ناصر تقوایی 72 ساله که پس از «کاغذ بیخط» یعنی 12 سال قبل فیلم نساخته است،19 تیرماه، 72ساله میشود.
به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این هنرمند دو فیلم نیمهتمام «چای تلخ» و «زنگی و رومی» را در کارنامهی هنریاش دارد و میگوید: «علت فیلم نساختنام سر دراز دارد و اگر روزی ببینم، صحبت کردن دربارهی آن اثرگذار است، سخن میگویم.»
ناصر تقوایی همچنین گله دارد از اینکه؛ «اکثر اطلاعاتی که دربارهاش مخصوصا از سابقهی تحصیلاتیاش وجود دارد، اشتباه است و یادآور میشود:« اصلا دانشگاه نرفتهام در حالی که خیلیها فکر میکنند من فارغالتحصیل رشتهی ادبیات و زبان فارسی از دانشگاه تهران هستم. من دیپلم ریاضی دارم و معدلم هم حدود 10 بوده است. رشتهی ریاضی را هم از این جهت انتخاب کردم چون ریاضیاتم ضعیف بود، میخواستم پایهی ریاضیام قوی شود.»
او با اشاره به فیلم نساختنش در سینما همچنین گفته است: «هیچ کس مانع فیلمسازی من نیست اما تا روزی که قرار باشد از کسی اجازه بگیرم فیلم نمیسازم.»
کارگردان «ناخداخورشید» از جرح و تعدیل آثار گذشتهاش گلهمند است و میگوید:« از عمری که بابت فیلمهای گذشته گذاشتم متاسفم و هر بار که آنها را میبینم انگار که کار افراد دیگری میبینم و هر بار نمایش آن یک چیزی از آن کم شده است. حتی یک بار صحنهای از فیلمم را دیدم که پلان جدیدی را خلق کرده بودند. روزی اگر فرصت شود چند ساعتی برای این سینما وقت بگذارم، نسخههایی از آثار گذشتهام را تهیه میکنم تا کامل باشد و کسانی که میخواهند سراغ کاری از من بروند، آنها را ببینند.»
او با گله از نسخههای پخش شده از «ناخدا خورشید» در تلویزیون یادآور شده است: «آخرین نسخهای که از «ناخدا خورشید» در تلویزیون دیدم، 37 دقیقه کوتاهتر از آن چیزی بود که من ساختم! اگر این فیلم را با تمام صحنههایش دوست ندارند، نخرند و نمایش ندهند نه اینکه هربار پنج تا 10 دقیقه از آن را بیرون بیاورند، بدون اینکه چرایش مشخص باشد.»
در سالهای اخیر ناصر تقوایی به دلیل کمکاریش در عرصهی فیلمسازی فقط صحبتهایی در مجامع مختلف داشته است. او همیشه به جوانان توصیههایی دارد،از جمله اینکه به هنرمندانی که دوربین دیجیتال در دست دارند،میگوید: «دوربینهایتان را بردارید و کمی در این مملکت راه بروید و آنچه را میبینید ضبط کنید. این سینمایی نبود که نسل ما میخواست به وجود آورد و این سینما دفن شد. شما هم باید کمک کنید این فروریزی بیشتر انجام شود و نهال جدیدی در جایش درآید.»
توصیه ناصر تقوایی به فیلمنامهنویسان و فیلمسازان جوان
تقوایی در پاسخ به سوالی درباره اقتباس در سینما و سینمای قصهگو در نشستی گفته است: «سینما حالا حالاها تحت تاثیر روایت است. من فکر میکردم سینما یک روزی نقش ادبیات را در خود کمرنگ میکند، چرا که هر هنری که از ادبیات استفاده میکند تحت نفوذ و دیکتاتوری آن است. اکنون میبینیم که ادبیات به خاطر قدمتش در اکثر هنرها نفوذ دارد.
اما اکنون میبینیم که هنوز هم در سینما غلبه با سینمای روایی است، چون اکثر مردم هنوز به دنبال یک روایت خوب هستند. معتقدم اگرچه تاکنون نمونههای موفقی در سینما وجود داشته است اما هنوز هم تا جایی که سینما بخواهد کاملا روی پای خود بایستد راه زیادی وجود دارد.»
