بهزاد شیخ -مستندساز و کارگردان- که این روزها مشغول تولید آثاری درباره وقایع اخیر و جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است، در گفتوگو با ایسنا، از روند تولید دو مستند جدید خود، ناگفتههایی از ثبت لحظات پس از حملات و همچنین چالشهای فیلمبرداری در شرایط بحرانی با وجود داشتن مجوز رسمی سخن گفت.
این مستندساز با اشاره به یکی از تازهترین آثارش با عنوان «مسجد ما» که ساخت آن به تازگی تمام شده است، توضیح داد: این مستند ۲۰ دقیقهای درباره مسجد ابوذر است. بعد از شهادت رهبرشهید، با مردم مصاحبه گرفتیم و در میان این مصاحبهها به سوژهای رسیدیم که مربوط به مسجد ابوذر محل ترور آیتالله خامنهای بود.
وی ادامه داد: رهبر شهید پیش از این، یکی از مستندهای پخش شده در مورد این مسجد را دیده بودند و از کتابخانه آنجا خوششان آمده بود. حتی نامهای برای این مسجد نوشته بودند و کتابهایی از خودشان را به کتابخانه مسجد اهدا کرده بودند. آن کتابها از آن موقع تا الآن در قفسهای مخصوص قرار داده شده است و مردم از آنها استفاده میکنند.
شیخ با اشاره به ارتباط عمیق رهبر شهید با این مسجد افزود: کسانی که با ایشان رفتوآمد داشتند، میگفتند هر وقت صحبت مسجد ابوذر پیش میآمد، ایشان به آنها میگفتند "از مسجد ما آمدید؟"، یعنی این مسجد را متعلق به خودشان میدانستند. از این رو اسم مستند را «مسجد ما» گذاشتیم.
روایت کارکنان شرکت نفت پس از حملات به مخازن
این مستندساز که تجربه تولید آثاری در مورد سقوط افغانستان و سوریه و جنگ لبنان را نیز دارد، درباره مستند دیگری که به موضوع حملات به صنعت نفت تهران میپردازد، اظهار کرد: پس از اینکه آمریکا به انبارهای نفت تهران حمله کرد به سراغ این مراکز تامین سوخت تهران رفتیم. در ابتدا از آحاد مردم در مورد صحنه حادثه مصاحبه گرفتیم و بعد متمرکز شدیم روی کارکنان شرکت نفت. ابتدا میخواستیم ببینیم به مخازن و کارکنان چقدر آسیب وارده شده است.
وی خاطرنشان کرد: در جریان تولید این مستند متوجه شدیم بسیاری از کارکنان محل کارشان ترک نکردهاند و باوجود اینکه بسیاری از این افراد میتوانستند فرار کنند یا برنگردند، اما تقریباً با ظرفیت کامل سر کار حاضر شدند.
کارگردان مستند «مسجد ما» با اشاره به گفتوگو با یکی از کارکنان شرکت نفت افزود: یکی از سوژهها هشت سال بود به یک سگ در آن حوالی آب و غذا میداد. او تعریف میکرد وقتی انبار نفت شهران را زدند، آن سگ از ترس زیر یکی از مخزنها میماند و او به سراغ سگ میرود و او را نجات میدهد.
شیخ با تأکید بر تلاش شبانهروزی کارکنان صنعت نفت تصریح کرد: آنها برای اینکه سوخت برسانند و مردم احساس ضعف نکنند، تمام وقت ایستادند و کار کردند. حتی سال تحویل هم مدیران و کارکنان در پالایشگاه بودند و فیلم گرفتیم که افرادی با ۲۰-۲۵ سال سابقه میگفتند اولین سالی است که سال تحویل پیش خانوادهشان نیستند.

حضور در لحظه انفجار و ثبت آرشیو جنگی
وی درباره زمان حضور خود در صحنه حملات گفت: لحظه انفجار در میدان انقلاب، مهرآباد و کلانتری بهارستان حاضر بودیم. سعی کردیم از تمام وقایعی که در تهران رخ میدهد فیلم بگیریم تا بعدا بتوانیم یک خط داستانی برای آنها درست کنیم و بتوانیم یک مستند بسازیم.
این مستندساز همچنین درباره مستند شهدای جنگ ۱۲روزه گفت: ما چهار پنج سال است برای بنیاد شهید روی تاریخ شفاهی جنگ کار میکنیم. مدتی بود که سراغ شهدای جنگ ۱۲ روزه رفته بودیم. در این جنگ هم بخشی از کار ما درباره شهدایی مانند سردار موسوی و نصیرزاده بود که کلیپهایی برای آنها تولید کردیم.

چالش برخورد با مردم و نبود زیرساخت مجوزدهی
شیخ که مجوز رسمی برای فیلمبرداری دارد، در عین حال گفت: خیلی وقتها با مردم مشکل پیدا میکنیم. نیروی انتظامی یا حراست وقتی مجوز را میبینند، متوجه میشوند، اما مردم عادی به ما میگویند گفتهاند نباید فیلم گرفت. برخی هنوز تفاوت دوربین حرفهای در دست با موبایل را حتی با مجوز نمیدانند. مردم عزیز این را بدانند ما الان فیلمهایی میگیریم که آرشیو جنگ میشود و بعدها به عنوان رفرنس استفاده خواهد شد. اگر الان نگیریم، ضعف است.
این مستندساز با اشاره به تفاوت فاحش زیرساختهای مدیریت بحران در ایران با کشورهایی مانند لبنان گفت: در لبنان، یک کد به مستندساز میدادند که در موبایل او بود. نیروی پلیس یا ارتش آن کد را میزد و میدید فلان فرد با این مشخصات میتواند در منطقه جنگی فیلم بگیرد. اینجا فقط یک کاغذ داریم که قابل جعل است. باید یک سیستم مکانیزه در مورد مجوز آماده کنند.

تابآوری بالا و حس آرمانی مردم ایران در مقایسه با مردم افغانستان و لبنان
این مستندساز با مقایسه شرایط ایران با کشورهای درگیر جنگ گفت: تابآوری جامعه ایران خیلی بالاتر از مردم افغانستان یا لبنان است. در کابل مردم خسته از جنگ بودند، افسردگی و ناامیدی وحشتناکی حاکم بود، اما در ایران مردم شور و شوق دارند و یک حس حماسی در آنها وجود دارد.
وی افزود: در لبنان، مردم برای موجودیت میجنگند، اما در ایران مردم آرمانی به جنگ نگاه میکنند. این حس مکتبی و آرمانی در مردم ما خیلی قویتر است. حتی روحیه بانوان ما در این شرایط بسیار بالاتر است و در صحنهتر هستند.
لزوم تشکیل قرارگاه برای ثبت تاریخ شفاهی
شیخ با اشاره به فعالیت گسترده مستندسازان در کشور، بر لزوم مدیریت هدفمند این فعالیتها تأکید کرد و گفت: الان مستندسازهای زیادی در شهرهای مختلف کار میکنند، اما نیاز به یک قرارگاه داریم که کارها هدفمند شود. جنگ لایههای مختلف دارد: تاریخ جنگ که باید به اطلاعات حاکمیتی وصل باشد، تاریخ شفاهی که باید مشاهدات مردم را ثبت کند و پرتره شخصیتهای جنگی. متاسفانه در حال حاضر هماهنگی وجود ندارد و این بزرگترین ضعف ماست.
وی در پایان با اشاره به اهمیت ثبت بیطرفانه وقایع گفت: هیچکس نمیداند این جنگ به کجا ختم میشود. بنابراین باید همراه مردم حرکت کنیم، دوربین روشن باشد، روایت صادقانه را بدون غش کردن به سمتی ثبت کنیم. الان بیشترین کار ما باید ثبت مستندات و مشاهدات باشد.
انتهای پیام
