• شنبه / ۲۰ دی ۱۴۰۴ / ۱۳:۲۸
  • دسته‌بندی: رسانه
  • کد خبر: 1404102011889
  • خبرنگار : 71442

داستان یک تصویر جعلی و درس‌های بزرگ آن

رسانه‌ای که تسلیم فشار می‌شود، شاید کلیک بگیرد ولی مرجع نخواهد شد

رسانه‌ای که تسلیم فشار می‌شود، شاید کلیک بگیرد ولی مرجع نخواهد شد

یک کارشناس رسانه با اشاره به اصول حرفه‌ای تاکید کرد: رسانه به جای سکوت خبری باید مدیریت انتظار بداند. در این میان نیاز به تغییر روایت از «خبر ندادن» به «خبر مسئولانه» است.

به گزارش ایسنا، تصویری که می‌تواند روایت بسازد، احساس برانگیزد و افکار عمومی را جهت دهد، همان‌قدر هم قادر است جعلی باشد و رسانه‌ها را به دام خطایی بزرگ بیندازد. آزمونی که نشان می‌دهد در رقابت سرعت، اگر راستی‌آزمایی قربانی شود، اعتبار رسانه به آسانی فرو می‌ریزد.

ماجرای بازنشر تصویر جعلی دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، تنها یک اشتباه تصویری نبود؛ بلکه آزمونی جدی برای حرفه‌ای‌گری رسانه‌ها، خبرنگاران و حتی مخاطبان بود. آزمونی که نشان داد در رقابت سرعت، اگر راستی‌آزمایی قربانی شود، اعتبار رسانه به آسانی فرو می‌ریزد.

در همین زمینه، با مریم سلیمی ـ دکترای علوم ارتباطات اجتماعی، مدرس دانشگاه و از مؤلفان و مدرسان سوادهای رسانه‌ای، خبری و بصری ـ گفت‌وگو کرده‌ایم تا ابعاد این خطا، فشارهای پنهان تحریریه‌ها، نقش تصاویر جعلی و دیپ‌فیک‌ها در عصر حاضر و راهکارهای حرفه‌ای مواجهه با آن‌ها را بررسی کنیم؛ گفت‌وگویی درباره اینکه چرا تصویر دیگر «سند» نیست، بلکه «ادعا»ست و چگونه رسانه‌ها می‌توانند در برابر جعل، به سد حقیقت تبدیل شوند، نه گذرگاه آن.

سقوط رسانه ها از دروازه تصویر

سلیمی در ابتدا درباره نمونه اخیر جعل عکس که مربوط به دستگیری رئیس‌جمهور ونزوئلا بود در پاسخ به اینکه چطور شد که در جریان تجربه اخیر بازنشر تصویر جعلی دستگیری مادورو، رسانه‌ها به دام تصویر جعلی افتادند؟ توضیح داد: همه‌چیز با یک عکس شروع شد. چهره آشنا بود، فضا واقعی به نظر می‌رسید، نور و زاویه دید به ظاهر قابل قبول بود، نیاز رسانه ها برای عینیت بخشی و باورپذیری مطرح بود، همه به دنبال این بودند که در رقابت رسانه‌ای، خبر را به همراه تصویر مربوطه منتشر کنند، پس همه چیز بر اساس نیاز، ضرورت و مقتضیات، مهیای استفاده از تصویر بود ولی قطعاً نه هر تصویری و به هر قیمتی.

او ادامه داد: اولین تصویری که بیرون آمد، بدون کنترل‌های لازم عملاً منتشر شد، تصویر نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در حال دستگیری توسط دو سرباز DEA (اداره مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده آمریکا). عکس خیلی زود در رسانه‌های اجتماعی پخش شد، بعد به کانال‌ها و سایت‌ها رسید و نهایتاً بعضی رسانه‌ها هم آن را منتشر کردند. ساعاتی بعد مشخص شد: تصویر جعلی است. تصویری که در همان نگاه اول نیز بی‌کیفیت بود ولی نشانه هایی داشت که شاید باور پذیرش می‌کرد مانند آرم لباس سربازان، فیلتر کردن چهره سربازان و ... در حالی که باید تصویر از دروازه‌های کنترلی لازم پیش از انتشار می گذشت و نگذشت.