به گزارش ایسنا، این سینماگر در بخشهایی از سخنانش درباره فیلمنامه نویسی و اقتباس در سینما با توصیه به جوانهایی که ادبیات و فیلمنامهنویسی را دوست دارند، گفته است:« به دوستانی که علاقهمند به ادبیات و فیلمنامه هستند این نکته را میگویم که «فیلمنامه یک روایت نیست بلکه فیلمنامه شیوه اجرای یک روایت است». میبینید که یک نفر یک داستان را مینویسد، یک نفر آن را به فیلمنامه تبدیل میکند و یک نفر میسازد، به همین دلیل است که میگویم بهتر است یک فیلمنامهنویس در کار فنی دخالت نکند. من حتی در کلاسهای خودم به کار بردن لغات فنی برای بچههای فیلمنامهنویس را ممنوع میکنم.
متاسفانه فیلمنامهنویسان ما یک داستان را بر میدارند و چند اصطلاح سینمایی را داخلش میگذارند و فکر میکنند فیلمنامه نوشتهاند، در حالی که در فیلمنامهنویسی و یا اقتباس، نکات مختلفی باید در نظر گرفته شود. این نکته را یادآور میشوم که ترجمه در 60 سال گذشته کمک حیرتآوری به ادبیات کرده است چرا که شما آثار بزرگان ادبیات را میخوانید و ذهنتان درگیر وقایع و هوشمندی نمایش یک واقعه میشود. توصیهام به فیلمنامهنویسان این است که آنقدر به زندگی واقعی استناد نکنید، چرا که معتقدم زندگی واقعی آن چیزی است که افرادی مانند تولستوی و ... مینویسند، چون زندگی که آنها مینویسند زندگی اختیاری است. به همین دلیل است که وقتی یک داستان، رمان یا فیلم خوب میبینید تمام آدمهایش با حداکثر تلاششان برای ساختن آنچه به دنبالش هستند تلاش میکنند، این زندگی واقعی است.»
ناصر تقوایی که فردا 19 تیر ماه 72 ساله میشود دربارهی تولدش نوشته است: «در تابستان سال 1320 خورشیدی، در گرمای جنگ جهانگیر دوم، در قلب جنگلی از نخلهای ستبر سبز، در یک روستای عربنشین زاده شدم. در کودکی یک سیاح حرفهای بودم و همراه پدر به دوردستترین بندرهای دریای جنوب سفر کردم و هرکلاس ابتدایی را در شهری و دهکورهیی خواندم و هفت سال بعد که به زادگاه خودم برگشتم در عالم خیال یک سندباد نوجوان بودم. در مدرسه به ادبیات علاقه داشتم، اما ریاضی خواندم. در جوانی داستان کوتاه مینوشتم و فریفتهی شیوههای نو بودم، اما باز نمیدانم چه شد که از سینما سر درآوردم.
در این مسیر به آدمهای دانا برخوردم و صحنههای جالب، ولی زندگی خودم هیچ صحنهی جالبی ندارد. تنها شانس من در زندگی شاید این بوده که با یک تولد ناخواسته شصت سال تمام مثل یک آدم زیادی در کنار یک ملت کهنسال زندگی کردهام. دوازده داستان کوتاه، سیزده فیلم گزارشی و مستند، سه فیلم کوتاه داستانی، شش فیلم بلند سینمایی و یک مجموعهی شانزده ساعتهی تلویزیونی در کارنامهی من دیده میشود. به اضافهی یک مجموعه عکس و اسلاید از طبیعت و زندگی و فرهنگ این مرز پرگهر، در هزار و یک نما. با اینهمه از دور تنبل جلوه میکنم. چرا که در این ده ساله، به دلایلی که ناگفتنش بهتر، کارهای تازهی مرا نه کسی خوانده، نه کسی دیده ... »
این هنرمند در فیلمسازی علاوه بر ساخت فیلم کوتاه، فیلمهای بلندی چون «آرامش در حضور دیگران»، «صادق کرده»، «ناخدا خورشید»، «ای ایران»، «کاغذ بیخط » را ساخته است و در سالهای اخیر بعد از متوقف شدن دو فیلمش، مستند کوتاه «تمرین آخر» را دربارهی تعزیه ساخت.
سال 1383، شورای ارزشیابی هنرمندان در وزارت ارشاد، مدرک درجه یک هنری کشور (معادل دکترا) را به ناصر تقوایی، اعطا کرد.
در جشن سیزدهم خانه سینما، تندیس شایستگی جشن سینمای ایران بهخاطر یک عمر دستاورد هنری به «ناصر تقوایی» اهدا شد و در جشن چهاردهم انجمن فیلم کوتاه از این فیلمساز تقدیر کرد.
انتهای پیام


نظرات