چهارشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۱ | ۱۳:۳۷
روایت مترجم روسی از نقش انقلاب اسلامی در فروپاشی شوروی

گورباچوف و شوروی به روایت کتاب‌ها

روایت مترجم روسی از نقش انقلاب اسلامی در فروپاشی شوروی

یک مترجم آثاری درباره شوروی و گورباچوف معتقد است، انقلاب اسلامی در نابودی اتحاد جماهیر شوروی نقش مؤثری داشته است.

این مترجم که کتاب‌هایی درباره شوروی و رهبران آن به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرده است، در گفت‌وگو با ایسنا درباره تأثیر انقلاب اسلامی بر سیاست‌خارجی گورباچف، با بیان این‌که در خاطرات او به ایران اشاره‌ای نشده است، می‌گوید: وقوع انقلاب اسلامی قطعا در حیات و ممات شوروی تأثیر بسیار زیادی داشته  است. اگر عمیق نگاه کنید، تجاوز نظامی شوروی به افغانستان در واقع یک‌نوع واکنش به وقوع انقلاب اسلامی در ایران و هراسی که از گسترش اسلام سیاسی در منطقه وجود داشته، بوده است؛ زیرا این موضوع به منافع اتحاد جماهیر شوروی می‌توانسته آسیب بزند.

او می‌افزاید: یکی از دلایل اصلی حمله به افغانستان، هراس از گسترش اسلام سیاسی بوده است و خود جنگ افغانستان در اضمحلال نظام شوروی و نهایتا سقوط آن تأثیر مهمی داشته است. با این حساب، انقلاب اسلامی در نابودی اتحاد جماهیر شوروی نقش مؤثری داشته است.

 اشتری برای شناخت بهتر شوروی در دوران گوباچف با بیان این‌که کتاب‌های بسیاری در این زمینه منتشر شده است، این کتاب‌ها را پیشنهاد می‌کند:  «زندگی‌نامه  گورباچف» به قلم خود او که در انتشارات موسسه روزنامه اطلاعات منتشر شده است، «خاطرات ادوارد شواردنادزه» که یار نزدیک گورباچف بود و در سیاست‌ها اصلاحی او تأثیر زیادی داشت. خود من کتابی با عنوان «انقلاب‌های ۱۹۸۹» ترجمه کرده‌ام که برای کسانی که می‌خواهند حال و هوای سال‌های پایانی شوروی را درک کنند، کتاب مفیدی می‌تواند باشد. «کلاه پوستی» نوشته ولادیمیر واینوویچ گرچه به صورت داستان و طنز است اما می‌تواند حال و هوای حکومت شوروی را در دهه‌های پایانی ‌اش، خیلی خوب نشان دهد. «شوروی ضد شوری» نوشته ولادیمیر واینوویچ هم می‌تواند تصویر خوبی از وضعیت بهداشت، اقتصاد، آموزش وپروش و وضعیت مسکن در شوری دهه ۷۰ و ۸۰ به خواننده بدهد.

 مروری کوتاه بر کتاب‌های معرفی شده:

«خاطرات میخائیل گورباچف» ترجمه فریدون دولتشاهی  در انتشارات موسسه روزنامه اطلاعات منتشر شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: گورباچف، رهبر سابق شوروی که شوری در دوران او برچیده شد، در زندگینامه خود از حضورش در حزب، دلگیر شدن از کمونیسم، روابط با ایالات متحده و تلاشش برای ایجاد یک انقلاب صلح آمیز می‌گوید. میخائیل گورباچف در این کتاب خاطرات خود، به یک عمر نگاه می‌کند که آینه سرنوشت مردم روسیه است. گورباچف از آزار و شکنجه خانواده‌اش تحت سلطه استالین تا اولین قدم‌های سیاسی‌اش و ظهورش در درون حزب کمونیست، وقایعی را که منجر به سرخوردگی خود وی شد، بازگو می‌کند؛ وقایعی که بدون آن که رخ دهند، سقوط نهایی کمونیسم هرگز اتفاق نمی‌افتاد.

میخاییل سرگی‌یویچ گورباچف سیاستمدار اهل روسیه است. او هشتمین و آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی بود. او از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۱، دبیرکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی بود. وی هم‌چنین از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱ رئیس دولت اتحاد جماهیر شوروی بود؛ به این‌صورت که از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۸۹ به‌عنوان صدر هیئت رییسه شورای عالی شوروی، از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ به عنوان رییس شورای عالی شوروی و از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ به عنوان رییس‌جمهور اتحاد شوروی. از نظر ایدئولوژی، او در ابتدا به مارکسیسم-لنینیسم پایبند بود اما از اوایل دههٔ ۱۹۹۰ به سمت سوسیال دموکراسی متمایل شد. بسیاری در غرب گورباچف را به‌خاطر پایان جنگ سرد ستایش می‌کنند اما معروف است که او در روسیه از محبوبیت کمی برخوردار است. علت این را اولا نقش مهم او در فروپاشی شوروی و ثانیا مصائب اقتصادی پس از آن می