شاید مسأله از جایی جدی‌تر شد که این اتفاق در شب رخ داد؛ یعنی رسانه های ونزوئلایی و آمریکایی که باید ایفای نقش بهتری داشتند عملاً به دلیل شرایط زمانی و غافلگیرانه  بودن این اتفاق، آمادگی لازم را نیز نداشتند. برای دیگر کشورها نیز دسترسی به منابع اصلی و یا نمایندگان خود در آن ساعت، سخت‌تر بود. پس گزینه زمان در این شرایط بی تأثیر نبود.  

رسانه ها در انتشار محتواها درگیر فشارهای مختلفی هستند 

به گفته او در این میان مسأله اصلی این نبود که چه کسی تصویر جعلی را ساخته است، مسأله این بود که چطور رسانه‌هایی که باید سد جعل باشند، خودشان به واسطه انتشار آن تبدیل شدند، در حالی که انتظار می رفت تا با راستی آزمایی و دیگر روش‌های کنترلی، اجازه انتشار محتوا ندهند.

سلیمی گفت: واقعیت این است که تصویر مستقیم به احساس و ذهن حمله می‌کند. رسانه ها اهمیت تصویر نزد مخاطب را می دانند اینکه تصویر قادر به انجام بسیاری کارهاست؛ اعم از عینیت بخشی، دادن شوک، باورپذیر کردن، قانع کردن، تأثیرگذاری (با سطوح مختلف تأثیر)، حتی تأثیر بر قضاوت و ... . از طرفی رسانه‌ها در انتشار محتواها درگیر فشارهای مختلفی هستند اعم از فشار هیجانی، ترس از جاماندن از رقبا (اصطلاحاً خبر خوردن)، مشکلات و محدودیت‌های زمانی، ملاحظات زمانی، حتی فشار از سوی مخاطب و انتظارات آن، تلاش برای سندیت بخشی و ... .

در عین اینکه حادثه ای مانند دستگیری یک رئیس جمهور در سرزمین خودش و انتقال شبانه آن به کشوری دیگر، شوک بزرگ و باورناپذیری عظیمی را ایجاد کرد. باور پذیر کردن این اتفاق، اهمیت تصویر را بیشتر می کرد، در حالی که کاخ سفید و ...، هنوز عکسی منتشر نکرده بودند، این تصویر از ناکجاآباد از راه رسید. تصویری که گویا مربوط به بازداشت قاچاقچیان مکزیکی مواد مخدر بوده و سپس توسط هوش مصنوعی به مادورو تغییر یافته بود.  

حادثه نشر تصویر جعلی مادورو درس‌های مهمی برای رسانه‌ها داشت. اینکه دیگر تصویر سند نیست، صرفاً ادعاست تا اینکه درستی آن تأیید شود.  

تجربه مادورو نشان داد که رسانه های بزرگ هم اشتباه می کنند

این دکترای علوم ارتباطات سپس گفت: باید در نظر داشت در تصاویری که شوک‌آور هستند، بیش از حد با یک روایت خاص مثلاً سیاسی هم‌خوانی دارند، مربوط به افراد مطرح و معروف هستند و... احتمال جعلی بودن بالاتر می رود.

بحث اشتباه کردن رسانه‌ای تنها مربوط به رسانه‌های کوچک یا ضعیف نیست، تجربه مادورو نشان داد که رسانه‌های بزرگ هم اشتباه می‌کنند. عاری از بزرگ و کوچک بودن رسانه، رسانه حرفه‌ای تا حد ممکن شتاب‌زده عمل نمی‌کند، کنترل‌های لازم را انجام می‌دهد و سپس دست به انتشار می زند. حتی اگر هم اشتباه کند، خطای خود را اعلام و اصلاح می‌کند و از آن درس می گیرد.

