به گزارش ایسنا، تجربۀ تاریخی ایرانیان نشان میدهد که این آیین، بارها در مواجهه با بزنگاههای دشوار، نه حذف شده و نه به شکل سابق باقی مانده، بلکه خود را با شرایط تازه تطبیق داده است. در همین راستا، مدیر واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صداوسیما با نگاهی تحلیلی به نسبت میان نوروز، سوگ و شرایط جنگی، از مفهومی به نام «شادی مناسکی» سخن میگوید؛ روایتی از یک راه میانه که میکوشد هم حرمت اندوه را حفظ کند و هم چراغ امید را خاموش نگذارد. این گفتوگو تلاشی است برای فهم اینکه نوروز در روزگار بحران، چگونه میتواند همچنان زنده بماند و معنا بیافریند.
علی آنیزاده در گفتوگو با ایسنا، با طرح این پرسش که «امسال عید داریم، اما چگونه عیدی؟» اظهار کرد: جشن نوروز از روز نخست که جشنی درباری بود تا امروز که با چالش بزرگی چون واقع شدن در دل جنگ روبهرو است، فراز و فرودهای بسیاری تجربه کرده است. در این میان، زیست آیینورزانه که برآمده از خرد جمعیِ سالیان متمادی مردمان است، راهحلهای میانه و ظریفی را برای پاسداشت همزمان نوروز و سوگواریهای مذهبی، ملی و میهنی یافته و به گنجینه آیینی این مرز و بوم افزوده است تا نشان دهند سنت و مذهب و عقاید ملی و مذهبی نه تنها مقابل یکدیگر قرار ندارند؛ بلکه مکمل و مقوم یکدیگر هستند و این کارکرد و هنر نوزاییِ نوروز است که در گدارها و پیچهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی وقایع مختلفی را در خود هضم میکند و به شکلی زیبا جلوه میدهد.
تجربه همزمان نوروز و سوگواریهای ملی و مذهبی
او ادامه داد: ایرانیان پیش از آنکه در موقعیت همزمانی نوروز و سوگواریهای مذهبی مانند شهادت و رحلت بزرگان دینی و سوگیادهای ملی مانند جنگ ۸ ساله، جنگ ۱۲ روزه و جنگ اسفندماه رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکایی علیه ایران قرار گیرند، نوروز را در سوگواریهای خانوادگی تجربه کردهاند و به شکلی لطیف از آن برهه عبور کردهاند. جشن مردگان از فروردگان تا عَلفه و پنجشنبۀ آخر سال، گواه همین مدعاست.
آنیزاده با تاکید بر اینکه در فرهنگ عامه، اعیاد، شادیها و بهخصوص نوروز، راهحلی برای دمیدن روح امید و کم کردن آسیبهای ناشی از مصیبتها بوده است، بیان کرد: این دمیدن روح امید در هر منطقهای با آیینهای متفاوتی صورت گرفته است؛ از جمله بیرون آوردن رخت عزا از تن بازماندگان، حمام و خَضاب گرفتن برای زدودن غم و دلمردگی، دعوت و میزبانی خانوادههای معزا برای کاستن رنج دوری از عزیز از دسترفته، خانهتکانی و شستن جامه ایشان و افروختن آتش و روشن کردن اجاق خانۀ خانوادههای داغدیده و در اولویت قرار دادن دیدار دستهجمعی از خانوادههای سوگوار.
تقارن سوگ و سور
او افزود: در این میان حتی پیکهای شادیبخش نوروزی نیز از قافلۀ این تقارن دور نیستند و به جای خواندن ترانههای سور و سرور، «دوازده امامخوانی و صلواتخوانی» میکنند تا حرمت خانوادههای معزا حفظ شود. آنها در بخشی از این شعر میخوانند: «به یاسین و الف لام میم تبارک / خدایا سال نو را کن مبارک / بخوانم من امام اولین را / شَه کشور امیرالمؤمنین را / امام دومین هم دستۀ گل / که بابش بُد سوار پشت دُلدُل / شفاعت میکند او در سر پل...»
