• سه‌شنبه / ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۱:۱۳
  • دسته‌بندی: قم
  • کد مطلب: 1405022917088

/گزارش/

تبعات روانی جنگ بر ازدواج جوانان؛ از طرحواره‌های مخرب تا کمال تاب‌آوری

تبعات روانی جنگ بر ازدواج جوانان؛ از طرحواره‌های مخرب تا کمال تاب‌آوری

ایسنا/قم یک روانشناس با بیان اینکه ازدواج به مهارت‌های بسیاری نیاز دارد و آمادگی برای ازدواج در شرایط خاص کشور، مهارتی ویژه می‌طلبد، گفت: ممکن است در دل بحران، نیت و استراتژی ما تغییر کند، اما باید حواسمان باشد که جنگ نمی‌تواند ازدواج و نیاز دو انسان به کنار هم بودن و عشق و دلدادگی را مختل کند، اما می‌تواند شیوه، معنا و رخداد آن را تغییر دهد.

انسان در طول تاریخ، همواره میان دو نیروی قدرتمند در نوسان بوده است: میل به بقا و میل به وصال. یکی ما را به حفظ جان، امنیت و آینده‌نگری فرا می‌خواند و دیگری به پیوند، عشق ورزیدن و ساختن زندگی مشترک. اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی این دو نیرو، به‌ویژه در بزنگاه‌های تاریخی و بحران‌هایی مانند جنگ، در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند؟

ازدواج، به خودی خود، یکی از پیچیده‌ترین و مهم‌ترین انتخاب‌های زندگی هر فرد است؛ تصمیمی که نیازمند خودشناسی، بلوغ فکری و عاطفی، مهارت‌های ارتباطی و از همه مهم‌تر، سکوی نسبتاً امنی برای جهش به سوی آینده است.

اما هنگامی که هیاهوی بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و امنیتی تمام ارکان این سکو را می‌لرزاند، ذهن و روان ما وارد میدان مین‌گذاری‌شده‌ای از تردیدها، ترس‌ها و تعارض‌های درونی می‌شود. کافی است نگاهی به اطرافمان بیندازیم. آدم‌هایی که تا دیروز برنامه‌های بلندمدت برای زندگی مشترک می‌ریختند، امروز حتی نمی‌توانند برای پنج روز آینده خود تضمینی داشته باشند.

انسان‌هایی که مشتاقانه به دنبال شریک زندگی می‌گشتند، اکنون در چنبره این پرسش سخت گرفتار شده‌اند که «آیا اصلاً اخلاقی است که در این شرایط ناامن، کسی را درگیر زندگی خود کنم؟» و درست در همین نقطه است که پای روان زخمی انسان به میان می‌آید؛ جایی که دیگر تنها با منطق یا احساس نمی‌توان تصمیم گرفت.

روان‌شناسان تأکید می‌کنند که بحران‌های عمیق و مداوم، تنها خانه‌ها و خیابان‌ها را ویران نمی‌کنند؛ آن‌ها به لایه‌های زیرین روان نفوذ می‌کنند، دلبستگی‌های ایمن ما را متزلزل می‌سازند و توانایی ما برای انتخاب‌های سرنوشت‌ساز را فلج می‌کنند.

جنگ، مغز ما را به حالت بقا فرو می‌برد و در این حالت، صدای وصال و عشق در هیاهوی آژیرهای خطر گم می‌شود. از یک سو، تنهایی و نیاز به همدمی فشار می‌آورد و از سوی دیگر، ترس از مسئولیت و فقدان، ما را به عقب می‌راند. در این میان، برخی تن به ازدواج‌های شتاب‌زده و هیجانی می‌دهند و برخی دیگر کاملاً از میدان فرار می‌کنند.

تبعات روانی جنگ بر ازدواج جوانان؛ از طرحواره‌های مخرب تا کمال تاب‌آوری
عاطفه عربی، روانشناس بالینی

عاطفه عربی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه ازدواج تنها یک پیوند مقدس میان دو انسان نیست، اظهار کرد: ازدواج پیوند دو فرد متفاوت، دو جهان درونی منحصربه‌فرد، دو تاریخچه، دو کوله‌بار از تجارب متفاوت، دو سبک زندگی، دو سبک دلبستگی، دو نظام باور، دو خانواده، دو قومیت و دو دنیای متفاوت است که می‌خواهند در روایتی به نام عشق و ازدواج، در سفری مشترک هم‌مسیر شوند.