به باور این مدرس ارتباطات، ماجرای تصاویر جعلی مثل «دستگیری مادورو» شکست پروتکل‌های حرفه‌ای رسانه‌ای بود و در عمل نیز آزمونی بود برای رسانه‌ها، خبرنگاران و مخاطبان آنها که عموماً نیز سربلند از آن بیرون نیامدند.

به باور سلیمی تصاویر جعلی در عصر حاضر به راحتی می‌توانند ابزار جنگ و روایت و دشمن حقیقت باشند و خود به دروازه ای برای سقوط یک رسانه تبدیل شود.

مدیریت انتظار و تعامل موثر با مخاطب

او با تاکید بر اینکه نشر با تأخیر ولی با تأیید بهتر از نشر پرخطاست، معتقد است: به خاطرم هست که در جریان انتشار خبر درگذشت استاد شجریان، بی بی سی خبر را با تأخیر منتشر کرد. اتفاقاً نیز با فشار مخاطب روبه‌رو شد در حدی که مسئول تحریریه بی بی سی مجبور به توضیح شد که چرا دیر خبر را منتشر کردند. او اعلام کرد که منتظر بودند تا خبر درگذشت استاد توسط پسر ایشان از یک منبع معتبر تأیید شود. خبر درگذشت یک فرد مطرح، مهم و حساس بود و تأیید خانواده، شرط اخلاقی انتشار بود. انتظار برای اعلام همایون شجریان تصمیمی حرفه ای بود ولی اشکال کار بی بی سی، دیر توضیح دادن بود، اینکه چرا صبر می‌کنند. راه درست این بود که پیش‌دستانه شفاف عمل می‌کرد و قبل از انتشار خبر اصلی، خبر صبر کردن را منتشر می‌کرد. مثلاً «گزارش‌هایی درباره درگذشت محمدرضا شجریان منتشر شده، اما بی‌بی‌سی تا زمان دریافت تأیید رسمی از خانواده، این خبر را منتشر نمی‌کند.»

این کار، فشار مخاطب را تخلیه می‌کرد و سوءظن را کاهش می‌داد و نشان می‌داد که رسانه فعال است نه منفعل.  

سلیمی سپس با یادآوری اینکه رسانه‌ها از ریزش مخاطب می‌ترسند، گفت: دنبال این هستند تا مخاطب بیشتری را جذب کنند و با روش‌های مختلفی نیز زمینه رضایت آنها را فراهم کنند، از سرعت در انتشار و ... ولی این تلاش‌ها، ترس‌ها، فشار مخاطب و... نباید سبب شود که ولو به قیمت ریزش کوتاه مدت، اعتبار خود را نزد مخاطب برای همیشه از دست دهند.

واقعیت این است، رسانه‌ای که همیشه تسلیم فشار می‌شود، شاید کلیک بگیرد ولی هرگز به مرجع معتبر تبدیل نخواهد شد.

رسانه به جای سکوت خبری باید مدیریت انتظار بداند

کار درست در مورد اینگونه محتواها که با فشار افکار عمومی همراه است، انتخاب راه حل نهادی، ارتباطی و روان شناختی است. کما اینکه هیچ رسانه‌ای در جهان از فشار مصون نیست. رسانه باید همواره به اصول حرفه‌ای در مسیر فعالیت خود توجه داشته و به آنها پایبند باشد. رسانه به جای سکوت خبری باید مدیریت انتظار بداند.   

در این میان نیاز به تغییر روایت از «خبر ندادن» به «خبر مسئولانه» است. مثلاً «ما می‌دانیم بسیاری منتظر این خبرند؛ اما تجربه نشان داده انتشار خبر فوت بدون تأیید رسمی، می‌تواند به خانواده و افکار عمومی آسیب بزند.»

راه حل دیگر ساخت «سپر تحریریه» برای دبیران و خبرنگاران است. تصمیم‌های حساس باید جمعی گرفته شده و جمعی و مکتوب اعلام شده و با استناد به آیین‌نامه و پروتکل‌ها و ... بیان شود. مثال : «طبق پروتکل تحریریه، انتشار بدون تأیید خانواده مجاز  نیست.»

