هفتمین دوره نشست «فصل سخن» با عنوان بررسی کتاب «نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی براساس مبانی انسان شناختی علامه طباطبایی» به همت جهاد دانشگاهی واحد قم امروز ۲۱ بهمن در دانشگاه فرهنگیان پردیس قم با حضور جمعی از دانشجویان، فاطمه سادات هاشمیان نویسنده کتاب، راضیه علیاکبری؛ عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، فاطمه طوسی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و فاطمه سادات میری دانشجوی رشته ادیان و عرفان برگزار شد.
در ابتدا نشست، فاطمه سادات هاشمیان نویسنده کتاب «نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی بر اساس مبانی انسانشناختی علامه طباطبایی»، گفت: این کتاب موفق به کسب رتبه کتاب سال و همچنین رتبه برتر در همایش ملی الگوی پیشرفت تهران شده است. انتخاب این موضوع برای تحقیق و تالیف، به سبب اهمیت مسئله پیشرفت بوده است.
وی ادامه داد: واژه پیشرفت در گفتمان انقلاب اسلامی تاسیس شد و بر استفاده از آن بهجای واژه توسعه غربی تاکید داشت. در دهههای ۷۰ و ۸۰ در کشور ما، از واژه توسعه در عباراتی مانند «توسعه اسلامی»، «توسعه روستایی» یا «توسعه ایرانی» استفاده میشد، اما تقریباً از دهه ۹۰ به بعد، واژه «پیشرفت» بین محققان جا افتاد.
وی بیان کرد: تفکر اسلامی آنقدر برای انسان کرامت قائل است که حتی در امور نظامی نیز بر دقت عمل تاکید میکند؛ نمونه آن، تاکید بر ساخت موشکهای نقطهزن برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان است. این تفاوت، ریشه در نگاه متفاوت اسلام و غرب مدرن به انسان دارد. اسلام انسان را خلیفه خداوند با کرامت و ارزش میداند که باید در ابعاد مادی و معنوی رشد کند و به تعالی برسد. اما غرب مدرن تعاریف گسستهای از انسان ارائه میدهد که یا او را «گرگ انسان» (هابز) یا موجودی «نیکسرشت» (روسو) میداند، ولی هیچکدام تعریف کاملی از همه ابعاد انسان نیستند.
این نویسنده گفت: پیشرفت باید بستهای مبتنی بر سه اصل عدالت، عقلانیت و معنویت باشد. در غرب، معنویت بهمعنای حقیقی و اخروی وجود ندارد، عقلانیت غالباً ابزاری است و عدالت ادعایی نیز به دلیل عدم وجود نظام توحیدی، محقق نمیشود و شکاف طبقاتی گسترده است. بنابراین، پیشرفتی که در غرب شاهدیم، اغلب ظاهری و شکننده است، مانند بادکنکی که هر آن ممکن است بترکد. کشورهایی که تحت تسلط غرب هستند نیز پیشرفت اصیل و بومی ندارند و پیشرفت آنها وابسته و شکننده است.
وی افزود: به همین دلایل، دغدغه اصلی ما بررسی و اکتشاف نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی شد. پیشرفت ابعاد مختلفی (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی) دارد، اما بعد فرهنگی، ابعاد دیگر را نیز دربرمیگیرد؛ از این رو، بعد فرهنگی را برای مطالعه انتخاب کردیم و کوشیدیم بر اساس مبانی انسانشناختی علامه طباطبایی، آن را در سه ساحت اصلی انسان؛ بینش (اعتقادات و تفکر)، منش (اخلاق و درونیات) و کنش (اعمال و رفتار) استخراج کنیم.
در ادامه، فاطمه طوسی عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان گفت: استخراج یک مدل کاربردی از نظریه پیشرفت فرهنگی از آرای علامه طباطبایی، کاری دشوار و در عین حال نوآورانه است. ورود به فلسفه اسلامی با تمام چهارچوبها و محدودیتهایش برای این هدف، اقدامی قابل تحسین است
وی در ادامه، انتخاب دقیق اندیشه علامه طباطبایی بهدلیل طرح بحث «اعتباریات» که پلی بین فلسفه اسلامی و زندگی اجتماعی ایجاد میکند، ساختار منطقی و منسجم کتاب با استفاده از مدل سهساحتی (بینش، منش، کنش) که برای خواننده نقشه راه روشنی ایجاد میکند، پرداختن به مباحثی فراتر از مباحث صرفاً فلسفی و ورود به عرصههای حقوقی، سیاسی، اجتماعی و حتی نظام سلامت در فصلهای پایانی، استناد گسترده و عمیق به متون اصلی علامه طباطبایی مانند تفسیر المیزان و اصول فلسفه و روش رئالیسم را به عنوان نقاط قوت این اثر معرفی کرد.
