اما فقط مهمانان خارجی نبودند که به جشنواره تئاتر فجر رونق میبخشیدند. جمعی از بهترینهای تئاتر کشور در این گردهمایی کنار هم بودند؛ همانها که از آنان به عنوان سرمایههای تئاتر کشورمان یاد میکنیم. حالا اینکه چقدر توانستیم زمینه را برای بهرهمندی بهتر از هنر و شوق و شور آنان فراهم کنیم، بماند برای مجالی دیگر.
به گزارش ایسنا، در میان بزرگترهای تئاتر نامهایی مانند زنده یاد پروانه مژده، رضا کرم رضایی، پری صابری، قطبالدین صادقی، بهزاد فراهانی، اسماعیل خلج، ایرج راد، آتیلا پسیانی، رضا فیاضی، داود فتحعلی بیگی، امیر دژاکام، شهره لرستانی، به چشم میآمدند و از نسلهای بعدی هنرمندانی مانند محمد رحمانیان، کورش نریمانی، محسن قصابیان، آرش آبسالان، کیومرث مرادی، حسین کیانی، امیر رضا کوهستانی و ...
هجدهمین جشنواره تئاتر فجر به دبیری مجید شریفخدایی از ۷ تا ۲۰ بهمن سال ۱۳۷۸ برگزار شده است.
در این دوره از جشنواره ۱۳۵ اثر در بخشهای داخلی ( مسابقه و خارج از مسابقه، بینالملل، مرور، دانشگاهی، خیابانی و تعزیه) به اجرا درآمدهاند.
زنده یاد پروانه مژده در این دوره از جشنواره نمایش «دختر گل فروش» را بر اساس متن مشهور برنارد شاو با بازی ماهایا پطروسیان و فرهاد آییش اجرا کرده است.
نسخه سینمایی این نمایشنامه با عنوان «بانوی زیبای من» برای علاقهمندان هنرهای نمایشی، فیلمی خاطرهانگیز است.
پری صابری دیگر کارگردان پیشکسوت نیز با نمایش «شمس پرنده» که درباره زندگی شمس تبریزی و مولوی است، در جشنواره حضور داشته است.
رضا کرم رضایی که یکی از اولین هنرمندانی است که به ترجمه نمایشنامههای آلمانی پرداخته، در جشنواره هجدهم تئاتر فجر، نمایشی را با نام «مضحکه آدمی» روی صحنه برده است.
قطبالدین صادقی دیگر چهره شناختهشده و دانشگاهی تئاتر هم با نمایش «خط عشق» در این مقطع از جشنواره حضور داشته. او البته در کنار این اجرا، حضوری چشمگیر هم در برنامههای پژوهشی جشنواره داشته است.
اسماعیل خلج نمایش «من ملک بودم» را روی صحنه آورده و رضا فیاضی هم با اثری تحت عنوان «لباس باشکوه حاکم» در جشنواره حاضر بوده است.
اما نمایش «گل و قداره»، اثری است به نویسندگی و کارگردانی بهزاد فراهانی که بعد از حضور در دورههای پیشین جشنواره به عنوان بازیگر، حالا خودش در این رویداد کاری را کارگردانی کرده است.
هرچند ایرج راد به عنوان بازیگر در بخشی از آثار درخشان نمایشی ما روی صحنه رفته است ولی او گاهی به عنوان کارگردان نیز وارد عمل میشود و این گونه بود که در جشنواره هجدهم نیز به عنوان کارگردان نمایش «آریادا کاپو» حضور داشته است.
آتیلا پسیانی در این جشنواره یکی از آثار موفق خود، «قهوه قجری» را روی صحنه آورده که بر اساس هملت شکسپیر ولی به شیوه ایرانی اجرا شده و خاطره اجرایش برای تماشاگران آن مقطع، به یاد ماندنی است.
این نامها به اندازه کافی برای یک جشنواره اعتبار به همراه میآورند اما وقتی نام جوانترها هم به این فهرست اضافه شود، آن زمان است که جشنواره به ضیافتی رنگین از هنرمندان نسلهای گوناگون تبدیل میشود.
از میان نسل میانه محمد رحمانیان با نمایش «لباسی برای مهمانی» در این دوره جشنواره حضور داشته، نمایشی که نگار عابدی در کنار مهتاب نصیرپور و به عنوان استعدادی تازه در عرصه بازیگری در آن حضور داشته است.
شهره لرستانی هم نمایشنامهای از نویسندهای جوان را اجرا کرده؛ «تلخ بازی قمر در عقرب» نوشته نغمه ثمینی که بعدها یکی از چهرههای درخشان نمایشنامه نویسی ما شد و جوایز گوناگونی را از همین جشنواره تئاتر فجر به خانه برد.
محمد یعقوبی جوانی که دانشآموخته رشته حقوق بود و با گذراندن دورههای آموزشی در آموزشگاه استاد سمندریان به فضای هنری راه یافته بود، با اجرای نمایش «پس تا فردا» نشان داد جوایزی که سال گذشته برای نمایش «زمستان ۶۶» از جشنواره هفدهم تئاتر فجر گرفته، اتفاقی نبوده و قرار است این چهره تازه در تئاتر ما ماندنی شود.
کورش نریمانی هم دیگر چهرهای بود که با اجرای نمایش «شبهای آوینیون» خود را به عنوان استعدادی تازه در عرصه نویسندگی و کارگردانی معرفی کرد.
«شبهای آوینیون» یکی از آثار درخشان نمایشی ماست که با بازی هنرمندانی چون سیامک صفری، نادر برهانی مرند، حسن معجونی، مهرداد ضیایی، داریوش موفق، بهمن روشنی و شبنم فرشادجو در جشنواره اجرا شد.
اما آرش آبسالان که امروزه یکی از مهمترین استادان فن بیان ماست و با راهاندازی جلسات نمایشنامهخوانی «عصری با نمایش» یکی از هرمندان جریانساز در دوره طلایی تئاتر ایران محسوب میشود، در جشنواره هجدهم، نمایشی را با عنوان «باران اگر بخواهد» نوشته و اجرا کرد.
از میان نسل جوان کیومرث مرادی هم با نمایش «هشتمین سفرسندباد» دیگر جوان حاضر در این دوره از جشنواره بود. او به سبک سال گذشته سراغ نمایشنامهای از بهرام بیضایی رفته بود .
اما حسین کیانی با نگارش و اجرای نمایش «پنهان خانه پنج در» نوید حضور جوانی مستعد در عرصه نمایشهای ایرانی را داد. او نیز در دورههای بعدی جشنواره، جوایز مختلفی را به خانه برد.
شاید کسی فکرش را نمیکرد جوانکی که از شیراز به جشنواره آمده و «قصههای درگوشی» را به تهران آورده، به فاصله چند سال بعد شناخته شدهترین