ازدواج؛ انتخابی سرنوشت‌ساز و نیازمند بلوغ

روانشناس بالینی با بیان اینکه این تصمیم، یکی از پیچیده‌ترین، مهم‌ترین و اثرگذارترین تصمیمات زندگی هر فرد است، گفت: ازدواج یک مرحله رشدی به شمار می‌آید؛ یعنی من باید فرآیندی را طی کنم تا خود را برای مرحله‌ای به نام ازدواج آماده سازم و این مسیر، بلوغ و خودشناسی می‌طلبد. بسیاری از ما ناآگاهانه انتخاب می‌کنیم، اما من این فرصت را دارم که پیش از ازدواج خود را بشناسم، آماده مشارکت شوم و مهیای این باشم که مسیر را به‌گونه‌ای انسانی با فردی دیگر ادامه دهم.

عربی تصریح کرد: بنابراین، علاوه بر خودشناسی عمیق، آمادگی برای ازدواج بسیار مهم است و این آمادگی انواع بلوغ را در بر می‌گیرد: بلوغ فکری، روانی، عاطفی، مسئولیت‌پذیری، مهارت گفت‌وگوی مؤثر، مهارت حل مسئله، مهارت مدیریت تعارض، مهارت مدیریت هیجان، توان همدلی، پذیرش تفاوت‌ها و بسیاری چیزهای دیگر.

مثلث عشق استرنبرگ و اضلاع سه‌گانه آن

وی افزود: وقتی از عشق و ازدواج سخن می‌گوییم، در واقع درباره ساختاری چندبعدی حرف می‌زنیم که مثلث سه‌گانه‌ای به نام مثلث عشق استرنبرگ آن را شکل می‌دهد و ترکیب کامل اضلاع آن، عشق کامل را می‌سازد. این سه ضلع عبارتند از: صمیمیت، نزدیکی و امنیت عاطفی؛ شور و اشتیاق، یعنی کشش و انرژی‌بخشی متقابل؛ و تعهد و تصمیم برای ساختن یک عمر زندگی، ماندن و مسئولیت‌پذیری.

این روانشناس بیان کرد: باید حواسمان باشد که عشق‌های برخاسته از نیازهای بیمارگون و دلبستگی‌های ناایمن و بیمارگون، رنج‌آور و ویرانگرند، اما اگر عشق آگاهانه باشد، انتخابی مسئولانه و متناسب صورت گیرد و تناسب‌ها رعایت شود، ازدواج همچون گلی زیبا و معطر در بستر باغی لایق می‌روید و سبب می‌شود آینده جامعه ما سعادتمندتر و بهتر شود.

وی ادامه داد: در واقع، وقتی در ازدواج اشتباه می‌کنیم، شریک درستی انتخاب نکرده‌ایم و او را هم نمی‌شناسیم، مشکلات پدیدار می‌شوند. اما این به هیچ‌وجه بدان معنا نیست که باید منتظر بمانیم تا همه چیز مهیا شود و در نهایت کمال، استاندارد و بی‌عیب و نقص پیش برویم چرا که آن زمان هرگز فرا نمی‌رسد. 

تبعات روانی جنگ بر ازدواج جوانان؛ از طرحواره‌های مخرب تا کمال تاب‌آوری

جنگ و بحران‌های وجودی و تأثیر آن بر ازدواج

عربی با بیان اینکه زندگی ما پر از بحران‌های متفاوت است، عنوان کرد: اکنون درگیر بحران جنگیم، با بحران‌های بقایی و وجودی روبه‌روییم و باید حواسمان باشد که عشق و ازدواج چه مهارت‌هایی لازم دارد و شرایط فعلی چه تبعاتی می‌تواند بر تصمیمات ما بگذارد.

وی با بیان اینکه برای بحران‌ها باید آماده باشیم، ادامه داد: لازم است مرحله بزرگسال سالم را طی کنیم و به جای انزوا، وارد صمیمیت شویم؛ مرحله‌ای که در آن می‌خواهم کسی کنارم باشد، مشارکت و مشورت داشته باشم و مدیریت کنم. باید در این مسیر مشتاق یادگیری باشیم و بدانیم که هیچ دو انسانی شبیه هم نیستند و نخواهند بود.