این پژوهشگر فرهنگ عامه ادامه داد: خانوادههای سوگوار نیز به پاس بازدیدکنندگان، با شیرینیهای تلخ همچون قاووت، خرما، نان خشک و بهویژه سمنوی متبرک به نام حضرت زهرا (س) از مهمانان پذیرایی میکنند.
او افزود: گذشته از عید خانوادههای معزا، زمانی که نوروز با سوگواریهای مذهبی مانند محرم و صفر یا شهادت و رحلت یکی از ائمه و بزرگان دینی مقارن میشود، نوروز شکلی دگرگون به خود میگیرد و این تفاوت در سنتهای کلامی و رفتاری مردم جلوه میکند. در این ایام خبری از شادباش و تهنیت نیست و محتوای گفتوگوها حول محور آرزوی ثواب و سلامت، تمنای زیارت، قبولی عبادات، درود و صلوات بر ائمه و لعن و نفرین بر قاتلان آنها میچرخد.
تعزیهای در سوگ
مدیر واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صداوسیما تاکید کرد: از سوی دیگر، هنر دینی _ آیینی مانند تعزیه، راهی مناسب برای پر کردن اوقات فراغت در این ایام است؛ هنری دینی و موسیقایی و اجتماعی که در آن، مصائب ائمه به گونهای نمایشی برای اجتماع سوگواران ارائه میشود و یا سرودن اشعار مناسبتی و نقل آن توسط راویان مذهبی و روحانیان بر منابر: «نوروز، قرین آمده با ماه محرم / برخاست ز جان، شادی و بنشست به دل غم / امسال نپوشیم به تن جامۀ فاخر / تبریک نگوییم و نبوسیم رخ هم / یاران حسینند در این عید جگرخون / چون دست قضا کرده به پا رایت ماتم...».
از هفتسین نمادین تا هفت سلام قرآنی
او با اشاره به نمادهای آیینی در هنگام همزمانی نوروز با ایام ناراحتی و ناخوشی جمعی، توضیح داد: در این میان رفتار و گفتار مردم سراسر نمادین است؛ تزیین «هفتسین» با روبان مشکی و قراردادن آن بر سفرۀ سیاه یا سبزرنگ و جای دادن گلاب و شمع و حلوا به جای برخی سینها و از همه مهمتر چیدن سفره هفتسین قرآنی یا «سفره هفت سلام» نمود پیدا میکند.
به گفته آنیزاده، هفتسین قرآنی شامل آیات «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبّ رَحِیم» (یس، ۵۸)، «سَلَامٌ عَلَی نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ » (صافات، ۷۹)، «سَلَامٌ عَلَیٰ إِبْرَاهِیمَ» (صافات، ۱۰۹)، «سَلَامٌ عَلَی مُوسَی وَهَارُونَ» (صافات، ۱۲۰)، «سَلَامٌ عَلَیٰ إِلْ یَاسِینَ» (صافات، ۱۳۰)، «سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ» (زمر، ۷۳) و «سَلَامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ» (قدر، ۵) است.
او افزود: این نمادها حتی تا روزهای پایانی نوروز یعنی سیزدهبهدر تداوم مییابد؛ چنانکه برخی بانوان متشرع در نوروز فاطمی، هنگام گره زدن سبزه و سپردن آن به آب روان، این بیت را زمزمه میکردند: «السلام علیک ای آب روان / سلام مرا به حسین(ع) زهرا (س) برسان».