طوسی اظهار کرد: فلسفه اسلامی (بهویژه حکمت متعالیه با محوریت «اصالت وجود») عمدتاً متولی شناخت «هستی» است. اما وقتی از پیشرفت فرهنگی بهمثابه مطالعه تغییرات در جامعه سخن میگوییم، نیازمند شناسایی متغیرهای فرهنگی و ارائه تعاریف کاربردی و قابل اندازهگیری هستیم. این امر بیشتر در حیطه علوم اجتماعی میگنجد. به نظر میرسد حل این چالش روشی (چگونگی گذر از مباحث هستیشناختی به نظریهای کاربردی برای سیاستگذاری فرهنگی) نیازمند تامل بیشتری است.

عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان با بیان اینکه تعریف ارائهشده از فرهنگ در کتاب، بیشتر مفهومی و انتزاعی است و متغیرهای عملیاتی و قابل کنترلی برای سیاستگذاری استخراج نکرده است، گفت: فرآیند انتقال از مبانی انسانشناختی (فصل سوم) به اصول پیشرفت فرهنگی در عرصههای مختلف (فصل پنجم)، گاهی اوقات فاقد حلقههای استدلالی کامل و مبسوط است. برای مثال، چگونگی تاثیر «فطرتمندی» بر شکلگیری یک نظام اقتصادی خاص به وضوح تبیین نشده است.
وی با بیان اینکه برخی از مبانی انسانشناختی در فصلهای مختلف بهصورت تکراری بیان شدهاند، گفت: بهتر بود نظریه استخراجشده در تقابل یا گفتوگو با نظریات رقیب غربی مطرح میشد تا ارزش علمی و تمایز آن بیشتر نمایان شود. همچنین بهنظر میرسد واژه استخراج مناسبتر از کشف برای توصیف فرآیند انجامشده در کتاب باشد.
در ادامه، فاطمه سادات میری دانشجوی رشته ادیان و عرفان بیان کرد: وقتی از پیشرفت سخن میگوییم، نقطه آغاز تعریف ما از انسان است. اگر انسان را صرفاً موجودی مادی بدانیم، پیشرفت به افزایش رفاه و تولید محدود میشود. اما در نگاه اسلامی، انسان موجودی دوساحتی (دنیا و آخرت) است و پیشرفت با تعالی او گره خورده است؛ حرکتی استکمالی به سوی رشد مادی و معنوی. پیشرفت بدون پشتوانه فرهنگی پایدار نمیماند. حتی کشورهای پیشرفته نیز بدون فرهنگ اصیل دچار بحران میشوند.
وی اظهار کرد: عنوان بسیار دقیق و گویا کتاب سطح علمی و افق دید پژوهشگر را نشان میدهد؛ همچنین علامه طباطبایی فیلسوفی جامعهنگر، مفسر قرآن و متفکری مبتکر هستند که انتخاب اندیشههای ایشان بر غنای اثر افزوده است.
راضیه علیاکبری؛ عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در ادامه این نشست با بیان اینکه کتاب حاضر اثر ارزشمندی است که به موضوع روز پرداخته است، مطالب بهخوبی بررسی و تحلیل شده و انسجام و تمرکز بر آثار علامه طباطبایی از نقاط قوت کتاب است. رویکرد دینی و استناد به آیات و روایات نیز بر غنای آن افزوده است.
وی یادآور شد: عنوان کتاب «نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی براساس مبانی انسان شناختی علامه طباطبایی» تا حدی مبهم است و میتوانست گویاتر باشد تا بهتر محتوای کتاب را منعکس کند. برخی مباحث مطرحشده در ساحت «منش» (مانند خردورزی) میتوانست در ساحت «بینش» نیز جای گیرد. همچنین بهتر بود در مقدمه، دلیل انتخاب علامه طباطبایی از میان دیگر متفکران بهطور واضحتری تبیین میشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تصریح کرد: در پیشینه پژوهش اشارهای به پیشینه کارهای انجامشده در زمینه «نظریه اسلامی پیشرفت» بر اساس فلسفه اسلامی خالی از لطف نبود. با وجود مباحث نظری عمیق، اضافه کردن فصلی مختصر در انتهای کتاب برای ارائه راهکارها و راهبردهای عملیاتی جهت تبدیل این نظریه به برنامهای کاربردی (بهویژه برای معلمان و دانشجو معلمان) بسیار مفید بود.
در پایان این نشست، فاطمه سادات هاشمیان نویسنده کتاب «نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی بر اساس مبانی انسانشناختی علامه طباطبایی»، گفت: ما ویژگیهای «انسان موجود» را برشمردیم و به تصویری از «انسان مطلوب» رسیدیم. اما ارائه راهکارهای دقیق و عملی برای گذار از موجود به مطلوب، خود پژوهشی گسترده، میدانی و مجزا را میطلبد که امیدوارم پژوهشگران دیگر، بهویژه در حوزه تربیت، به آن بپردازند.
وی گفت: دلیل انتخاب علامه طباطبایی این است که ایشان از متفکران معاصری هستند که نظریاتشان صرفاً انتزاعی نیست و به عرصه عمل اجتماع توجه دارد. علامه برای «جامعه» و «فرهنگ» وجودی حقیقی و اصیل قائل است (مانند «روح ملتها») و آن را صرفاً یک مفهوم ذهنی نمیداند. این نگاه، امکان استخراج نظریه پیشرفت فرهنگی را بهتر فراهم میکند.
انتهای پیام


نظرات