دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۴:۰۸
استاد حوزه علمیه قم: دعا راه متفاوت امام سجاد(ع) برای بارور کردن شجره طیبه‌ اسلام بود

استاد حوزه علمیه قم: دعا راه متفاوت امام سجاد(ع) برای بارور کردن شجره طیبه‌ اسلام بود

قم (ایسنا) - استاد حوزه علمیه قم گفت: امام زین‌العابدین(ع) در شرایطی زندگی می‌کردند که شاید هیچ امام دیگری در چنین فضای خفقان و اختناق نبوده است، در چنین وضعیتی که هیچ‌کس جرأت سخن گفتن نداشت، دعا راه متفاوت امام برای بارور کردن شجره طیبه‌ای بود که به دست پیامبر اکرم(ص) بنیان گذاشته شد.

حجت‌الاسلام و المسلمین خلجی در دومین جلسه از سلسله سخنرانی‌های ماه مبارک رمضان (۳ اسفند ۱۴۰۴) به ایراد سخنرانی پرداختند که در ادامه متن آن می‌آید:

به مناسبت این که سخن درباره بخشی از دعای «مکارم الاخلاق» از «صحیفه مبارکه سجادیه» است، اشاره‌ای کوتاه به زندگی امام زین العابدین(ع) می‌کنم.

حضرت علی بن الحسین(ع) بنا بر نقل مرحوم شیخ مفید، در سال ۳۸ هجری قمری متولد شدند و در سال ۹۵ هجری به شهادت رسیدند. عمر شریفشان حدود ۵۷ سال بود و ۳۴ سال از این عمر پربرکت را در دوران امامت گذراندند. دو سال از زندگی پربرکت امیرالمؤمنین(ع)، ده سال امامت امام حسن مجتبی(ع) و یازده سال با پدر بزرگوارشان، امام حسین(ع) را درک کردند.

بخشی از زندگی امام سجاد(ع) با واقعه عاشورا و اسارت به دست سپاه یزید، گره خورد، اما در همان مسیر اسارت، ایشان به تفسیر معنوی واقعه عاشورا پرداختند و پرده از چهره کریه بنی امیه بر داشتند. این امام معصوم، تنها با عنوان «امام بیمار» شناخته شده و این تصویری نادرست از حضرت است که افراد ناآگاه از ایشان در اذهان، ایجاد کرده‌­اند حال آن­که بیماری ایشان یک بیماری طبیعی بود و اگر چنین نمی‌بود، حضرت بی‌شک در میدان نبرد عاشورا حضور می‌یافت و به شهادت می‌رسید و در نتیجه نسل امام حسین(ع) منقطع می‌شد. بنابراین، بر پایه مصلحت الهی، تقدیر بر آن بود که ایشان در آن روز، بیمار باشند تا نسل امامت و تداوم معرفت علوی محفوظ بماند.

البته گروهی از زیدیه معتقدند که امام در روز عاشورا در میدان جنگ، حاضر و زخمی شد، چراکه از نظر آن‌ها امام باید «قائم به سیف» باشد. صرف نظر از صحت یا نادرستی این دیدگاه، نکته اساسی آن است که رسالت اصلی امام زین العابدین(ع) بعد از عاشورا آغاز شد، و آن احیای حقیقت عاشورا در قالب روشنگری، عبادت و بیان معارف الهی بود.

هنگامی که امام را وارد مجلس عبیدالله بن زیاد کردند، آن ملعون پرسید: نامت چیست؟ فرمودند: علی بن الحسین. ابن زیاد با تمسخر گفت: مگر خدا علی بن الحسین را در کربلا نکشت؟ حضرت پاسخ دادند: اگر پدرم علی بن الحسین به شهادت رسید، اینک فرزندان دیگری از آن نسل، باقی است. پدرم چون به جدش امیرالمؤمنین(ع) علاقه فراوان داشت، همه پسرانش را علی نامیده بود.  ابن زیاد، آن تروریست وحشی، امام را تهدید به قتل کرد و امام در پاسخ او آن جمله کوبنده را فرمود:  «أ بالقتل تهددنی یا ابن زیاد؟ أمَا عَلِمتَ أنَّ القَتلَ لَنا عادَةٌ و کَرامَتَنا الشَّهادَة؟».

آیا پسر سیدالشهداء(ع) را به مرگ، تهدید می‌کنی؟ آیا هنوز نفهمیده­اید که کشته شدن در راه خدا و شهادت، برای خاندان پیامبر، عادتی دیرینه و کرامتی بزرگ است؟

در مجلس یزید نیز امام سجاد(ع) با بیانی قاطع و خطبه‌ای آتشین، تمام نقاب تزویر و دروغی را که بنی امیه بر چهره خود افکنده بودند، کنار زد و حقیقت خاندان پیامبر را در برابر مردم شام، آشکار ساخت. آنان سال­‌ها در قلمرو حکومتشان کوشیده بودند خود را به عنوان اهل بیت پیامبر، معرفی کنند، اما آن خطبه درخشان امام، حقیقت را برای همیشه روشن کرد.