این روانشناس تصریح کرد: آن دیدگاه رمانتیک افراطی به ازدواج را باید فراموش کنیم و ازدواج را همچون یک رقص دو نفره ببینیم که تنها زمانی خوش می‌درخشد که هر دو نفر عاشق یادگیری و تمرین کردن باشند. رابطه نیز همین شکل را دارد، وگرنه زخم‌های عمیقی خواهیم خورد. 

وی افزود: پس ازدواج پیوندی عاطفی، اجتماعی، روانی، اخلاقی، شرعی و قانونی میان دو نفر است که بنیان‌گذاران آن هستند و این پیوند باعث می‌شود آدم‌ها بتوانند تصمیمات مهمی بگیرند؛ باید افسانه‌هایی را که در مورد ازدواج در ذهن داریم کنار بگذاریم و بدانیم که ازدواج در طول تاریخ به یک شکل پیش نیامده، بلکه با توجه به شرایط، فرهنگ، منطقه جغرافیایی و سایر عوامل دگرگون شده است و جنگ نیز اکنون یکی از همین عوامل است.

آسیب‌های روانی پنهان جنگ بر روابط انسانی

عربی یادآور شد: وقتی از شرایط کنونی و جنگ صحبت می‌کنیم، باید حواسمان باشد که آنچه بسیار نامرئی‌تر آسیب می‌بیند، روان ما و تصمیمات ماست و آسیب‌ها چندبعدی هستند؛ پس وقتی به جنگ می‌اندیشیم، ذهنمان تنها متوجه تخریب‌های بیرونی و محیطی نمی‌شود، بلکه متوجه این نکته نیز می‌شود که جنگ در لایه‌های عمیق‌تر درونی و روان انسان اثر می‌گذارد. 

وی ادامه داد: ما دچار اضطراب می‌شویم، دلشوره و دل‌نگرانی از مبهم بودن آینده را تجربه می‌کنیم و این مسئله بر روابط، تصمیم‌گیری‌ها و نحوه عشق‌ورزیدنمان تأثیر می‌گذارد. جنگ فقط خانه‌ها را ویران نمی‌کند، بلکه الگوی دلبستگی و باورهای مرا نیز در هم می‌ریزد؛ باورهایم به خودم، به دنیا و به انسان‌ها دچار تغییر می‌شود.

این روانشناس اظهار کرد: دلبستگی من حتی اگر ایمن بوده، اکنون ناایمن، اضطرابی و حتی گاه اجتنابی یا آشفته می‌شود. مفهوم امنیت، یعنی امنیت جان و روان من، در خطر است و سلسله‌مراتب نیازها که باید یکی‌یکی و تقریباً به ترتیب ارضا می‌شدند (نیازهای بقا، امنیت، عشق و تعلق خاطر، احترام و سپس خودشکوفایی)، اکنون به هم ریخته است.

وی افزود: ساختار آینده‌نگری، جهان‌بینی، ایدئولوژی و تمام برنامه‌ها و زمان‌بندی‌هایی که برای زندگی‌ام ریخته بودم، از درون متلاشی می‌شود و من تأثیر آن را در بی‌انگیزگی، اضطراب، ترس و ناامیدی انسان‌ها می‌بینم.

عربی توضیح داد: ازدواج یکی از همین پیوندهای عاطفی مقدس و اثرگذار بر آینده است که نیازمند آمادگی‌هایی از جانب فرد است، از جمله اینکه شرایط کاری و مالی‌اش تثبیت شده باشد و به حدی از ثبات رسیده باشد. اما اکنون افراد بسیاری بیکار شده‌اند، جنگ تأخیر ایجاد کرده، تورم رخ داده و عده‌ای خانه‌هایشان را از دست داده‌اند.

وی با بیان اینکه آن‌ها سوگ را تجربه کرده‌اند، ادامه داد: سوگ امنیت، سوگ صمیمیت و فقدان‌های گوناگون. یکی از نخستین سازه‌هایی که آسیب دیده و لرزان شده، ثبات است. ما در اینجا با یک تعارض بنیادین میان میل به بقا و میل به وصال روبه‌رو هستیم.

این روانشناس عنوان کرد: مغز ما برای حالت بقا طراحی شده و در شرایط خطر مداوم، این سیستم بقا غالب می‌شود و زمزمه می‌کند که نه من امنم و نه هیچ چیز امن است. هجوم افکار منفی آغاز می‌شود و ما دیگر نمی‌توانیم برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت داشته باشیم.

