• چهارشنبه / ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ / ۲۲:۰۰
  • دسته‌بندی: گزارش و تحلیل
  • کد خبر: 1404111508819
  • خبرنگار : 71049

/یادداشت- سید رسول موسوی/

از دریای عمان تا عمان؛ دوگانه جنگ و مذاکره

از دریای عمان تا عمان؛ دوگانه جنگ و مذاکره

«هم‌زمان با اعلام خبرهایی مبنی بر آمادگی ایران و آمریکا برای مذاکره و در شرایطی که تنش‌های نظامی و تهدیدهای میدانی ادامه دارد، پرسش اصلی این است که مذاکره در چنین فضایی چه ماهیتی دارد و چگونه باید آن را مدیریت کرد؛ وضعیتی که می‌توان آن را «مذاکره در میدان جنگ» نامید که قواعد، الزامات و مخاطرات خاص خود را دارد.»

به گزارش ایسنا، «سیدرسول موسوی» سفیر پیشین ایران در فنلاند در یادداشتی مذاکرات ایران و آمریکا در شرایط فعلی را «مذاکره در میدان جنگ» توصیف و تاکید کرد که چنین مذاکراتی نه نشانه ضعف بلکه محصول واقع‌بینی است اما قواعدی کاملا متفاوت با دیپلماسی معمول دارد.

موسوی نوشته است: «درحالی که سخن از مذاکره مستقیم بین عراقچی و ویتکاف درروز جمعه ۱۷ بهمن ماه در عمان می رود، روز گذشته کاخ سفید خبر از حمله اف ۳۵ آمریکایی به پهپاد شاهد ۱۳۹ ایرانی برفراز آب‌های دریای عمان، در فاصله ۸۰۰ کیلومتری سواحل جنوبی ایران می‌دهد و رسانه‌ای داخلی در گزارشی مرتبط به این موضوع می‌نویسد: "پهپاد شاهد در ماموریت خود در آب‌های آزاد مشغول شناسایی، رصد و تصویربرداری بود اما پس از آن دچار قطع ارتباط شد و علت آن در دست بررسی است."

وی در ادامه آورده است: مذاکره نمایندگان ایران و آمریکا در وضعیت پیچیده کنونی را می‌توانیم «مذاکره در میدان جنگ» بنامیم. برخی از نام نهادن جنگ بر وضعیت کنونی بین آمریکا و ایران ملاحظه دارند درحالی که باید واقع بین باشیم و بخاطر بیاوریم که آمریکا در جریان جنگ ۱۲ روزه در حمایت از رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران حمله هوایی و موشکی انجام داد و به ادعای خود تاسیسات هسته‌ای تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را نابود ساخت و الان هم با ادعای تکمیل اهداف خود ناوگان دریایی عظیمی را برای تهدید نظامی به سوی ایران روانه ساخته است.

به گفته موسوی، «واقع بینی حکم می‌کند که وضعیت کنونی حاکم بین ایران و آمریکا را وضعیت جنگی بدانیم، اما همزمان وقتی در این شرایط سخن از مذاکره بین دو کشور می‌رود و از سویی کشورهای مختلف مانند ترکیه، روسیه، عربستان، عمان، قطر و مصر برای کاهش تنش و یافتن راهی برای خروج از وضعیت پیچیده کنونی سخن از میانجیگری می‌زنند، باید بگوییم در شرایط کنونی مذاکره بین ایران و آمریکا همان «مذاکره در میدان جنگ» است و این نوع مذاکره ماهیت، ویژگی‌ها و خصوصیات خاص خود را دارد.

این دیپلمات پیشین ایران معتقد است: مذاکره در میدان جنگ یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین انواع مذاکرات است. برخلاف مذاکرات تجاری و دیپلماتیک که در محیط‌های کنترل‌شده، این مذاکرات در شرایطی انجام می‌شود که،
- خطر جانی مستقیم وجود دارد
- زمان بسیار محدود است
- عدم اعتماد بین طرفین در بالاترین سطح است
- تصمیمات دارای پیامدهای فوری و گاه جبران‌ناپذیر هستند

مذاکره در میدان جنگ دارای اصول کلیدی خود است که حتما مذاکره کنندگان باید به این اصول توجه ویژه‌ای داشته باشند و این اصول کلیدی مذاکره در میدان جنگ عبارتند از:

۱. حفظ خونسردی و وضوح فکری
تصمیمات احساسی در میدان جنگ می‌تواند فاجعه‌بار باشد و لازم است به طور جد مذاکره کننده کاملا از تمام مسائل عمومی و شخصی فارغ بال باشد و صرفا بر میدان و مذاکره تمرکز نماید.

