• جمعه / ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ / ۰۸:۳۲
  • دسته‌بندی: تجسمی و موسیقی
  • کد خبر: 1404121408453

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

در میانه دود، آوار و صدای انفجار، دوربین عکاسان خبری همچنان روشن است؛ شاهدان عینی که داوطبانه در میدان جنگ حاضر می‌شوند تا فارغ از هر نوع نگاه سیاسی، روایتگر رنج و ویرانی وطن باشند.

به گزارش ایسنا، در روزهایی که حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران ادامه دارد، عکاسان خبری در خیابان‌ها و محل‌های اصابت موشک حاضر می‌شوند تا واقعیتِ آنچه را رخ می‌دهد ثبت کنند؛ کاری که به گفته آن‌ها با خطر لحظه‌ای انفجار، فشار روانی شدید و مسئولیت روایت حقیقت همراه است. این گزارش، روایت‌ عکاس‌های خبری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) است که از ترس، خطر و در عین حال تعهد حرفه‌ای برای ثبت تاریخ صحبت کرده‌اند. 

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

تجربه تلخ ثبت «آزادی» در میان دود انفجار

داوود قهردار، عکاس خبری که در تجربه حضور در برخی از نقاط انفجار در تهران را دارد، می‌گوید که تجربه پوشش این بحران با هیچ‌یک از تجربه‌های قبلی‌اش قابل مقایسه نیست. به گفته او، بسیاری از عکاسان و خبرنگارانی که امروز در میدان حضور دارند، پیش از این هرگز با شرایطی در این ابعاد روبه‌رو نشده بودند.

او توضیح می‌دهد که خطر در چنین شرایطی دائمی است و هیچ نقطه‌ای را نمی‌توان کاملاً امن دانست. به گفته او، ممکن است گروهی از عکاسان برای ثبت تصاویر به محلی بروند و دقایقی بعد همان نقطه بار دیگر مورد هدف قرار بگیرد.

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

قهردار می‌گوید عکاسان، خبرنگاران و فیلم‌برداران رسانه‌ها در این شرایط عملاً جان خود را به خطر می‌اندازند تا بتوانند آنچه را رخ می‌دهد ثبت کنند؛ زیرا در بسیاری از مواقع اصلا مشخص نیست که هدف بعدی حمله کجاست.

او همچنین به تصویری اشاره می‌کند که از برج آزادی تهران و انفجاری در نزدیکی آن ثبت کرده است؛ تصویری که به گفته او برای بسیاری از ایرانیان دردناک بوده است. قهردار می‌گوید: «برج آزادی برای مردم ایران نمادی آشنا و خاطره‌انگیز است و دیدن صحنه‌های انفجار در نزدیکی آن برای عکاسان نیز تجربه‌ای تلخ بود.»

به گفته او، با وجود این احساسات، وظیفه عکاس خبری ثبت واقعیت است؛ حتی اگر تصویر ثبت‌شده بسیار تلخ و ناراحت‌کننده باشد. او تأکید می‌کند که «عکاسی خبری باید مستقل از ملاحظات سیاسی و اعتقادی باشد و تنها بر ثبت آنچه رخ می‌دهد تمرکز کند؛ حتی اگر شامل صحنه‌هایی از مجروحان یا کشته‌شدگان باشد.»

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

ثبت حقیقت حتی در دل ترس

هادی زند، عکاس خبری نیز معتقد است که وظیفه اصلی عکاس در چنین شرایطی ثبت واقعیت بدون جانبداری است. به گفته او، زمانی که عکاس در میدان حضور دارد، دیگر فرصت چندانی برای انتخاب یا تحلیل باقی نمی‌ماند و باید آنچه را رخ می‌دهد همان‌طور که هست ثبت کند.

او می‌گوید: «به نظر من این دقیقاً همان کاری است که باید انجام شود؛ بدون هیچ جانبداری یا طرفداری، اتفاق‌ها باید همان‌طور که هستند و به‌صورت صادقانه ثبت شوند. وقتی در میدان حضور داری، دیگر تقریباً قدرت انتخابی نداری. هر لحظه هر چیزی که اتفاق می‌افتد باید عین به عین ثبت شود و خیلی صادقانه و رک برای مخاطب پوشش داده و منتشر شود. البته گاهی همه چیز هم در کنترل ما نیست.»

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

زند در ادامه به تجربه‌ای اشاره می‌کند که هنگام عکاسی از انفجار در اطراف برج میلاد رخ داده است. به گفته او، حتی با وجود فاصله زیاد از محل انفجار، شدت موج آن به جایی که او ایستاده بود نیز رسیده است.

او می‌گوید تجربه چنین لحظه‌هایی برای عکاسان خبری با نوعی ترس همراه است؛ ترسی که بیشتر از ناشناخته بودن فضا و شرایط ناشی می‌شود. با این حال، او معتقد است کسانی که به‌طور مداوم در چنین فضاهایی حضور دارند به مرور با این شرایط آشنا می‌شوند، ولی برای عکاس‌های خبری حاضر در صحنه این شرایط ناشناخته است. 

 زند می‌گوید زمانی که موج انفجار را از فاصله دور تجربه کرد، مدام به این فکر می‌کرد که مردمی که در نزدیکی محل حادثه حضور داشته‌اند چه شرایطی را تجربه کرده‌اند. او همچنین به فشار روانی این کار اشاره می‌کند و می‌گوید گاهی عکاس حتی پشت دوربین نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به گفته او، تصور ثبت تصاویری از ویرانی یا پیکرهای مردم در کشوری که به آن تعلق دارد، تجربه‌ای است که به‌راحتی از ذهن او پاک نمی‌شود.