وی افزود: در نتیجه، من تصمیم‌ها را کوتاه‌مدت می‌کنم و می‌گویم ببین چقدر پول دارم، بگذار همین امروز و فردا را بگذرانم. از طرفی طبیعی است که برخی مشاغل از بین رفته و بیکاری کمی گسترده شده است.

تعارض میان بقا و وصال و اختلال در تصمیم‌گیری

عربی بیان کرد: بارها می‌بینیم که فردی می‌گوید من عاشق این شخص هستم و می‌خواهم با او ازدواج کنم، اما انگار ذهنم نمی‌تواند تصمیم بگیرد و گویی در اغما هستم اما هشیاری ندارم. این وضعیت درست است، چون در حالت جنگ، سیستم آمیگدال مغز ما فعال است و هیجان غالباً به نئوکورتکس (مرکز شناخت) نمی‌رسد. 

وی ادامه داد: وقتی بدنم در تنش است، درگیر این ارزیابی می‌شوم که نمی‌دانم چه می‌شود، خطر و تهدید نزدیک است و منابع کافی برای مقابله با آن را ندارم، بنابراین نمی‌توانم تصمیم بگیرم. آن آمادگی شناختی، یعنی مرکز تصمیم‌گیری و عملکردهای حافظه‌ام، خوب کار نمی‌کند تا بتوانم این تصمیم مهم را بگیرم. 

این روانشناس تصریح کرد: این تعارض بنیادین آن‌قدر از ما انرژی می‌گیرد و ما را دچار خستگی مفرط و ناتوانی در تصمیم‌گیری می‌کند که فلج می‌شویم و نمی‌توانیم تصمیم بگیریم. اگر در گذشته بود، شاید تصمیم می‌گرفتیم، اما حالا می‌بینیم که وضعیت عادی نیست و من در بحرانم و بسیاری از کارکردهایم کاهش یافته است.

وی افزود: مهارت‌ها و سبک‌های مواجهه‌ای که قبلاً با آن‌ها مسائله‌ام را حل می‌کردم، در این بحران ناگهانی دیگر کارگر نیستند. بنابراین سیستم بقای من می‌گوید تنها برای امروز تلاش کن؛ الان وقت این تصمیم‌گیری‌ها و ازدواج نیست.

تبعات روانی جنگ بر ازدواج جوانان؛ از طرحواره‌های مخرب تا کمال تاب‌آوری

ازدواج در دل جنگ؛ پناه‌جویی یا بار مضاعف روانی؟

 عربی اظهار کرد: حتی ممکن است از سوی دیگران برچسب بخوریم که چه آدم بی‌مسئولیتی است و چرا سر قول‌هایش نمی‌ماند. در رابطه‌ای که می‌خواهیم و انگار نمی‌خواهیم، دچار تعارض وجودی میان بقا و وصال گیر می‌کنیم.

وی با بیان اینکه وقتی از خانه حرف می‌زنیم، خانه نماد امن ماست، ادامه داد: اگر یادمان باشد در نقاشی‌های کودکانه‌مان، خانه را با دودکشی می‌کشیدیم که از آن دود بلند می‌شد، یعنی خانه گرم بود و ما می‌گفتیم فقط می‌خواهیم به خانه‌مان برویم و استراحت کنیم. خانه نماد امنیت و دلبستگی ماست؛ مفهومی که دلبستگی ما در پیوند با اعضای خانواده شکل گرفته است. اما در بحران، مفهوم خانه، امنیت و دلبستگی ایمن آسیب می‌بیند و دگرگون می‌شود.

این روانشناس تاکید کرد: برای برخی، ازدواج یعنی ساختن یک خانه امن، یک پناهگاه انسانی برای رسیدن به آرامش حتی در دل جنگ. می‌خواهند کنار هم باشند و با این کار نشان دهند که زندگی هنوز جریان دارد. اینجا تاب‌آوری روانی، سخت‌رویی، امیدواری، مسئولیت‌پذیری و آن اتحادی که انسجام و پیوند رابطه‌ای را شکل می‌دهد و موجب افزایش تاب‌آوری زوجی می‌شود، اهمیت فراوان می‌یابد. 

