• جمعه / ۱ خرداد ۱۴۰۵ / ۰۶:۲۱
  • دسته‌بندی: تجسمی و موسیقی
  • کد مطلب: 1405023118785

فریاد یک نسل شورش‌گر!

فریاد یک نسل شورش‌گر!
عکس توسط هوش مصنوعی ساخته شده است.

در میان بحران‌های سیاسی و التهاب‌های خیابانی، در گوشه‌ای از تهران، میان دود کافه‌ها و گعده‌های روشنفکری، گروهی از شاعران، نقاشان و موسیقی‌دانان جوان تصمیم گرفتند علیه تمام قواعد قدیمی هنر، شورش کنند؛ شورشی ماندگار در دهه ۲۰، که از دل آن انجمن و نشریه «خروس جنگی» متولد شد. 

به گزارش ایسنا، در آن سال‌ها، فضای فرهنگی ایران هنوز زیر سایه سنت‌گرایی جریان داشت. نقاشی مدرن، شعر نو و موسیقی متفاوت، اغلب با سوءظن و تمسخر روبه‌رو می‌شدند. بسیاری حتی کوبیسم را با کمونیسم اشتباه می‌گرفتند و هر شکل تازه‌ای از هنر، نوعی تهدید برای سنت و فرهنگ سنتی تلقی می‌شد.

اما جلیل ضیاءپور، نقاش جوانی که تازه از فرانسه به ایران بازگشته بود، یکی از مهمترین افرادی بود که تصمیم گرفت این وضعیت را تغییر دهد. او در سال ۱۳۲۷، همراه با غلامحسین غریب و حسن شیروانی هسته اولیه انجمن «خروس جنگی» را شکل دادند؛ محفلی که خیلی زود به پاتوق اصلی هنرمندان نوگرا تبدیل شد.

نام «خروس جنگی» هم اتفاقی انتخاب نشده بود. ضیاءپور بعدها گفته بود خروس برای او نماد مبارزه و بیدارباش بود و حتی لوگو انجمن و مجله را نیز خودش طراحی کرد.

حکایت نام‌گذاری این انجمن که با هدف تبلیغ روشنگری و نوگرایی راه‌اندازی شد، از زبان ضیاءپور اینگونه بیان شده است: «در ادبیات باستانی ما، خروس همیشه از طرف فرشته بهمن، هر روز صبحگاهان از روی پرچین‌ها فریاد می‌زد و بیدارباش می‌داد. ما خروس را نماد گرفتیم.  هم از نظر کاری که می‌کردیم و هم از نظر قشنگی که داشت. و جنگی هم به خاطر این که ما مبارزه هنری داشتیم. و این اسم را خیلی مناسب تشخیص دادیم.»

جلسات انجمن ابتدا در آتلیه شخصی ضیاءپور در خیابان تخت‌جمشید (طالقانی فعلی) برگزار می‌شد. هرچند اعضای انجمن خیلی زود متوجه شدند که برای نزدیک‌تر شدن به اهدافشان نیاز به یک نشریه دارند و به این ترتیب مجله «خروس جنگی» از سال ۱۳۲۸ فعالیت خود را آغاز کرد. 

فریاد یک نسل شورش‌گر!
انجمن «خروس جنگی»، سال ۱۳۲۸، منزل ضیاءپور 
غلامحسین غریب، جلیل ضیاءپور و حسن شیروانی
منبع: سایت رسمی جلیل ضیاءپور

ضیاءپور در نخستین شماره از مجله کاملا واضح و بدون تعارف تکلیف خود را با هنر سنتی ایرانی، مشخص می‌کند و می‌گوید با توجه به اینکه مخاطب ایرانی هنر به نقاشی‌های سطحی که داعیه طبیعت‌گرایی دارند، و همینطور کپی از آثار اروپایی عادت کرده، ضرروی است که با برخی مفاهیم تازه که از اساس متفاوتند از آنچه در طبعیت‌گرایی کمال‌الملکی رایج بوده، آشنا شوند. 

همچنین در شماره نخست مجله‌، شعری از نیما یوشیج با عنوان «شهر صبح» نیز به نشانه‌ همکاری با این مجله منتشر شد:

«قوقولی قو. خروس می‌خواند.
از درون نهفت خلوت ده،
از نشیب رهی که چون رگ خشک،
در تن مردگان دواند خون،
می‌تند بر جدار سرد سحر؛
می‌تراود به هر سوی هامون.»

