علی آنیزاده در گفتوگو با ایسنا، «آیین فیضطلبی» را یکی از رسوم تکرار شونده در آیینهای ملی - مذهبی معرفی کرد که در ماه رمضان جلوه پررنگی دارد و با اشاره به نقش پررنگ کودکان در شکلگیری این آیین، اظهار کرد: با وجود اینکه در نگاه نخست و با کمی اغماض به نظر میرسد که کودکان و نوجوانان در حاشیه آیینهای ایرانی قرار دارند، اما با کندوکاو در لایههای زیرین رسوم و سنتها، میتوان آیینهایی را سراغ گرفت که قائم به حضور و همراهی کودکان هستند.
نقش پررنگ کودکان در آیینهای فیضطلبی ماه رمضان
او با بیان اینکه بیشترین حضور کودکان در یک رسم و مناسبت در آیین طلبفیض و انعام مشاهده میشود، اظهار کرد: این آیین، فضایی نشاط انگیز و سرورآفرین دارد که طی آن، کودکان با شور و اشتیاق در تعامل و گاه در تقابل با بزرگسالان قرار میگیرند و با تشکیل گروه و خواندن ترانههای جمعی که اغلب آنها طنزآمیز هستند، سهمخواهی میکنند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به اینکه ادبیات فیضطلبی که از جانب کودکان به کار گرفته میشود، رابطه مستقیمی با نوع سنت رفتاری و گفتاری بزرگسالان دارد، اظهار کرد: در واقع اگر نیت کودکان برآورده شود، برای صاحبخانه طلب خیر، خوشی، افزونی، برکت و شادمانی میکنند و در غیر این صورت، بزرگسالان با سرزنش آنان روبهرو میشوند.
او درباره تنوع اَشکال مختلف «آیین فیضطلبی» توضیح داد: این موضوع را باید در خلقیات و معصومیت کودکان جستجو کرد؛ خلق و خویی که کودکان را در ستاندن انعام و نذورات از همسایگان بیپروا میکند.
انواع آیینهای فیضطلبی در ایران
مدیر واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صداوسیما عمده تفاوت آیینهای طلب فیض در مناطق مختلف ایران را متوجه نوع اشعار و الحان و نیز در زمان و مکان دانست و گفت: از میان این خوانشها میتوان به نوروزنامهخوانی، صلواتخوانی و دوازدهامامخوانی اشاره کرد.
او از رسم «اللهرمضونی» به عنوانی یکی از آیینهای فیضطلبی در ماه مبارک رمضان یاد کرد و گفت: یکی از آیینهای فرحبخش و کودکانه ماه مبارک رمضان، «اللهرمضونی» است. این آیین بیشتر در آبادیهای مناطقی همچون یزد، مشهد، بیرجند، بجنورد و تربت جام رایج است و در برخی مناطق همچون رفسنجان به آیین «علی جانجانی» شهرت دارد.
رسمی برای آموزش فرهنگ بخشش به کودکان
آنیزاده درباره نحوه اجرای مراسم اللهرمضونی، توضیح داد: کودکان در کنار جوانان هر محله، با تشکیل گروههای پنج تا ۱۰ نفری، از شب اول ماه رمضان، بعد از افطار به در خانهها میروند و اشعار «اللهرمضونی» میخوانند. هر گروه از میان خود یک استاد و یک انباردار انتخاب میکند. وظیفه استاد، رهبری گروه و وظیفه انباردار، جمعآوری هدایا است. هدایا هم شامل پول یا خوردنیهایی مانند گردو، کشمش، بادام، قیسی هلو و زردآلو است. جوانان درِ تمام خانههای محله را میزنند و ترانه «اللهرمضونی» میخوانند و فیض میطلبند. آخر سر هم در گوشهای جمع میشوند و آنچه را به دست آوردهاند، بین خود تقسیم میکنند و به خانههایشان باز میگردند.
