به گزارش ایسنا، حضرت علی (ع) در خطبه ۱۱ نهج البلاغه می فرماید: و من کلام امیرالمومنین علی (علیه السلام) لابنه محمد ابن الحنفیة: تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَی نَاجِذِکَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَکَ، تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَکَ، ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَی الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَکَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ.
در ترجمه این خطبه به قلم آیتالله مکارم شیرازی آمده است: این سخن را امیرالمومنین علی(ع) به فرزندش «محمّد بن حنفیّة» در هنگام جنگ فرمود:اگر کوه ها متزلزل شود تو تکان مخور! دندانهایت را به هم بفشار و جمجمه خویش را به خدا عاریت ده! قدمهایت را بر زمین میخکوب کن! و نگاهت به آخر لشکر دشمن باشد! چشمت را فرو گیر (و مرعوب نفرات و تجهیزات دشمن نشو)! و بدان! نصرت و پیروزی از سوی خداوند سبحان است!
در این خطبه امام (ع) رموز مهمی از فنون جنگ و نکته هایی را که از نظر روانی و جسمی در یک سرباز مسلمان اثر می گذارد و او را شجاع و آماده برای پیکار می کند، بیان می فرماید.
این کلام مشتمل بر هفت جمله است:
همچون کوه استوار باش!
همان گونه که در بالا اشاره شد، این خطبه نیز ناظر به جریانات جنگ «جمل» است. آن جا که حضرت علی(ع) پرچم را به دست فرزند شجاعش «محمّد بن حنفیه» می سپارد و در عباراتی کوتاه و موثر و دلنشین، قسمت مهمی از دستورات جنگی را برای او در هفت جمله بیان می کند:
نخست می فرماید: «اگر کوه ها متزلزل شود، تو تکان مخور!» (تَزُولُ الجِبالُ وَ لا تَزُلْ).(۱)
در واقع مهمترین مسأله در میدان جنگ، مسأله استقامت و پایمردی است که رسیدن به پیروزی بدون آن غیر ممکن است; و امام(ع) نیز در آغاز، روی همین مسأله انگشت می گذارد. این جمله می تواند اشاره ای به مضمون حدیث معروفی باشد که درباره مؤمن نقل شده است که می فرماید: «اَلْمُؤمِنُ کَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّکُهُ الْعَواصِفُ; فرد با ایمان همچون کوه پابرجاست که طوفانها و تندبادها آن را تکان نمی دهد»!
در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(ص) می خوانیم: «اَلْمُؤمِنُ اَشَدُّ فِی دینِهِ مِنَ الْجِبالِ الرّاسِیَةِ وَ ذلِکَ اَنَّ الْجَبَلَ قَدْ یُنْحَتُ مِنْهُ وَ الْمُؤمِنُ لا یَقُدِرُ اَحَد عَلی اَنْ یَنْحَتَ مرنْ دینِهِ شَیْئاً; مؤمن، در دینش از کوه های پابرجا محکمتر است! چرا که کوه را گاهی می تراشند، ولی از دین مؤمن چیزی کم و تراشیده نمی شود»!(۲)
سپس از این دستور کلی فراتر رفته و به جزئیاتی که در این زمینه مؤثر و کار ساز است می پردازد; و در دوّمین جمله می فرماید: «دندانهایت را به هم بفشار» (عَضَّ عَلی ناجِذِکَ).
«ناجذ» گاه به معنای دندان هایی که بعد از دندان «انیاب» واقع شده، تفسیر گردیده و گاه به معنای دندان عقل و گاه به معنای همه دندانها و یا همه دندانهای آسیاب. و در این جا مناسب معنای سوم است. گفته می شود فشار آوردن روی دندانها دو فایده دارد: نخست این که ترس و وحشت را زایل می کند و به همین دلیل هنگامی که انسان از ترس بلرزد اگر دندانها را محکم بر هم بفشارد لرزش او ساکت یا کم می شود و دیگر این که استخوانهای سر را محکم نگاه می دارد و در برابر ضربات دشمن آسیب کمتری به آن می رسد و شبیه این معنا در خطبه دیگری از «نهج البلاغه» آمده است آن جا که می فرماید: «وَ عَضُّوا عَلَی الاَضْراسِ فَاِنَّهُ اَنْبی لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهامِّ; دندانها را روی هم فشار دهید که این کار تأثیر شمشیر را بر سر کمتر می کند».(۳)
در سومین جمله با تعبیر بسیار زیبایی می فرماید: «جمجمه خویش را به خدا عاریت ده!» (اَعِرِ اللهَ جُمْجُمَتَکَ).
