به گزارش ایسنا، طی بیش از یک دهه گذشته، بحث بر سر میزان مخاطب و تاثیرگذاری سریالهای تلویزیون در محافل رسانهای وجود داشته و این بحثها طی ۳-۴ سال اخیر بالا گرفته است.
بررسی سریالهای پخششده در فاصله زمانی یکساله اخیر از لحاظ محتوا و مضمون، نشان میدهد که رویکرد غالب، تولید دستهای از آثار بوده که به طور معمول، اولویتهای مضمونی و محتوایی را بر جذابیت هنری و ساختاری ترجیح میدهند. از ابتدای اسفندماه ۱۴۰۳ تا انتهای بهمنماه ۱۴۰۴ شبکههای مختلف تلویزیون حدود ۳۰ سریال جدید روی آنتن بردهاند و از این تعداد، حدود ۲۰ عنوان معادل حدود ۶۰ درصد، محتوایی داشتهاند که در دستهبندیهای معمول مخاطب، «سفارشی» خوانده میشود. این سریالها عمدتا با تمرکز بر موضوعاتی مانند فرزندآوری، روحانیت، دفاع مقدس، امنیت و ... تمرکز دارند.
از اشراف امنیتی تا محوریت یک روحانی
مرور مضامین اصلی ۱۹ سریال یادشده، نشان میدهد یکی از مضامین اصلی سریالهای ۱۲ ماه اخیر، فرزندآوری بوده که به تولید آثاری نظیر «آلا»، «رویای ریحانه»، «جانان» و «ذهن زیبا» انجامیده؛ محصولاتی که به ترویج ارزشهای فرزندآوری میپردازند و از قبح سقط جنین میگویند. مضامین مذهبی نیز که در آثاری مانند «مهمانکشی»، «مجاور بهشت»، «جایی برای همه» و «مرز» آمده، با چهار عنوان، یکی از پرتکرارترین دسته مضامین در این بازه زمانیاند.
پس از این عناوین، سه مورد سریال تلویزیونی درباره گروهک تروریستی منافقین، یکی از موضوعات نسبتا پرتکرار رسانه ملی بوده که در ۱۲ ماه اخیر به نمایش آثاری چون «قول مردونه»، «عملیات مهندسی» و «دو نیمه ماه» رسیده است. همچنین به شکلی قابل توجه، در این ایام سه عنوان «مرهم»، «میراث» و «مشاور ۲» زندگی و نقش روحانیت را در جامعه به تصویر کشیدهاند.
در همین بازه زمانی، دو سریال «صفر ۲۴» و «پسران هور» به روایتهایی حماسی از جنگ ایران و عراق پرداختهاند و دو سریال «ناریا» و «الگوریتم» نیز اشراف امنیتی کشورمان را نمایش دادهاند. مبارزات منجر به وقوع انقلاب اسلامی نیز در یک مجموعه «حکایتهای کمال ۲» محوریت داشته است.
اول جذابیت، بعد محتوا
بنابر آنچه ذکر جزییات آن آمد، تنها حدود یک سوم سریالهای پخششده در ۱۲ ماه گذشته، آثاری بودهاند که از نظر محتوایی و مضمونی، شرایطی متفاوت داشتهاند. اگرچه انتخاب سوژه برای یک سریال تلویزیونی، نه ضامن کیفیت آن است و نه لزوما به کاهش کیفیت میانجامد، اما تجربه نشان داده در بسیاری از آثاری که با اولویت محتوایی ساخته میشوند، کمتر فرم و ساختار مورد توجه قرار میگیرد و در نتیجه، این آثار از نظر محتوایی پرارزشاند، ولی از لحاظ کیفیت فرمی و تکنیکی و ساختاری، با انتقادات جدی مواجه میشوند و از جذابیت کافی برای تماشاگر برخوردار نمیشوند.
این در حالی است که بسیاری معتقدند سریالهای تلویزیون برای تاثیرگذاری مناسب، در نقطه شروع باید به اندازه کافی دیده شوند. وجود سریالهای زیادی که پیامهای پرارزشی را حمل میکنند، ولی به اندازه قابل قبولی تماشاگر ندارند، تنها به درد پر کردن بیلان کار و گزارشهای سازمانی میخورد و به اثرگذاری خاصی در جامعه نمیانجامد. در بسیاری از اینگونه موارد، مخاطب که درک کرده سازندگان اثر سعی دارند روی افکار او تاثیر بگذارند، از ابتدا گارد میگیرد و به همین دلیل، به راحتی پیام را دریافت نمیکند.
نگاهی به برخی از آثار یادشده در همین گزارش مانند «ذهن زیبا» و «پسران هور» که با محتوای اصطلاحا سفارشی ساخته شده، اما از جذابیت قابل قبولی برای تماشاگر برخوردار بودند، لزوم دقت در این قبیل تولیدات را نشان میدهد؛ چراکه روشن است باید پیامهای مد نظر در لایههای زیرین و هنرمندانه انتقال داده شود و محصول دراماتیک، مستقیمگو نباشد. این در حالی است که طی سالهای اخیر، در بسیاری از موارد، رویکرد مستقیم، مخاطب را دور کرده است.
صدای مردم باشید
از سوی دیگر، یکی از حلقههای مفقوده سریالهای اخیر را میتوان بازتاب صدای مردم دانست. قصه برخی سریالهای تلویزیونی این سالها، به شکلی نگرانکننده از فضای واقعی جامعه فاصله گرفتهاند و به دور از مسائل معیشتی، دغدغههای اجتماعی و اتفاقات روز کشور، نوشته میشوند.
ساخت آثاری که با جامعه امروز پیوند بخورد، صرفا با چند کنایه سیاسی یا اقتصادی در دیالوگها اتفاق نمیافتد. تلویزیون نیازمند شخصیتهایی است که شبیه به مردمِ امروز باشند؛ با همان مشکلات، همان زبان و همان دغدغهها. در صورتی که شخصیتهای سریالها در فضایی انتزاعی و ایزوله از جامعه زندگی کنند، نباید انتظار داشت که عموم مردم با آنها همذاتپنداری کرده و پیامهای اثر را پذیرا شوند.
انتهای پیام



نظرات