سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰ | ۱۱:۳۹
رازهای نهفته پوشاک زنان در طول تاریخ

/سیری در ریشه‌ها/

رازهای نهفته پوشاک زنان در طول تاریخ

خراسان رضوی (ایسنا) - ریشه‌های فرهنگی و گذشته تاریخی باعث ترسیم افق فرهنگی و اجتماعی ملت‌ها شده است؛ ریشه‌هایی که پیشینیان یک ملت بنا کرده‌اند و نسل‌های بعدی با تکیه بر آن در جهت پیشرفت و تعالی گام برداشته‌اند. یکی از روش‌های شناخت فرهنگ جوامع، بررسی پوشاک آن‌هاست که مستلزم شناخت ریشه‌های فرهنگی و رفتارهای اجتماعی و نظام‌های دینی، عقیدتی و اقتصادی است.

با تکیه بر این موارد در بررسی‌های تاریخی پوشاک ایرانیان، ویژگی‌های قومی و اجتماعی در هر دوره‌ای از تاریخ به خوبی نمایان می‌شود. آنچه در مجموعه شکل‌گیری پوشاک مردم یک گروه اجتماعی یا قومی اهمیت دارد، الگوهای فرهنگی، دینی و نقش و عملکرد آن‌هاست.

با اینکه در وهله نخست برای پوشیده شدن و نگهداری بدن از پوشاک استفاده می‌شود اما باید اذعان داشت که هر قطعه از پوشاک حامل اندیشه‌ای است؛ اندیشه‌ای که عامل اصلی تولید و طراحی آن قطعه پوشاک بوده است. به عبارتی پوشاک مجموعه‌ای از نشانه‌ها و علائم است که در کنار هم نظامی واحد را بر پایه تعاریفی خاص (ملی، میهنی، تاریخی، اسطوره‌ای) به منظور القای هویتی یگانه شکل می‌دهد.

از آنجایی که تاریخ لباس بخشی از تاریخ تمدن است که در آن تحولات شکل و فرم لباس از قدیمی‌ترین ایام تا زمان خاصی مورد بررسی و مطالعه و تحقیق قرار می‌گیرد و با تغییر نوع پوشاک رفتارهای فرهنگی و اجتماعی آن جامعه نیز دستخوش تغییر و تحول می‌شود، در هر جامعه مطالعه این بخش از تاریخ رازهای نهفته‌ای در مورد مردم آن دوران را برای ما روشن می‌سازد.

در ایران از دوران باستان تاکنون نیز پوشاک از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در اوستا و متون مربوط به ایران باستان به بهانه‌های مختلف از آن سخن به میان آمده است. متون تاریخی مربوط به ادوار باستانی و همچنین دوره اسلامی، از لباس ایرانیان به تفصیل یاد نموده و ایرانیان را ملتی خوش‌پوش و برازنده توصیف کرده است.

ایرانیان همچنین در گذر زمان سعی کرده‌اند شیوه لباس پوشیدن را متناسب با شرایط متغیر زمانه خود هماهنگ کنند، به این شکل که جوامع شرقی از جمله ایران در پوشاک خود حال و هوای شرقی منطقه را حفظ کرده و سنگ نگاره‌ها و پیکره‌های جامانده از ادوار تاریخی گذشته پوشیده از لباس، نشان از این امر است.

از آنجایی که پوشاک به طور کلی بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ انسان است، برای آگاهی از پوشش در ایران نوع پوشش و پوشاک بانوان این سرزمین در ادوار تاریخی از جمله سلجوقیان، تیموریان، صفویان، قاجاریه، پهلوی و انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

پوشاک زنان در دوره سلجوقیان

در این دوره نیز با توجه به نوشته‌های پراکنده مورخان و نویسندگان که باقی مانده است، متوجه می‌شویم تن پوش زنان در قرون اول و دوم هجری تن پوش محلی بوده که ادامه تن پوش دوره ساسانی است، همچنین مقنعه و چادر از عناصر اصلی پوشاک زنان در خارج از خانه در این دوران بوده است.

زنان در این دوره از دامن یا شلوار گشاد و پیراهن آستین دار که بلندی آن تا سر زانو می رسید (تونیک) و پیراهن دیگری که کوتاه و بی آستین بود و روی پیراهن زیری پوشیده می‌شد (احتمالا به تقلید از زنان دوره ساسانی) استفاده می‌کردند. این پیراهن (رویی) جلو باز بود، به وسیله دکمه بسته می‌شد، کمربند و شالی هم زینت بخش آن بود و یک چادر سیاه رنگ سراسری که تمام بدن را می‌پوشانید.

پوشاک زنان در دوره تیموریان

در این دوران استفاده از مقنعه، برقع، روسری یا لچک، قبا و چادر مرسوم بوده و زنان در پوشش خود از آن‌ها استفاده می‌کرده‌اند؛ «کلاویخو» جهانگرد اسپانیایی که در زمان تیمور به ایران آمده بود در خصوص حجاب و چادر زنان در ایران چنین گفته است:«زن‌های شهری معمولا روی پوشیده‌اند و عجب آنکه چادر سفید داشته‌اند و نقاب سیاه».