اشاره به این که آماده ایثار، جانبازی و شهادت در راه خدا باش که این آمادگی مایه شجاعت و شهامت و پایمردی است! بعضی از شارحان «نهج البلاغه» از این جمله، پیشگویی و بشارت نسبت به سرنوشت «محمّد بن حنفیه» در میدان جنگ «جمل» استفاده کرده اند دایر بر این که تو از این میدان سالم برون خواهی آمد چرا که در مفهوم عاریت، باز پس گرفتن نهفته شده است.
در چهارمین جمله می فرماید: «قدمهایت را در زمین میخکوب کن!» (تِدْ فی الاَرْضِ قَدَمَکَ).
اشاره به این که فکر عقب نشینی و فرار از میدان هرگز در سر نپروران و در برابر دشمن ثابت قدم باش! همان گونه که قرآن مجید به مؤمنان دستور می دهد: (یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِذا لَقیتُمْ فِئَة فَاثْبِتُوا; ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که در میدان نبرد با گروهی روبه رو می شوید ثابت قدم باشید»!(۴)
تفاوت این جمله با جمله اول ممکن است در این بوده باشد که جمله اوّل عدم تزلزل در فکر و روحیه را بیان می کند و جمله اخیر عدم تزلزل ظاهری و جسمانی و عقب نشینی نکردن را در نظر دارد.
در پنجمین جمله می فرماید: «نگاهت به آخر لشکر دشمن باشد!» (اَرْمِ بِبَصَرِکَ اَقْصَی الْقَوْمِ).
این نگاه سبب می شود که به تمام میدان و لشکر دشمن احاطه پیدا کند و آرایش جنگی را در همه جای میدان زیر نظر بگیرد و از کم و کیف آن آگاه شود و محاسبات تهاجمی یا دفاعی خویش را بر اساس صحیح استوار سازد.
در ششمین جمله می فرماید: «(بعد از آن که تمام لشکر و جوانب میدان را در نظر گرفتی) نظرت را فرو گیر!» (وَغُصَّ بَصَرک).
این جمله، یا به معنای حقیقی آن است که خود را در میدان، دائماً متوجه مناطق دور دست که از تکرار نظر به آن، گاه ترس و رعبی به وجود می آید، مشغول نکند و تنها به اطراف خود بنگرد (توجه داشته باشید «غصبصر» به معنای بستن چشم نیست بلکه به معنای فرو انداختن و کوتاه کردن نگاه است) و یا به معنای کنایی است یعنی نسبت به کثرت نفرات و تجهیزات دشمن بی اعتنا باش و از آن چشم فروگیر و با شجاعت و شهامت بر دشمن بتاز و ضربات خود را بی واهمه بر او فرود آور!
شاهد این معنا جمله ای است که در خطبه دیگری از نهج البلاغه آمده است آن جا که می فرماید: «وَغُضُّوا الاَبْصارَ فَاِنَّهُ اَرْبَطُ لِلْجَاْشِ وَ اَسْکَنُ لِلْقُلُوبِ; چشمهای خود را فرو گیرید تا قلب شما قویتر و روح شما آرامتر باشد».(۵)
در هفتمین و آخرین جمله به یک نکته بسیار مهم و اساسی که جنبه معنوی و روحانی دارد و مایه قوت نفوس و آرامش خاطر می باشد، اشاره می کند و می فرماید: «با این همه بدان که نصرت و پیروزی از سوی خداوند سبحان است!» (وَاَعْلَمُ اَنَ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِاللهِ سُبْحانَهُ).
اشاره به این که آنچه گفته شد تنها اسباب و مقدمات از نظر ظاهر به حساب می آید، آنچه مهم است اراده خداست که پیروزی و نصرت از آن سرچشمه می گیرد; بر او دل ببند و به او تکیه کن و موفقیّت نهایی را از او بخواه که او بر هر چیزی قادر و تواناست و نسبت به بندگان با ایمان و مجاهد، رحیم و مهربان است! همان گونه که در قرآن مجید نیز می خوانیم: «وَ مَا النَّصُرُ اِلاّ مِنْ عِنْدِاللهِ الْعَزیزِ الْحَکیم; پیروزی، تنها از سوی خداوند عزیز و حکیم است».(۶)
جالب این که قرآن مجید در آغاز این آیه سخن از یاری فرشتگان به میان می آورد ولی با این حال می فرماید:«تصور نکنید که نصرت و پیروزی به دست فرشتگان است، بلکه تنها به دست خداوند قادر، عالم و تواناست»!
انتهای پیام
