به گزارش ایسنا، ۱۴۰۴ برای میراث فرهنگی ایران، سالی پر از فراز و نشیب بود، که از یکسو با چالشهای همیشگی چون فرسایش، تخریب و مرمت غیر اصولی، زیادهخواهیها و توسعه ناهماهنگ شهری، کمبود اعتبارات و تهدیدهای محیطی دست و پنجه نرم کرد و از سوی دیگر، با جنگی که از ۲۳ خرداد ماه با حمله اسرائیل به ایران آغاز شد، به وضعیت اضطراری درآمد و موزهها و اماکن تاریخی را به تعطیلی چند ماهه کشاند.
پاییز ۱۴۰۴ دستور بازگشایی تدریجی موزهها و محوطههای تاریخی داده شد اما هنوز آثار، کامل به ویترینهای موزهها بازگردانده نشده بودند و پای مردم به محوطههای تاریخی چندان باز نشده بود که «حوادث دیماه» و نگرانیها از به مخاطره افتادن آثار تاریخی، آنها را وارد دومین دوره تعطیلی در سال ۱۴۰۴ کرد.
این تعطیلات هم به پایان نرسیده بود که با رخداد دیگری مواجه شد و به نوعی معادلات به کلی تغییر کرد؛ جنگ.
از نهم اسفندماه ۱۴۰۴، همزمان با آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، میراث فرهنگی کشور نیز وارد مرحلهای تازه از تهدید شد؛ مرحلهای که در آن، دیگر خطر تنها از جنس فرسودگی یا بیتوجهی نبود، بلکه پای حمله و آسیبهای ناشی از جنگ و انفجارها به میان آمد. این میان، بناها و محوطههایی که قرنها از دل حوادث تاریخی عبور کرده بودند، اینبار در برابر موجی از تخریب قرار گرفتند که نه طبیعی بود و نه قابل پیشبینی، و نه حتی در برابر بمبها و موشکها قابل محافظت.
گزارشها نشان میدهد که تا ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۱۰۰ اثر تاریخی، موزه و محوطه فرهنگی در نقاط مختلف کشور در اثر حملات نظامی دچار آسیب یا تخریب شدهاند؛ آماری که نهتنها از نظر کمی قابل توجه است، بلکه از منظر کیفی نیز زنگ خطری جدی برای وضعیت میراث فرهنگی و تاریخی تمدنی ایران به شمار میرود.
بیشتر بخوانید:
نام ۱۰۸ اثر تاریخی خسارتدیده در جنگ اعلام شد
آنچه این وضعیت را نگرانکنندهتر میکند، ماهیت این آثار است؛ بخش قابل توجهی از آثار آسیبدیده در زمره بناهای شاخص، محوطههای ثبتشده ملی و حتی آثار دارای جایگاه جهانی، قرار دارند. به این ترتیب، خسارت وارد شده تنها محدود به تخریب چند بنای تاریخی نیست، بلکه به معنای آسیب دیدن بخشی از حافظه تاریخی و تمدنی، هویت فرهنگی و روایتهای انباشتۀ یک سرزمین است.
در چنین شرایطی، میراث فرهنگی ایران در سال ۱۴۰۴ را میتوان در نقطه تلاقی دو بحران توصیف کرد؛ بحرانهای مزمنی که سالهاست این حوزه با آنها دستوپنجه نرم میکند و بحرانی ناگهانی و پرشتاب به نام «جنگ» که در مدت زمانی کوتاه، ابعاد تازهای از آسیبپذیری این میراث را آشکار کرد.
در میان نخستین خبرهای منتشرشده از آسیب به میراث فرهنگی در روزهای ابتدایی درگیریها، نام «کاخ گلستان» بیش از دیگر آثار جلب توجه کرد؛ مجموعهای که نهتنها یکی از شاخصترین بناهای تاریخی پایتخت ایران است، بلکه از آثار ثبتشده ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به شمار میرود.
آسیب به این مجموعه تاریخی صرفاً یک حادثه در میان خسارتهای ثبتشدۀ جنگ نبود، بلکه به نمادی از تهدید جدی میراث فرهنگی ایران در برابر تجاوز نظامی تبدیل شد. کاخ گلستان که طی قرون مختلف، از دوره صفوی تا قاجار، شکل گرفته و بهعنوان یکی از مهمترین کانونهای تاریخی و سیاسی ایران شناخته میشود، اینبار در شرایطی آسیب دید که انتظار میرفت بهواسطه جایگاه جهانیاش، از مصونیت بیشتری بهرهمند باشد.
بر اساس گزارشها، بخشهایی از این مجموعه در جریان موجهای حملات دچار آسیب شد؛ رخدادی که نهتنها نگرانیهای داخلی را برانگیخت، بلکه بازتابهایی نیز در سطح بینالمللی داشت تا آنجا یونسکو مشخصات درباره وضعیت آن ابراز نگرانی کرد. اهمیت این موضوع از آن جهت دوچندان است که آثار ثبتشده در فهرست جهانی، طبق کنوانسیونهای بینالمللی، باید در اولویت حفاظت در شرایط بحران قرار گیرند.