از دیگر راهکارها  آموزش تدریجی مخاطب به «تاخیر مسئولانه» است که این کار فرهنگسازی نیاز دارد. پاسخ رسمی سریع، نه دفاع دیرهنگام، راه بهتری است. انتخاب زمان مناسب در این خصوص نیز ضروری است.

پروتکل‌هایی که می‌توانند نجات بخش باشند

او در پایان در پاسخ به اینکه رسانه‌های حرفه ای برای مواجهه درست با اخبار و تصاویر جعلی و دیپ فیک چه باید بکنند؟ توضیح داد: مهمترین نکته تغییر رویکرد از سرعت به اعتبار است. بخش بزرگی از خطاها به خاطر مسابقه سرعت است. اگر رسانه‌ها این اصل را بپذیرند که اولویت با «تأیید» بعد «انتشار» است، بخشی از مسأله قابل مدیریت خواهد شد.

نکته بعد درج صریح برچسب‌هایی مثل: «این تصویر هنوز تأیید مستقل نشده است»،  «در حال بررسی صحت تصویر» و ... است. این کار سبب می‌شود رسانه هم فعالیت حرفه‌ای خود را انجام می‌دهد و هم بررسی‌های لازم را صورت می‌دهد. رسانه‌ای که گاهی دیرتر اما درست‌تر منتشر می‌کند، در بلندمدت معتبرتر می‌شود.

از طرفی نیاز به پروتکل‌های مشخص مواجهه با محتواهای جعلی و نیز راستی‌آزمایی محتوا از جمله محتوای تصویری است. این راستی‌آزمایی باید غیرسلیقه‌ای و سیستماتیک باشد.  همچنین نیاز به چک لیست حرفه‌ای برای هرگروه از انواع محتوا و قالبهای آن ست.  

مثلا برای تصاویر می‌شود از این چک لیست استفاده کرد: منبع اولیه تصویر دقیقاً کیست؟ (منظور رسانه های اجتماعی نیست)، اولین بار کی و کجا منتشر شده؟، آیا رسانه یا فرد منتشرکننده سابقه معتبر دارد؟، آیا تصویر مشابه قبلاً در زمینه‌ای دیگر استفاده شده؟، آیا نسخه باکیفیت‌تر یا فایل اصلی  موجود است؟ و ... .

همچنین شناسایی منابع معتبر در هر حوزه‌ای یک ضرورت است تا در بزنگاه‌ها بتوان به آنها مراجعه کرد.  

استفاده دائمی از ابزارهای فنی تشخیص جعل، رجوع به سایت‌ها و اپلیکیشن‌ها و مراکز راستی‌آزمایی و ... می‌تواند در این‌خصوص یاری‌گر باشد. همچنین استفاده از روش جستجوی معکوس تصویر، تحلیل فنی، توجه به متن، زیرمتن و فرامتن، تحلیل متادیتا، استفاده از هوش مصنوعی، بررسی سایه‌ها، نور، تناسبات، پس زمینه ها و... نیز در این خصوص راهگشا هستند.

با همه کنترل‌های لازم باید در نظر داشت که در نهایت نقش جدی و اصلی در تشخیص برعهده انسان است و همه آنچه گفته شد، ابزار در خدمت انسان هستند.

کما اینکه راستی آزمایی درخصوص تصاویر مهم و حساس عموماً باید چندلایه صورت می گیرد (از خبرنگار تا تیم تخصصی حرفه ای راستی آزمایی)

حتی اگر یک محتوا با عبور از لایه‌ها، منتشر شد و جعلی بودن آن اثبات شد، اصلاح و عذرخواهی ضروری است. برخلاف تصور رایج، رسانه‌های بزرگ از اصلاح نمی‌ترسند، آن را رسماً اعلام می‌کنند. در عین اینکه خطا «قابل جست‌وجو» باقی می‌ماند و پاک نمی‌شود؛ چراکه اصلاح باید به اندازه خبر اولیه دیده شود.

