• شنبه / ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۶:۴۵
  • دسته‌بندی: فرهنگ عمومی
  • کد خبر: 1404121609569

راهی برای حاجت‌خواهی در شب هفدهم رمضان

راهی برای حاجت‌خواهی در شب هفدهم رمضان
تصویر با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است

در تقویم آیینی ماه رمضان، برخی روزها و شب‌ها در میان مردم جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده‌اند و همین اهمیت، زمینه شکل‌گیری رسم‌ها و سنت‌هایی را فراهم کرده است که نسل به نسل منتقل شده‌اند. هفدهم ماه رمضان از جمله این مناسبت‌هاست که در روایت‌های دینی و در حافظه فرهنگی برخی مناطق ایران معنای خاصی دارد.

به گزارش ایسنا، همین جایگاه باعث شده در گوشه‌های مختلف کشور، مردم این شب را با آداب و خوراکی‌های ویژه‌ای به یاد آورند؛ آیین‌هایی که گاه به سفرۀ افطار پیوند خورده و گاه در قالب رسم‌های دیگر نذر و نیت میان مردم شکل گرفته است. مرور این سنت‌ها نشان می‌دهد که چگونه یک مناسبت مذهبی، در بستر فرهنگ‌های محلی به شکل‌های متفاوتی تفسیر و اجرا شده است؛ از پخت نان و غذاهای خاص گرفته تا آیین‌هایی که با نیت برآورده شدن حاجات برگزار می‌شدند و بخشی از زندگی اجتماعی مردم را شکل می‌دادند.

برخی صاحب‌نظران با استناد به سوره انفال، سرآغاز نزول قرآن را مصادف با جنگ بدر، یعنی روز هفدهم ماه رمضان می‌دانند. افزون بر این، بر پایه برخی احادیث، معراج حضرت رسول اکرم(ص) نیز در این شب بوده است. بنا به اهمیتی که این شب در روایات اسلامی دارد، در برخی نواحی مراسم ویژه‌ای در آن برگزار می‌شود. 

در روستای لاورز شهرستان دشتی در روز هفدهم ماه رمضان «نان زرد» درست می‌کنند. برای پختن نان زرد، آرد، نمک، زردچوبه و دارچین را با هم ترکیب می‌کنند و حدود نیم کیلو خرما را که پوست و هسته آن جدا شده است داخل ظرفی پر از آب می‌ریزند. این آب را روی آرد ریخته و خمیر درست می‌کنند. سپس خمیرها را داخل تابه‌ای روی آتش می‌گذارند و نان‌های نازک زردرنگی تهیه می‌کنند.

همچنین در برخی نقاط استان فارس، در شب هفدهم ماه رمضان آبگوشت کله‌پاچه با سیرابی پخته و با آن افطار می‌کنند. اهالی قوچان، به‌ویژه ساکنان روستاهای اطراف آن نیز برای افطار شب هفدهم کله‌پاچه می‌خورند.

در شهرستان راور استان کرمان نیز برای افطار «آش عدس» درست می‌کنند؛ زیرا بر این باورند که خوردن عدس نور چشم را زیاد می‌کند. از این رو کاسه‌ای از این غذا را برای همسایه‌ها نیز می‌برند. مردم شهرستان بم هم در شب هفدهم آش عدس می‌خورند و بر این باورند که خوردن آن ثواب دارد و نور چشم را زیاد می‌کند.

یکی از آداب و رسوم کهن که در میان مردم کرمان، به‌ویژه شهرستان رفسنجان، رواج داشته و در حال حاضر چندان رایج نیست، «کلیدزنی» است. مراسم کلیدزنی استان کرمان حتی در فهرست میراث ناملموس ایران به ثبت رسیده است. بر اساس این رسم هر کسی که حاجتی داشت، به نیت برآورده شدن حاجت خود یا پس از برآورده شدن آن کلیدزنی می‌کرد.