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

زند می‌گوید: «گاهی آدم پشت دوربین بغض می‌کند. اینکه فکر کنی به عنوان عکاس داری از بین رفتن بخشی از کشورت یا پیکرهای مردم  را ثبت می‌کنی، تأثیری بر آدم می‌گذارد که شاید به این راحتی فراموش نشود.»

با این حال، او معتقد است وقتی عکاسی تصمیم می‌گیرد دوربین به دست بگیرد، باید به انتخاب خود پایبند بماند. به گفته او، ثبت لحظه‌های مهم یکی از مسئولیت‌های عکاس خبری است و همین مسئولیت است که باعث می‌شود برخی عکاسان خطر حضور در دل حادثه را بپذیرند.

او توضیح می‌دهد که ثبت لحظه‌های انفجار و رویدادهای مهم از نظر تاریخی اهمیت دارد، زیرا معمولاً پس از مدت کوتاهی محل حادثه به فضای امنیتی تبدیل می‌شود و دیگر امکان ثبت تصاویر در همان لحظه‌های اولیه وجود ندارد.

زند در عین حال به نقش نیروهای امدادی نیز اشاره می‌کند و حضور نیروهای جمعیت هلال احمر را در مدیریت صحنه حادثه مهم می‌داند. به گفته او، این نیروها با حضور در محل علاوه بر امدادرسانی، در مدیریت استرس و جلوگیری از هرج‌ومرج نیز نقش مهمی دارند.

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

از دود خیابان انقلاب تا صحنه‌های مرگ

مجید خواهی، دیگر عکاس خبری حاضر در صحنه، تجربه خود از حضور در یکی از محل‌های حمله در تهران را روایت می‌کند. او می‌گوید همراه یکی از همکارانش با موتوری که یکی از خبرنگاران در اختیارشان گذاشته بود به سطح شهر رفتند تا وضعیت خیابان‌ها را بررسی کنند. آن‌ها از حوالی میدان هفت‌تیر عبور کردند و به سمت خیابان انقلاب و محدوده پل کالج رفتند.

به گفته او، در همان مسیر ناگهان ستون دودی بلند شد و صدای انفجار شنیده شد. زمانی که به محدوده رسیدند، بخش بزرگی از خیابان‌ها در دود فرو رفته بود و از خیابان جمهوری تا انقلاب فضای شهر به‌شدت تحت تأثیر انفجار قرار داشت.

خواهی می‌گوید مسیر رسیدن به میدان انقلاب را با تردید و نگرانی ادامه دادند. به گفته او، در آن لحظه مشخص نبود دقیقاً کدام نقطه هدف قرار گرفته و آیا امکان تکرار حمله وجود دارد یا نه. با این حال، او و همکارش به‌آرامی به سمت محل حرکت کردند.

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

به گفته او، وقتی به میدان رسیدند مشخص شد نقطه‌ای در محدوده‌ای که نیروهای پلیس حضور داشتند هدف قرار گرفته و خانه‌های مسکونی اطراف نیز آسیب دیده‌اند. او می‌گوید بخشی از محدوده کاملاً تخریب شده بود و آثار ویرانی در اطراف دیده می‌شد.

خواهی می‌گوید زمانی که به محل نزدیک شد، شیشه‌های شکسته در سطح خیابان پراکنده بود و تا وسط میدان ادامه داشت. او در ابتدا تصور می‌کرد ممکن است اجازه نزدیک شدن به محل حادثه را نداشته باشد، اما در نهایت توانست جلوتر برود و تصاویر را ثبت کند.

او می‌گوید در مسیر نزدیک شدن به محل انفجار تنها فکری که در ذهنش می‌گذشت این بود که امیدوار است با پیکر کشته‌شدگان روبه‌رو نشود و فقط بتواند خرابی‌ها را ثبت کند.

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

اما وقتی به محل رسید با صحنه‌هایی مواجه شد که نشان می‌داد برخی از قربانیان مردم عادی بوده‌اند. به گفته او، چند نفر را از محل خارج کرده بودند و او از آن‌ها عکس گرفت. در نزدیکی محل نیز خودرویی دیده می‌شد که فردی در داخل آن در حالت خمیده جان باخته بود و در خودروی دیگری نیز فردی حضور داشت که وضعیتش به‌وضوح مشخص نبود.

خواهی می‌گوید ثبت این تصاویر اهمیت زیادی دارد، زیرا به گفته او در بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی روایت‌های مربوط به ایران کمتر دیده می‌شود و در مقابل روایت‌های طرف دیگر بیشتر برجسته می‌شود.

 این عکاس می‌گوید انتشار این تصاویر می‌تواند به مخاطبان نشان دهد که در میدان چه اتفاقی رخ داده و چه کسانی تحت تأثیر این حملات قرار گرفته‌اند.

بغض پشت دوربین؛ روایت عکاسان از جنگ

عکاسی در مرز ترس و مسئولیت

آنچه در روایت این عکاسان مشترک است، ترکیبی از ترس و مسئولیت حرفه‌ای است. آن‌ها می‌گویند حضور در چنین صحنه‌هایی فشار روانی زیادی دارد، اما در عین حال معتقدند ثبت این لحظه‌ها برای تاریخ اهمیت دارد. به گفته آن‌ها، عکاس خبری در چنین شرایطی، شاهدی است که باید واقعیت را همان‌گونه که رخ می‌دهد ثبت کند؛ حتی اگر این واقعیت تلخ و دردناک باشد.

انتهای پیام