علی زمانی فرد، دانشیار مرمت بناها و بافتهای تاریخی دانشگاه هنر ایران با توجه به شرایط کنونی ایران در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تخریب بیش از ١٠٠ اثر تاریخی و تهدیدهایی که درباره «تمامیت ارضی» وجود دارد، در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است:
«قرمز یا آبی باشی، بارسا یا رئال، وقتی پای جام جهانی وسط باشد، میشوی طرفدار تیم هموطن. تک تک بازیکنان تیمهای حریفت در لیگهای ملی برایت عزیز میشوند، گل به تیم حریف برایت هدف میشود و غیرتت برای تک تک بازیکنان، گل میکند. اگر اهلش باشی، این غیرت تا آنجا برایت مقدس میشود که چشمت را روی همه کاستیها و انتقامهای لیگ داخلی میبندی، فقط به برد تیم میهن، سرزمین، کشور، وطن، ملت یا هموطنت فکر میکنی.
درست مانند لحظاتی که تیم کشورت در یک میدان خارجی با تیم حریف بازی میکند و رنگ پرچمت برگونه هیجانی هموطنان خارج نشینات، گل کرده است. شادی قهرمانی، پیروزی، دفاع خوب یا بازی حرفهای از دور با آنها شریک میشوی، به شرط آنکه در آن میدان و این میدان اهلش باشی؛ نام بازیکن فوروارد تیم خودی را با فریاد زدن تشویق کنید و هربار عاشقانه پرچم تیم ملیات را که در میدان دور افتخار میزند به نظاره بنشینی، دلت بریزد و اشک شوق از چشمانت جاری شود.
قطعا چنین کنش و رفتاری نشان از پیوند مبارکی بین من و کشورم، دارد که میشود از آن به عنوان وابستگی، تعلق یا اعتقاد به «ارزشهای سرزمینی» نام برد؛ ارزشهایی که نه تنها عامل اشتراک منافع من با دیگر ساکنان امروز این سرزمین شده است، بلکه زمینه توجه جدی حفظ گذشته و آینده این سرزمین را نیز فراهم میکند. در واقع وقتی از سرزمین صحبت میشود توجه به داشتهها و ثروتهای تمدنی دیروز، امروز و آینده است که در مسیر شکلگیری، پیشرفت و تبلور خود را زندگی نسلهای مختلف نقش داشتهاند. اینچنین است که وقتی از «ایران» و «ایرانی» صحبت میکنیم، اشاره به سابقهای تمدنی دارد که تداوم و حیات طولانی خود را در گرو مجاهدتها و غیرتهای به خروش آمدۀ آنانی میداند که «ارزشهای سرزمینی» را ساخته و در حفظ ساختههای دیگر نسلها جانفشانی کردهاند، نامها و نشانهای زیادی از اسطورههای وطنی در شاهنامه فردوسی، یا در نقش برجستههای طاق بستان، از قبل از اسلام تا دوره معاصر، و به طور خاص نامآوران یکصد سال گذشته تاریخ مقاومتها و جانفشانیها در مقابل نیروهای خارجی، به جای مانده و تاریخ آنها را ثبت کرده است.
قطعا برای اهلش، چنان اشک شوقی برای هموطن پیروزت و چنین تعصب و غیرتی به ارزشهای سرزمینی، در مسیر دفاع از خاک، مردم، سرزمین، فرهنگ، منابع ملی، دانش و سربازان وطن در همه عرصهها خارج از محاسبات مادی بوده و ایستادن به پای ایران، محل شرطبندی و محاسبات فرقهای، جناح بندی سیاسی، ... برای فرار از مسئولیتهای فردی در برابر ارزش سرزمینی نیست.
اگر اهلش باشی، نگاه انتقادی به جریان مدیریتی کشور و کینهورزی نسبت به فلان شکست در زندگی فردی و اجتماعی تحت تأثیر بیعدالتی، ظلم یا تضییع حقوقی عاملی نمیشود تا با نادیده گرفتن مسئولیتت در برابر ارزشهای وطنی، در سمتی قرار بگیری که دشمن سرزمینت به بیش از ۱۰۰ اثر تمدنی و میراث ملی کشورت به بهانههای مختلف تعدی کند. دشمنی که این روزها از کینه ۲۰۰۰ ساله، تمدن غرب نسبت به تمدن ایرانی پرده برداشت و این فرصت را برای انتقامجویی از ایران مقتدر دوره ساسانی غنیمت شمرد. (اشاره به توییت لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی در خصوص انتقام از تمدن ایران ۲۰۰۰ پیش)
اگر اهلش باشیم، قطعا تا حالا فهمیدهایم که استراتژی دفاع از سرزمین ایران، برای تک تک ما ایرانیان، با هر گروه و مسلکی، بازی نکردن در زمین بازیای است که بازیگردانان آن کینهای چند هزار ساله از تمدنی مقتدر ایرانی دارند، و شاهزادههایی بیریشه نیز ملیجک این بازی شدهاند!
این جنگ نشان داد، آنها که سالها شکست ایران در دوره ساسانیان را، آغاز افول یک تمدن پیشرفته میدانستند، حالا در موضعی قرار گرفتهاند که علیه تمدن چند هزار ساله و اقتدار نظامی ایران، یعنی در جبهه مشترک همان دشمنان قسم خورده تمدن و پیشرفت ایران، رژیم غاصب و کودککش اسراییل و آمریکای متجاوز، علیه وطن موضع بگیرند. هر مقدار هم از متولیان مدیریت ایران کینه نزد برخی از ایرانیان باشد، به خرابی آثار میراث تمدنی، تجزیه و جنایت در حق هموطنان ایرانی بیگناه و قرار گرفتن در جبهه دشمنان ایران نمیارزد.
ارزشهای سرزمینی همواره برای ما مقدس بودهاند. این سرزمین و نیاکانش بر گردن ما حق بزرگی دارند و نسلهای آینده هم چشم انتظار ایفای نقش تاریخی ما در حفاظت از مام وطن، و قرار گیری در سمت درست تاریخ است.»
انتهای پیام