زمان برگزاری این رسم شب هفدهم و بیست و هفتم ماه مبارک رمضان و پس از افطار بود. شخص حاجتمند به صورت ناشناس و پوشیده به در خانه اهالی شهر می‌رفت، در حالی که با خود «کَمُو» ـ ظرفی چوبی ـ به همراه داشت که داخل آن کلیدی چوبی، سرمه‌دان، قند، نبات و چیزهایی از این قبیل قرار می‌داد. این شخص بر در خانه می‌نشست و کمو را در کنار خود می‌گذاشت، اما هیچ حرفی نمی‌زد. در عوض با کلید به کمو ضربه می‌زد که حاصل آن تولید صدا بود. صاحبخانه بیرون می‌آمد و از آنچه در کمو بود قدری برمی‌داشت، از سرمه بر چشم می‌کشید و سپس به اندازه وسع خود پول یا کالایی در کَمُو می‌گذاشت.

گاهی دو یا سه نفر از دخترها و زن‌ها با هم قرار می‌گذاشتند که به کلیدزنی بروند. آنها به خانه دوست سومی می‌رفتند و نه تنها لباس‌های خود را عوض می‌کردند، بلکه شیوه راه رفتنشان را نیز تغییر می‌دادند تا شناخته نشوند. سپس یک کلید، یک سرمه‌دان و یک آینه برداشته و داخل کَمُو می‌گذاشتند و از ساعت هشت شب که هوا تاریک می‌شد برای کلیدزنی در کوچه‌های شهر به راه می‌افتادند.

زن‌های کلیدزن پشت در خانه‌ها می‌نشستند و کَمُو را روی دامن گذاشته، با کلید به دیواره آن ضربه می‌زدند. وقتی یکی خسته می‌شد، دیگری ادامه می‌داد تا صدا به گوش صاحبخانه برسد. این زنان در دل خود نیت می‌کردند و حاجتشان را در نظر می‌گرفتند و با خود می‌گفتند اگر صاحبخانه آنها را نشناسد و چیزی به آنها بدهد، حاجتشان برآورده می‌شود؛ اما اگر شناخته شوند و چیزی هم دریافت نکنند، حاجتشان برآورده نخواهد شد.

وقتی صدای کلید به گوش اهل خانه می‌رسید، می‌فهمیدند که کلیدزن‌ها هستند. از این رو مرد خانه در را باز نمی‌کرد و زن صاحبخانه در را باز می‌کرد. اگر مهربان بود مقداری قند، خرما، آرد، انار، پول یا هرچه در خانه داشت برمی‌داشت و در کَمُو می‌گذاشت. سپس از سرمه‌دان داخل کَمُو سرمه به چشم می‌کشید و در آینه نگاه می‌کرد و بعد وسایل را سر جای خود می‌گذاشت و می‌گفت: «خدا مراد و مطلب‌تان را بدهد.»

گاهی زن صاحبخانه کلیدزن‌ها را می‌شناخت، اما باز هم به آنها خوراکی می‌داد. برخی زنان شوخ‌طبع نیز سعی می‌کردند چادر کلیدزن‌ها را کنار بزنند و آنها را بشناسند. با این حال زنانی که برای برآورده شدن حاجتشان کلید می‌زدند معتقد بودند اگر شناخته شوند، به مراد خود نخواهند رسید.

در گذشته زنان آردی را که از کلیدزنی جمع شده بود در کاسه‌ای می‌ریختند و در تنور خانه می‌گذاشتند. باور داشتند «بی‌بی سه‌شنبه» شبانه به آرد دست می‌زند. صبح که برای سرکشی می‌رفتند اگر آثار پنجه دست روی آرد دیده می‌شد، نیت خود را نیکو می‌دانستند و می‌گفتند بی‌بی سه‌شنبه روی آردشان دست گذاشته است.

پی‌نوشت: این گزارش با استفاده از اطلاعات جلد سیزدهم «تقویم آیینی ماه‌های قمری، دفترِ سوم ماه رمضان»، تهیه‌شده توسط «واحد فرهنگ مردم» مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما نوشته شده است. 

انتهای پیام