تبدیل راستی‌آزمایی به محتوای آموزشی نیز حرکتی ارزشمند است. چراکه راستی آزمایی صرفاَ پاسخ به شایعه نیست، بلکه خود یک تجربه آموزشی است که می‌تواند به ارتقای سوادهای مختلف مخاطب کمک کند. در همین اثنا باید سعی شود زبان راستی آزمایی نیز به مخاطب آموزش داده شود تا مخاطب بفهمد رسانه چه می‌گوید. مثلا با اصطلاحاتی مانند «تأیید مستقل نشده»، «ادعا می‌شود»، «تصاویر منتسب به…» و ... آشنا شود.

در جریان راستی‌آزمایی‌ها بهتر است از ویدئوهای آموزشی، اینفوگرافیک‌ها و ... استفاده شود تا هم فهم‌پذیری بهتر شود، همه موضوع شفاف شود و هم آموزش لازم صورت گیرد. خطاهای همان رسانه می‌تواند ابزار آموزشی خوبی باشد تا بتوان یک تهدید را به فرصت تبدیل کرد. یاری گرفتن از همکاری نهادهای آموزشی و دانشگاهی برای تولید چنین محتواهایی نیز می‌تواند راهگشا باشد.

داشتن آموزش فعال در لحظات بحران بسیار ضروری است چراکه بیشترین یادگیری در بحران اتفاق می‌افتد.

نکته مهم درخصوص شفافیت و اصلاح سریع خطا این است که به خاطرمان باشد پنهان کاری، ضربه اصلی را می زند. کما اینکه اصرار به یک خطا، از اصل خطا بدتر است. مسأله ای که در برخی رسانه‌ها شاهد آن هستیم.

همچنین رسانه‌ها تلاش می کنند تا پروتکل‌های ویژه‌ای برای دیپ‌فیک‌ها و محتواهای مصنوعی داشته باشند و سعی می‌کنند به بررسی نشانه‌های دستکاری چهره، تحلیل فریم به فریم ویدئو، مشورت با متخصصان خارج از تحریریه، برچسب‌گذاری صریح محتوای مصنوعی و... اقدام کنند.

او همچنین یادآور شد که پروتکل‌ها باید با نگاه به شرایط خاص و بحرانی و مسائل و مشکلات خاص تهیه شوند نه شرایط عادی.

نکته مهم بعد تفکیک بین خبر با محتوای در حال بصری است. اگر ادعایی تأیید نشده باید اعلام شود و از تیتر قطعی برای محتوای مشکوک باید پرهیز شود.

آموزش مستمر خبرنگاران و دبیران برای مواجهه بهتر با محتواهای جعلی به خصوص تصاویر جعلی و دیپ فیکها که هر روز به یاری تکنولوژی ارتقای کیفیت می یابند و تشخیص سخت تر می شود، امری ضروری است. باید دقت کرد که رسانه تولید کننده یا منتشرکننده محتوا صرفاً نیست، دارای مسئولیتهای اجتماعی بسیاری نزد مخاطبان خود است و از طرفی باید از مخاطبان در برابر محتواهای جعلی محافظت کند و محتوای درست را در عین کمک به ارتقای سواد رسانه ای، منتقل کند.

تاکید بر استقلال تحریریه از فشار سیاسی و هیجانی

به گفته وی از دیگر نکاتی که باید به آنها توجه کنیم بحث استقلال تحریریه از فشار سیاسی و هیجانی است. نباید همسویی با یک روایت سبب خطا شود. و اینکه هر محتوایی با هر رویکردی، به تأیید چندلایه برای اخبار حساس است.  

در همین ارتباط لازم است از تجارب رسانه های موفق جهان در مواجهه با محتواهای جعلی بهره بگیریم. اعم از ایجاد میزهای راستی آزمایی از جمله بصری، ایجاد میزهای تخصصی مشترک، تفکیک متن از خبر (اگر تصویری تأیید نشد درج مواردی همچون «تصاویر منتسب به این رویداد هنوز تأیید نشده‌اند.») و ... .

