به گزارش ایسنا، تنوع جغرافیایی این آیینها، گویای پیوند عمیق میان باور دینی و زیست محلی مردم است؛ هر شهر و روستا با زبان، لهجه و امکانات خود، ماه رمضان را میگذراند و برای روزهای خاص آن معنایی مستقل ساخته است. دوشنبهها و چهارشنبههای این ماه در جایی با نذر و پخت آش شناخته میشود و در نقطهای دیگر با آیینی نمادین برای دفع بلا یا گرهگشایی. همین تنوع، نشان میدهد که ماه رمضان در فرهنگ ایرانی صرفا یک تقویم دینی واحد نبوده است.
بخش قابل توجهی از این رسمها امروز یا دیگر برگزار نمیشوند یا تنها در خاطره نسلهای قدیمیتر باقی ماندهاند. با این حال، همین آیینهای کمنام و نشان، بخشی از فرهنگ عامه مردماند؛ رسمهایی که اگرچه ممکن است دیگر رسمیت نداشته باشند، اما رد آنها هنوز در حافظه مردم محلی دیده میشود. یادآوری آنها نه از سر نوستالژی صرف، بلکه بهعنوان بخشی از میراث اجتماعی رمضان اهمیت دارد.
در روستای صلحآباد بندر بوشهر، چهارشنبههای ماه رمضان با آیینی به نام «توه گرمک» شناخته میشود. رسمی زنانه که در آن مادر و دختری را گرد هم میآورند و کودکی را به دست مادر میدهند. چند تکه هیزم روشن میشود و «توه» یا همان تابه روی آتش قرار میگیرد. کاسهای از آب شور آماده میکنند و سکهای در آن میاندازند؛ فردی کاسه را در دست میگیرد. مادر در یک سوی تابه و دختر در سوی دیگر میایستد و کودک سه بار میان دست آنها جابهجا میشود. با هر جابهجایی، کمی آب شور روی تابه ریخته میشود و در مرحله پایانی، کاسه روی تابه انداخته میشود. کودک را به سرعت به داخل خانه میبرند و حاضران از روی تابه میپرند و میگویند: «نذرمان بیرون برود». برخی نیز مبلغی به یک کودک یتیم میدهند. این آیین هم نشانهای از دفع بلا دارد و هم وجهی از نذر و مشارکت جمعی.
در سنگسر استان سمنان، دوشنبهها و چهارشنبههای هر ماه و در ماه رمضان با تاکید بیشتر با پخت نذری همراه است. مردم به نیت صدقه و رفع بلا آش و نان میپزند و میان همسایهها تقسیم میکنند. هنگام پختن آش، جمله «گرم تَم بَبو» را به زبان محلی بر زبان میآورند؛ یعنی آش میپزم تا بخار گرمش بلا را از این خانه بیرون ببرد. آش نذری «کَشکین سِروا» و نان نذری «کال فطیر» نام دارد. در کشکین سروا به نیت ۱۲ امام، ۱۲ سیر برنج میریزند و قورمه، جزغاله، سیبزمینی، باقلا خشک، حبوبات و سبزی به آن افزوده میشود. در ماه رمضان، این نان و آش حدود نیم ساعت پیش از افطار به خانه همسایهها برده میشود و خانوادههای پرجمعیت سهم بیشتری از نان دریافت میکنند.
اهالی سنگسر برای حاجتخواهی نیز آیینی جداگانه دارند. روز چهارشنبه پس از نماز ظهر و عصر، ۳۶۲ دانه جو را مقابل خود روی زمین میگذارند و دو رکعت نماز حاجت میخوانند. سپس ذکر «ای مالکالملک ای خداوند جهان، خصمان مرا به پیشش خَر» را تکرار میکنند و با هر بار گفتن ذکر، یک دانه جو را برمیدارند، بر آن فوت میکنند و دوباره روی زمین میگذارند. این روند برای تمام ۳۶۲ دانه انجام میشود و چهارشنبه هفته بعد دوباره تکرار میشود تا تعداد ذکرها به ۷۲۴ برسد. در پایان، دانههای جو را درون یک چانه خمیر میگذارند و به یک الاغ میدهند تا بخورد و مراقباند حتی یک دانه بر زمین نریزد. این رسم را برای رفع دشمنی نیز انجام میدهند.
در یزد نیز چهارشنبههای رمضان با جمع زنانه در زیارتگاهها ادامه مییابد. زنان ختم موسیبنجعفر (ع) برگزار میکنند به این صورت که ابتدا دو رکعت نماز حاجت مشابه نماز صبح میخوانند و سپس ۱۰۰ مرتبه ذکر «یا بابالحوائج موسیبن جعفر بده مرادم به حق الله اکبر» را تکرار میکنند. پس از آن نذر میکنند که چهارشنبههای هفت هفته در همان زیارتگاه روضه موسیبن جعفر (ع) بخوانند. این آیین در شبهای جمعه نیز برگزار میشود و گاه به جای روضۀ موسیبن جعفر (ع)، روضۀ حضرت ابوالفضل (ع) خوانده میشود.
مجموع این آیینها نشان میدهد که ماه رمضان در نقاط مختلف کشور، لایههایی فراتر از روزهداری فردی داشته است؛ لایههایی که به واسطه آنها، روزهای هفته معنایی آیینی پیدا میکردند و خانهها و محلهها درگیر یک تجربه جمعی میشدند.
پینوشت: این گزارش با استفاده از اطلاعات جلد دوازدهم «تقویم آیینی ماههای قمری، دفترِ سوم ماه رمضان»، تهیهشده توسط «واحد فرهنگ مردم» مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما نوشته شده است.
انتهای پیام


نظرات