پوشاک زنان در دوره صفویان

به دلیل توجّه صفویان به آداب و رسوم و مذهب خاص ایرانی و مذهب اثنی عشری، رشته‌های گوناگون صنعت و هنر، در این دوره پیشرفت شایانی داشته است که در این میان پوشاک بانوان باتوجّه به بافت خاص اجتماعی – مذهبی آن روزگار شکل خاصی به خود گرفت.

پیراهن‌ها اغلب رنگارنگ و گلدار و ابریشمی بود و روی آن قبای جلو باز بلندی تا مچ پا به پا می‌کردند و کمربندی به کمر می‌بستند. کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبه دوزی شده، جوراب ساق کوتاه پارچه ای از جمله پوشاک و لباس‌هایی بودند که در فصل زمستان مورد استفاده زنان قرار می‌گرفتند. زنان هنگام بیرون رفتن از خانه چادر بزرگ سفید یا بنفش رنگی، به سر می‌کردند که تمامی بدن آنان را می‌پوشاند و فقط جلوی صورت باز می‌ماند که به وسیله آن می‌توانستند پیش روی خود را ببینند.

پوشاک زنان در دوره قاجاریه

در دوره قاجار نوع پوشش زنان در بیرون از خانه نیز به همان شکل سنتی بود؛ پوشاک زنان در دروه قاجار شبیه لباس‌های دوران زندیه بوده و خیلی کم تغییر کرده است. پیراهن‌های چاک‌دار آستین بلند دوره قبل با دامن‌های گشاد و پرچین بلند که لبه دامن را بوسیله یراق و گلابتون و ... حاشیه داده و برای تزیین کمربندی طلا و نقره یا جواهر نشان به کمر می‌بستند.

اما تغییرات پوشاک زنان ایرانی به صورت غیر رسمی در دوران قاجار و از زمان سلطنت ناصرالدین شاه آغاز شد، به این شکل که مسافرت ناصرالدین شاه قاجار به فرنگ و روسیه و دیدن لباس‌های بالرین‌های پترزبورگ که شلوار بافته چسبان و نازکی به پا می‌کردند و زیر جامه بسیار کوتاهی به اندازه یک وجب روی آن می‌پوشیدند، شاه را برآن داشته که زنان حرمسرای خود را که لباسشان شامل: پیراهن، ارخالق، کلیجه، شلیته، شلوار، جوراب، چارقد و کلاغی بود، به این لباس درآورد.

تغییر پوشاک زنان اندرونی نیز که پس از سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا آغاز شده بود، به تدریج از حرمسرای شاهی به خانه اعیان و سایر اقشار جامعه سرایت نمود. اما پوشش زنان در بیرون از خانه تا دوره مشروطیت و مدتی پس از آن به همان شکل سنتی (چادر، چاقچور و روبنده) بود.

پوشاک زنان در دوران پهلوی

در زمان پهلوی ورود اجناس اروپایی به ایران باعث تغییرات بسیاری در پوشاک شد. ورود اجناس و البسه گوناگون اروپایی و حضور خیاطان و طراحان فرانسوی، و تقلید از آن‌ها، کم کم باعث تغییراتی مهم در وضع لباس و پوشاک ایرانیان و خصوصا زنان ایرانی شد. به این ترتیب که از طول و عرض چادر کاسته شد و چاقچور و روبنده در میان جوانان، اکثرا از بین رفت و پیچه عمومیت یافت، شلوار کشی تبدیل به جوراب‌های ساقه بلند ماشینی شد، پیراهن و شلیته و شلوار و چادر کمری جای خود را به پیراهن های بلند یک تکه که بلندی آن بر حسب مد روز تغییر می کرد، دادند و به جای ارخالق و نیم تنه، کت و ژیلت و بلوز به طرز دوخت اروپایی معمول شد و پارچه های زری و مخمل و تور، به کرپ و ساتن و کرپ دشین و ژرژت و..  تغییر یافت.

رضاشاه در راستای برنامه‌های مدرنیزاسیون اجباری خود لباس «متحدالشکل» را از ابتداء سلطنت ۱۶ساله‌اش در دستور کار خود قرار داد. ممنوعیت لباس قجری، ممنوعیت حجاب، اجباری شدن کت و شلوار و کلاه پهلوی و درنهایت کلاه شاپو و در یک کلام «فرنگی شدن از فرق سر تا نوک پا» در دوره رضاخان اتفاق افتاد و یونیفرم‌های اداری و نظامی ایران از آلمانی‌ها کپی برداری می‌شد که تا سال‌ها در فرهنگ عامه ایرانی حاضر بود.

در دوره پهلوی دوم سیاست حیازدایی و حجاب‌زدایی به شکل دیگری پیگیری شد. در این دوره آزادی در پوشش اجتماعی وجود داشت، اما سیاست‌های فرهنگی علیه حجاب همچنان ادامه پیدا کرد. مهمترین تفاوت کشف حجاب در دوره رضاخان و محمدرضاشاه این بود که کشف حجاب دØ