تهیه پروتکل‌های بومی شده نیز در همین ارتباط ضروری است کما اینکه باید طوری تهیه شوند که پاسخگوی کوچکترین تحریریه ها و شرایط مخاطب باشند. استفاده از چک لیست کنترل صحت به خصوص برای محتواهای بصری مدنظر تا حد ممکن اجباری شود برای کنترل منبع، زمان و مکان، بررسی فنی حداقلی، لحاظ ملاحظات سیاسی، مقتضیات محیطی، جو حاکم بر جامعه و ... در کنار چک لیست قواعدی برای انتشار تعیین شود اینکه اگر تصویری هنوز تأیید نشده یا منتشر نشود یا با الزامات منتشر شود، اعم از توضیح عدم تأیید تصویر، عدم انتشار با تیتر قطعی و ... .

میزهای تخصصی راستی آزمایی بصری در جهان وجود دارد که مستقل از میز خبرفوری عمل کرده و دارای حق «وتو» برای توقف انتشار هستند. تمرکز آنها بر محتواهای بصری است و در ترکیب انها روزنامه نگار، تحلیل گر داده، متخصص تصویر و ... حضور دارند. حتی در برخی رسانه‌ها سعی شده مسیر انتشار تصویر از متن جداسازی شود.

اعمال سیاست سخت‌گیرانه در قبال محتوای رسانه های اجتماعی داشتن ارتباط فعال با مخاطب درباره فرایند بررسی، نهادینه کردن راستی آزمایی بصری، مدیریت فشار مخاطب  از دیگر ضرورتهاست.   

هشدارهایی برای بقا در عصر جعل محتوا

سلیمی ضمن بیان هشدارهایی به رسانه‌ها در جریان اخبار و تصاویر جعلی گفت: باید در نظر داشته باشند رسانه های اجتماعی منبع نیستند. اینکه وایرال شدن، اعتبار نمی‌آورد. اگر محتوایی مشکوک است نباید منتشر شود یا حداقل هشدارهای لازم داده شود. انتشاردهنده محتوای مشکوک، مسئول خطاست. باید به این اصل کلیدی پایبند بود. «اگر تردید داری، انتشار ممنوع است.». رسانه‌ها باید توجه داشته باشند که اعتماد یک‌شبه ساخته نمی‌شود، اما یک‌باره می‌ریزد. تصویر بدون تأیید سند نیست صرفاً یک ادعاست نه گواه واقعیت. هیجان، فشار افکار عمومی یا همسویی سیاسی، توجیه نقض راستی‌آزمایی نیست.

باید به خاطر داشت که اعتبار مهم‌تر از سرعت، تأیید مهم‌تر از هیجان و اخلاق مهم‌تر از روایت مطلوب است.

گاهی عدم انتشار، یک تصمیم حرفه‌ای معتبر است، نه شکست خبری. تصویر آرشیوی بدون برچسب گمراه کننده است.  

هیجان شخصی، دشمن حرفه‌ای‌گری است. گاه همسویی، همدلی یا نفرت سیاسی، دقت را کور می‌کند. «اول بودن» گاه دشمن «درست بودن» است. باورپذیریِ بیش‌ازحد تصویر، می تواند یک خطای شناختی باشد. تکرار یک تصویر به معنای درست بودن آن نیست، کما اینکه دیدن زیاد یک روایت آن را معتبر نمی سازد.

بازنشر محتوای جعلی، اعتماد و اعتبار را از بین می برد. پوشاندن خطا یا حذف بی سروصدای آن، خطای دوم است.   اصلاح دیرهنگام، تقریباً بی‌اثر است. توضیح ندادن، سوءظن می‌سازد.

تصمیم درخصوص نشر یا عدم بازنشر یا تأخیر در انتشار یک محتوای مشکوک، نیازمند حرفه‌ای‌گری و یک حرکت جمعی است، چراکه تصمیم فردی در بحران، شکست جمعی است.