او این رسم را رواجدهنده فرهنگ بخشش و مهرورزی دانست و اظهار کرد: «اللهرمضونی» در فضایی شوقانگیز به کودکان فرهنگ بخشش را میآموزد، همسایگان را خرسند میکند و بزرگسالان را به نوازش کودکان ترغیب میکند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه درباره اشعار «اللهرمضونی» که کودکان میخوانند، گفت: این اشعار هر چند در لایه بیرونی، تقاضای فیض و انعام دارند، در لفافه و با بیانی شوخطبعانه و رندانه قوت ایمان روزهداران را در مواجهه با ماه رمضان و انتخاب بین لاغر شدن و کافر شدن به محک ترانههای رندانه و مذهبی میآزمایند. ضمن آنکه کودکان در این آیین، تشریک مساعی، جمعخوانی، هماهنگی با پیشخوان و تقسیم به مساوات هدایا را میآموزند و با انعام کسب شده، کام خود را از افطار از سر لطف همسایگان شیرین میکنند.
اجرای اللهرمضونی به سبک بیرجند و تربتجام
او در ادامه به شعر «اللهرمضونی» که کودکان در خراشاد بیرجند میخوانند اشاره کرد و گفت: در این نوع از شعرخوانی استاد بیتهایی را میخواند و کودکان یکصدا به تمام ابیات پاسخ یکسان میدهند و میگویند: «حق یا محمّد».
استاد میخواند: «محمّد یا علی / حسین بن علی / آن روز که سر حسین بر نیزه زدند / مرغان هوا به یک طرف خیمه زدند / از بهر حسین سنگ بر سینه زدند / «رمضون» اومده با سی و سه سوار / چوب وَردَشته که تو روزه بدار / روزه میدارم لاغر میشوم / گر نمیدارم کافر میشوم / رمضون اومده مهمونش کنید / گو و گوساله ر قربونش کنید / گو و گوساله که دستت نرسه / بز و بزغاله رِ قربونش کنی» چنانچه از طرف صاحبخانه در آوردن هدیه تأخیر صورت گیرد، گروه دستهجمعی میخوانند: «آقا مش قربان ما را یاد کنید / راه ما دوره ما را آزاد کنید» اگر این تأخیر اندکی بیشتر شود، ادامه میدهند: «گل علی، بلبل علی یا صاحب دلدل علی» و اگر باز هم طول بکشد، به التماس میگویند: «یا ثوابی یا جوابی تو بده دانه نیازی» و در نهایت، چنانچه صاحبخانه از دادن هرگونه هدیهای سر باز بزند، بچهها ناامید از در آن خانه بازمیگردند. کودکان با صاحبخانههایی که پاسخ مثبت به آنها میدهند به شادی برخورد میکنند و در پایان مراسم بعد از آنکه هدایا را گرفتند، صاحبخانه را دعا میکنند به این صورت که استاد ابیاتی میخواند و کودکان در پاسخ به هر بیت میگویند: «آمین».
استاد: «با مشت پر / با روی سرخ / با زن و بچه / با اشتر و کجاوه / بروند به حج و کربلا».
مدیر واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صداوسیما به روایت «اللهرمضونی» توسط کودکان در تربت جام پرداخت و گفت: در این نوع از شعرخوانی نیز پیشخوان ابیاتی را میخواند و کودکان به او پاسخ میدهند به این صورت که:
پیشخوان: رمضان آمد با سی اسب سوار / کودکان: رمضان یا رب، یا رمضان
پیشخوان: چوب برداشت گفت: روزه بدار / کودکان: السلام علیک ماه رمضان
پیشخوان: گر روزه بگیرم لاغر میشوم / کودکان: رمضان یا رب، یا رمضان
پیشخوان: گر نگیرم کافر میشوم / کودکان: السلام علیک ماه رمضان
پیشخوان: رمضان سی روزه مهمان من است / کودکان: رمضان یا رب، یا رمضان
پیشخوان: بعد از آن قوّت ایمان من است / کودکان: السلام علیک ماه رمضان
پیشخوان: رمضان سی روز یاری میکند / کودکان: رمضان یا رب، یا رمضان
پیشخوان: شکمهای پر را خالی میکند / کودکان: السلام علیک ماه رمضان
سپس برای اینکه از صاحبخانه تقاضای فیض کنند این شعر را میخوانند: «ای حاج آقا، تاج بر سر تو / صد و سی ساله شود پسر تو / این خانه از کیه که خش خش میکند / طبق چینی را پر کشمش میکند / این خانه از کیه که قم قم میکند / طبق چینی را پر گندم میکند». در این لحظه همه با هم میگویند: «یا ثواب، یا جواب، یا سنگ پنج من، یا کوزه آب» و به این ترتیب فیضشان را میگیرند و از خانه دور میشوند.
