به گزارش ایسنا، واجب بودن «روزه گرفتن» در ماه مبارک رمضان مهمترین عاملی است که سبب شده تا این ماه قمری در مقایسه با سایر ماهها متفاوت بوده و به دنبال همین تفاوت، ماه رمضان مملو از آداب و رسوم مختلفی در گستره جغرافیای ایران باشد. همین گسترده بودن ماه رمضان و تفاوتی که به دلیل یک فریضه واجب با سایر ماهها دارد سبب شده است تا در فرهنگ عامه برای هر روز و مناسبت آن، نوعی آیین خاص درنظر گرفته شود که حتی تا روزهای پایانی این ماه جریان دارند. آخرین چهارشنبه رمضان نیز در باور عامه روز مهمی تلقی میشود که از فال گرفتن تا دوری از چشمزخم و پختن یک آش مخصوص، رسومی برای آن وجود دارد.
در شهرستان استهبان رسم است که چهارشنبه آخر ماه رمضان، زنان و دختران در کوچه فالگوش مینشینند تا عابری رد شود و شعر بخواند. اگر شعر خوب باشد، آن را به فال نیک و اگر بد باشد، به فال بد میگیرند.
در جهرم نیز رسم است که در این روز، یک ساعت قبل از افطار، زنان مسن دور هم جمع میشوند و مقداری اسپند را که هنوز به شاخه چسبیده، میشکنند و حین این کار بر محمد و آل محمد (ص) صلوات میفرستند تا بیماری و چشمزخم از خانواده آنها دور باشد. پس از آن، اسپند و یک حبه قند را اگر برای شیرینی چشم باشد و قدری نمک برای شوری چشم با مقداری پول و یک حب آتش ذغال روی یک تکه کوزه شکسته قرار میدهند و به کودک نابالغی میدهند که سر چهار کوچه بگذارد و از راه دیگری برگردد، یعنی از کوچه دیگری برود و به کوچه پشت نکند.
در روستای مَرَق کاشان در آخرین چهارشنبه ماه رمضان کسانی که در خانه بیمار دارند، به قاشقزنی میروند یا اگر بتوانند از خانه همسایه، به نیت شفای بیمار، مرغ یا هر خوراکی دیگری را برمیدارند و به بیمار میدهند تا بخورد و بهبود یابد. به سبب همین رسم است که اگر در این شب از خانه کسی خوراکی یا پولی برداشته شود، صاحبخانه اعتراضی نمیکند.
در روستای گرمۀ خور و بیابانک، اهالی در عصر آخرین چهارشنبه ماه رمضان، با مقداری گندم، عدس و باقالا، آش میپزند و خانوادههای متمول روستا، پلو هم تهیه میکنند و این آش و پلو را همراه با نان و حلوا و خرما در سینی میگذارند و به سمت امامزاده و قبرستان روستا میبرند تا برای اموات خود خیرات کنند.
زنان مسن اهل جهرم نیز رسم دارند در چهارشنبه آخر ماه رمضان، مادر بچهای را که تازه به دنیا آمده، به خانۀ همسایهها بفرستند تا مقداری آرد گندم، نخود، لوبیا، عدس، روغن و حتی پول نقد یا هیزم، از آنها بخواهد. او میگوید: «آمدهام برای بچهام گدایی کنم؛ خداوند شما را عمر دهد.» صاحب خانهها هم اگر چیزی داشته باشند، همه را به خانه میآورد و یک دیگ بزرگ روی آتش میگذارد و با جمعی از همسایگان و اقوام آش میپزد. نام این آش «بیبی چهارشنبه» است. وقتی آش آماده شد، آن را برای خیرات به خانهها میبرند و شب هم با پولهایی که جمع شده مراسم روضهخوانی برگزار میکنند. در برخی نقاط مراسم پخت این آش باید سر چهارراه اجرا شود؛ چون معتقدند قضا و بلا را از آن محل دور میکند.
پینوشت: این گزارش با استفاده از اطلاعات جلد سیزدهم «تقویم آیینی ماههای قمری، دفترِ سوم ماه رمضان»، تهیهشده توسط «واحد فرهنگ مردم» مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما نوشته شده است.
انتهای پیام