وی افزود: اما بسته به نوع دلبستگی، برای برخی افراد که دلبستگی‌شان ایمن نیست، خانه محل آرامش نیست، بلکه محل ادامه‌دار اضطراب است. از سر کار می‌خواهند برگردند و باز به همان خانه پرتنش وارد شوند و ممکن است ازدواج نیز برایشان در این شرایط به یک بار روانی دیگر تبدیل شود. 

عربی با بیان اینکه ازدواج به طور کلی چون تصمیمی مهم است، استرس دارد، اما این استرس مثبت است و دستاوردی خوب به همراه می‌آورد، گفت: اما فردی که آمادگی روانی ندارد، نمی‌تواند درست انتخاب کند و ترس‌ها و اضطراب‌های گذشته‌اش نیز به این موقعیت افزوده می‌شوند؛ برای برخی نیز خانه تداعی‌گر مواجهه با انواع تعارضات و دعواهاست و آن‌چه را در خانه کودکی دیده‌اند، دیگر نمی‌خواهند تجربه کنند.

وی ادامه داد: در این شرایط، طرحواره‌های ما فعال می‌شوند و وقتی طرحواره‌ها فعال باشند، من در بسیاری از مواقع نه با همسرم، بلکه با تصویری که از پدر یا مادرم در خانه کودکی دارم می‌جنگم. ما در این شرایط قطعیت را از دست می‌دهیم و با عدم قطعیت و ابهام روبه‌رو می‌شویم.

این روانشناس یادآور شد: اینکه هیچ چیز تحت کنترل ما نیست، به‌ویژه برای افراد کمال‌گرا بسیار دردآور است و ترس‌های دیگری را نیز فعال می‌کند، به طوری که گویی سندرم روح پیشگو را می‌گیرند و باور می‌کنند که هیچ چیز دیگر خوب پیش نخواهد رفت و آن طرحواره شکست در آن‌ها فعال می‌شود. 

ترومای بین‌نسلی و تأثیر آن بر پیوندهای عاطفی

وی افزود: پژوهش‌ها نشان می‌دهند که در زمان جنگ، بسته به فرهنگ، تیپ شخصیتی، باورها، تجارب، جایگاه تولد، سبک والدینی و الگوهای معنوی و مذهبی ما، ممکن است افق دیدمان به مه مغزی دچار شود و نتوانیم درست ببینیم. ما درگیر هجوم افکاریم و جهان‌بینیمان کوتاه می‌شود، تا جایی که شاید نتوانیم چند سال آینده را تصور کنیم و تنها به فکر دریافتن همین امروز باشیم.

عربی با بیان اینکه این مسئله نیز باعث می‌شود تصمیم‌هایی آنی بگیریم که ممکن است بسیار اشتباه باشند و پشتوانه فکری نداشته باشند، توضیح داد: در اینجا دو حالت پیش می‌آید: یا ازدواج شتاب‌زده رخ می‌دهد و تصمیم‌های هیجانی می‌گیریم تا استرس‌مان کم شود، اما در واقع بیشتر می‌شود؛ یا بی‌میلی کامل ایجاد می‌شود.

وی با بیان اینکه ما ترومای بین‌نسلی داریم که در شرایط بحرانی فعال می‌شود، ادامه داد: اضطراب والدین نه صرفاً از طریق کلام، بلکه در رفتارهایشان به ما منتقل می‌شود و ترس‌های بین‌نسلی سرایت هیجانی پیدا می‌کنند. ما دائماً خودمان در حال جنگ و گریزیم و گاهی در این شرایط منجمد می‌شویم؛ پس باید توجه کنیم که گاهی ازدواج برای بقای ماست و گاهی تصمیمی عجولانه و برخاسته از ترس‌هایمان.

این روانشناس تصریح کرد: ممکن است در دل بحران، نیت و استراتژی ما تغییر کند، اما باید حواسمان باشد که جنگ و بحران نمی‌تواند ازدواج و نیاز دو انسان به کنار هم بودن و عشق و دلدادگی را مختل کند، نابود سازد یا از میان ببرد، اما می‌تواند شیوه، معنا و رخداد آن را تغییر دهد. 

وی افزود: در این عشقی که برایش برنامه‌ریزی می‌کردیم، شاید حالا بگوییم که تنها «همین کنار هم بودن» و میل به حضور در کنار یکدیگر برایمان کافی است. به یاد داشته باشیم که ما ازدواج نمی‌کنیم فقط برای اینکه زنده بمانیم، بلکه ازدواج می‌کنیم تا نیازهای جسمانی، روانی، عاطفی و روحی، نیازهای عشق و تعلق خاطر، احترام، بقا و امنیت در کنار هم تأمین شود؛ نیازهایی که هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند آن‌ها را برای ما برآورده کند.