رسم «کوله مرجان» در مذمت قاتل امام علی(ع)
این پژوهشگر فرهنگ عامه «کوله مرجان» را رسم دیگر وابسته به آیین «فیضطلبی» معرفی کرد و گفت: این آیین که در بروجرد «کوله مرجون کشون» نامیده میشود، آیینی نمادین برای کیفر ظلم و مذمت قاتل امام علی (ع) یعنی ابن ملجم مرادی است. در این آیین، پیش از روز بیست و هفتم ماه رمضان، عروسک نمادینی از پارچه، چوب و کوزه میسازند و با خواندن اشعاری هجوآمیز ضمن به آتش کشیدن آدمک نمادین، برائت خود را از قاتل مولای متقیان علی (ع) نشان میدهند. در پشتکوه خمین این اشعار هجوآمیز را بچهها در بیزاری از ابن ملجم میخوانند و میگویند: «کولهمرجان مراد / لعنت به روح آن بابات / آن سگ چه بیحیا بود / بیرحم و پر جفا بود»
به گفته او در برخی نقاط، از جمله «فرنق خمین» (استان اصفهان) این آیین با هلهله، کف زدن و فیضطلبی از در منازل همراه است و اگر دست رد به سینه بچهها زده شود و فیضی به آنها نرسد، کودکان اهل خانه را هجو میکنند.
اعلام دوستی با حضرت علی (ع) با رسم «دوست رفتن»
آنیزاده «دوست رفتن» را نیز آیین دیگر مرتبط با «فیضطلبی» معرفی کرد و ادامه داد: این آیین، بیعت کودکان با ولایت مولی علی (ع) است. کودکان در این آیین شاد در قالب فیضطلبی، خود را دوستان حضرت علی (ع) میخوانند و این گونه ضمن تجدید میثاق، عشق خود را به اهل بیت نشان میدهند. این آیین به لحاظ ساختاری، شباهت بسیاری به آیین «الله رمضونی» دارد و تفاوت آن در زمان اجرا و خواندن اشعار آن است. از طرف دیگر، این آیین را میتوان شکل دیگر «کوله مرجان» دانست که در آن به جای هجو ابن ملجم، اشعاری در مدح مولیالموحدین علی (ع) خوانده میشود و این گونه کودکان در قالب آیینی مفرح، عشق خود را نسبت به اهل بیت و بغض خود را در قالب هجونامه به دشمنان آنان به نمایش میگذارند.
او افزود: در گذشته، آیین «دوست رفتن» در شهر یزد و آبادیهای آن در شب بیست و هفتم ماه رمضان اجرا میشد. به همین دلیل، این شب در نزد اهالی به «شب دوست» یا «شب دوست علی» شهرت داشت. در این شب بعد از افطار، کودکان، نوجوانان و جوانهای هر محله دور هم جمع میشدند و یک نفر را از میان خود با عنوان «سرکرده» یا «سرمردی» انتخاب میکردند. رسم «دوست رفتن» یک ساعت از شب رفته آغاز میشد و تا پاسی از شب ادامه مییافت. افراد گروه به در هفت خانه رو به قبله یا هفت خانه که صاحبانشان به حج رفته بودند میرفتند و به در هر خانهای که میرسیدند کوبه یا حلقه در را میکوبیدند و برای این که کسی آنها را نشناسد در حفاظ دیوار یا سایه مهتاب به انتظار میایستادند تا از خانه صدای «کیه؟» بلند میشد. به محض شنیدن صدا همه با هم میگفتند: «دوست، دوست، یا الله». بعد «سرمردی» شروع میکرد به خواندن اشعار و جملات موزون و کودکان در پاسخ به تمام ابیات میگفتند: «گو! یا محمّد، یا علی».