پس از بازگشت به مدینه، آن حضرت با سکوتی حکیمانه و روحی عارفانه، به تربیت مردم پرداخت و انواع معارف اسلامی را احیا کرد و دانشی را که رسول خدا(ص) به یادگار گذاشته بود، بارور ساخت. از جمله وسایل آن حضرت برای این مهم، «صحیفه سجادیه» بود، کتابی که به غلط، تنها «کتاب دعا» نامیده‌اند، حال آن­که در حقیقت، مجموعه‌ای ژرف از معارف دینی، اخلاقی، تربیتی و الهی است که در قالب دعا بیان شده است. شرایط زمان به امام، اجازه بیان علنی معارف را نمی‌داد و از این رو حضرت، حقیقت دین را در قالب دعا به مردمان آموختند.

این کتاب شریف، به تعبیر استاد شهید مطهری (ره) کتابی مظلوم است، کتابی که هنوز آن‌گونه که باید شناخته نشده. دو جلد از شرحی که بر «صحیفه» نوشته بودم، به نجف و خدمت آیت الله سیستانی بردم. ایشان فرمودند: صحیفه سجادیه مستندترین کتاب اهل بیت پیامبر اکرم(ص) است، زیرا درحالی که «نهج البلاغه» مجموعه‌ای است که مرحوم سید رضی حدود چهار قرن پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع) گردآوری کرده، صحیفه سجادیه مستقیماً از امام زین العابدین(ع) نقل شده و سندش به آن حضرت متصل است.

نهج البلاغه گزیده‌ای است از خطبه‌ها، نامه­‌ها و حکمت­‌های مولا، که سید رضی با نگاهی ادبی و بلاغی آن را تدوین کرده است، از همین رو، افزودن مطالب دیگر و نوشتن «مستدرک» برای آن، درست نیست، زیرا آن اثر یک انتخاب هنرمندانه برگرفته از میان گفتارهای امیرالمؤمنین(ع) است.

سبط بن جوزی می­‌گوید: اگر علی بن ابی طالب نبود، معارف قرآن تبیین نمی‌شد و چنانچه علی، زین العابدین نبود، کسی نمی‌آموخت چگونه باید با خدا سخن بگوید.

دعای «ابوحمزه ثمالی» که در شب­‌های ماه رمضان تلاوت می‌شود، نمونه درخشان این میراث معنوی است و به تعبیر مرحوم امام که احتمالاً از قول استادشان نقل می‌کردند: «قرآن مجید، قرآن نازل است و ادعیه اهل بیت(ع) قرآن صاعدند». در این دعاها، معارف الهی به صورتی بسیار ظریف و عمیق، بیان شده‌اند. نمونه این معارف، نخستین فراز دعای «ابوحمزه ثمالی» است که فهم آن نیاز به مقدماتی دارد که هرکس باید در خود، فراهم آورده باشد:

  «بِکَ عَرَفْتُکَ وَأَنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْکَ وَدَعَوْتَنِی إِلَیْکَ وَلَوْلا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ»؛ حضرت سجاد(ع) فلسفه صدرالمتالهین را در یک جمله، بیان کرده و عرضه داشته است: خدایا! من تو را به تو شناختم.

امام زین‌العابدین(ع) در شرایطی زندگی می‌کردند که شاید هیچ امام دیگری در چنین فضای خفقان و اختناق نبوده است. پس از عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش، بنی‌امیه چنان سلطه‌ای بر افکار و منابر داشتند که نفس‌ها در گلو خفه می‌شد. همه منابری که در سراسر قلمرو خلافت دروغ و تزویر ایشان برپا بود، در خدمت تبلیغات دروغین علیه اهل‌بیت پیامبر(ص) قرار داشت. در چنین وضعیتی که هیچ‌کس جرأت سخن گفتن نداشت، دعا راه متفاوت امام برای بارور کردن شجره طیبه‌ای بود که به دست پیامبر اکرم(ص) بنیان گذاشته شد.

دعاهای امام سجاد(ع) در «صحیفه سجادیه»، سبکی کاملاً ویژه دارند. برخی کوشیده‌اند آن‌ها را با سخنان دیگر امام در یک مجموعه بیامیزند، اما این کار در حقیقت به اصالت و شناس‌نامه «صحیفه» آسیب می‌زند. همان گونه که «نهج البلاغه» از هنگام تدوین، به همان سبک اصیل خود، شناخته شده و میان شیعه و سنی جایگاه یگانه دارد – تا آنجا که شارحانی مانند ابن ابی الحدید بر اساس همان نسخه­‌ها شرح نوشتند– صحیفه نیز باید با همان قالب دعایی و الهی خود بماند، قالبی که امام، خود آن را به یارانش املا فرموده و آنان با دقت ثبت کرده‌اند. امام صادق(ع) فرمود: پدرم، امام باقر، و عمویم، زید شهید، صحیفه را از زبان پدرم امام سجاد(ع) می‌نوشتند و بدین سبب، این کتاب از سه طریق معتبر، نقل شده است: از طریق امامیه، زیدیه و اسماعیلیه.

به‌ هر روی، امام سجاد(ع) به وظیفه امامت خویش به شایستگی عمل کرده‌اند. اما درباره قضاوت دیگران درباره حضرت باید دانست که یکی از نامه­‌های بسیار مهم و خواندنی ایشان، نامه حضØ