به گزارش ایسنا، امروز ۱۹ دی هشتمین سالروز درگذشت آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۹۵ است.

خطه «کرمان»
روستای بهرمان از توابع شهرستان رفسنجان در شمال غرب و روستای قنات ملک از توابع شهرستان رابُر در جنوب، هر دو در استان پهناور کرمان قرار دارند، آن هم با آب و هوایی کاملا متفاوت، یکی گرم و خشک و دیگری سرد و کوهستانی.
وجه مشترک هر دو روستا، تولد و پرورش دو شخصیت تاریخساز ایران است. بهرمان در سال ۱۳۱۳ و قنات ملک در سال ۱۳۳۵، وطن دو نوزاد به نامهای اکبر و قاسم شدند. اکبر بعد از غائله کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و قاسم چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، وارد فضای فکری، سیاسی و اجتماعی ناشی از نهضت اسلامی حضرت امام خمینی شدند و با پرورش در این نهضت در حد توانشان بنیههای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی را مستحکم کردند و سرانجام «اکبر» بعد از ۸۲ سال و «قاسم» بعد از ۶۳ سال، هر دو در دی ماه و به فاصله ۶ روز، جهان فانی را ترک کردند. یکی بر اثر ایست قلبی و دیگری بر اثر اصابت موشکهای کنترل شونده آمریکایی بدرود حیات گفتند.

اکبر؟
حاصل ازدواج میرزا علی هاشمی بهرمانی و ماهبیبی صفریان در سوم شهریور ۱۳۱۳ در روستای بهرمان به دنیا آمد و نامش را «اکبر» گذاشتند.
میرزا علی، شیخی متدین و زمیندار و کشاورزی ملاک بود و خانوادهای عیالوار داشت و علاوه بر اکبر صاحب ۴ پسر و ۴ دختر دیگر هم بود. علت انتخاب نامخانوادگی «هاشمی» از سوی میرزا علی زنده نگهداشتن نام جدش «هاشم» بود که در روستای بهرمان املاک و باغهای فراوانی داشت و از سرشناسان بهرمان و رفسنجان بود.
اکبر در دوره سلطنت رضا پهلوی و از ۵ سالگی به مکتبخانه آقا سید حبیب فرستاده شد، اما بعد از اخراج در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ از ایران و در دوره حکومت محمدرضا پهلوی به مکتبخانه «زن ملاعبدالله» فرستاده شد.
او در سال ۱۳۲۷ و در ۱۴ ساگی به دلیل محرومیت روستای بهرمان از امکانات آموزشیِ مناسب حوزوی راهی قم شد و خانه اخوان مرعشی در محله قاضییخچال را برای سکونت اجاره کرد. سکونت اکبر جوان در این خانه موجب همسایگی با آیتالله سید روحالله موسوی خمینی و شرکت در کلاسهای درس و بهره بردن از علوم معرفتی و دینی ایشان شد.
اکبر جوان علاوه بر امام خمینی از محضر اساتیدی چون آیات عظام سید حسین طباطبایی بروجردی، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری، عبدالکریم حائری یزدی، شهابالدین نجفی مرعشی، سید محمدحسین طباطبائی و حسینعلی منتظری بهره برد.