۲. شناخت دقیق موازنه قوا
 مذاکره کننده باید درک واقع‌بینانه‌ای از نقطه قوت و ضعف خود و طرف مقابل داشته باشد و به خوبی اهرم‌های فشار خود و نقاط آسیب‌پذیر دشمن را شناسایی کرده باشد. این مهم ممکن نیست مگر آن که تمام دستگاه‌هایی اطلاعاتی اعم از اطلاعات نظامی و غیرنظامی با اطلاعات و تحلیل‌های آنی مذاکره کننده خود را یاری رسانند.

۳. تعیین اهداف روشن و سلسله‌مراتبی
هدف نهایی، اهداف میانی و خطوط قرمز غیرقابل مذاکره باید کاملا مشخص و روشن شده باشد. نتیجه عبور از خطوط قرمز در مذاکره در میدان جنگ شکست راهبردی خواهد بود.

۴. ارتباط مؤثر در شرایط پرتنش
 زبان دیپلماتیک در مذاکره در میدان جنگ نقش تعیین کننده‌ای در رسیدن به هدف و خروج موفقیت‌آمیز از شرایط پیچیده دارد. زبان ساده و بدون ابهام، گوش دادن فعال به سخنان حریف حتی به پیام‌های غیرمستقیم و مدیریت انتظارات طرف مقابل از نکات کلیدی دیپلماسی در میدان است.

۵. انعطاف‌پذیری تاکتیکی با ثبات در اصول
دیپلمات‌ها در این میدان باید آمادگی برای ارائه امتیازات کوچک را داشته باشد و همزمان به هیچ عنوان از اصول و منافع حیاتی کشور خود عدول نکند.

به عقید سفیر سابق ایران؛ «در تاریخ کشورها موارد متعددی را می‌توان از مذاکره در میدان جنگ نام برد و در تاریخ معاصر کشور ما مذاکرات پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل مثال مهمی از مذاکره در این رابطه است، با این تفاوت که مذاکره در شرایط کنونی ییچیده‌تر از شرایط مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ است. در آن زمانی سازمان ملل جایگاهی داشت و مانند امروز تبدیل به یک بنگاه اطلاع رسانی نشده بود و متنی به نام قطعنامه شورای امنیت وجود داشت که منافع حیاتی اطراف منازعه را رعایت کرده بود، اما در شرایط کنونی که آمریکا هیج وقعی به حقوق بین‌الملل و قواعد آمره آن نمی‌نهد و شورای امنیت سازمان ملل حتی قادر نیست از وضعیت کنونی تحلیل واقع‌بینانه‌ای داشته باشد مذاکره به مراتب پیچیده‌تر و سخت‌تر از شرایط مذاکراتی قطعنامه ۵۹۸ است.

موسوی در پایان نتیجه گرفته است: باید تاکید کنیم که مذاکره در میانه تهدید به جنگ، نه نشانه ضعف است و نه نشانه انفعال، بلکه نشانه درک واقع‌بینانه از شرایط است. موفقیت در این مذاکرات نیازمند ترکیبی از قاطعیت نظامی، مهارت‌های ارتباطی پیشرفته، و درک عمیق از روانشناسی درگیری است و در نهایت، هدف این مذاکرات کاهش رنج انسانی و یافتن راه‌حلی است که حتی موقت، امکان خروج از بن‌بست خشونت را فراهم کند. بهترین مذاکره، مذاکره‌ای است که از وقوع و گسترش جنگ پیشگیری کند، اما حفظ دیپلماسی و میز مذاکره در زمانی که درگیری آغاز می‌شود، مذاکره را تبدیل به ابزاری ضروری برای مدیریت بحران و کاهش تخریب می‌کند.»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha