به گزارش ایسنا، اخیرا مجموعه رویداد «هنر و جنگ» به مناسبت آغاز فعالیتهای سال جدید موزه هنرهای معاصر تهران از یکشنبه ۱۳ اردیبهشت به نمایش گذاشته شده است.
در اولین بخش از این مجموعه، ۶ اثر شاخص از هنرمندان مشهور پاپ آرت همچون رابرت ایندیانا، جیمز ذوزنکوییست و روی لیختن اشتاین به نمایش درآمده است. این آثار واکنشهای هنرمندان به جنگها و بحرانهای جهانی را از زاویه هنر به تصویر میکشند و بازدیدکنندگان را به دنیای تفکر، مقاومت و بازاندیشی در بحرانهای جهانی دعوت میکنند.
در همین راستا با رضا دبیرینژاد، رئیس موزه هنرهای معاصر تهران به گفتوگو نشستیم تا جزئیات برگزاری این نمایشگاهها را از او جویا شویم.
موزهها باید کنشگری اجتماعی داشته باشد
رئیس موزه هنرهای معاصر تهران در ابتدا درباره ضرورت برگزاری این رویداد به ایسنا میگوید: نهادهای اجتماعی نمیتوانند از وضعیت جامعه جدا باشند. اگر بپذیریم که یک نهاد اجتماعی قرار است کنشگری اجتماعی داشته باشد، باید متناسب با اتفاقات پیرامونی، روایت، انتخاب و کنشگری خودش را شکل بدهد. کنشگری هم موضوعی درونی و وابسته به داشتههای همان نهاد است؛ یعنی بر اساس ظرفیتها و امکانات خودش انجام میشود. در همین راستا گمان میکنم در هر زمان باید رفتار متناسب با شرایط داشت. در دوره ۴۰ روزه جنگ، زمانی که زیر بمباران و موشک و ناامنی بودیم، اولویت ما حفاظت بود. اما بعد از آن که فرصتی برای تنفس ایجاد شد، احساس کردیم برای کمک به حال بهتر جامعه باید نقش فرهنگی خودمان را فعالتر کنیم.
دبیرینژاد ادامه میدهد: شعار روز جهانی موزهها چهار سال پیش این بود که «موزهها و زیست بهتر». بر همین اساس فکر کردیم چه نقشی میتوانیم در این شرایط ایفا کنیم. این گنجینهها و آثار هنری که جمعآوری شدهاند فقط برای نگهداری و ثبت اعتبار نیستند؛ هرکدام از این آثار راوی یک مفهوم فرهنگی، هنری و اجتماعیاند و میتوانند متناسب با شرایط اجتماعی، بهویژه در موزه هنرهای معاصر، هر بار خوانشهای جدید و معاصر داشته باشند.

هنوز از بحران خارج نشدهایم
او با بیان اینکه «یکی از نقشهایی که امروز موزهها میتوانند در شرایطی که جامعه به اندیشیدن، گفتوگو و حضور عمومی نیاز دارد، ایفا کنند، این است که متناسب با توان خود و با حفظ شرایط محیطی عمل کنند»، توضیح میدهد: ما همچنان میدانیم که از شرایط بحران خارج نشدهایم؛ به همین دلیل هم اگرچه پیشتر نمایشگاه بزرگی را برای عید تدارک دیده بودیم، به خاطر شرایط پیشآمده همه چیز متوقف شد. با این حال متنها و گرافیکها همچنان روی دیوار باقی ماندند تا وقتی شرایط مهیا شد، موضوع اصلی خودش را داشته باشد.
رئیس موزه هنرهای معاصر میگوید که با توجه به شرایط، رویداد «هنر و جنگ» میتواند فرصتی ایجاد کند تا هر هفته تعداد محدودی از آثار گنجینه بیرون بیاید و در اختیار مخاطبان قرار بگیرد تا بتوانند چند اثر از گنجینه را از نزدیک ببینند.
او ادامه میدهد: در همین راستا آثاری که در گنجینه موزه هنرهای معاصر مرتبط با جنگ هستند، بررسی شدند؛ آثاری که یا تحت تأثیر جنگ شکل گرفتهاند یا در واقع واکنشی به جنگهای تاریخ معاصر بودهاند. انتخاب ما بر این اساس انجام شد و برنامهمان این است که هر هفته، تعداد محدودی از این آثار را به نمایش بگذاریم؛ آثاری که در کنار هم بتوانند یک روایت نسبتاً جامع ارائه دهند و نشان دهند تاریخ هنر معاصر در واکنش و تأثیر از جنگ چه رفتارهایی داشته است.
او میافزاید: این موضوع خودش میتواند یک تذکر دیگر هم به همراه داشته باشد؛ اینکه نشان میدهد هنر و زبان هنر و واکنش هنرمندها در برابر جنگ چه شکلهایی به خود گرفته است.

تولید هنر عمدتاً یک رفتار پساجنگی است
دبیرینژاد درباره واکنش هنرمندان به جنگ توضیح میدهد که این افراد گاهی روایتگری، گاهی بازنمایی، و گاهی هم اصلاً واکنشی متضاد با موضوع جنگ داشتهاند؛ به همین دلیل تولید هنر عمدتاً یک رفتار پساجنگی است و حتی گاهی به شکلگیری مکاتب و جریانهای هنری منجر شده است.
او درباره نخستین برنامه این رویداد که با عنوان پاپ آرت برگزار شده است، میگوید: این بخش منتخبی از آثار پاپ آرت است که تحت تأثیر جنگ شکل گرفتهاند؛ یعنی روایتهایی مستقیم از واکنشهای هنری به جنگ. هفته آینده هم نمایش آثار چند هنرمند اسپانیایی را خواهیم داشت که آنها هم در بستر جنگها شکل گرفتهاند. این روند میتواند با هدف روشن نگه داشتن چراغ موزه و فعالیتهای هنری، امکان تأمل ایجاد کند و خود موزه را به محلی برای تسکین و آرامش اهالی فرهنگ و هنر تبدیل کند.

باید احتمالات را در نظر میگرفتیم
رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره اینکه چرا این رویداد یکباره برگزار نشده است، میگوید: این امر دو علت داشت؛ اول اینکه ما از قبل برنامه نمایشگاهی داشتیم؛ موزه برای یک نمایشگاه بزرگ از گنجینه عکسهای خارجی آماده شده بود. دیوارنوشتهها چاپ شده بود، تایملاینها نصب شده، چیدمان و دکور انجام شده و همه چیز آماده بود. اگر شرایط مهیا بود، آن نمایشگاه را برگزار میکردیم؛ چون چند ماه کار پژوهشی و علمی روی آن انجام شده بود. از سوی دیگر، در این شرایط شبهبحرانی باید آمادگی این را هم میداشتیم که هر لحظه اگر خدایی نکرده اتفاقی افتاد، بتوانیم پروتکلهای حفاظتی را اجرا کنیم و گنجینه را منتقل کنیم. برگزاری یک نمایشگاه بزرگ در چنین شرایطی کار را سخت میکند. چنانکه در نهم اسفندماه هم یکی از بخشهای بحرانی کار ما این بود که بتوانیم بخشی از آثار را سریع جمعآوری کنیم، یا آثاری را که از موزه خارج شده بودند دوباره به موزه برگردانیم.
او ادامه میدهد: اکنون آثار را به شکلی انتخاب کردهایم که امکان جمعآوری سریع داشته باشند؛ کارهای بزرگ و حجیم نباشند، کمتر در معرض خطر قرار بگیرند و پروتکلهای حفاظتی هم رعایت شود. در عین حال، چون گالری برای آن نمایشگاه بزرگ از قبل آماده شده بود، ما عملاً با فضایی روبهرو بودیم که از قبل طراحی و نورپردازی شده و حتی محل نصب آثار در آن مشخص شده بود. اگر شرایط عادی و نرمال داشتیم، طبیعتاً برنامهریزی متفاوتی انجام میدادیم، اما در عین حال نمیخواستیم در این وضعیت سکوت کنیم و تلاش داشتیم نسبت به اتفاقات واکنش هم داشته باشیم؛ به همین دلیل از فضای سرسرای موزه برای برگزاری نمایشگاه موقت استفاده کردیم.

آثار پاپآرت جنگی آماده بود
دبیرینژاد همچنین درباره اینکه چرا این مجموعه را با پاپ آرت شروع کردهاند، توضیح میدهد: در مجموع مطالعاتی که داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که این مجموعه برای ما آمادهتر بود؛ چون هر نمایشگاه نیاز به آمادهسازی دارد و ما همزمان در حال انجام کارهای انتخابی بودیم. این آثار نسبتاً آمادهتر بودند و در عین حال، هنرمندان آمریکاییای هستند که واکنشهای ضدجنگ داشتهاند و این امر میتوانست در این زمان یک حرف معاصر و امروزی هم داشته باشد. بعضی از این آثار هم واکنشهایی نسبت به جنگ ویتنام، جنگ جهانی دوم و دیگر رخدادهای مشابه دارند. این موضوع میتوانست کمک کند که روایت را از یک نقطه آغاز کنیم؛ چون در ادامه نیاز داشتیم کارهای مطالعاتی هفتههای بعد را هم بهتدریج وارد مرحله اجرا کنیم و آنها را در بخشهای بعدی ارائه دهیم.
این پرسش را با او مطرح میکنیم که آیا نسل جوان میتوانند با آثاری که دههها قبل خلق شدهاند ارتباط برقرار کنند؟ که توضیح میدهد: همانطور که در موزههای تاریخی تلاش میکنیم یک اثر چندهزارساله را در برابر امروز قرار دهیم و خوانش امروزی از آن ارائه بدهیم، در اینجا نیز آثاری که به تاریخ معاصر ما نزدیکتر هستند، با همین نگاه مورد توجه قرار گرفتهاند. در عین حال سعی کردیم از طریق روایتها و تحلیلهایی که ارائه میدهیم، یک خوانش اکنونی از این آثار داشته باشیم؛ شاید بتوانیم آنها را در نگاه هنری بازتعریف کنیم، یا حتی به مکاتب و جریانهای هنری خودشان ارجاع بدهیم.