سرمردی میخواند: «ما از اون بالای بالا اومدیم / ما از اون صندوق اعلا اومدیم / به توی صندوق پر از نقش و نگار / کبوتر قار میزد در فصل بهار/ بلبلی نشسته بر شاخ گلی / دمبدم مِگِه صلوات بر علی / گو! یا محمد، یا علی / بلبلی نشسته بر شاخ رزی / دمبدم مگه لعنت بر یزید / بلبلی نشسته بر شاخ انار / دمبهدم مگه بردار و بیار»
این پژوهشگر فرهنگ عامه، ادامه داد: صاحبخانه که با شنیدن صدای کودکان متوجه میشد دوستداران حضرت علی (ع) آمدهاند، فوری در را به رویشان باز میکرد و مقداری پول خرد یا خوراکی به سرمردی میداد. خوراکیها بیشتر عبارت بود از نان بیست و هفتمی، نان خشک، گندم، خرما، سنجد، نقل، قند حبه، نخودچی، کشمش، نبات، انجیر خشک، پَرَه، آجیل، زولبیا، گوشفیل و بامیه.
او اضافه کرد: بچهها بعد از گرفتن فیض خوشحال و همصدا میخواندند: «این خونه چقد قشنگه / همش شربت قنده / امام حسین دَرِشا نبنده». به این ترتیب جوانان به اغلب خانههای محله سر میزدند و آخر شب آنچه را جمع کرده بودند میان خود تقسیم میکردند. چنانچه خانهای به بچهها چیزی نمیداد، بچهها شروع به خواندن میکردند و میگفتند: «عمه جان خلاصم کن، یا ارده به طاسم کن، یا بکش و رهایم کن» یا میخواندند: «الله و محمّد و علی گفته بده / شیطان لعین دشمن دین گفته نده / میخوای بده میخوای نده» یا در نهایت میخواندند: «الله کریم چند نفریم / یک نون داریم شب بخوریم صبح نداریم / صبح بخوریم، شب نداریم میدی یا بریم؟» اگر صاحبخانه باز بیاعتنایی میکرد و چیزی نمیداد، کودکان ناامید بازمیگشتند.
به گفته یکی از نویسندگان کتاب «تقویم آیینی ماه مبارک رمضان» واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صدا و سیما خوراکیها و سکههایی را که شب بیست و هفتم، در مراسم «دوست رفتن» میگرفتند، خوشیمن میدانستند و برای اینکه با سکههای دیگر عوض نشود آنها را به جیبهایشان میدوختند.
مشارکت تازه عروس و دامادها در آیین «اَلَمتَرانی»
او با اشاره به اینکه «اَلَمتَرانی» نیز در دسته آیینهای فیضطلبی قرار میگیرد، بیان کرد: این فیضخواهی کودکانه متعلق به ساوه (استان مرکزی) است که از شب بیست و هفتم تا آخر ماه رمضان اجرا میشد. این آیین هم با انتخاب مسنترین فرد، به عنوان استاد یا مرشد آغاز میشد و با فیضخواهی و مدح صاحبخانه و تقسیم اعانات پایان مییافت. اما نکته قابل توجه این بود که کودکان و جوانانی که دسته «اَلَمتَرانی» را تشکیل میدادند، بیشتر به در خانه تازهعروسان و تازه نامزد شدهها میرفتند و از آنان طلب ثواب یا جواب میکردند. اشعار «اَلَمتَرانی» نسبت به آیینهای مشابه دیگر از غنای کمتری برخوردارند و موارد آموزنده و مذهبی چندانی در آنها مشاهده نمیشود و تنها با عباراتی موزون و طنزآمیز برای نوعروسان طلب خوشبختی میکنند. این آیین با خواندن اشعار از سوی استاد و پاسخ واحد کودکان به هر بیت آغاز میشد. کودکان در پاسخ به ابیات استاد میگفتند: «های، های». استاد میخواند: «الم ترانیات میگیم / ماه رمضونیات میگیم / یک خرکی خریدهایم / دم و گوشش بریدهایم / هر چه میزنیم راه نمیره».