ترس از جا ماندن، دلیل انتشار هر محتوایی با هر کیفیتی نیست. اگر یک محتوایی توسط همه زده شد معنی آن این نیست که همه درست عمل کرده‌اند چراکه بدون کنترل‌های لازم، دیگران هم می‌توانند اشتباه کنند، چون بعضاً محتواها به صورت تقلیدی بازنشر می شوند.  

باید دقت کرد که نبود تکذیب رسمی، تأیید یک محتوا نیست و نبود تکذیب خانواده، مجوز انتشار نیست.

او به هشدارهای فنی هم اشاره کرد و گفت: فایل بی‌کیفیت می‌تواند عمداً بی‌کیفیت باشد (مشابه تصویر جعلی از مادورو). برش تصویر می‌تواند حقیقت را معکوس کند. سکوت منبع، نشانه صحت نیست. چهره‌های بیش‌ازحد بی نقض نیز گاه می‌توانند مشکوک‌ باشند. معمولاً دست‌ها و انگشتان نقطه ضعف دیپ‌فیک‌اند. نور و سایه ناسازگار، هشدار است. پس‌زمینه تار انتخابی می‌تواند جعل را پنهان کند. کیفیت غیرعادی صدا در ویدئو مشکوک است. لب‌خوانی ناهماهنگ نشانه دستکاری است. نبود متادیتا همیشه تصادفی نیست. وجود متادیتا هم تضمین صحت نیست. برش‌های سریع می‌توانند پرش‌های جعلی را پنهان کنند.

این مدرس ارتباطات ضمن هر آنچه گفته شد تأکید کرد: یک تصویر جعلی کافی است تا رسانه‌ای که راستی آزمایی ندارد، برای همیشه از مرجعیت بیفتد. وقتی رسانه شک نکرده و راستی آزمایی نمی‌کند، جعل پیروز می شود. تصویر ممکن است دروغ بگوید، اما رسانه اگر راستی آزمایی نکند، دروغ را روایت خواهد کرد.

رسانه‌ای که تسلیم فشار می‌شود، شاید کلیک بگیرد ولی به مرجع معتبر تبدیل نخواهد شد

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha
avatar
۱۴۰۴-۱۰-۲۰ ۱۵:۰۵

یه تیتر درست پیدا شد.

avatar
۱۴۰۴-۱۰-۲۰ ۱۷:۰۵

به چه درد ما میخوره که حتی از اینترنت محروم‌ هستیم.

avatar
۱۴۰۴-۱۰-۲۰ ۱۷:۳۶

در نهایت بهترین چیز بستن کامل اینترنت هست ...! هیچ اعتراضی هم به این وضع در رسانه ها نمی شود! قطع اینترنت باید ممنوع شود در هر شرایطی، اینترنت جز حقوق پایه هست مثل آب و برق! حتما از فردا آب محلات را هم شروع به قطع می کنند

avatar
۱۴۰۴-۱۰-۲۰ ۱۸:۳۴

حالا اینترنت بیشتر قطع کنید چند روز دیگه دوباره موج جدید اعتراضات اینبار جوانان و نوجوانان عصبانی رو داریم بزور جلو بچه ها رو گرفتیم بیرون نرن

avatar
۱۴۰۴-۱۰-۲۱ ۲۰:۴۱

اگه الان جلوشون رو بگيريم بيرون نرن فردايي اگر باشه بخوان برن بيرون چيكار كنن؟ آينده ايي خوب براشون پيش بيني ميكنيم كه بهش اميدوار باشيم؟

avatar
۱۴۰۴-۱۰-۲۱ ۲۲:۰۲

بسیار آموزنده و مفید بود. ممنون

avatar
۱۴۰۴-۱۰-۲۳ ۱۵:۰۵

لطفا اینترنت را با یک طرح مدون برگردانید. یک طرح مدون و جدی برای شرایط در نظر بگیرید و به جز چند پلتفرم اشتراک گذاری اجتماعی در صورت امکان سایر دسترسی ها را به طور کامل برقرار کنید. حساب های ارزی و مشاغل دلاری متوقف و حساب های کاری خالی و ... شده است