فریاد یک نسل شورش‌گر!
لوگو و طرح روی جلد مجله «خروس جنگی»، ۱۳۲۸
اثر ضیاءپور

این تازه آغاز ماجرای «خروس جنگی» بود؛ نوشته‌ها و گفته‌های ضیاءپور به مرور زمان با نام انجمن و مجله خود هم‌نوایی بیشتری پیدا کرد. تا آنجایی که انتقاد خود به نقاشی کمال‌الملکی را در یکی از اینگونه بیان می‌کند: « ... بی‌جاتر و عجیب‌تر اینکه هنرمندان ما، هر یک، از پیر و جوان، با کشیدن چند تا صورت شبیه مغفور خاقان و چند منظره از گلاب‌دره یا قهوه‌خانه‌ها، با این عنوان که طبیعی می‌سازند  خود را نقاشان چیره‌دست می‌پندارند و انتظارها از مردم دارند غافل از اینکه کورکورانه دنبال یک نوع نقاشی قراردادی و مبتذل از سنه‌های گذشته را گرفته‌اند و پا بر پشت پای گذشتگان نهاده و پیش می‌روند. پیشروی که نه، بلکه رکود باید گفت، زیرا همه‌اش کورکورانه و تقلیدی است. حتی کپی محض و غلط همه از روی طبیعت.»

انتشار مقالات انتقادی، همراه با برگزاری نشست‌های پرشور در انجمن «خروس جنگی» و گالری آپادانا، خیلی زود «خروس جنگی» را به یکی از بحث‌برانگیزترین جریان‌های فرهنگی زمان خود تبدیل کرد. در این میان، مخالفان نیز بی‌کار ننشستند و اعضای انجمن را به غرب‌زدگی متهم کرده و فضای جدال و تقابل فکری را روزبه‌روز تشدید کردند.

این تندروی‌ها حتی یک بار گریبان یکی از آثار ضیاءپور را هم گرفت. در روز ۱۴ اسفند ۱۳۲۸، در حالی که ضیاءپور در حال سخنرانی در گالری آپادانا بود، گروهی از طرفداران نقاشی طبیعت‌گرا و مخالفان نوگرایی، به دو تابلو ضیاءپور در گالری حمله و یکی از آثار او را با عنوان «حمام عمومی» با چاقو پاره کردند.  با این حال، ضیاءپور مدتی بعد تصویر همان اثر را در مجله «خروس جنگی» که در آن دوره با نام «کویر» منتشر می‌شد، چاپ کرد.

البته حضور ضیاءپور در مجله «خروس جنگی» به مرور با چالش‌های بسیاری همراه شد. رضا بایگان در مقاله‌ای با عنوان «سرگذشت ضیاءپور و انجمن خروس جنگی _فکر می‌کردند کوبیسم یعنی کمونیسم!»، نوشته است: «حضور ضیاءپور در کنار انجمن و مجله خروس جنگی چندان طول نکشید چون بعد از پنج شماره این نشریه را توقیف کردند و ضیاءپور هم به دادگاه کشیده شد. جالب اینجاست که در دادگاه از او درباره ارتباط کوبیسم و کمونیسم پرسیدند و تازه در آنجا به این موضوع پی بردند که این دو مقوله ارتباطی با هم ندارند. مسئولان امر که به اشتباه خود پی برده بودند به ضیاءپور اجازه دادند همان مجله را با عنوانی دیگر منتشر کند. حاصل این مجوز مجله «کویر» بود.»

با وجود تمام جنجال‌ها، تأثیر «خروس جنگی» بر هنر معاصر ایران انکارناپذیر است. این انجمن را می‌توان نخستین پایگاه جدی برای معرفی و ترویج هنر مدرن در ایران دانست؛ جریانی که بسیاری از شاخه‌های آن در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ به اوج رسیدند و ریشه‌هایشان را می‌توان در همان جلسات و جدل‌های فکری جست‌وجو کرد.

با این حال، عمر «خروس جنگی» چندان طولانی نبود. این مجله به دلیل لحن تند و محتوای جنجالی، بارها با توقیف مواجه شد. در سال ۱۳۳۲ نیز با تغییر نام، با عنوان «پنجه خروس» و به سردبیری بهمن محصص منتشر شد، اما این دوره نیز دوام چندانی نداشت. در نهایت، با شدت گرفتن اختلاف‌ها درون انجمن و وقوع کودتای مرداد ۱۳۳۲، مجله «خروس جنگی» برای همیشه به فعالیت خود پایان داد.

فریاد یک نسل شورش‌گر!
جلیل ضیاءپور در سال ۱۲۹۹ در بندر انزلی به دنیا آمد. سال ۱۳۱۷ برای تحصیل به تهران رفت و سپس از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد. او برای ادامه تحصیل با دریافت بورسیه راهی فرانسه شد و چند سال بعد با کوله‌باری از اندیشه‌های نوین به ایران بازگشت. از او به عنوان پدر هنر مدرن ایران یاد می‌شود. 

انتهای پیام