به گزارش ایسنا، زندگی روزمره، همان کاری که همیشه ساده و طبیعی به نظر میرسید، حالا زیر سایۀ سنگین جنگ و جانهایی که از دست میرود، جریان دارد؛ مردم از خانه بیرون میآیند، اما با ترس و احتیاط، مغازهها باز هستند اما حتی قفسهها نشان میدهند که یک چیزی با قبل فرق دارد؛ نه از آن شور و شوق خریدهای دقیقه نودی عید خبری هست و نه شلوغی و هیاهو مانند گذشته به شکلی است که صدا به صدا نرسد. هرکس آرام خرید خود را میکند؛ آجیل، شیرینی و میوه به اندازه وسعش میخرد و آرام راهی خانه میشود. به چشمهای آدمها که خیره میشوی، برق خوشحالیِ آمدن بهار را نمیبینی، اما هنوز میتوان امیدواری به بهبود اوضاع با فرارسیدن بهار را در چشمها دید.
برای اقلام سفره هفتسین هم بعضی مغازهها تک و توک وسایل آوردهاند، مردم نگاه میکنند، اما کمتر میخرند. برخی میگویند در این شرایط اصلا نوروز نداریم و نمیتوان شاد بود، اما دیگران میگویند نمیشود بیخیال سنت شد، نمیشود سال نو را نادیده گرفت، حتی وقتی ترس از جنگ و عواقب آن اولین چیزی است که همه به آن فکر میکنند. این کشمکش میان امید و اضطراب، میان حفظ زندگی و واقعیتِ خطر موجود، هر لحظه در کوچهها و خانهها دیده میشود.
هنوز سالِ نو آغاز نشده اما از روی نوع پیامهای تبریکی که برخی افراد برای یکدیگر ارسال میکنند و یا تماسهایی که میگیرند تا سال نو را پیشاپیش تبریک بگویند، مشخص است که برخی ترجیح میدهند امسال به خاطر جنگ، دید و بازدیدها را محدود کنند و در خانه بمانند. در نقطۀ مقابل نیز گروهی معتقدند هرچه باشد سال، نو شده است و دید و بازدیدها را نباید فراموش کرد.
بچهها که باید با شور و هیجان نوروز را تجربه کنند، امسال آرام و سر به زیر در خانه هستند؛ بازیها و خریدهای عید که برایش ذوق میکردند کم شده و لحظاتشان با اخبار جنگ گره خورده است. حالا به جای اینکه بپرسند «چند شب دیگر بخوابم و بیدار شوم، عید میشود؟» مدام درباره زمان تمام شدن جنگ سوال میکنند.
بزرگترها هم دائم میان حس مسئولیت، ترس و میل به حفظ سنتها کشمکش دارند. حتی وسایل سادۀ عید، مثل سفره هفتسین یا خرید آجیل و شیرینی، حالا با تردید و اضطراب همراه است. هر خرید کوچک یادآور محدودیتها و شرایط غیرعادی است؛ اما همزمان نمادی از ادامه زندگی و مقاومت در برابر شرایط سخت است. این تلاش برای حفظ نوروز در دل بحران، نشان میدهد که حتی در روزهای سخت، فرهنگ و سنت، نه فراموش میشوند و نه متوقف، بلکه با انعطاف خود را با شرایط جدید تطبیق میدهند.
با این حال، مردم تلاش میکنند بخشی از عید را زنده نگه دارند. حتی وقتی خیابانها و مغازهها خلوت باشند، هنوز میشود تا حدی رنگ و بوی نوروز را در خانهها دید. سفرههای هفتسین کوچک یادآور سنتی است که نباید در این روزهای جنگی از زندگی جدا شود. کودکان شاید نتوانند به خیابان بروند، اما همان سفره کوچک، همان گل یا سبزه روی میز، حس عید را به آنها منتقل میکند.
سال تحویل در چنین شرایطی همراه با نگرانی، نگاه به اخبار و تردید دربارۀ آینده، تجربهای مشترک از ترس و امید است و یادآوری میکند که زندگی ادامه دارد. این نوروز، شاید صدای خنده و رفت و آمد سالهای گذشته را نداشته باشد، شاید بازارها شلوغ نباشند و خیابانها از شور گذشته خالی باشند، اما هنوز امید دیده میشود. مردم تلاش میکنند با کوچکترین اقدامات، سنتها را حفظ کنند و به خودشان یادآوری کنند که حتی در دل بحران، زندگی ادامه دارد. نوروز امسال را از این منظر میتوان نمادی از مقاومت دانست؛ سنتی که در دل این بحران فرصت و تمرینی برای افزایش تابآوری است. نوروز دیگر فقط یک جشن نیست؛ یک تمرین جمعی برای ادامه دادن زندگی است، حتی وقتی همه چیز غیرعادی و پراضطراب است.
نوروز امسال، نمونهای از تعامل میان سنت و بحران است. این تجربه نشان میدهد که بحرانها میتوانند به شکل مستقیم هویت فرهنگی و سنتها را تحت تأثیر قرار دهند، اما نمیتوانند آنها را کاملا نابود کنند. مردم همچنان به حفظ نوروز اهمیت میدهند، اما در چارچوبی محدود و متناسب با شرایط احساسی، امنیتی و روانی خود عمل میکنند. مردم با حفظ حداقلی از آداب و رسوم، نشان میدهند که فرهنگ، حتی در بحران، قادر به تطبیق با شرایط جدید است. پیام اصلی نوروز امسال هم این است که آیینها و سنتها تنها به مراسم و نمادها محدود نمیشوند؛ بلکه نشاندهنده توانایی جامعه در حفظ هویت خود، حتی در شرایط دشوار هستند.
انتهای پیام