تبعات روانی جنگ بر ازدواج جوانان؛ از طرحواره‌های مخرب تا کمال تاب‌آوری

ویژگی‌های ازدواج موفق از نگاه روانشناسی

عربی اظهار کرد: ویژگی‌هایی که ازدواج‌های موفق و شاد دارند عبارتند از: ارتباط مؤثر، احترام و قدردانی متقابل، همراهی، ارزش‌های مشترک، تعهد و مسئولیت‌پذیری، محبت دوطرفه، رضایت جنسی، توانایی مقابله با بحران‌ها و استرس‌ها، وفاداری، فداکاری، همدلی، گذر از «من و تو» به «ما شدن»، صداقت، اعتماد، سازگاری و انعطاف‌پذیری. 

وی ادامه داد: باید دقت کنیم که ازدواج بلوغ می‌خواهد و اگر بلوغ مناسب برای ازدواج را نداریم، به بهانه اینکه شاید فردایی نباشیم، وارد این پیوند نشویم. وقتی عشق آگاهانه می‌شود، باید بدانیم که شریک عاطفی‌مان گونه‌ای متفاوت از ما فکر می‌کند، باور دارد و رفتار می‌کند و این به معنای دوست نداشتن ما نیست، بلکه بدین معناست که «من می‌توانم انسانی متفاوت از تو باشم و همچنان عاشق تو باشم» و ما دو انسان کپی یکدیگر نیستیم.

این روانشناس بیان کرد: این بسیار مهم است که بتوانم در این شرایط مرحله‌ام را بالاتر ببرم، دیدگاهم را رشد دهم و این همسر را بپذیرم؛ باورهای معنوی و مذهبی‌مان را تقویت کنیم و بدانیم که خدای امروز ما، همان خدای دیروز ما نیز هست و می‌توانیم از این منابع یاری بگیریم. بسیار پیش می‌آید که ازدواج‌ها برای فرار از خانواده صورت می‌گیرند و والدین باید پیش از آنکه فرزنددار شوند، خود آگاه شوند.

وی افزود: در بسیاری از موارد، عشق به ظاهر داستان است و ما گرفتار الگویی پرتکرار می‌شویم که به آن جذابیت طرحواره‌ای می‌گوییم و همان ترس‌های قدیمی (ترس از دست دادن، دوست داشته نشدن، خیانت و شکست) که آن‌ها را از خانه کودکی با خود آورده و درمان نکرده‌ایم، در ازدواج دوباره تجربه می‌شوند. اگر فرد خود را درست نکرده باشد، ترس‌هایش به انتخاب نادرست می‌انجامد و همان سرنوشت دوباره رقم خواهد خورد.

اضطراب‌های نسل جوان و بحران در تصمیم‌سازی

عربی عنوان کرد: امروزه جوانان ما با این پرسش‌ها زندگی می‌کنند که آینده‌ام چه شد؟ آن‌ها با اضطراب‌های محیطی، اضطراب اکوسیستم، اضطراب آینده و مشکلات مالی دست‌به‌گریبانند و یکی از دلایل عمده جدایی‌ها مسائل مالی است. این فشارها حتی باعث می‌شود که برای مشاوره هزینه نکنند و گاهی از سر ترس، در مصاحبه‌ها همکاری نکرده و تست‌ها را جدی نگیرند.

وی ادامه داد: مشکلات مالی، میل به زندگی، تشکیل خانواده، فرزندآوری و امید را در جامعه کاهش می‌دهد و دولت در قبال این امر وظیفه دارد. خیلی وقت‌ها نیز فرد با خود می‌گوید معلوم نیست تا کی هستم، پس بگذار در همین ازدواج، حتی اگر درست نباشد، وصال را تجربه کنم، زیرا عشق شیدایی با منطق چندان کنار نمی‌آید. 

این روانشناس یادآور شد: جنگ بسیاری از امنیت‌ها را می‌برد، اما افرادی نیز بوده‌اند که از روز نخست جنگ تصمیم به ازدواج گرفته‌اند و مراجعین زیادی برای ازدواج داشته‌ایم. این مسئله به شخصیت و ویژگی‌های فرد و منابع حمایتی‌اش بستگی دارد؛ منابع و توانمندی‌های من می‌توانند باعث شوند که این تهدید و اضطراب برایم آن‌قدر پررنگ نباشد.