کارشناسان میراث فرهنگی بر این باورند که آسیب به کاخ گلستان، فراتر از یک خسارت فیزیکی، حامل پیامدهای نمادین است؛ چرا که این مجموعه، بخشی از روایت تاریخی شکلگیری تهران و تحولات سیاسی و فرهنگی ایران را در خود جای داده است.
در پی این واقعه، موضوع حفاظت از آثار شاخص، بهویژه بناهای ثبت جهانی، با جدیت بیشتری در دستور کار قرار گرفت و بحثهایی درباره ضرورت تقویت سازوکارهای حفاظتی از جمله نصب گستردهتر نشان «سپر آبی» مطرح شد. همچنین وزارت میراث فرهنگی تاکنون هشت نامه اعتراضآمیز نسبت به تخریب و تهدید آثار تاریخی ایران در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به یونسکو و دیگر نهادهای بینالمللی فرستاده و تاکید کرده است براساس مفاد کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان و قطعنامه ۲۳۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۷ تخریب میراث فرهنگی در زمان جنگ اقدامی مجرمانه و محکوم است. هرچند واکنشها آنچنان که انتظار میرفت، نبوده است.
بر این اساس و در پی آسیب به برخی از بناهای تاریخی از جمله مجموعه جهانی کاخ گلستان، به پایگاههای جهانی اعلام شد که در تمامی ۱۱۴ اثر ثبتشده ایران در قالب ۲۹ پرونده جهانی، نصب نشان «سپر آبی» مورد توجه قرار گیرد. از جمله در مجموعههایی مانند ۵۴ کاروانسرای ثبت جهانی ایران و نیز در محوطههایی مانند تخت جمشید، باغهای ایرانی و دیگر مکانهای باز که در معرض حملات موشکی یا بمباران قرار دارند، رعایت ضوابط حفاظتی و نصب این نشانهها مورد تأکید قرار گرفته است.
با این حال، آنچه در روزهای ابتدایی جنگ رخ داد، نشان داد که حتی برجستهترین و شناختهشدهترین آثار تاریخی حتی با نصب نشان «سپر آبی» در برابر تبعات مستقیم درگیریهای نظامی مصون نیستند و با گذشت روزهای نخست، ابعاد خسارتهای جدی به میراث فرهنگی بهتدریج روشنتر شد؛ آسیبهایی که دیگر محدود به یک یا چند بنای شاخص نبود و دامنه آن به استانهای مختلف و بافتهای منسجم تاریخی شهری گسترش یافت.
در این میان، تهران با ۶٠ اثر بیشترین میزان آسیب را متحمل شد. تمرکز بناهای تاریخی در بافت مرکزی شهر و همجواری آنها با مراکز حساس، سبب شد که موج حملات بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به این آثار نیز برسد.
پس از تهران، استان اصفهان با ۲۰ اثر آسیبدیده در جایگاه دوم قرار گرفت؛ آماری که با توجه به تمرکز کمنظیر آثار تاریخی در این استان، اهمیت موضوع را دوچندان میکند. در میان این آثار، مجموعههایی چون میدان نقش جهان و بناهای پیرامونی آن دیده میشود که هرگونه آسیب به آنها، به پیوستگی تاریخی و هویت شهری اصفهان لطمه جدی وارد میکند.
پس از اصفهان، استان کردستان با ۱۲ اثر آسیبدیده در جایگاه سوم قرار دارد. بناهای تاریخی سنندج، بهویژه عمارتها و موزههای شاخص، از جمله آثار آسیبدیده این استان هستند.
دامنه خسارتها به استانهای دیگری همچون کرمانشاه، لرستان، بوشهر، قم، ایلام، آذربایجان شرقی و غربی، مازندران و سیستان و بلوچستان نیز کشیده شد؛ موضوعی که نشان میدهد میراث فرهنگی کشور در سطحی گسترده و همزمان در معرض تهدید جدی جنگ قرار گرفته است، بیآنکه راهکار اساسی برای حفاظت از آنها در برابر موج موشکهای و بمبهای سنگین وجود داشته باشد.
میراث فرهنگی، برخلاف بسیاری از داراییهای مادی، تنها مجموعهای از ساختمانها و اشیاء نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی و هویت تمدنی یک ملت محسوب میشود. با این حال، رخدادهای نظامی سال ۱۴۰۴ نشان داد که حتی کهنترین یادگارهای تاریخی نیز در برابر پیامدهای جنگ آسیبپذیرند.
خسارت وارد شده به این آثار، صرفاً تخریب بناها نیست، بلکه زخمی است بر پیکره هویت تاریخی و فرهنگی کشوری که میراثش، روایتگر قرنها تمدن و زیست و ایستادگی انسانی است؛ میراثی که اکنون بیش از هر زمان دیگری، نیازمند توجه، حفاظت و مسئولیتپذیری در بُعد ملی و جهانی است.
انتهای پیام