آنیزاده اظهار کرد: بعد استاد سرش را از لای در به داخل خانه میبرد یا از درز «کلون» نام صاحبخانه را میگفت تا او متوجه شود که دسته از بچههای محل خودشان است. استاد پسر خانواده را که میخواست داماد شود، نام میبرد. برای مثال، اگر اسمش محمد بود چنین میخواند: «محمد آقا شمایید / نارنج دست شایید / از کرمانشاه میآیید / یک زن مقبول میخوایید». در این موقع استاد با صدای بلند میگفت: «یک ثوابی، یک جوابی». صاحبخانه هم بسته به سخاوت و تواناییاش از بالای بام هر چه مایل بود به پایین میانداخت. کودکان در مقابل در خانههایی که دست خالی میماندند و از گرفتن خوراکی مأیوس میشدند، سر و صدای زیادی راه میانداختند که نتیجهاش سرازیر شدن سطل آب از بام بر سرشان بود. آن وقت متفرق میشدند و به در خانه دیگری میرفتند و در نهایت، آنچه را جمع کرده بودند بین خودشان تقسیم میکردند.
دو آیین مخصوص تا نیمه ماه رمضان
او «گری گشو» آیینی که متعلق به مناطق جنوبی کشور است را نیز بخشی از آیینهای فیضطلبی معرفی کرد و ادامه داد: «گری گشو» بیشتر در شهرهای بوشهر، گناوه، دَیِّر و برازجان، در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان که به «نیمه برات» موسوم است، اجرا میشود. این آیین هم به گروه آیینهای فیضطلبی تعلق دارد و جدای از زمان اجرای آن، به دلیل خاص بودن نوع اعانه، نیت اهداکنندگان و تقسیم اعانه برای برکت هر چه بیشتر بسیار چشمگیر و حائز اهمیت است.
آنیزاده همچنین به معرفی رسم «هومبابایی» پرداخت و اظهار کرد: این آیین یکی از جلوههای فیضطلبی کودکانه است که بیشتر در شهرها و آبادیهای کاشان، آران، بیدگل، قمصر، نیاسر، راوند، محلات و کهک قم اجرا میشود. ساختار این آیین نیز همانند تمامی آیینهای فیضطلبی است؛ یعنی پس از جمع شدن کودکان، از میان آنها، یک صندوقدار برای جمعآوری اعانات و یک میاندار برای «تکخوانی» انتخاب میشود و سپس درِ اولین خانه را میزنند و با خواندن اشعار سهمخواهی را آغاز میکنند و در صورت پرداخت انعام، صاحبخانه مدح و دعا میشود. تفاوت این آیین با آیینهای مشابه دیگر، در زمان برگزاری و فلسفه پیدایش آن است. این رسم در کاشان، از اول ماه مبارک رمضان تا شب پانزدهم که آن را «شب نیمه» مینامند، پس از افطار اجرا میشود.
او افزود: در فین کاشان، جوانها و حتی بزرگترها از شب سوم تا شب پانزدهم ماه مبارک رمضان به در خانهها میرفتند و یک نفر خوشصدا سوره مبارکه «والشمس» را میخواند و بقیه بعد از هر آیه پاسخ میدادند. این رسم را به این دلیل «هومبابایی» مینامند که در یکی از اشعار، جواب آواز کودکان تکرار واژه هومبابا هومبابا است به این صورت که تکخوان میخواند: «شکر لله که شدش نیمه ماه رمضون / کودکان جمله شدن خرم و خندون ز جهون / به در خانه ارباب همه حیرانیم / بر سر خلعت و هم قند از این کاشانه» و کودکان پاسخ میدهند: «هومبابا هومبابا»
انتهای پیام
نظرات