دو روی سکه ازدواج در بحران؛ پیوند یا فرسایش؟

وی با بیان اینکه گاهی نیز آدم‌ها احساس می‌کنند که کنار هم بودن و همراهی، به آن‌ها نیرو می‌دهد تا برای زندگی مشترکشان بجنگند، افزود: طبیعی است که در شرایط بحران، میان نیازها و اولویت‌هایمان تغییری ایجاد شود. اما باید آگاه باشیم که این تغییر موقعیت، موقت است، در حالی که ازدواج تصمیمی دائمی و همیشگی است. 

عربی تاکید کرد: در بحران، ممکن است برخی روابط به دلیل نیاز شدید به همدلی، همراهی یا فرار از ترس، زیباتر از آنچه واقعاً هستند به نظر برسند. جنگ می‌تواند پیوندساز باشد (همان‌طور که در طول تاریخ دیده‌ایم) و در دل بحران وصال را برقرار کند، و هم می‌تواند فرساینده باشد و تعارضات را بالا ببرد. اگر افراد ندانند چگونه تعارضات را مدیریت کنند، ممکن است به مرز دلزدگی و تعارضات شدید برسند.

وی ادامه داد: همچنین باید بین میل به تنهایی، نیاز به تنهایی و احساس تهی بودن تفاوت قائل شویم. در اینجا امید، تاب‌آوری، معنویت، مهارت، حمایت و منابع بسیار تعیین‌کننده‌اند. به طور کلی، ازدواج به مهارت‌های بسیاری نیاز دارد و آمادگی برای ازدواج در دل بحران، مهارتی ویژه می‌طلبد که باید آن را کاملاً جدی بگیریم.

این روانشناس در پایان با بیان اینکه نباید جنگ را تنها به عنوان تهدید ببینیم، گفت: هرچند جنگ خوب نیست، اما می‌تواند فرصتی برای ساختن از دل تهدید باشد تا به رشد، بالندگی و کمال برسیم، تاب‌آورتر شویم و رشدی پس از سانحه را تجربه کنیم. این تفاوت میان آدم‌هاست که برخی می‌توانند چنین رشدی داشته باشند. 

جنگ، انتظارات من از ازدواج را تعدیل کرد

تبعات روانی جنگ بر ازدواج جوانان؛ از طرحواره‌های مخرب تا کمال تاب‌آوری

در ادامه فرشته یک شهروند قمی بیان کرد: وقتی امروز عبارت «خانه امن» را می‌شنوم، ذهنم دیگر به سمت یک مکان فیزیکی مثل سنگر یا پناهگاه نمی‌رود، بلکه آن را در وجود یک شریک زندگی قابل اعتماد تعریف می‌کنم که حضورش امنیت عاطفی ایجاد کند.

وی با بیان اینکه جنگ، تعریف من از خوشبختی در ازدواج را از یک چک‌لیست بلندپروازانه و مادی به یک مفهوم حداقلی اما عمیق تقلیل داده است، ادامه داد: قبلاً خوشبختی را در رفاه، دارایی‌های قابل نمایش و برنامه‌های بلندمدت تفریحی می‌دیدم، اما اکنون خوشبختی یعنی اینکه در لحظات بحرانی بتوانم حضور فیزیکی و تنفس کسی را که دوست حس کنم. 

فرشته تصریح کرد: این تغییر نگاه، مستقیماً انتظارات من از ازدواج را تعدیل کرده و باعث شده به جای جستجوی یک زندگی بی‌نقص، به دنبال یک همراه واقعی برای عبور از بحران باشم.

وی افزود: در مورد ترس از دست دادن و داغ دیدگی، این حس برای من نتیجه‌ای دوگانه داشته است. برخلاف کسانی که این ترس آن‌ها را به تعویق انداختن ازدواج سوق می‌دهد، در مورد من این نگرانی تبدیل به یک محرک برای تسریع در تصمیم‌گیری شده است.

این شهروند قمی بیان کرد: به نظرم در مواجهه با بحران‌ها منطقی به نظر می‌رسد که پیش از وقوع هر سناریوی بدی، بخشی از تجربه زیسته مشترک را رقم بزنی.

انتهای پیام