، به‌خوبی می‌دانست که موسیقی نمی‌تواند نسبت به حال‌وهوای جامعه بی‌اعتنا بماند.

با این حال او در اواخر عمرش و پس از آن تصادف که به افسردگی مبتلا شده بود، دلبستگی عمیقی به قطعه «رؤیای هستی» پیدا کرده بود که می‌توان آن را نشانه‌ای از تأملات درونی‌اش دانست. بنان در این دوره، با محدودیت‌های جسمی و کاهش فعالیت روبه‌رو بود و طبیعی است که قطعه‌ای با بار فلسفی و تأمل‌برانگیز، بیش از پیش با وضعیت روحی‌اش هم‌خوان شود. گریستن با یک قطعه، برای خواننده‌ای که سال‌ها احساس را با انضباط فنی مهار کرده بود، معنایی فراتر از واکنش عاطفی ساده دارد؛ گویی مواجهه‌ای شخصی با کارنامه‌ خویش است.

آثار به‌جامانده از بنان را حدود ۳۵۰ قطعه برآورد کرده‌اند؛ بخشی از آن‌ها در آرشیو رادیو و مجموعه‌های خصوصی باقی مانده و هنوز به‌طور کامل منتشر نشده است. این گنجینه نه‌تنها شامل تصنیف‌ها است، بلکه آوازهای بداهه در دستگاه‌های مختلف را نیز دربرمی‌گیرد؛ آثاری که برای پژوهش در شیوه‌ خوانندگی نیمه نخست قرن چهاردهم خورشیدی اهمیت بنیادین دارند.

در نهایت، نام بنان با یک ویژگی متمایز گره خورده است: «وقار در اجرا». صدایی مخملین، تلفیقی دقیق از شعر و موسیقی، و درکی عمیق از سکوت و مکث. در سالروز درگذشتش، شاید بتوان گفت آنچه از او مانده، تنها چند تصنیف مشهور نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش نسبتِ خواننده با شعر، با جامعه و با خویشتن است. «کاروان» همچنان می‌گذرد، اما صدای بنان، در حافظه‌ی تاریخی موسیقی ایران ایستاده است.

در این قسمت می‌توانید قطعه «کاروان» را گوش کنید: 

انتهای پیام 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha