به گزارش ایسنا، حجتالاسلام والمسلمین عبدالله حاجی صادقی مسئول حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کتاب تاریخ شفاهی خود به بیان خاطرهای از سردار رشید اسلام یدالله کلهر ؛جانشین فرماندهی لشکر ۱۰ سید الشهدا(ع) اشاره کرده که به مناسبت سالروز شهادتش(۱ بهمن ۱۳۶۵) منتشر میشود.
یدالله کلهر، جانشین علی فضلی؛ فرمانده لشکر۱۰ سید الشهدا(ع) بود.آقای فضلی و ایشان در عملیات کربلای ۵ سنگر فرماندهی نداشتند.مقر فرماندهی آنها یک نفر بر متحرک بود و با آن در منطقه عملیاتی هرکجا نیاٰز بود میرفتند.
آقای میثمی در زمان عملیات کربلای۵ یک روز به من گفت: دو سه روز قبل به پنج ضلعی رفته بودم.در نفر بر فرماندهی لشکر سیدالشهدا رو باز کردم، دیدم آقای کلهر توی نفربر نشسته و زارزار گریه میکنه.هیچ کس داخل نفر بر نبود.حتی بیسیم چیاش رو هم بیرون کرده بود.داخل نفربر او را بغل کردم و گفتم: برادر چی شده؟! گفت:آقای میثمی، میررضی هم شهید شد! نمیدونم چرا من شهید نمیشم؟
او را در آغوش گرفتم و گفتم:غصه نخور! اولین نفری که بعد از میررضی توی لشکر شهید میشه توهستی؟آقای میثمی گفت:بعد از این حرف من گریه او تبدیل به خنده شد.بعد پرسید:آقای میثمی یعنی خدا من رو میپذیره؟!
ما در مورد حضرت زهرا(س) آرزوی شهادت و تحقق آن را شنیده بودیم اما در بین بچه های حضرت زهرا(س) این را ندیده بودیم. چند روز بعد کلهر در این عملیات به شهادت رسید.
وقتی آقای میثمی میخواست برای سخنرانی در مراسم شهید کلهر برود گفت:امشب توی لشکر ۱۰ مراسمی برای شهید کلهر گرفتهاند. من میخوام سخنرانی کنم شما هم میآیید؟. گفتم بله. به همراه او و یک نفر دیگر سه نفری در یک تویوتا لندکروز نشستیم و حرکت کردیم.به هر ترتیب به مقر لشکر ۱۰ رسیدیم تا آقای میثمی در مراسم وداع با پیکر شهید کلهر سخنرانی کند.جمعیت زیادی در حسینیه لشکر جمع شده بودند.همه گردانها را به حسینیه آورده بودند.
سخنرانی آقای میثمی که تمام شد یک مرتبه گفتند مقر گردانها بمباران شده.این را از شهید زنده آقای علی فضلی سوال کنید. خودش برایم نقل میکرد: وقتی گفته شد که پیکر مقدس شهید کلهر رو برای وداع به حسینیه میارن؛ ابلاغ کردم که همه گردانها به حسینیه برن.
زمانی که همه گردانها توی حسینیه بودن، هواپیماهای دشمن مقر گردانها رو بمبارون کردن. البته کسی توی مقر گردانها نبود، چون همه نیروها توی حسینیه بودن.
آقای فضلی گریه میکرد و این را میگفت. من هم آن شب به گریه افتادم.شهید کلهر من فدایت بشوم بعد از شهادتت هم هوای بچهها را داشتی!
بعد از شهادت کلهربا آقای میثمی برای سخنرانی در مجلس ختم شهید به لشکر رفتیم.آقای میثمی از من خواست که در سخنرانی همین موضوع گریه شهید کلهر برای شهادت را بگویم.
به شوخی گفتم: آقای میثمی اگه این موضوع را بگید، بچههای لشکر میان لباسهات رو تیکه تیکه میکنن! بعد ایشان فرمودند: آقای حاجی صادقی از بس برای شهادت این فرماندهها سخنرانی کردم از خودم بدم اومده.از خدا خواستهام توی این عملیات مزد من رو هم بده و میده.
منبع:
موحد علوی، علیرضا، تاریخ شفاهی دفاع مقدس؛ روایت عبد الله حاجی صادقی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس و مجاهدت های سپاه، صص،۱۳۷، ۱۳۸، ۱۳۹
انتهای پیام


نظرات