به گزارش ایسنا، اخیرا به علت برخورد موشک در میدان فردوسی در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، گفته میشود ترکشهایی متوجه مجسمه میدان فردوسی اثری از استاد ابوالحسن خان صدیقی، پدر مجسمهسازی نوین ایران شده است.
این درحالی است که مجسمه فردوسی در این میدان با بیمهریهایی روبهرو بوده است. این مجسمه حتی چند سال پیش قرار بود توسط متخصصان ایتالیایی به واسطه شستوشوی غیراصولی مرمت شود اما در نهایت مشخص نشد که آیا این مرمت صورت گرفت یا نه. حتی در همان زمان مطرح شد که بهتر است این مجسمه به واسطه ارزش تاریخی و هنری که دارد از میدان به مکانی امن جهت مراقبتهای بهتر منتقل شود.
در نهایت اما این اقدامات صورت نگرفت و حتی پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه، اکنون شاهد بیدفاع بودن این مجسمه در میدان فردوسی هستیم.
البته این تنها مجسمه شهری نیست که در بحبوحه جنگ در خطر است، بلکه بسیارند مجسمههایی که در این شرایط هیچ دفاعی ندارد و مشخص نیست سازمان زیباسازی شهر و شهرداری چه برنامهای برای حفاظت از آنها دارند.
در این راستا تصمیم گرفتیم گفتوگویی با بهداد لاهوتی داشته باشیم و نظر او را درباره این مسئله جویا شویم.
این هنرمند مجسمهساز در گفتوگو با ایسنا درباره امکان حفاظت از مجسمههای شهری در شرایط جنگی توضیح داد: پروتکلهای مشخصی برای حفاظت از آثار فرهنگی وجود دارد؛ این دستورالعملها برای موزهها بهصورت جداگانه و برای آثار شهری نیز پیشبینی شدهاند، اما باید توجه داشت که آثار شهری ماهیتی متفاوت دارند و معمولاً مانند ساختمانها در فضای باز قرار گرفتهاند و امکان حفاظت کامل از آنها بسیار محدود است.
او با اشاره به تجربه کشورهایی مانند اوکراین در جریان جنگ، گفت: در برخی شهرها اقداماتی مانند بستهبندی و پوششهای حفاظتی انجام شد تا حداقل از شدت آسیبها کاسته شود. در مورد مجسمههای شهری نیز میتوان تمهیداتی مانند قراردادن کیسههای شن یا ایجاد موانع چوبی و حفاظهای موقت را در نظر گرفت، اما این اقدامات زمانبر است و در شرایطی که ناگهان اتفاقی رخ میدهد، اجرای کامل و اصولی آنها دشوار خواهد بود.
لاهوتی افزود: اگر شهرداری بتواند برآورد هزینه و برنامهریزی لازم را انجام دهد، اجرای چنین تمهیداتی میتواند کمککننده باشد، اما واقعیت این است که این موضوع را نمیتوان در عرض چند روز بهصورت کامل و بینقص اجرا کرد؛ مگر به شکل جهادی و فوری که طبیعتاً صددرصد هم کارآمد نخواهد بود. در مجموع باید گفت مجسمههای شهری، مانند سایر عناصر کالبدی شهر، در زمان جنگ عملاً بیدفاع هستند.
این هنرمند درباره امکان جابهجایی مجسمهها به مکانهای امن نیز توضیح داد: جابهجا کردن چنین آثاری معمولاً آخرین راهکار است و حتی میتواند خطر بیشتری نسبت به ماندن در محل داشته باشد. بسیاری از این مجسمهها چندین تُن وزن دارند؛ برای نمونه برخی آثار شاخص شهری بین هشت تا ۱۰ تُن وزن دارند. انتقال چنین حجمی نهتنها دشوار است، بلکه احتمال آسیب جدی به اثر را افزایش میدهد. افزون بر آن، این پرسش مطرح است که انتقال به کجا و با چه تضمینی انجام شود؟ هیچ مکانی در شرایط جنگی تضمین قطعی برای مصون ماندن از آسیب ندارد و انتقال به پناهگاه یا تونل نیز عملاً برای چنین ابعادی امکانپذیر نیست.
لاهوتی با اشاره به تجربه جنگ ۱۲ روزه اخیر گفت: متأسفانه ما تنها چیزی که نداریم، تجربهاندوزی از این اتفاقات است. پس از آن رویداد نیز اقدام مشخص و منسجمی در حوزه حفاظت از آثار شهری صورت نگرفت. من مدتهاست درخواست دیدار با مسئولان حوزه زیباسازی را مطرح کردهام، اما تاکنون چنین امکانی فراهم نشده است. در حالی که این حوزه مستقیماً با آثار هنری شهری مرتبط است و طبیعی است که باید از ظرفیت متخصصان بهره گرفته شود.
او ادامه داد: در جمعهای تخصصی مانند شورای تجسمی یا خانه هنرمندان این دغدغهها مطرح میشود و تذکرات داده شده است، اما واکنش مؤثری دیده نمیشود. ما متخصصانی داریم که میتوانند در چنین شرایطی کمک کنند و حتی آمادهایم در صورت درخواست شهرداری، کارگروهی تخصصی تشکیل دهیم تا راهکارهای عملی ارائه شود؛ شاید همه راهحلها صددرصد مؤثر نباشد، اما میتوان از میزان آسیب کاست.
این مجسمهساز تأکید کرد: اصل ماجرا به «دغدغه» بازمیگردد؛ به جز دغدغه حفظ جان شهروندان، دغدغه حفاظت از آثار هنری و دغدغه صیانت از فضای شهری. اگر این حساسیت در مدیریت وجود داشته باشد، هماهنگی با متخصصان نیز شکل میگیرد. در غیر این صورت، طبیعی است که اقدامی هم رخ ندهد.
لاهوتی در پایان بیان کرد: ما در شهری زندگی میکنیم که از حداقل هشدارها مانند آژیر هم خبری نیست تا بتوان واکنشی نشان داد. وقتی چنین زیرساختهایی برای حفاظت از جان انسانها وجود ندارد، طبیعتاً پرداختن به حفاظت از مجسمهها دشوارتر میشود. با این حال، هیچوقت برای تجربهاندوزی و برنامهریزی دیر نیست و امید میرود مسئولان در همین روزها به شکل جدیتری به این مسائل توجه کنند.
انتهای پیام