دبیرینژاد ادامه میدهد: اما در روایتهایی که برای هر اثر داریم، تلاش کردیم به موضوعاتی اشاره کنیم که اکنون مسئله ما هستند؛ یعنی آن نکات امروزی و نسبت هنر و جنگ را در قالب روایت برجسته کنیم. این آثار میتوانند منبع الهام باشند. کار موزهها صرفاً نمایش نیست، بلکه تذکر و الهامبخشی است. موزهها به چه چیزی تذکر میدهند؟ به شرایط، موضوعات و مسائلی که در آثار نهفته است، اما بر مبنای نیازهای اجتماعی روز دست به انتخاب از گنجینه میزنند و آنها را به منبع تذکر تبدیل میکنند و در عین حال الهامبخش نیز هستند.
او با بیان اینکه در این مسیر، با روایتی که از مکاتب، دورههای مختلف و هنرمندان گوناگون ارائه میدهند، این فرصت را ایجاد میکنند که آثار به منبع الهام برای هنرمندان و پژوهشگران امروزی تبدیل شوند، اضافه میکند: این روند میتواند نشان دهد که رفتار هنرمندان جهانی و ایرانی در گذشته در برابر جنگ چگونه بوده و در نتیجه، به ما کمک کند متوجه شویم امروز چگونه میتوانیم واکنش نشان دهیم و رفتار هنری داشته باشیم.

مخاطب هدف خاصی نداریم
رئیس موزه هنرهای معاصر تهران در بخش دیگری از مصاحبه در پاسخ به این سوال که این نمایشگاهها بیشتر برای مخاطب عام طراحی شدهاند یا هدف مخاطب تخصصی بوده است؟ و مخاطب عام چقدر میتواند با آن ارتباط برقرار کند؟ میگوید: اگر به تعریفهای جهانی نگاه کنیم، موزهها مکانهای عمومی هستند و درِ آنها به روی همه باز است؛ هر کسی که بخواهد میتواند وارد شود. اما باید یادمان باشد که هر موضوع، مخاطب هدف خودش را دارد. قطعاً مخاطبی که موزه هنرهای معاصر انتخاب میکند، با یک دانش زمینهای وارد میشود؛ یعنی یا شناختی از هنر و اطلاعات هنری و فرهنگی دارد، یا دانشجو است، یا هنرجو، یا پژوهشگر.
او ادامه میدهد: شاید در وهله اول این نمایشگاهها برای مخاطب هدف یعنی افراد آگاه و علاقهمند طراحی شده باشد؛ افرادی همانند دانشجویان جویای یادگیری، پژوهشگرانی جویای تحلیل و هنرمندان و علاقهمندان به هنر. چون موضوع هنر معاصر به شکل ادواری و با بیرون آوردن آثار گنجینه این فرصت را ایجاد میکند. اما در کنار آن، برای عموم مردم هم حداقلهایی دارد؛ یعنی مخاطب میتواند به صورت فیزیکی به اثر توجه کند، یا بهعنوان یک کاوشگر به متنها و روایتهای آثار دقت کند، یا بهعنوان پژوهشگر و منتقد، از پیوند چیدمانی بین آثار یک تحلیل بینامتنی بسازد. به نظرم این نوع نمایشگاه میتواند از سطح پایین تا سطح تخصصی را پوشش دهد. نمیتوان گفت که فقط برای یک گروه خاص طراحی شده است.
برای شرایط بحرانی آمادهایم
دبیرینژاد در بخش پایانی درباره برنامهریزی موزه برای نگهداری از آثار در فضای جنگی میگوید: خوشبختانه در کشور، اشیای منقول بهطور مستقیم آسیب ندیدهاند؛ اگر آسیبی هم بوده، بیشتر مربوط به بناها یا تزئینات معماری بوده است. در واقع برنامه حفاظتی یک برنامه ثابت و یکشکل نیست؛ شما باید در لحظه پیشبینی و تصمیمگیری کنید، اما در عین حال باید برای سناریوهای مختلف آمادگی داشته باشید. چنانکه برای همین نمایشگاه هم پیشبینیهای لازم انجام شده است. اگر شرایط مانند قبل باشد، قطعاً باید آثار گنجینه به مخزن بازگردانده شود، مگر اینکه شکل دیگری از مدیریت شرایط وجود داشته باشد. حتی برای بعضی آثار، گردآوری محیطی هم در نظر گرفته شده تا این امکان فراهم باشد. در واقع ما برنامههای متنوعی داریم و همانطور که در دوره ۴۰ روزه جنگ هم تجربه شد، کار فقط مربوط به لحظه اول نبود؛ بهطور مداوم باید پایش انجام میشد، وضعیت مخزنها بررسی میشد و شرایط کنترل میشد. امیدوارم چنین اتفاقی رخ ندهد، اما اگر رخ دهد، ما برای سناریوهای مختلف آمادگی لازم را داریم.

انتهای پیام