سه برخورد با نوروز امسال
این پژوهشگر فرهنگ عامه دربارۀ وضعیت نوروز امسال و همزمانی با روزهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اظهار کرد: امسال نوروز شکل ویژهای را از سر میگذراند؛ در چنین تقارنهایی مردم به سه گونه عمل میکنند چنانکه پیشتر هم آزموده شده، برخی با شعار عید نداشتن، نوروز را نفی میکنند و صرفا شرکت در جلسات و مراسم سوگواری را مورد توجه قرار میدهند. طرفداران شادیِ سکولار نیز صرفا بر شادیِ متکی بر عناصر غیرمذهبی تکیه دارند؛ به این معنا که بیتفاوت به فجایع جنگ ۱۲ روزه، وقایع دیماه ۱۴۰۴ و جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در اسفند ماه، بر طبل شادی فردی میکوبند. ویژگی این نوع شادی، خصوصی بودن شادی و هیجانخواهی فردی است. در این نوع شادی حال و هوای عمومی جامعه، کمتر در آن راه دارد. اما سومین دسته باورمندان به «شادی مناسکی یا آیینی» است.
او ویژگی شادی مناسکی را چنین تشریح کرد: این نوع شادی، راهی منعطف و آزموده است که همواره راهحلی مناسب برای تقارنهای سور و سوگ مییابد. این نگاه که از مشخصههای تفسیر نوین از دین به شمار میآید، هدفش استفاده حداکثری از ظرفیت تجمعات مذهبی و نفع عمومی است. شادی مناسکی، وجه تکمیلکننده مناسک جمعی عزاداری به شمار میآید و دو عامل اساسی را مورد توجه قرار میدهد؛ نخست، تجهیزشناسی شادی معنوی در ایام مقارن با سوگواری مذهبی و دوم، هنجارگذاری و مشروعیتبخشی به شادیهای مناسکی و آیینی.
نوروزِ جنگی؛ روزنهای به حیات
آنیزاده در ادامه با تأکید بر ضرورت حفظ روح نوروز افزود: با همه این احوال، نمیتوان نوروز را از زیست فرهنگی ایرانیان حذف کرد؛ نوروز صرفا یک جشن تقویمی نیست، بلکه امکانی برای بازسازی روح جمعی و احیای امید در دل جامعه است. اگرچه سوگ و اندوه بخشی از واقعیت امروز ماست، اما درست در همین بزنگاههاست که کارکرد نوروز بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا میکند؛ نوروزی که قرار نیست رقیب سوگ باشد، بلکه میتواند آن را در خود هضم کرده و به زبانی قابل زیست برای جامعه ترجمه کند. نوروز در این تعریف به معنای نادیده گرفتن رنجهای جنگ و جانهای از دست رفته نیست، بلکه به معنای عبور دادن این رنجها از مجرای معنا و امید است. شادیِ مناسکی دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد؛ جایی که جامعه میآموزد چگونه در عین وفاداری به سوگ، روزنههای حیات را نیز حفظ کند. این همان هنری است که ایرانیان در طول تاریخ بارها آن را آزمودهاند از نوروز در زمان حمله مغول تا برگزاری نوروز در سنگرهای رزمندگان در جنگ مقابل عراق و همچنین برگزاری نوروز در همهگیری کرونا. مطمئنا امروز نیز نوروز با تکیه بر انباشت هویتی، فضایی درخور شرایط زمانه خود خواهد آفرید.
مدیر واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صداوسیما در پایان خاطرنشان کرد: صدا و سیما نیز با بهرهمندی از تجارب زیسته مردم در این گذارها و نیز دو مؤلفه کارآمدی و تأثیربخشی، میتواند در مشروعیتبخشی و همساز کردن مخاطبان در مناسبتهای آیینی، مذهبی و ملی نقشآفرینی کند و نوعی نوروز حماسی و معنوی را در قاب تصویر رقم بزند؛ نوروزی که در آن دو عید ملی و مذهبی یعنی عید فطر و جشن نوروز با هم قرین باشند، دعای سفره هفتسین با «حول حالنا» به «امن یجیب» گره بخورد و مردم آسیبدیده از جنگ، با شکوفههای بهار، نوزایی امید را در دل خود تجربه کنند و به سالی بهتر بیندیشند.
انتهای پیام