اکبرِ سیاسی
او در سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ در جریان اعتراضات و اعتصابات ملیگراها برای ملی شدن صنعت نفت و گاز و همراهی جمعیت فداییان اسلام با آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی و دکتر محمد مصدق، به تدریج فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را آغاز کرد.
تاسوعای ۴ مرداد ۱۳۳۷ دقیقترین زمان ورود اکبر هاشمی رفسنجانی به میدان مبارزه علیه رژیم طاغوت بود. او در این روز در مسجدی در شهر همدان به منبر رفت و سخنرانی غرّایی علیه دستگاه سلطنت و ظلم و ستمش کرد. انتقادات، افشاگریها و فعالیتهای مخفیانه این طلبه جوان علیه رژیم پهلوی موجب ۷ بار بازداشت و ۴ سال و ۵ ماه شکنجه و زندانی شدن در زندانیهای قرل قلعه، اوین، قزل حصار، قصر و کمیته مشترک ضد خرابکاری شد.
با وجودی که از خدمت سربازی معاف بود اما به دلیل مخالفتش با رژیم و مبارزه علیه آن بعد از دستگیری و زندانی شدن محکوم به رفتنِ اجباری به نظام هم شد.
روستازاده بودن و بزرگ شدن در شرایط سخت زندگیِ روستایی فکر اکبر را چنان باز کرده بود که شرایط سخت زندان و دوره سربازی را به موقعیتی منحصر به فرد برای ترویج اندیشهها و افکار رهبر نهضت اسلامی و آگاهیبخشی به مردم فقیر و بیبضاعت تبدیل کرد.
او برای این کار با همکاری حجتالاسلام محمدجواد باهنر، آیتالله نعمتالله صالحی نجف آبادی و آیتالله سید محمدباقر مهدوی نشریهای به اسم «مکتب تشیع» چاپ و منتشر کرد. این نشریه از نخستین نشریههای حوزه علمیه قم بود که از ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۳ بهصورت فصلنامه و سالنامه منتشر شد. هدف مؤسسان از انتشار مکتب تشیع، ارائه اسلام در قالبهای نو توسط متفکران اسلامی در برابر اندیشههای مارکسیستی و ملیگرایانه بود.
اولین شماره مکتب تشیع در ۱۵۰۰۰ نسخه چاپ و منتشر شد. اکبر همزمان با تحقیق برای نگارش مقاله و چاپ در مکتب تشیع به دو موضوع درباره «فلسطین» و «عقبماندگی ایران» پرداخت. تحقیقات اکبر در هر دو موضوع بستر نوشتن دو کتاب ماندگار در تاریخ سیاسی ایران و اسلام شد.
دو کتاب مذکور بعدها نام «سرگذشت فلسطین» و «امیرکبیر» به خود گرفتند که هر دو با مقدمهای تحت «کارنامه سیاه استعمار» و «قهرمان مبارزه با استعمار» تدوین شد. اکبر در مقدمههای دو کتاب مذکور به شرح شرایط و شکنجههایی که در زندانهای رژیم پهلوی بر زندانیان رفته بود، پرداخت که البته خواندن این کتابها بعدها با حمایت امام خمینی و توصیه به مراجع، علما و طلبههای حوزههای علمیه برای خواندن، جزو کتابهای پر خواننده اکبر هاشمی رفسنجانی شد به نحوی که دکتر محمد مصدق در سالهای تبعید و حصر خانگی، کتاب «فلسطین» را خواند و نظرش درباره موضوع انتخاب شده توسط اکبر جوان را اینگونه توصیف کرد: «بسیار استفاده نمودم و حیفم آمد که این کتاب در گوشهای بماند و مورد استفاده قرار نگیرد از این رو در توزیع آن بین آحاد مردم منطقه هم تلاش کردم.»

به دنبال تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران در سال ۱۳۴۲ از جمله واقعه ۱۵ خرداد و دستگیری برخی اعضای نشریه توسط ساواک، مکتب تشیع توقیف و در سال ۱۳۴۳ تعطیل شد.
با تبعید امام خمینی به ترکیه در آذر ۱۳۴۳ نقش این طلبه جوان ۳۰ ساله در نهضت اسلامی برای سر و سامان دادن به مبارزان و جلوگیری از انحراف نهضت روحانیت پر رنگتر شد به نحوی که هم برای سخنرانی به هیاتهای مذهبی تهران میرفت و هم در جمع هواداران جریانهای سیاسی در داخل حاضر میشد و با آنان ارتباط میگرفت.
آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی در طول دوران ۱۴ ساله تبعید امام خمینی به ترکیه، عراق و فرانسه رابط بین امام و دوستان و یاران ایشان بود. او برای ایجاد وحدت رویه بین آنان در خارج از ایران هم زحمات زیادی کشید. ایشان با سفر به کشورهای عراق، لبنان، ژاپن، آمریکا و کشورهای اروپایی حتی با سفر به کشورهای شرق آسیا تلاش وافری را برای گسترش تفکر امام خمینی به این کشور انجام داد که البته بعد از بازگشت به کشور توسط ماموران ساواک بازداشت و زندانی میشد.
محبوبیت هاشمی رفسنجانی در بین یاران و ارادتمندان امام خمینی بسیار بالا بود. نمونه آن حمایت قاطعانه علما و بزرگان حوزه به حکم اعدام ایشان در سال ۱۳۵۷ بود. آخرین دوران محکومیت او در زندان اوین با اعتراض شدید علما و مراجع قم و نجف روبرو شد. او در این دوره در بیدادگاههای رژیم پهلوی حکم اعدام گرفت که البته با حمایت مراجع و علمای دینی حکم مذکور به «زندان» تقلیل یافت و پس از ۳ سال در آذر ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد.
ازدواج
اکبر جوان در ۲۴ سالگی و در سال ۱۳۳۷ با عفت مرعشی دختر حجتالاسلام آقا سید محمد و نوه آیتالله سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب «عروهالوثقی» ازدواج کرد. حاصل این ازدواج ۳ پسر به نامهای محسن، مهدی و یاسر و ۲ دختر به نامهای فاطمه و فائزه است.

او خود در کتاب خاطراتش درباره همسر و فرزندانش، گفت: «همسرم از خانوادهای روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیتالله سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الو